الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخهها
Bellavista (گفتگو | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Bellavista (گفتگو | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
* | * | ||
[[پرونده: ShahRaftKeyhan26Dey1357.JPG|thumb|left|250px|سرخبر روزنامه کیهان ۲۶ دی ۱۳۵۷]] | [[پرونده: ShahRaftKeyhan26Dey1357.JPG|thumb|left|250px|سرخبر روزنامه کیهان ۲۶ دی ۱۳۵۷]] | ||
'''۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ روزی که شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح پهلوی ایران را ترک کردند.''' در درازای سال ۱۳۵۷ در پی تظاهرات؛ اعتصابها؛ آتشزدن سینماها، بانکها، ادارهها و دفترهای دولتی در شهرهای ایران، کشور به آشوب کشیده شد. در آغاز تظاهرات درخواست مردم دموکراسی بود و در پایان به "باید بَرَود" کشید. جبهه ملی کانون سیاسی کنترل کننده تظاهرات در داخل ایران بود. برای آرام کردن کشور، شاهنشاه برآن شدند که سرنوشت کشور را به جبهه ملی و نخستوزیر از این حزب شاپور بختیار بسپارند. با یاری رهبران جبهه ملی در شانزده سال پیش از این، [[ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی]] یا کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور - اتحادیه ملی در خارج از کشور به راه انداخته شد. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که مرکزیت آن آلمان غربی بود، کانون براندازی سلطنت شد. بیشتر اعضای کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور بورسیه تحصیلی ایران بودند و با هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده شده بودند تا در رشتههای مورد نیاز کشور تخصص یابند و به کشور بازگردند و در عمران و بازسازی آن شریک شوند. اعضایی از کنفدراسیون که درسشان تمام شده بود و به ایران بازگشته بودند برای بازسازی کشور وارد سیستم دولتی یا صنعتی نشدند بلکه برای براندازی سلطنت و ویرانی کشور با تئوری "پیادهروی طولانی رخنه در نهادها یا آمادهسازی زمینه برای به دست گرفتن قدرت " به استخدام دولت یا کارخانه ها درآمدند. اعضای دیگر کنفدراسیون به اردوگاههای آموزش چریکی در الجزایر، لبنان، فلسطین، لیبی، سوریه، چین و کوبا رفتند و دورههای تروریستی را در این کشورها به پایان رساندند. این تروریستها نیز به ایران بازگشتند و با حمله به پلیس و شهربانی، حمله و دزدی از بانکها، کشتار مردم، سوءقصدها و بمبگذاریها کوشش کردند که سلطنت را براندازند. پس از شکست شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رهبران کنفدراسیون با آیتالله خمینی ارتباط برقرارکردند تا همه مخالفین شاهنشاه را در یک شبکه گردهمآورند. کنفدراسیون دستور خمینی را که می باید با قوانین اسلام همراهی کنند تا پشتیبانی مالی و پرسنلی از وی بگیرند را پذیرفتند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور پرواز خمینی به پاریس و نوفللوشاتو را سازماندهی کردند و پرواز آیتالله خمینی به ایران و بازگشت خود را ترتیب دادند. پس از به قدرت رسیدن آیتالله خمینی با پستهای نخستوزیر، وزیر، مدیرکل و ... قدرت را به دست گرفتند. در درازای انقلاب اسلامی، کنفدراسیون و سازمانهای تروریستی و چریکی وابسته به آن ، کنارگذاشته شدند و جای خود را به عمامهداران و پیروان آنها دادند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که ضدانقلاب "انقلاب مشروطه" و "انقلاب شاه و مردم" را سازماندهی کرده بود، در پایان قربانی اهداف پلید انقلابی خود شد. '''[[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|این نوشتار را بخوانید]]''' | '''[[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ روزی که شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح پهلوی ایران را ترک کردند.]]''' در درازای سال ۱۳۵۷ در پی تظاهرات؛ اعتصابها؛ آتشزدن سینماها، بانکها، ادارهها و دفترهای دولتی در شهرهای ایران، کشور به آشوب کشیده شد. در آغاز تظاهرات درخواست مردم دموکراسی بود و در پایان به "باید بَرَود" کشید. جبهه ملی کانون سیاسی کنترل کننده تظاهرات در داخل ایران بود. برای آرام کردن کشور، شاهنشاه برآن شدند که سرنوشت کشور را به جبهه ملی و نخستوزیر از این حزب شاپور بختیار بسپارند. با یاری رهبران جبهه ملی در شانزده سال پیش از این، [[ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی]] یا کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور - اتحادیه ملی در خارج از کشور به راه انداخته شد. