الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
[[پرونده:Shahanshah8.jpg|thumb|left|200px|[[سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر به مناسبت سالروز دهمین سال انقلاب شاه و مردم ۳ بهمن ۱۳۵۱|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در سخنرانی خود لغو قرارداد با کنسرسیوم را و ملی کردن نفت را در ۳ بهمن ۱۳۵۱ به مناسبت دهمین سالروز انقلاب شاه و مردم اعلام می‌کنند]]]]
[[پرونده:Shahanshah8.jpg|thumb|left|200px|[[سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر به مناسبت سالروز دهمین سال انقلاب شاه و مردم ۳ بهمن ۱۳۵۱|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در سخنرانی خود لغو قرارداد با کنسرسیوم را و ملی کردن نفت را در ۳ بهمن ۱۳۵۱ به مناسبت دهمین سالروز انقلاب شاه و مردم اعلام می‌کنند]]]]


'''[[روز نفت|روز نفت ۲۹ اسفند]]''' روزی است که در یاد داشت ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، با تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا و توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی برپا می‌شد. در آغاز پرسش این بود که چگونه می‌توان درآمد بیشتری از نفت بدست آورد تا بودجه [[برنامه عمرانی اول]] فراهم شود تا کشور ایران که پس از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|چهار سال اشغال به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا]] ویران شده بود بازسازی، و مردم ایران که در بی‌چیزی و گرسنگی بسر میبردند، در رفاه قرارگیرند. در درازای گفتگوهای سیاسی دو گروه‌بندی ایجاد شد که چگونه می‌توان درآمد نفت را بالابرد، نخست، گروه اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی که موافق با گفتگو با شرکت نفت ایران و انگلیس و گروه دوم نمایندگان اقلیت که موافق با ملی کردن نفت بودند. گفتمان‌ها با شرکت نفت ایران و انگلیس به [[لایحه الحاقی گلشاییان - گس]] انجام پذیرفت که امضای این قرارداد، درآمد ایران از نفت را دو برابر می کرد. نمایندگان اقلیت و جبهه ملی به سرکردگی محمد مصدق مخالف قرارداد الحاقی گس - گلشاییان بودند و بر ملی کردن نفت پافشاری کردند، برای این گروه درآمد نفت اهمیتی نداشت بلکه شعار خود را بر آزادی از استعمار گذاشتند. محمد مصدق و رفقای جبهه ملی برای رسیدن به هدف خود حتی از کشتن [[سپهبد علی رزم‌آرا]] نخست‌وزیر ابایی نکردند. گفتگوهای سیاسی چنان بالاگرفت که کسانی که با ملی شدن نفت موافق نبودند برچسب خائن خوردند. سرانجام حسین علا نخست‌وزیر لایحه ملی کردن نفت را به مجلس شورای ملی در ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ تقدیم کرد و قانون ملی کردن نفت در این روز تصویب شد[[ تصمیم‌ قانونی دایر به ملی‌شدن صنعت نفت در سراسر کشور و دو ماه تمدید به کمیسیون نفت جهت مطالعه در اطراف اجرای این اصل]] و ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۹ محمد مصدق نخست‌وزیر شد و مجلس به وی اجرای ملی شدن نفت [[قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور]] را سپرد.  
