الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:AyatollahTabtabii.jpg|thumb|left|180px|آیت‌الله طباطبایی از رهبران انقلاب مشروطه‌ از وضع اندوه‌بار ایران می نویسد. تاریخ تکرار می‌شود!!]]
[[پرونده:Shahanshah8.jpg|thumb|left|200px|[[سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر به مناسبت سالروز دهمین سال انقلاب شاه و مردم ۳ بهمن ۱۳۵۱|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در سخنرانی خود لغو قرارداد با کنسرسیوم را و ملی کردن نفت را در ۳ بهمن ۱۳۵۱ به مناسبت دهمین سالروز انقلاب شاه و مردم اعلام می‌کنند]]]]


'''[[نامه آیت‌الله طباطبایی به مظفرالدین شاه خرداد ۱۲۸۵]]''' - فریاد دل وطن‌پرستان... اعلیحضرتا مملکت خراب، رعیت پریشان و گدا، دست تعدی حکام و مأمورین بر مال و عرض و جان رعیت دراز، ظلم حکام و مامورین اندازه ندارد از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا کند می‌برند، قوه غضب و شهوتشان به هر چه میل و حکم کند از زدن و کشتن و ناقص کردن اطاعت می‌کنند، این عمارت و مبل‌ها و وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شد تمام مال رعیت بیچاره است این ثروت همان فقرای بی مکنت‌اند که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید در اندک زمان از مال رعیت صاحب مکنت و ثروت شدند پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته به ترکمن‌ها و ارامنه عشق آباد به قیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم به خاک روس فرار کردند هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأمورین به ممالک خارجه هجرت کرده به حمالی و فعلگی گذران می‌کنند و در ذلت و خواری می‌میرند بیان حال این مردم را از ظلم ظلمه به این مختصر عریضه ممکن نیست تمام این قضایا را از اعلیحضرت مخفی می‌کنند و نمی‌گذارند اعلیحضرت مطلع شده در مقام چاره برآید حالت حالیه این مملکت اگر اصلاح نشود عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد، البته اعلیحضرت راضی نمی‌شود در تواریخ نوشته شود در عهد همایونی ایران بباد رفت، اسلام ضعیف و مسلمین ذلیل شدند.  
'''[[روز نفت|روز نفت ۲۹ اسفند]]''' روزی است که در یاد داشت ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، با تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا و توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی برپا می‌شد. در آغاز پرسش این بود که چگونه می‌توان درآمد بیشتری از نفت بدست آورد تا بودجه [[برنامه عمرانی اول]] فراهم شود تا کشور ایران که پس از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|چهار سال اشغال به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا]] ویران شده بود بازسازی، و مردم ایران که در بی‌چیزی و گرسنگی بسر میبردند، در رفاه قرارگیرند. در درازای گفتگوهای سیاسی دو گروه‌بندی ایجاد شد که چگونه می‌توان درآمد نفت را بالابرد، نخست، گروه بیشترین نمایندگان مجلس شورای ملی که موافق با گفتگو با شرکت نفت ایران و انگلیس و گروه دوم نمایندگان اقلیت که موافق با ملی کردن نفت بودند. گفتمان‌ها با شرکت نفت ایران و انگلیس به [[لایحه الحاقی گلشاییان - گس]] انجام پذیرفت که امضای این قرارداد، درآمد ایران از نفت را دو برابر می کرد. نمایندگان اقلیت و جبهه ملی به سرکردگی محمد مصدق مخالف قرارداد الحاقی گس - گلشاییان بودند و بر ملی کردن نفت پافشاری کردند، برای این گروه درآمد نفت اهمیتی نداشت بلکه شعار خود را بر آزادی از استعمار گذاشتند. محمد مصدق و رفقای جبهه ملی برای رسیدن به هدف خود حتی از کشتن [[سپهبد علی رزم‌آرا]] نخست‌وزیر ابایی نکردند. گفتگوهای سیاسی چنان بالاگرفت که کسانی که با ملی شدن نفت موافق نبودند برچسب خائن خوردند. سرانجام حسین علا نخست‌وزیر لایحه ملی کردن نفت را به مجلس شورای ملی در ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ تقدیم کرد و قانون ملی کردن نفت در این روز تصویب شد[[ تصمیم‌ قانونی دایر به ملی‌شدن صنعت نفت در سراسر کشور و دو ماه تمدید به کمیسیون نفت جهت مطالعه در اطراف اجرای این اصل]] و ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۹ محمد مصدق نخست‌وزیر شد و مجلس به وی اجرای ملی شدن نفت [[قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور]] را سپرد.  


