عطار (غزلیات)/در عشق به سر نخواهم آمد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (در عشق به سر نخواهم آمد) از عطار |
' |
| در عشق به سر نخواهم آمد | با دامن تر نخواهم آمد | |
| بی خویش شدم چنان که هرگز | با خویش دگر نخواهم آمد | |
| از حلقهی عاشقان بی دل | یک لحظه بدر نخواهم آمد | |
| تا جان دارم ز عشق جانان | یک ذره به سر نخواهم آمد | |
| در عشق چنان شدم که کس را | زین پس به نظر نخواهم آمد | |
| در سوختگی چو آتشم من | زین سوختهتر نخواهم آمد | |
| چون نیست شدم مرا چه باک است | گر خواهم وگر نخواهم آمد | |
| پر سوخته بادم ار درین راه | چون مرغ به پر نخواهم آمد | |
| عطار مرا حجاب راه است | با او به سفر نخواهم آمد |