الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده: Mrpwr.jpg|thumb|180px|محمدرضا شاه پهلوی انقلاب شاه و مردم را آغاز می‌کند]]
[[پرونده:RussianTerrorAzarbaijan20ExecutionZiaAlolamaSadighAlmolkSeghatAleslam.jpg|thumb|left|180px|ارتش روسیه بزرگان تبریز را اعدام کردند از راست: حسن، ضیاءالعلما، محمد کولی خان، صدیق‌الملک، ثقه‌الاسلام، آقا محمد ابراهیم، قدیر برادر حسن، شیخ سلیم]]
[[پرونده: ShahSpeech1351.ogg|thumb|180px|بیانات شاهنشاه آریامهر درباره بلوای ۱۵ خرداد]]


'''[[شورش ۱۵خرداد ۱۳۴۲]]''' - برنامه اصلاحاتی که ملت ایران سال‌ها در انتظار آن بودند، در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ به آرای ملت ایران گذاشته شد و با اکثریت آرای ملت ایران در سراسر کشور به منشور شش ماده‌ای انقلاب شاه و مردم آری گفته‌شد. این اصلاحات میان مالکین بزرگ و هم‌چنین روحانیون سبب مخالفت شد. با اجرای اصلاحات ارضی می بایستی که فئودالیسم در ایران به پایان رسد، زمین از مالکین بزرگ خریداری و میان کشاورزانی که روی آن کار می کردند تقسیم شود. مالکین بزرگ و روحانیون به سرکردگی حجت‌الاسلام خمینی تبانی کرده و تظاهراتی علیه تقسیم اراضی به راه انداختند. اصلاحات ارضی و تغییر موقعیت سیاسی و اجتماعی زنان، با دادن آزادی به زنان و در دادن حق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان در انتخاب کردن و انتخاب شدن در انجمن‌های استان و شهرستان، دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا و انتخابات در هر سطح انتخاباتی دیگر در کشور، اصولی بودند که روحانیون و فئودال‌ها با آن به مخالفت برخاستند. خمینی در سخنرانی‌های خود نه تنها اصلاحات انقلاب شاه و مردم را به باد انتقاد گرفت بلکه به مقام و شخص شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی ناروا گفت. پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ خمینی طرفدارانش را به خیابان‌ها کشید و تظاهراتی در تهران و قم برپا کرد که به زد و خورد میان پلیس و تظاهرکنندگان کشیده شد و سی و دو تن از نیروهای انتظامی و تظاهرکنندگان کشته شدند. پس از بازداشت خمینی، از آنجا که به سبب به راه انداختن شورش و ناامنی در کشور احتمال دادگاهی شدن وی و حتی به دارآویختن وی می‌رفت ، تنی چند از روحانیون به نام‌های آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی از ملاهای نجف دیده که در تهران زندگی می کرد و هیچگاه مرجع تقلید حساب نشد خمینی را به عنوان "یک نفر از طراز اول از مجتهدین و مراجع تقلید " تایید کرد، آیت الله محمدهادی میلانی ساکن مشهد خمینی را نیز از مراجع تقلید شناخت و آیت الله سیدکاظم شریعتمداری و آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی هم خمینی را تایید نمودند. این سه تن با پشتیبانی و کارگردانی دکتر مظفر بقائی، خمینی را آیت‌الله کردند. ژنرال حسن پاکروان رئیس وقت سازمان اطلاعات و امنیت کشور در دیدارها و گفتگوهایی در درازای بازداشت خمینی با وی داشت خمینی را باور کرد و خمینی به سرلشگر پاکروان قول داد که دیگر در سیاست دخالت نخواهد کرد. با پادرمیانی ژنرال پاکروان سرانجام خمینی آزاد شد.
'''[[انقلاب مشروطه - اشغال ایران از سوی ارتش روسیه و کشتار مشروطه‌خواهان - مبارزه مردم علیه بازگرداندن محمدعلی میرزا به پادشاهی]]''' - اشغال آذربایجان از سوی ارتش روسیه، کشتار مردم آذربایجان، اعدام های سیستماتیک مشروطه‌خواهان و برقراری سازمان اداری ترور در آذربایجان به دستور نیکلای دوم تزار روسیه یکی از سیاه‌ترین بخش تاریخ معاصر ایران می باشد. این رویدادهای هولناک را تا به امروز به خاموشی و نهان سپردند تا روسیه و شوروی را  به عنوان رزمندگان آزادی و عدالت و پشتیبان مردم ایران به ایرانیان بفروشند. روزی که التیماتوم دولت روسیه به دولت ایران رسید و مردم تبریز از آن آگاه شدند، دل‌هایشان آکنده از اندوه شد، زیرا می‌دانستند که سنگینی التیماتوم روسیه و اشغال ایران به گردن آذربایجان خواهد افتاد. روز ۸ آذر ماه ۱۲۹۰ انجمن ایالتی آذربایجان به نام مردم آذربایجان تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه فرستاد و خواستار شد که دولت در برابر التیماتوم روسیه ایستادگی نماید. پنج‌شنبه ۲۹ آذر ماه ۱۳۲۹ شامگاه دو تن سرباز روسی به بهانه اینکه می‌خواهند سیم تلفن را میان باغ شمال و کنسولگری روسیه درست کنند، جلوی در شهربانی آمدند و خواستند بالای بام شهربانی بروند. حسین پاسبان به ایشان پروانه نداد و سربازان روسی بازگشتند. اندک زمانی پس از آن سربازان همراه یک افسر روسی بازگشتند. افسر پرسید کدام پاسبان جلوی شما را گرفت؟ آنان حسین را نشان دادند. افسر روسی نیز تپانچه‌اش را کشید و حسین پاسبان و یک سرباز گارد را کشت. پیش از برآمدن خورشید انبوه سربازان روسی ناگهان ساختمان شهربانی، عالی‌قاپو و دیگر اداره‌هایی که در آن پیرامون بود و هم‌چنین ارگ تبریز را گرفتند و در آن تاریک و روشن هوا هر که را دیدند، کشتند. با روشن شدن هوا دسته‌های سرباز روسی و قزاق به بازار و کوچه‌ها ریختند تا از رزمندگان مشروطه و مجاهدان تفنگ‌ها و فشنگ‌ها را بگیرند. در این زمان سربازان روسی گِرد خانه امیرحشمت را که ریاست شهربانی و اداره لشکر را داشت گرفتند. نایب‌الایاله و امیر حشمت از چگونگی آگاه شدند ولی کاری نمی‌توانستند بکنند. سربازان و قزاق‌های روسی سر کوچه‌ها را بسته بودند و هر که را می دیدند پول و ساعت آنها را می‌گرفتند و بسیاری را لخت می‌کردند، کتک می‌زدند یا اگر گمان می‌بردند که کسی تپانچه دارد از دور وی را با گلوله از پای در می‌آوردند.
'''[[شورش ۱۵خرداد ۱۳۴۲|این نوشتار را بخوانید]]'''
'''[[انقلاب مشروطه - اشغال ایران از سوی ارتش روسیه و کشتار مشروطه‌خواهان - مبارزه مردم علیه بازگرداندن محمدعلی میرزا به پادشاهی|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۶ ژوئن ۲۰۱۳، ساعت ۲۰:۵۸


