الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:Mordad1332 2.jpg|thumb|left|روز رستاخیز مردم ایران ۲۸ امرداد ۱۳۳۲]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr5.jpg|thumb|left|250px|اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر]]
'''[[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲]]'''
[[به سوی تمدن بزرگ]] و [[کتاب به سوی تمدن بزرگ]]


...اکنون موقع تمام این استدلال‌ها گذشته است زیرا نیت باطنی جناب دکتر مصدق برهمه آشکار شده است. ایشان قبلا یک رفراندوم غیرقانونی برای انحلال مجلس دوره هفدهم انجام می‌دهند و به وسیله صندوق‌سازی و جعل و تزویر و یا ارعاب و تهدید مردم مقداری رای جمع می‌کنند و مجلس را منحل می‌سازند و پس از مدتی به عنوان این که این قانون اساسی مطابق شئون امروزی کشور نیست و باید تغییر کند یک رفراندوم دیگری می‌گنند و چون عمل غیرقانونی رفراندوم اولی مورد قبول اجباری واقع شده است به رفراندوم دومی هم به استناد اولی جنبه قانونی می‌دهند و برطبق آن آرزوی مکتوم دیرین خود را که همان تشکیل یک مجلس موسسان باشد عملی می‌نمایند و انتقام خانواده مادری خود یعنی سلسله قاجاریه را از خانواده پهلوی می‌گیرند - و البته در این ضمن هم فرصت کافی خواهند داشت که مسله نفت را به دلخواه جناب دکتر فلاح و جناب بیات و اقران آنها و برطبق میل ارباب آنها یعنی دولت فخیمه انگلیس حل کنند و غرامت را بپردازند تا پایه‌های حکومت جمهوری خویش را استوار سازند ولی در تمام این خیالات دور و دراز جناب آقای مصدق از دو موضوع مهم غافل هستند، اول موضوع خداوند متعال است - خدا به ملت ایران ترحم کرد و اراده نمود که زنجیرهای استعمار را پاره نماید و ملت ایران موفق به اینکار شد و ما یقین داریم که خداوند متعال اجازه نخواهد داد بار دیگر این زنجیرهای پاره شده به وسیله اشک‌های تمساحی جناب آقای دکتر مصدق لحیم شود و به گردن و دست و پای ملت ایران بیفتد... - '''مجلس شورای ملی پنجشنبه اول امرداد ۱۳۳۲ - سخنان دکتر معظمی رئیس مجلس شورای ملی''' '''[[روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲|این نوشتار را بخوانید]]'''
 
... انگیزه من چیزی جز کوشش در راه تامین حداکثر شکوه و سرفرازی کشورم و حداکثر نیک‌بختی و رفاه ملتم نیست و نمی‌تواند باشد. سی و هقت سال است که با همه توانایی خود در این راه کوشیده‌ام و مسلما تا روزی که مشیت خداوندی ادامه این رسالت را به من محول فرموده باشد، در همین راه خواهم کوشید. بعد از آن نیز بر اساس شالوده‌ای که ریخته‌ام، این راه با اتکا به عنایات الهی ادامه خواهد یافت و هیچ عاملی، مگر نابودی کلی تمدن جهانی، ملت ایران را از پیمودن آن باز نخواهد داشت. من هدف نهایی این راه را، رسیدن کشور و ملتم به دوران پرشکوه "تمدن بزرگ" و سپس زیستن در آن دوران و کوشش در سرشاری و غنای باز هم بیشتر آن تعیین کرده‌ام. زیرا نه خودم به چیزی کم‌تر از این هدف قانع هستم و نه چیزی کم‌تر از آن را شایسته ملت ایران می دانم. ما در آزمایش تاریخ، بیش از آن اصالت و ارزندگی از خود نشان داده‌ایم که بتوانیم در عصر حاضر، این سنت پیشگامی را به آسانی کنار بگذاریم. مردم ما نیز بی‌گمان در زوایای روح و دل خویش آماده آن نیستند که انسان‌های درجه دوم و سوم جهان فردا باشند....با این همه، واقعیت گواهی می‌دهد که پیشرفت‌های کشور و جامعه ما تا حدود زیادی حتی مشمول این اصل کلی نیز نیست، زیرا در سال‌های گذشته، جامعه ایرانی به آسانی از مزایا و حقوقی برخوردار شده‌است که بسیاری از جوامع دیگر برای دستیابی به همان‌ها، تلاش و مبارزاتی یس طولانی و دشوار کرده‌اند. قسمتی از مزایایی که در جامعه امروز ایران به کارگران تعلق گرفته‌است، حتی در کشورهای صنعتی بسیار پیشرفته و در کشورهای کارگری نیز نظیر ندارد. هم‌چنین حقوق و امتیازات کشاورز امروز ایرانی به مراتب بیش از آن است که کشاورزان بساری از کشورها در طول قرن‌ها به دست آورده‌اند و کشاورزان کشورهای متعددی نیز نه تنها در جوامع اشتراکی، بلکه در بسیاری از جوامع جهان، اصولا از آن‌ها محرومند. برقراری آموزش عمومی که در ایران تنها با اعلام یک یاز اصول انقلاب تحقق یافته‌است، در کشورهای پیشرفته اروپا و آمریکا، مستلزم صد و پنجاه سال کوشش و تلاش بوده‌است. برای به دست آوردن حق رای و سایر حقوق اجتماعی، زنان کشورهای مترقی، بیش از صد سال مبارزه کردند. در صورتی که این حق به موجب یک اصل انقلاب به همه زنان ایرانی تعلق گرفت. همین نکته را می توان در مورد اصول دیگر انقلاب ، به خصوص اصل بیمه‌های اجتماعی همگانی که با وجود سابقه تلاش‌های طولانی و دشوار جوامع پیشرفته، کشور ما امروز از غالب آن‌ها در این زمینه فراتر رفته‌است، یادآور شد.
'''در این راه پرشکوه سرنوشت، من تا آخرین روز ایفای رسالت خود، پیشاپیش شما خواهم بود و بی‌گمان خداوند بزرگ همه ما را راهنمایی و پشتیبانی خواهد فرمود.'''
 
