الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:CabinetSyedZia.jpg|thumb|left|200px|از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]]
[[پرونده:AyatollahTabtabii.jpg|thumb|left|180px|آیت‌الله طباطبایی از رهبران انقلاب مشروطه‌ از وضع اندوه‌بار ایران می نویسد. تاریخ تکرار می‌شود!!]]


'''[[کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹]]''' - روز دوم اسفند ماه ۱۲۹۹ رضا خان با بیش از هزار افسر و سرباز قزاق در نزدیکی تهران در کمپ‌های ویژه گردآمده بودند. در این روز ماژور جهانبانی و کلنل کاظم خان سیاح از ژاندارمری با خودرو از تهران به سوی  این کمپ‌ها روانه شدند تا با رضا خان دیدار کنند. در خودروی دیگر سیدضیا و مسعود خان کیهان نیز از راه رسیدند. سیدضیا قرآنی درآورد و خود او با همه کسانی که آنجا بودند رضا خان، کاظم خان، امیراحمدی و مسعود خان کیهان سوگند خوردند که استقلال ایران را نگاهبانی کنند. سپس رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:
'''[[نامه آیت‌الله طباطبایی به مظفرالدین شاه خرداد ۱۲۸۵]]''' -     اعلیحضرتا مملکت خراب رعیت پریشان و گدا دست تعدی حکام و مأمورین بر مال و عرض و جان رعیت دراز ظلم حکام و مأمورین اندازه ندارد از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا کند می‌برند قوه غضب و شهوتشان به هر چه میل و حکم کند از زدن و کشت و ناقص کردن اطاعت می‌کنند این عمارت و مبل‌ها و وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شد تمام مال رعیت بیچاره است این ثروت همان فقرای بی مکنت اند که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید در اندک زمان از مال رعیت صاحب مکنت و ثروت شدند پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته به ترکمن‌ها و ارامنه عشق آباد به قیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم به خاک روس فرار کردند هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأمورین به ممالک خارجه هجرت کرده به حمالی و فعلگی گذران می‌کنند و در ذلت و خواری می‌میرند بیان حال این مردم را از ظلم ظلمه به این مختصر عریضه ممکن نیست تمام این قضایا را از اعلیحضرت مخفی می‌کنند و نمی‌گذارند اعلیحضرت مطلع شده در مقام چاره برآید حالت حالیه این مملکت اگر اصلاح نشود عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد البته اعلیحضرت راضی نمی‌شود در تواریخ نوشته شود در عهد همایونی ایران بباد رفت اسلام ضعیف و مسلمین ذلیل شدند.  
:برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ارواح ائمه‌ی اطهار، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید، انشاءالله بعد از رسیدن به تهران وضع معاش همه روبراه خواهد شد و از خجالت شما در خواهیم آمد.


سربازان هورا کشیدند و برنامه آن شد که ستون به ستون به سوی تهران حرکت کنند. اما هنوز شیپور به صدا درنیامده بود که دو خودروی لوکس از راه رسیدند. چهار تن پیاده شدند، معین‌الملک منشی ویژه احمد شاه به همراهی ادیب‌السطنه معاون نخست‌وزیر، کلنل انگلیسی هیگ به نمایندگی از سوی سفیر انگلیس و کلنل فورتسکیو وابسته نظامی انگلیس از سوی ژنرال آیرون‌ساید فرمانده ارتش انگلیس در ایران، سراغ سیدضیا و رضا خان را گرفتند. سیدضیا و رضا خان قرار گذاشتند که رضا خان به تنهایی با آنها گفتگو کند. دیدار در اتاق نیمه مخروبه پشت قهوه‌خانه انجام گرفت. رضا خان با قامت کشیده و گردن برافراشته و چهره بسیار مطمئن با آنها روبرو شد و پرسید فرمایشی است؟ ادیب‌السلطنه با ملایمت پرسید "اتفاقا این سوالی است که ما می‌خواهیم بکنیم آقایان قزاق چه می‌خواهند؟" رضا خان در پاسخ گفت: خیلی ساده است. افراد قزاق بعد از یک سال در به دری در میدان‌های جنگ، خسته شده‌اند و قصد دارند برای دیدن کسانشان به تهران وارد شوند و ادامه داد که ما قزاق‌ها برای ایران بسیار از جان گذشتگی کرده‌ایم و علیه شورشیان و بلشویک جنگیده‌ایم چگونه احمد شاه می‌خواهد که ما به تهران وارد نشویم. گفتند: اما وضعی که ما این جا می‌بینیم یک وضع تهاجمی است. رضا خان گفت: "نه ما به هیچ‌وجه قصد تهاجم نداریم". معین الملک به میان گفتگوی آنها دوید و گفت: نکند آقایان قزاق از نرسیدن حقوق ناراحت هستند؟ رضا خان گفت: "البته این هم یکی از دلایل حرکت ما به تهران است." ادیب‌السلطنه نفسی کشید و گفت: "خوب ای کاش این را زودتر می‌فرمودید، علاجش خیلی آسان است، اعلیحضرت مرا مامور فرموده‌اند که به درد دل قزاق برسم، مشکل آنها را حل کنم، به عنایات مخصوص ایشان مستظهرشان دارم، خاطرشان را جمع کنم که هیچ‌کس در فکر بدکردن به آن‌ها نیست و دولت در نظر دارد که حقوق عقب مانده‌ی آن‌ها را همین یکی دو روزه تهیه کند و بپردازد."  معین‌الملک در ادامه گفت: آنچه را که شما انجام داده‌اید و از خودگذشتگی‌هایتان را احمد شاه ارج می‌نهد ولی از آنجا که شما به سوی تهران می‌تازید در تهران آشوب شده است و ترس بر مردم غالب گشته است. در شمال بلشویک‌ها می‌خواهند که به تهران حمله کنند، بهتر است که شما جلوی آنها را بگیرید به جای اینکه به تهران بتازید. کلنل هیک و فورتسکیو نیز در تایید گفته‌های ادیب‌السلطنه و معین‌الملک به رضا خان گفتند حرکت قوا به این صورت و با این وضع به هیج‌وجه به صلاح قزاق‌های قزوین و شخص رضا خان نیست و پافشاری کردند که رضا خان به قزوین بازگردد. رضا خان به گفته‌های آنان پوزخندی زد و گفت "خیلی متشکریم، اما مثل این که دیر شده!!" کلنل هیگ گفت:"ولی دولت برآن است و دستور داده است که نیروی قزاق را به قزوین بازگردند". رضا خان دوباره پوزخندی زد و گفت که تصمیم کودتا برگشت‌ناپذیر است. '''[[کودتای سوم اسفند|این نوشتار را بخوانید]]'''
اعلیحضرتا تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن به داد عامه مردم برسند شاه و گدا در آن مساوی باشند فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه می دانند مجلس اگر باشد این ظلم‌ها رفع خواهد شد خرابی‌ها آباد خواهد شد خارجه طمع به مملکت نخواهد کرد سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد فلان محل را روس نخواهد برد عثمانی تعدی به ایران نمی‌تواند بکند وضع نان و گوشت که قوت غالب مردم است و ما به الحیوه خلقند بسیار مغشوش و بد است بیشتر مردم از این دو محرومند اعلیحضرت همایونی اقدام به اصلاح این دو فرمودند بعض خیرخواهان حاضر شدند افسوس آن‌ها که زوزی مبلغ گزاف از خباز و قصاب می‌گیرند نمی گذارند این مقصود حاصل و مردم آسوده شوند حال سرباز که حافظ دولت و ملت اند بر اعلیحضرت مخفی است جزئی جیره و مواجب را هم به آن‌ها نمی‌دهند. بیشتر به عملگی و فعلگی قوتی تحصیل می‌کردند آنرا هم غدغن نمودند همه روزه جمعی از آن‌ها از گرسنگی می‌میرند برای دولت نقصی از این بالاتر تصور نمی‌شود. '''[[نامه آیت‌الله طباطبایی به مظفرالدین شاه خرداد ۱۲۸۵|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۵ مارس ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۲۷