'''[[روز نفت|روز نفت ۲۹ اسفند]]''' روزی است که در یاد داشت ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، با تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا و توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی برپا می‌شد. در آغاز پرسش این بود که چگونه می‌توان درآمد بیشتری از نفت بدست آورد تا بودجه [[برنامه عمرانی اول]] فراهم شود تا کشور ایران که پس از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|چهار سال اشغال به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا]] ویران شده بود بازسازی، و مردم ایران که در بی‌چیزی و گرسنگی بسر میبردند، در رفاه قرارگیرند. در درازای گفتگوهای سیاسی دو گروه‌بندی ایجاد شد که چگونه می‌توان درآمد نفت را بالابرد، نخست، گروه اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی که موافق با گفتگو با شرکت نفت ایران و انگلیس و گروه دوم نمایندگان اقلیت که موافق با ملی کردن نفت بودند. گفتمان‌ها با شرکت نفت ایران و انگلیس به [[لایحه الحاقی گلشاییان - گس]] انجام پذیرفت که امضای این قرارداد، درآمد ایران از نفت را دو برابر می کرد. نمایندگان اقلیت و جبهه ملی به سرکردگی محمد مصدق مخالف قرارداد الحاقی گس - گلشاییان بودند و بر ملی کردن نفت پافشاری کردند، برای این گروه درآمد نفت اهمیتی نداشت بلکه شعار خود را بر آزادی از استعمار گذاشتند. محمد مصدق و رفقای جبهه ملی برای رسیدن به هدف خود حتی از کشتن [[سپهبد علی رزم‌آرا]] نخست‌وزیر ابایی نکردند. گفتگوهای سیاسی چنان بالاگرفت که کسانی که با ملی شدن نفت موافق نبودند برچسب خائن خوردند. سرانجام با دادن لایحه ملی کردن نفت از سوی حسین علا نخست‌وزیر  به مجلس شورای ملی، در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹  [[ تصمیم‌ قانونی دایر به ملی‌شدن صنعت نفت در سراسر کشور و دو ماه تمدید به کمیسیون نفت جهت مطالعه در اطراف اجرای این اصل|قانون ملی کردن نفت]] تصویب شد. این قانون در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب مجلس سنا و توشیخ اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی رسید. در روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۲۹ محمد مصدق نخست‌وزیر شد و مجلس به وی [[قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور|اجرای ملی شدن صنعت نفت]] را سپرد.  


کوتاهی پس از ملی کردن نفت، آشکار شد که گروهی که برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت گمارده شده بودند، هیچ برنامه‌ای برای پیاده کردن ملی شدن صنعت نفت نداشتند، که چگونه این صنعت پیچیده را اداره کنند زیرا که شمار کارشناسان ایرانی برای اداره تاسیسات نفتی بسیار کم بود و هم‌چنین به چه کسی نفت را بفروشند و چگونه آن را به خریدار نفت ترابر کنند. سرانجامِ بی‌برنامه ملی کردن نفت آن شد که به بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی در تاریخ نوین ایران انجامید. این بحران به وسیله [[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲|رستاخیز مردم ایران]] در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق به پایان رسید. در چهارچوب [[قانون راجع به مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن|قرارداد کنسرسیوم]] که در  ۲۹ مهر ۱۳۳۳ بسته شد، دولت راه دیگری نداشت به جز اینکه دوباره شرکت‌های خارجی و کارشناسان خارجی نفت را برای اداره تاسیسات نفتی به ایران فراخواند. بیست و یک سال پس از قرارداد کنسرسیوم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱ اعلام کردند که قرارداد کنسرسیوم را ایران لغو خواهند کرد.[[قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی]] با لغو قرارداد کنسرسیوم در امرداد ۱۳۵۲ ایران صنایع نفت خود را ملی کرد.[[ملی کردن نفت و قرارداد کنسرسیوم تا الغای قرارداد کنسرسیوم و فروش مستقیم نفت به وسیله دولت شاهنشاهی ایران به شرکت‌های نفتی خارجی امرداد ۱۳۵۲]]  '''[[روز نفت|این نوشتار را بخوانید]]'''
