ت پ آژاکس: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خط ۱۱۴: خط ۱۱۴:
۲۲ امرداد ۱۳۳۲  <big>نخستین نشست مشترک نمایندگان ایران و شوروی برای از میان بردن اختلاف‌های میان دو کشور، در کاخ وزارت امور خارجه برقرار شد.</big>
۲۲ امرداد ۱۳۳۲  <big>نخستین نشست مشترک نمایندگان ایران و شوروی برای از میان بردن اختلاف‌های میان دو کشور، در کاخ وزارت امور خارجه برقرار شد.</big>


== سقوط محمد مصدق ==
== قیام مردم ایران علیه محمد مصدق و سقوط وی ==
از ساعت شش بامداد گروه گروه مردم به خیابان‌ها ریختند و قیام مردم شاه‌دوست و میهن‌پرست پایتخت علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقه‌های مردم، کارگران، پیشه‌وران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و زنان شرکت داشتند. مردم میهن‌پرست مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و اداره‌های دولتی هجوم بردند و سازمان‌های دولتی را یکی پس از دیگری به اشغال خود درآوردند. اداره رادیو را مردم اشغال کردند و با نواختن سرود شاهنشاهی پیروزی مردم را به آگاهی رساندند سپس صدای میراشرافی و پیراسته نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی از رادیو شنیده شد. این دو تن ماهیت مصدق و دولت مصدق و هدف آنها یعنی ایران را به دست شوروی سپردن را برای مردم روشن ساختند و از مردم خواستند که همه به خیابان‌ها بریزند و این دولت خائن را براندازند. گروهی از مردم نیز به زندان‌های ساخته شده به دستور مصدق یورش بردند. شماری از مردم کشته شدند ولی توانستند بی‌گناهانی که به دست مصدق به زندان انداخته شده بودند آزاد سازند. دانشجویان دانشکده افسری و دانش آموزان، سربازان و پلیس با همراهی مردم کوچه و بازار به اشغال مرکزهای گوناگون پرداختند. چند دسته از مردم نیز به سوی خانه مصدق که به وسیله تانک‌ها پاسداری می‌شد یورش برده و با وجود شلیک گلوله پاسداران خانه مصدق و کشته شدن شماری از افراد غیرنظامی با چوب و سنگ به حمله‌های خود ادامه دادند. ساعت پنج پس از نیمروز شماری از تانک‌هایی که سرنشینان آنها علیه دولت مصدق به پا خاسته بودند با مردم همراه شدند و به سوی خانه مصدق هجوم بردند و با شلیک توپ و رگبار مسلسل به مقاومت پاسداران خانه مصدق پایان دادند. مصدق نیز از دیوار ویران شده خانه‌اش به خانه همسایه پرید و فرار کرد.
از ساعت شش بامداد گروه گروه مردم به خیابان‌ها ریختند و قیام مردم شاه‌دوست و میهن‌پرست پایتخت علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقه‌های مردم، کارگران، پیشه‌وران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و زنان شرکت داشتند. مردم میهن‌پرست مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و اداره‌های دولتی هجوم بردند و سازمان‌های دولتی را یکی پس از دیگری به اشغال خود درآوردند. اداره رادیو را مردم اشغال کردند و با نواختن سرود شاهنشاهی پیروزی مردم را به آگاهی رساندند سپس صدای میراشرافی و پیراسته نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی از رادیو شنیده شد. این دو تن ماهیت مصدق و دولت مصدق و هدف آنها یعنی ایران را به دست شوروی سپردن را برای مردم روشن ساختند و از مردم خواستند که همه به خیابان‌ها بریزند و این دولت خائن را براندازند. گروهی از مردم نیز به زندان‌های ساخته شده به دستور مصدق یورش بردند. شماری از مردم کشته شدند ولی توانستند بی‌گناهانی که به دست مصدق به زندان انداخته شده بودند آزاد سازند. دانشجویان دانشکده افسری و دانش آموزان، سربازان و پلیس با همراهی مردم کوچه و بازار به اشغال مرکزهای گوناگون پرداختند. چند دسته از مردم نیز به سوی خانه مصدق که به وسیله تانک‌ها پاسداری می‌شد یورش برده و با وجود شلیک گلوله پاسداران خانه مصدق و کشته شدن شماری از افراد غیرنظامی با چوب و سنگ به حمله‌های خود ادامه دادند. ساعت پنج پس از نیمروز شماری از تانک‌هایی که سرنشینان آنها علیه دولت مصدق به پا خاسته بودند با مردم همراه شدند و به سوی خانه مصدق هجوم بردند و با شلیک توپ و رگبار مسلسل به مقاومت پاسداران خانه مصدق پایان دادند. مصدق نیز از دیوار ویران شده خانه‌اش به خانه همسایه پرید و فرار کرد.