آیت‌الله طباطبایی از رهبران انقلاب مشروطه‌ از وضع اندوه‌بار ایران می نویسد. تاریخ تکرار می‌شود!!

نامه آیت‌الله طباطبایی به مظفرالدین شاه خرداد ۱۲۸۵ - اعلیحضرتا مملکت خراب رعیت پریشان و گدا دست تعدی حکام و مأمورین بر مال و عرض و جان رعیت دراز ظلم حکام و مأمورین اندازه ندارد از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا کند می‌برند قوه غضب و شهوتشان به هر چه میل و حکم کند از زدن و کشت و ناقص کردن اطاعت می‌کنند این عمارت و مبل‌ها و وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شد تمام مال رعیت بیچاره است این ثروت همان فقرای بی مکنت اند که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید در اندک زمان از مال رعیت صاحب مکنت و ثروت شدند پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم مالیات که نداشتند بدهند گرفته به ترکمن‌ها و ارامنه عشق آباد به قیمت گزاف فروختند ده هزار رعیت قوچانی از ظلم به خاک روس فرار کردند هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأمورین به ممالک خارجه هجرت کرده به حمالی و فعلگی گذران می‌کنند و در ذلت و خواری می‌میرند بیان حال این مردم را از ظلم ظلمه به این مختصر عریضه ممکن نیست تمام این قضایا را از اعلیحضرت مخفی می‌کنند و نمی‌گذارند اعلیحضرت مطلع شده در مقام چاره برآید حالت حالیه این مملکت اگر اصلاح نشود عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد البته اعلیحضرت راضی نمی‌شود در تواریخ نوشته شود در عهد همایونی ایران بباد رفت اسلام ضعیف و مسلمین ذلیل شدند.

اعلیحضرتا تمام این مفاسد را مجلس عدالت یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن به داد عامه مردم برسند شاه و گدا در آن مساوی باشند فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه می دانند مجلس اگر باشد این ظلم‌ها رفع خواهد شد خرابی‌ها آباد خواهد شد خارجه طمع به مملکت نخواهد کرد سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد فلان محل را روس نخواهد برد عثمانی تعدی به ایران نمی‌تواند بکند وضع نان و گوشت که قوت غالب مردم است و ما به الحیوه خلقند بسیار مغشوش و بد است بیشتر مردم از این دو محرومند اعلیحضرت همایونی اقدام به اصلاح این دو فرمودند بعض خیرخواهان حاضر شدند افسوس آن‌ها که زوزی مبلغ گزاف از خباز و قصاب می‌گیرند نمی گذارند این مقصود حاصل و مردم آسوده شوند حال سرباز که حافظ دولت و ملت اند بر اعلیحضرت مخفی است جزئی جیره و مواجب را هم به آن‌ها نمی‌دهند. بیشتر به عملگی و فعلگی قوتی تحصیل می‌کردند آنرا هم غدغن نمودند همه روزه جمعی از آن‌ها از گرسنگی می‌میرند برای دولت نقصی از این بالاتر تصور نمی‌شود. این نوشتار را بخوانید