الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
*
*


[[پرونده:RezaShahBozorg 14.jpg|thumb|left|240px|رضا شاه بزرگ لوحه یادبود دانشگاه تهران را در زمین دانشگاه می‌نهند]]
[[پرونده:Chaos1357PalacesIran.jpg|thumb|left|240px|روضه‌خوانان و فلسطینیان به کاخ‌های شاهنشاهی ایران می ریزند ]]
'''[[دانشگاه تهران]]''' بزرگ‌ترین مركز آموزش عالی ایران و نخستین دانشگاه ایران است که به فرمان [[رضا شاه بزرگ]] در سال ۱۳۱۳ بنیان شد.  
'''[[۲۲ بهمن|روز ۲۲ بهمن ماه]]''' روزی است که هفتاد و دو سال از پذیرفتن اینکه "حکومت ایران پارلمانی شاهنشاهی می‌باشد"، این رویداد سرنوشت ساز ایرانیان، از سوی محمدعلی شاه قاجار مغول بیگانه می گذشت. روح الله خمینی یک عمامه بر سر جنبش مشروعه را به راه انداخت و حکومت شاهنشاهی پارلمانی ایران را با کمک مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق، توده‌ای‌ها، دیگر گروهک‌های کمونیستی و اسلامیون که همه زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گرد آمده بودند برانداخت. روح الله خمینی مجلس شورای ملی و دولت مشروطه و حکومت مشروطه را غیرقانونی خواند زیرا که با اسلام ضدیت دارد. خمینی همان درخواست‌های سال ۱۲۸۵ از سوی علمای نجف و محمدعلی شاه را که خواستند که حکومت و دولت اسلامی و مجلس شورای اسلامی برگزار شود را تکرار کرد. در سال ۱۲۸۵ مردم ایران این درخواست‌ها را با تظاهرات و مبارزه‌های خود رد کردند و آماده بودند که با اسلحه برای برقراری مشروطه بجنگند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران جنون مذهبی پیدا کردند و به پای خمینی افتادند، بر بام خانه‌هایشان رفتند و عربده "الله اکبر " سردادند و حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران که قانون اساسی‌اش بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نوشته شده بود را به کناری نهادند و غریو شادی برای "مشروعه" کشیدند. جنون مذهبی مردم به آنجا کشیده شد که شاهنشاه ایران حافظ همه شیعیان گیتی ناچار جایش را به امام سیزدهم داد. ارتش و نیروی هوایی، آنانی که برای پدافند از مشروطه بوجود آمده بودند، کسانی را که  شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه را گرامی می‌داشتند اعدام کردند. نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی لشکرکشی کرد و افسران گارد را کشت و همافران نیروی هوایی ایران در برابر خمینی ملایی از هند، سلام نظامی دادند.


در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۱۳ لوحه ساختمان دانشگاه تهران به دست [[رضا شاه بزرگ]] در زمین‌های پردیس جلالیه تهران  بر زمین زده شد. نزدیک به ۲۵۰ هزار متر مربع از زمین های جلالیه ویژه ساختمان دانشگاه تهران شد و بنا به امر اعلیحضرت شاهنشاه قرار شد که کار ساختمان دانشکده پزشکی زودتر از دیگر دانشکده ها آغاز شود. بر روی لوح فلزی تاریخ ساختمان دانشگاه تهران چنین نوشته شد: "هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی"
پدران و پدربزرگان این مردم که بسیاری از آنان مدرسه نرفته بودند و بی‌سواد بودند، در آن زمان، خود را از قوانین شریعت و بیدادگری اسلام رهانیدند، در جایی که نوادگان آنها که در بهترین دانشگاه‌های کاپیتالیستی غرب و دانشگاه‌های سوسیالیستی شرق درجه دکترا بدست آورده بودند، پناهشان را در اسلام یافتند. آزادی که پدربزرگ‌های آنان برایش جنگیده بودند، نوادگانشان آن را بیماری "غرب‌زدگی" خواندند که با داروی اسلام می‌باید درمان شود. راه آینده درخشانی را که پدربزرگ‌ها برایشان باز کرده بودند رها ساختند و در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی روشنفکران ایرانی گام واپس نهادند و با شتاب هرچه بیشتر به سال‌های پیش از ۱۲۸۵ خورشیدی بازگشتند. ...'''[[۲۲ بهمن|این نوشتار را بخوانید]]'''
 