'''[[کتاب به سوی تمدن بزرگ|این نوشتار را بخوانید]]'''
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱۷ سپتامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۱۱


اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر

به سوی تمدن بزرگ و کتاب به سوی تمدن بزرگ


... انگیزه من چیزی جز کوشش در راه تامین حداکثر شکوه و سرفرازی کشورم و حداکثر نیک‌بختی و رفاه ملتم نیست و نمی‌تواند باشد. سی و هقت سال است که با همه توانایی خود در این راه کوشیده‌ام و مسلما تا روزی که مشیت خداوندی ادامه این رسالت را به من محول فرموده باشد، در همین راه خواهم کوشید. بعد از آن نیز بر اساس شالوده‌ای که ریخته‌ام، این راه با اتکا به عنایات الهی ادامه خواهد یافت و هیچ عاملی، مگر نابودی کلی تمدن جهانی، ملت ایران را از پیمودن آن باز نخواهد داشت. من هدف نهایی این راه را، رسیدن کشور و ملتم به دوران پرشکوه "تمدن بزرگ" و سپس زیستن در آن دوران و کوشش در سرشاری و غنای باز هم بیشتر آن تعیین کرده‌ام. زیرا نه خودم به چیزی کم‌تر از این هدف قانع هستم و نه چیزی کم‌تر از آن را شایسته ملت ایران می دانم. ما در آزمایش تاریخ، بیش از آن اصالت و ارزندگی از خود نشان داده‌ایم که بتوانیم در عصر حاضر، این سنت پیشگامی را به آسانی کنار بگذاریم. مردم ما نیز بی‌گمان در زوایای روح و دل خویش آماده آن نیستند که انسان‌های درجه دوم و سوم جهان فردا باشند....با این همه، واقعیت گواهی می‌دهد که پیشرفت‌های کشور و جامعه ما تا حدود زیادی حتی مشمول این اصل کلی نیز نیست، زیرا در سال‌های گذشته، جامعه ایرانی به آسانی از مزایا و حقوقی برخوردار شده‌است که بسیاری از جوامع دیگر برای دستیابی به همان‌ها، تلاش و مبارزاتی یس طولانی و دشوار کرده‌اند. قسمتی از مزایایی که در جامعه امروز ایران به کارگران تعلق گرفته‌است، حتی در کشورهای صنعتی بسیار پیشرفته و در کشورهای کارگری نیز نظیر ندارد. هم‌چنین حقوق و امتیازات کشاورز امروز ایرانی به مراتب بیش از آن است که کشاورزان بساری از کشورها در طول قرن‌ها به دست آورده‌اند و کشاورزان کشورهای متعددی نیز نه تنها در جوامع اشتراکی، بلکه در بسیاری از جوامع جهان، اصولا از آن‌ها محرومند. برقراری آموزش عمومی که در ایران تنها با اعلام یک یاز اصول انقلاب تحقق یافته‌است، در کشورهای پیشرفته اروپا و آمریکا، مستلزم صد و پنجاه سال کوشش و تلاش بوده‌است. برای به دست آوردن حق رای و سایر حقوق اجتماعی، زنان کشورهای مترقی، بیش از صد سال مبارزه کردند. در صورتی که این حق به موجب یک اصل انقلاب به همه زنان ایرانی تعلق گرفت. همین نکته را می توان در مورد اصول دیگر انقلاب ، به خصوص اصل بیمه‌های اجتماعی همگانی که با وجود سابقه تلاش‌های طولانی و دشوار جوامع پیشرفته، کشور ما امروز از غالب آن‌ها در این زمینه فراتر رفته‌است، یادآور شد. در این راه پرشکوه سرنوشت، من تا آخرین روز ایفای رسالت خود، پیشاپیش شما خواهم بود و بی‌گمان خداوند بزرگ همه ما را راهنمایی و پشتیبانی خواهد فرمود.

این نوشتار را بخوانید