نسخهٔ ‏۷ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۳۶

درگاه روز رستاخیز ملی تصمیم‌های مجلس

روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲

جبهه ملی
گزارش به شورای ملی امنیت امریکا درباره وضعیت ایران ۲۹ آبان ۱۳۳۱
نامه وزیر خارجه امریکا - سرانجام دیدارهای هیات امریکایی، دولت انگلستان و مدیران شرکت نفت انگلیس و ایران ۲۴ دی ۱۳۵۱
نامه پرزیدنت آیزنهاور به محمد مصدق ایران ۸ تیر ۱۳۳۲
دین اچسن امریکا وزیر امور خارجه امریکا پیشنهاد ارزنده نفت را به محمد مصدق می دهد
هندرسن سفیر کبیر امریکا در ایران پشتیبان مصدق و دولت وی

ت پ آژاکس یا پاکسازی ایران از حزب توده، برنامه

نامه جیمز لی معاون شورای ملی امنیت امریکا[۱] ۲۹ آبان ۱۳۳۱

وضعیت سیاسی ایران

این که ایران یک کشور مستقل و خودمختار باقی بماند و شوروی بر آن چیره نشود، از اهمیت بسیار بالایی برای امریکا برخوردار است. به سبب موقعیت استراتژیک کلیدی، منابع نفتی، و بی‌پدافندی در برابر دخالت، و یا حمله نظامی شوروی، و بی‌پدافندی ایران در برابر خرابکاری و فروپاشی سیاسی، ایران باید به عنوان یکی از هدف‌های جهان خواری شوروی باید به شمار آورد. از دست دادن ایران چه با کوتاهی یا با دخالت شوروی:

  • الف - تهدید جدی برای امنیت همه خاورمیانه و افزون برآن پاکستان و هندوستان است.
  • ب - راه را برای کمونیست‌ها در دسترسی به نفت ایران باز می‌کند، و تهدید جدی بر از دست دادن نفت خاور میانه‌است.
  • ج - افزوده شدن بر توانایی شوروی در تهدید خطهای ارتباطی امریکا و انگلیس.
  • د - آسیب به پرستیژ امریکا در کشورهای نزدیک و دور و بر بجز ترکیه و احتمالا پاکستان، تضعیف جدی، اگر نه ویرانی، اراده آنها در پایداری علیه فشار کمونیست.
  • ک - پیشنهاد یک سری برنامه نظامی، برنامه گسترش اقتصادی و سیاسی، که دستاوردهای آن منافع ایالات متحده امریکا را به خطر می‌اندازد.

۲- روند کنونی در ایران به سوی کنترل به وسیله رژیم کمونیستی پیش می‌رود... سیاسیون جبهه ملی که هم اکنون قدرت را در دست دارند، تا کنون توانسته‌اند همه حزب‌ها را بجز حزب توده از بین ببرند....

۳- اگر روندکنونی در ایران هم چنان بدون کنترل پیش برود، ایران دیگر جزیی از دنیای آزاد نخواهد بود و کمونیست‌ها دولت ایران را در دست خواهند گرفت....

۴- با در نظر داشتن نکاتی که در بالا گفته شده‌است، هدف اصلی ایالات متحده درباره ایران آن است که از اینکه ایران زیر کنترل کمونیست (شوروی) جلوگیری کند. ایالات متحده می‌باید سیاستی که این هدف را عملی می‌سازد دنبال کند:

سیاست امریکا در برابر ایران

  • الف - ادامه در یاری با به کار گرفتن هر آنچه که عملی است برای از میان برداشتن هرگونه بگو مگو.
  • ب - برای برداشتن هر گام مورد نیاز برای یاری به ایران که صنایع نفت خود را به کار بیاندازد و بتواند نفت خود را در بازار بفروشد و از درآمد نفت بهره‌مند شود.
  • ج - تا زمانی که درآمد نفت حاصل نشده‌است، ایالات متحده امریکا ایران را پشتیبانی مالی کند که ایران از دیدگاه اقتصادی و سیاسی نابود نشود....

....

۵ - اگر یک یا چندین استان ایران یا تهران به وسیله کمونیست‌ها (شوروی) اشغال شد، ایالات متحده امریکا می‌باید از دولت غیرکمونیستی ایرانی پشتیبانی کند...

۶- اگر تمامی ایران به وسیله شوروی اشغال شود... دولت امریکا می‌باید مراکز مقاومت را یاری دهد و دولت کمونیستی را براندازد.

۷- اگر شوروی یک حمله نظامی سازمان داده شده به ایران انجام دهد، به معنای یک جنگ جهانی همه‌گیر است.

سازمان ملل متحد باید به کمک گرفته شود و یک دولت ایرانی در تبعید برقرار شود.