ارتش روسیه بزرگان تبریز را اعدام کردند از راست: حسن، ضیاءالعلما، محمد کولی خان، صدیق‌الملک، ثقه‌الاسلام، آقا محمد ابراهیم، قدیر برادر حسن، شیخ سلیم

انقلاب مشروطه - اشغال ایران از سوی ارتش روسیه و کشتار مشروطه‌خواهان - مبارزه مردم علیه بازگرداندن محمدعلی میرزا به پادشاهی - اشغال آذربایجان از سوی ارتش روسیه، کشتار مردم آذربایجان، اعدام های سیستماتیک مشروطه‌خواهان و برقراری سازمان اداری ترور در آذربایجان به دستور نیکلای دوم تزار روسیه یکی از سیاه‌ترین بخش تاریخ معاصر ایران می باشد. این رویدادهای هولناک را تا به امروز به خاموشی و نهان سپردند تا روسیه و شوروی را به عنوان رزمندگان آزادی و عدالت و پشتیبان مردم ایران به ایرانیان بفروشند. روزی که التیماتوم دولت روسیه به دولت ایران رسید و مردم تبریز از آن آگاه شدند، دل‌هایشان آکنده از اندوه شد، زیرا می‌دانستند که سنگینی التیماتوم روسیه و اشغال ایران به گردن آذربایجان خواهد افتاد. روز ۸ آذر ماه ۱۲۹۰ انجمن ایالتی آذربایجان به نام مردم آذربایجان تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه فرستاد و خواستار شد که دولت در برابر التیماتوم روسیه ایستادگی نماید. پنج‌شنبه ۲۹ آذر ماه ۱۳۲۹ شامگاه دو تن سرباز روسی به بهانه اینکه می‌خواهند سیم تلفن را میان باغ شمال و کنسولگری روسیه درست کنند، جلوی در شهربانی آمدند و خواستند بالای بام شهربانی بروند. حسین پاسبان به ایشان پروانه نداد و سربازان روسی بازگشتند. اندک زمانی پس از آن سربازان همراه یک افسر روسی بازگشتند. افسر پرسید کدام پاسبان جلوی شما را گرفت؟ آنان حسین را نشان دادند. افسر روسی نیز تپانچه‌اش را کشید و حسین پاسبان و یک سرباز گارد را کشت. پیش از برآمدن خورشید انبوه سربازان روسی ناگهان ساختمان شهربانی، عالی‌قاپو و دیگر اداره‌هایی که در آن پیرامون بود و هم‌چنین ارگ تبریز را گرفتند و در آن تاریک و روشن هوا هر که را دیدند، کشتند. با روشن شدن هوا دسته‌های سرباز روسی و قزاق به بازار و کوچه‌ها ریختند تا از رزمندگان مشروطه و مجاهدان تفنگ‌ها و فشنگ‌ها را بگیرند. در این زمان سربازان روسی گِرد خانه امیرحشمت را که ریاست شهربانی و اداره لشکر را داشت گرفتند. نایب‌الایاله و امیر حشمت از چگونگی آگاه شدند ولی کاری نمی‌توانستند بکنند. سربازان و قزاق‌های روسی سر کوچه‌ها را بسته بودند و هر که را می دیدند پول و ساعت آنها را می‌گرفتند و بسیاری را لخت می‌کردند، کتک می‌زدند یا اگر گمان می‌بردند که کسی تپانچه دارد از دور وی را با گلوله از پای در می‌آوردند. این نوشتار را بخوانید