اعلیحضرتا تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن به داد عامه مردم برسند شاه و گدا در آن مساوی باشند فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه می‌دانند مجلس اگر باشد این ظلم‌ها رفع خواهد شد، خرابی‌ها آباد خواهد شد، خارجه طمع به مملکت نخواهد کرد، سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد، فلان محل را روس نخواهد برد، عثمانی تعدی به ایران نمی‌تواند بکند. وضع نان و گوشت که قوت غالب مردم است و ما به الحیوه خلقند بسیار مغشوش و بد است بیشتر مردم از این دو محرومند اعلیحضرت همایونی اقدام به اصلاح این دو فرمودند بعض خیرخواهان حاضر شدند افسوس آن‌ها که روزی مبلغ گزاف از خباز و قصاب می‌گیرند نمی گذارند این مقصود حاصل و مردم آسوده شوند. حالِ سرباز که حافظ دولت و ملت‌اند بر اعلیحضرت مخفی است، جزئی جیره و مواجب را هم به آن‌ها نمی‌دهند. بیشتر به عملگی و فعلگی قوتی تحصیل می‌کردند آنرا هم غدغن نمودند همه روزه جمعی از آن‌ها از گرسنگی می‌میرند برای دولت نقصی از این بالاتر تصور نمی‌شود... '''[[نامه آیت‌الله طباطبایی به مظفرالدین شاه خرداد ۱۲۸۵|این نوشتار را بخوانید]]'''
کوتاهی پس از ملی کردن نفت، آشکار شد که گروهی که برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت گمارده شده بودند، هیچ برنامه‌ای برای پیاده کردن ملی شدن صنعت نفت نداشتند، که چگونه این صنعت پیچیده را اداره کنند زیرا که شمار کارشناسان ایرانی برای اداره تاسیسات نفتی بسیار کم بود و هم‌چنین به چه کسی نفت را بفروشند و چگونه آن را به خریدار نفت ترابر کنند. سرانجام بی‌برنامه ملی کردن نفت آن بود که به بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی در تاریخ نوین ایران انجامید. این بحران به وسیله [[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲|رستاخیز مردم ایران]] در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق به پایان رسید. در چهارچوب [[قانون راجع به مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن|قرارداد کنسرسیوم]] که در  ۲۹ مهر ۱۳۳۳ بسته شد، دولت راه دیگری نداشت به جز این که دوباره شرکت‌های خارجی و کارشناسان خارجی نفت را برای اداره تاسیسات نفتی به ایران فراخواند. بیست و یک سال پس از قرارداد کنسرسیوم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱ اعلام کردند که قرارداد کنسرسیوم را ایران لغو خواهد کرد.[[قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی]] با لغو قرارداد کنسرسیوم در امرداد ۱۳۵۲ ایران صنایع نفت خود را ملی کرد.[[ملی کردن نفت و قرارداد کنسرسیوم تا الغای قرارداد کنسرسیوم و فروش مستقیم نفت به وسیله دولت شاهنشاهی ایران به شرکت‌های نفتی خارجی امرداد ۱۳۵۲]] '''[[روز نفت|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۳ مارس ۲۰۱۳، ساعت ۱۱:۲۰