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که مرکزیت آن آلمان غربی بود، کانون براندازی سلطنت شد. بیشتر اعضای کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور بورسیه تحصیلی ایران بودند و با هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده شده بودند تا در رشتههای مورد نیاز کشور تخصص یابند و به کشور بازگردند و در عمران و بازسازی آن شریک شوند. اعضایی از کنفدراسیون که درسشان تمام شده بود و به ایران بازگشته بودند برای بازسازی کشور وارد سیستم دولتی یا صنعتی نشدند بلکه برای براندازی سلطنت و ویرانی کشور با تئوری "پیادهروی طولانی رخنه در نهادها یا آمادهسازی زمینه برای به دست گرفتن قدرت " به استخدام دولت یا کارخانه ها درآمدند. اعضای دیگر کنفدراسیون به اردوگاههای آموزش چریکی در الجزایر، لبنان، فلسطین، لیبی، سوریه، چین و کوبا رفتند و دورههای تروریستی را در این کشورها به پایان رساندند. این تروریستها نیز به ایران بازگشتند و با حمله به پلیس و شهربانی، حمله و دزدی از بانکها، کشتار مردم، سوءقصدها و بمبگذاریها کوشش کردند که سلطنت را براندازند. پس از شکست شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رهبران کنفدراسیون با آیتالله خمینی ارتباط برقرارکردند تا همه مخالفین شاهنشاه را در یک شبکه گردهمآورند. کنفدراسیون دستور خمینی را که می باید با قوانین اسلام همراهی کنند تا پشتیبانی مالی و پرسنلی از وی بگیرند را پذیرفتند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور پرواز خمینی به پاریس و نوفللوشاتو را سازماندهی کردند و پرواز آیتالله خمینی به ایران و بازگشت خود را ترتیب دادند. پس از به قدرت رسیدن آیتالله خمینی با پستهای نخستوزیر، وزیر، مدیرکل و ... قدرت را به دست گرفتند. در درازای انقلاب اسلامی، کنفدراسیون و سازمانهای تروریستی و چریکی وابسته به آن ، کنارگذاشته شدند و جای خود را به عمامهداران و پیروان آنها دادند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که ضدانقلاب "انقلاب مشروطه" و "انقلاب شاه و مردم" را سازماندهی کرده بود، در پایان قربانی اهداف پلید انقلابی خود شد. '''[[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|این نوشتار را بخوانید]]''' | ||
</onlyinclude> | </onlyinclude> | ||
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | ||
نسخهٔ ۲۷ دسامبر ۲۰۱۲، ساعت ۲۳:۰۱
۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ روزی که شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و شهبانو فرح پهلوی ایران را ترک کردند. در درازای سال ۱۳۵۷ در پی تظاهرات؛ اعتصابها؛ آتشزدن سینماها، بانکها، ادارهها و دفترهای دولتی در شهرهای ایران، کشور به آشوب کشیده شد. در آغاز تظاهرات درخواست مردم دموکراسی بود و در پایان به "باید بَرَود" کشید. جبهه ملی کانون سیاسی کنترل کننده تظاهرات در داخل ایران بود. برای آرام کردن کشور، شاهنشاه برآن شدند که سرنوشت کشور را به جبهه ملی و نخستوزیر از این حزب شاپور بختیار بسپارند. با یاری رهبران جبهه ملی در شانزده سال پیش از این، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی یا کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور - اتحادیه ملی در خارج از کشور به راه انداخته شد. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که مرکزیت آن آلمان غربی بود، کانون براندازی سلطنت شد. بیشتر اعضای کنفدراسیون محصلین و دانشجویان خارج از کشور بورسیه تحصیلی ایران بودند و با هزینه مردم ایران به خارج از کشور فرستاده شده بودند تا در رشتههای مورد نیاز کشور تخصص یابند و به کشور بازگردند و در عمران و بازسازی آن شریک شوند. اعضایی از کنفدراسیون که درسشان تمام شده بود و به ایران بازگشته بودند برای بازسازی کشور وارد سیستم دولتی یا صنعتی نشدند بلکه برای براندازی سلطنت و ویرانی کشور با تئوری "پیادهروی طولانی رخنه در نهادها یا آمادهسازی زمینه برای به دست گرفتن قدرت " به استخدام دولت یا کارخانه ها درآمدند. اعضای دیگر کنفدراسیون به اردوگاههای آموزش چریکی در الجزایر، لبنان، فلسطین، لیبی، سوریه، چین و کوبا رفتند و دورههای تروریستی را در این کشورها به پایان رساندند. این تروریستها نیز به ایران بازگشتند و با حمله به پلیس و شهربانی، حمله و دزدی از بانکها، کشتار مردم، سوءقصدها و بمبگذاریها کوشش کردند که سلطنت را براندازند. پس از شکست شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رهبران کنفدراسیون با آیتالله خمینی ارتباط برقرارکردند تا همه مخالفین شاهنشاه را در یک شبکه گردهمآورند. کنفدراسیون دستور خمینی را که می باید با قوانین اسلام همراهی کنند تا پشتیبانی مالی و پرسنلی از وی بگیرند را پذیرفتند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور پرواز خمینی به پاریس و نوفللوشاتو را سازماندهی کردند و پرواز آیتالله خمینی به ایران و بازگشت خود را ترتیب دادند. پس از به قدرت رسیدن آیتالله خمینی با پستهای نخستوزیر، وزیر، مدیرکل و ... قدرت را به دست گرفتند. در درازای انقلاب اسلامی، کنفدراسیون و سازمانهای تروریستی و چریکی وابسته به آن ، کنارگذاشته شدند و جای خود را به عمامهداران و پیروان آنها دادند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که ضدانقلاب "انقلاب مشروطه" و "انقلاب شاه و مردم" را سازماندهی کرده بود، در پایان قربانی اهداف پلید انقلابی خود شد. این نوشتار را بخوانید