کوتاهی پس از ملی کردن نفت، آشکار شد که گروهی که برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت گمارده شده بودند، هیچ برنامه‌ای برای پیاده کردن ملی شدن صنعت نفت نداشتند، که چگونه این صنعت پیچیده را اداره کنند زیرا که شمار کارشناسان ایرانی برای اداره تاسیسات نفتی بسیار کم بود و هم‌چنین به چه کسی نفت را بفروشند و چگونه آن را به خریدار نفت ترابر کنند. سرانجامِ بی‌برنامه ملی کردن نفت آن شد که به بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی در تاریخ نوین ایران انجامید. این بحران به وسیله [[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲|رستاخیز مردم ایران]] در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق به پایان رسید. در چهارچوب [[قانون راجع به مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن|قرارداد کنسرسیوم]] که در  ۲۹ مهر ۱۳۳۳ بسته شد، دولت راه دیگری نداشت به جز اینکه دوباره شرکت‌های خارجی و کارشناسان خارجی نفت را برای اداره تاسیسات نفتی به ایران فراخواند. بیست و یک سال پس از بستن قرارداد کنسرسیوم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در روز ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱ اعلام کردند که [[قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی|قرارداد کنسرسیوم را لغو خواهند کرد]]. [[ملی کردن نفت و قرارداد کنسرسیوم تا الغای قرارداد کنسرسیوم و فروش مستقیم نفت به وسیله دولت شاهنشاهی ایران به شرکت‌های نفتی خارجی امرداد ۱۳۵۲|با لغو قرارداد کنسرسیوم در ۹ امرداد ۱۳۵۲ ایران صنایع نفت خود را ملی کرد]]. '''[[روز نفت|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۳ مارس ۲۰۱۳، ساعت ۱۱:۴۹


روز نفت ۲۹ اسفند روزی است که در یاد داشت ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، با تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا و توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی برپا می‌شد. در آغاز پرسش این بود که چگونه می‌توان درآمد بیشتری از نفت بدست آورد تا بودجه برنامه عمرانی اول فراهم شود تا کشور ایران که پس از چهار سال اشغال به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا ویران شده بود بازسازی، و مردم ایران که در بی‌چیزی و گرسنگی بسر میبردند، در رفاه قرارگیرند. در درازای گفتگوهای سیاسی دو گروه‌بندی ایجاد شد که چگونه می‌توان درآمد نفت را بالابرد، نخست، گروه اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی که موافق با گفتگو با شرکت نفت ایران و انگلیس و گروه دوم نمایندگان اقلیت که موافق با ملی کردن نفت بودند. گفتمان‌ها با شرکت نفت ایران و انگلیس به لایحه الحاقی گلشاییان - گس انجام پذیرفت که امضای این قرارداد، درآمد ایران از نفت را دو برابر می کرد. نمایندگان اقلیت و جبهه ملی به سرکردگی محمد مصدق مخالف قرارداد الحاقی گس - گلشاییان بودند و بر ملی کردن نفت پافشاری کردند، برای این گروه درآمد نفت اهمیتی نداشت بلکه شعار خود را بر آزادی از استعمار گذاشتند. محمد مصدق و رفقای جبهه ملی برای رسیدن به هدف خود حتی از کشتن سپهبد علی رزم‌آرا نخست‌وزیر ابایی نکردند. گفتگوهای سیاسی چنان بالاگرفت که کسانی که با ملی شدن نفت موافق نبودند برچسب خائن خوردند. سرانجام با دادن لایحه ملی کردن نفت از سوی حسین علا نخست‌وزیر به مجلس شورای ملی، در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملی کردن نفت تصویب شد. این قانون در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب مجلس سنا و توشیخ اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی رسید. در روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۲۹ محمد مصدق نخست‌وزیر شد و مجلس به وی اجرای ملی شدن صنعت نفت را سپرد.

کوتاهی پس از ملی کردن نفت، آشکار شد که گروهی که برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت گمارده شده بودند، هیچ برنامه‌ای برای پیاده کردن ملی شدن صنعت نفت نداشتند، که چگونه این صنعت پیچیده را اداره کنند زیرا که شمار کارشناسان ایرانی برای اداره تاسیسات نفتی بسیار کم بود و هم‌چنین به چه کسی نفت را بفروشند و چگونه آن را به خریدار نفت ترابر کنند. سرانجامِ بی‌برنامه ملی کردن نفت آن شد که به بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی در تاریخ نوین ایران انجامید. این بحران به وسیله رستاخیز مردم ایران در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق به پایان رسید. در چهارچوب قرارداد کنسرسیوم که در ۲۹ مهر ۱۳۳۳ بسته شد، دولت راه دیگری نداشت به جز اینکه دوباره شرکت‌های خارجی و کارشناسان خارجی نفت را برای اداره تاسیسات نفتی به ایران فراخواند. بیست و یک سال پس از بستن قرارداد کنسرسیوم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در روز ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱ اعلام کردند که قرارداد کنسرسیوم را لغو خواهند کرد. با لغو قرارداد کنسرسیوم در ۹ امرداد ۱۳۵۲ ایران صنایع نفت خود را ملی کرد. این نوشتار را بخوانید