روز نفت ۲۹ اسفند روزی است که در یاد داشت ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، با تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی و سپس مجلس سنا و توشیح شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی برپا می‌شد. در آغاز پرسش این بود که چگونه می‌توان درآمد بیشتری از نفت بدست آورد تا بودجه برنامه عمرانی اول فراهم شود تا کشور ایران که پس از چهار سال اشغال به وسیله ارتش شوروی و بریتانیا و امریکا ویران شده بود بازسازی، و مردم ایران که در بی‌چیزی و گرسنگی بسر میبردند، در رفاه قرارگیرند. در درازای گفتگوهای سیاسی دو گروه‌بندی ایجاد شد که چگونه می‌توان درآمد نفت را بالابرد، نخست، گروه بیشترین نمایندگان مجلس شورای ملی که موافق با گفتگو با شرکت نفت ایران و انگلیس و گروه دوم نمایندگان اقلیت که موافق با ملی کردن نفت بودند. گفتمان‌ها با شرکت نفت ایران و انگلیس به لایحه الحاقی گلشاییان - گس انجام پذیرفت که امضای این قرارداد، درآمد ایران از نفت را دو برابر می کرد. نمایندگان اقلیت و جبهه ملی به سرکردگی محمد مصدق مخالف قرارداد الحاقی گس - گلشاییان بودند و بر ملی کردن نفت پافشاری کردند، برای این گروه درآمد نفت اهمیتی نداشت بلکه شعار خود را بر آزادی از استعمار گذاشتند. محمد مصدق و رفقای جبهه ملی برای رسیدن به هدف خود حتی از کشتن سپهبد علی رزم‌آرا نخست‌وزیر ابایی نکردند. گفتگوهای سیاسی چنان بالاگرفت که کسانی که با ملی شدن نفت موافق نبودند برچسب خائن خوردند. سرانجام حسین علا نخست‌وزیر لایحه ملی کردن نفت را به مجلس شورای ملی در ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ تقدیم کرد و قانون ملی کردن نفت در این روز تصویب شدتصمیم‌ قانونی دایر به ملی‌شدن صنعت نفت در سراسر کشور و دو ماه تمدید به کمیسیون نفت جهت مطالعه در اطراف اجرای این اصل و ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۹ محمد مصدق نخست‌وزیر شد و مجلس به وی اجرای ملی شدن نفت قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را سپرد.

کوتاهی پس از ملی کردن نفت، آشکار شد که گروهی که برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت گمارده شده بودند، هیچ برنامه‌ای برای پیاده کردن ملی شدن صنعت نفت نداشتند، که چگونه این صنعت پیچیده را اداره کنند زیرا که شمار کارشناسان ایرانی برای اداره تاسیسات نفتی بسیار کم بود و هم‌چنین به چه کسی نفت را بفروشند و چگونه آن را به خریدار نفت ترابر کنند. سرانجام بی‌برنامه ملی کردن نفت آن بود که به بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی در تاریخ نوین ایران انجامید. این بحران به وسیله رستاخیز مردم ایران در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق به پایان رسید. در چهارچوب قرارداد کنسرسیوم که در ۲۹ مهر ۱۳۳۳ بسته شد، دولت راه دیگری نداشت به جز این که دوباره شرکت‌های خارجی و کارشناسان خارجی نفت را برای اداره تاسیسات نفتی به ایران فراخواند. بیست و یک سال پس از قرارداد کنسرسیوم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی در ۳ بهمن ماه ۱۳۵۱ اعلام کردند که قرارداد کنسرسیوم را ایران لغو خواهد کرد.قانون الغای قرارداد نفت با کنسرسیوم مصوب سال ۱۳۳۳ و اجازه اجرای قرارداد فروش و خرید نفت بین دولت شاهنشاهی ایران و شرکت‌های خارجی با لغو قرارداد کنسرسیوم در امرداد ۱۳۵۲ ایران صنایع نفت خود را ملی کرد.ملی کردن نفت و قرارداد کنسرسیوم تا الغای قرارداد کنسرسیوم و فروش مستقیم نفت به وسیله دولت شاهنشاهی ایران به شرکت‌های نفتی خارجی امرداد ۱۳۵۲ این نوشتار را بخوانید