در روز ۲۴ اسفند ماه ۱۳۱۳ در آیین باشکوهی در پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه بزرگ دانشگاه تهران گشوده شد. مهدی قلی هدایت نخست وزیر پیشین و کهنسال ایران که در این آیین باشکوه  بود گفت این رویداد به همان اندازه برای ایران مهم است که ساختن راه‌آهن ایران و او از خداوند سپاس دارد که این روز بزرگ را دید و تجربه کرد. دانشگاه تهران با ۱۰۴۳ تن دانشجو آغاز به کار کرد. قانون بنیان دانشگاه تهران و آیین‌نامه استخدامی دانشگاه تهران در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید. ...'''[[دانشگاه تهران|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۰


روضه‌خوانان و فلسطینیان به کاخ‌های شاهنشاهی ایران می ریزند

روز ۲۲ بهمن ماه روزی است که هفتاد و دو سال از پذیرفتن اینکه "حکومت ایران پارلمانی شاهنشاهی می‌باشد"، این رویداد سرنوشت ساز ایرانیان، از سوی محمدعلی شاه قاجار مغول بیگانه می گذشت. روح الله خمینی یک عمامه بر سر جنبش مشروعه را به راه انداخت و حکومت شاهنشاهی پارلمانی ایران را با کمک مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق، توده‌ای‌ها، دیگر گروهک‌های کمونیستی و اسلامیون که همه زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گرد آمده بودند برانداخت. روح الله خمینی مجلس شورای ملی و دولت مشروطه و حکومت مشروطه را غیرقانونی خواند زیرا که با اسلام ضدیت دارد. خمینی همان درخواست‌های سال ۱۲۸۵ از سوی علمای نجف و محمدعلی شاه را که خواستند که حکومت و دولت اسلامی و مجلس شورای اسلامی برگزار شود را تکرار کرد. در سال ۱۲۸۵ مردم ایران این درخواست‌ها را با تظاهرات و مبارزه‌های خود رد کردند و آماده بودند که با اسلحه برای برقراری مشروطه بجنگند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران جنون مذهبی پیدا کردند و به پای خمینی افتادند، بر بام خانه‌هایشان رفتند و عربده "الله اکبر " سردادند و حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران که قانون اساسی‌اش بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نوشته شده بود را به کناری نهادند و غریو شادی برای "مشروعه" کشیدند. جنون مذهبی مردم به آنجا کشیده شد که شاهنشاه ایران حافظ همه شیعیان گیتی ناچار جایش را به امام سیزدهم داد. ارتش و نیروی هوایی، آنانی که برای پدافند از مشروطه بوجود آمده بودند، کسانی را که شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه را گرامی می‌داشتند اعدام کردند. نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی لشکرکشی کرد و افسران گارد را کشت و همافران نیروی هوایی ایران در برابر خمینی ملایی از هند، سلام نظامی دادند.

پدران و پدربزرگان این مردم که بسیاری از آنان مدرسه نرفته بودند و بی‌سواد بودند، در آن زمان، خود را از قوانین شریعت و بیدادگری اسلام رهانیدند، در جایی که نوادگان آنها که در بهترین دانشگاه‌های کاپیتالیستی غرب و دانشگاه‌های سوسیالیستی شرق درجه دکترا بدست آورده بودند، پناهشان را در اسلام یافتند. آزادی که پدربزرگ‌های آنان برایش جنگیده بودند، نوادگانشان آن را بیماری "غرب‌زدگی" خواندند که با داروی اسلام می‌باید درمان شود. راه آینده درخشانی را که پدربزرگ‌ها برایشان باز کرده بودند رها ساختند و در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی روشنفکران ایرانی گام واپس نهادند و با شتاب هرچه بیشتر به سال‌های پیش از ۱۲۸۵ خورشیدی بازگشتند. ...این نوشتار را بخوانید