این گزارش وصعیت ایران را در آبان ۱۳۳۱ بررسی می‌کند. در این گزارش احتمال اینکه کمونیست بر ایران غلبه شود داده شده‌است. برای جلوگیری از به قدرت رسیدن کمونیست در ایران، دولت مصدق می‌باید پشتیبانی شود. این پشتیبانی چگونه انجام می‌شود: با خل مسله نفت که ایران دوباره درآمد نفتی داشته باشد تا مردم از فقر سیاه و گرسنگی نجات یابند و اقتصاد ایران از نابودی کامل بدرآید. تا زمانی که درآمدی از نفت عاید ایران شود، ایالات متحده به ایران کمک اقتصادی نماید.

دست‌آورد این بررسی پیشنهاد زیر برای حل مسله نفت بود.

پیشنهاد قرارداد نفت برای حل مسله نفت

برای جلوگیری از به قدرت رسیدن کمونیست در ایران، پرزیدنت ترومن و سپس پرزیدنت آیزنهاور آنچه را که در گزارش به شورای امنیت ملی امریکا نوشته شده بود را انجام دادند. مهمترین اصل در این گزارش، پشتیبانی از دولت مصدق بود و با پا درمیانی ایالات متحده امریکا کوشش شد که بهترین راه حل برای مسله نفت یافته شود. دولت امریکا، از دولت انگلیس درخواست کرد که ملی شدن نفت ایران را بپذیرد، دیگر اینکه هیاتی میزان تاوان پرداختی را روشن کند و سوم اینکه تا همه این دشواری‌ها از میان برداشته شود، وزارت دفاع امریکا پذیرفت که از شرکت ملی نفت ایران بی‌درنگ ۱۳۳ میلیون دلار نفت بخرد، که از آن ۵۰ میلیون دلار به حساب شرکت ملی نفت ایران ریخته شود. چهارم محدودیت بازرگانی و ترابری در مورد ایران از میان برداشته شود.

گذشته از مسله نفت، دولت ایالات متحده امریکا ۴۴ میلیون دلار در چهارچوب برنامه اصل چهار برای بازسازی کشور به دولت مصدق کمک کرد.

۲ شهریور ۱۳۳۱ آلتون جونز رئیس شرکت نفت سیتیز سرویس امریکا برای بررسی و به کار انداختن صنایع نفت ایران وارد تهران شد و با نخست‌وزیر محمد مصدق دیدار و گفتگو کرد.

۸ شهریور ۱۳۳۱ هندرسن سفیر کبیر امریکا و میدلتن کاردار سفارت انگلستان در تهران پیشنهاد مشترک ترومن و چرچیل را برای حل مسله نفت به دولت دادند.

۱۱ شهریور ۱۳۳۱ جونز رئیس شرکت نفت سیتیز سرویس امریکا بار دیگر با محمد مصدق نخست‌وزیر دیدار و گفتگو کرد.

۲۹ شهریور ۱۳۳۱ آلتون جونز رئیس شرکت نفت سیتیز سرویس امریکا پس از بازدید از تاسیسات نفتی آبادان و گفتگو با سران دولت ایران، تهران را ترک کرد.

۲ مهر ۱۳۳۱ پاسخ دولت ایران به پیشنهاد مشترک ترومن و چرچیل درباره حل مسله نفت از سوی نخست‌وزیر به هندرسن سفیرکبیر امریکا و میدلتن کاردار سفارت کبرای انگلستان در تهران داده شد.

۱۳ مهر ۱۳۳۱ پاسخ دولت انگلستان به پیشنهاد ایران درباره نفت به وسیله میدلتن کاردار سفارت کبرای انگلستان به دولت ایران داده شد و هندرسن سفیرکبیر امریکا نیز در دیدار با نخست‌وزیر پشتیبانی دولت خود را از پاسخ دولت انگلستان به آگاهی وی رسانید.

۱۵ مهر ۱۳۳۱ پاسخ دولت ایران به پیام‌های مشترک آنتونی ایدن[۲]وزیران امور خارجه انگلستان و دین اچسن[۳] وزیر امور خارجه امریکا درباره نفت به نمایندگان دو کشور داده شد.

۲۲ مهر ۱۳۳۱ جرج میدلتون کاردار سفارت کبرای انگلستان در تهران پاسخ دولت متبوع خود را به نامه دولت ایران درباره نفت به نخست‌وزیر محمد مصدق داد.

۱۵ آذر ۱۳۳۱ از سوی وزارت امور خارجه امریکا اعلامیه‌ای درباره خرید نفت ایران به وسیله کمپانی‌های نفتی امریکایی صادر شد.

۴ دی ۱۳۳۱ هندرسن سفیرکبیر امریکا در ایران با نخست‌وزیر محمد مصدق دیدار و گفتگو کرد.

۱۰ دی ۱۳۳۱ هندرسن در دیداری با محمد مصدق نخست‌وزیر دیدگاه‌های دولت متبوع خود را درباره مسله نفت به آگاهی وی رساند.

۱۳ دی ۱۳۳۱ هندرسن در سومین دیدار خود با نخست‌وزیر محمد مصدق به درازای سه ساعت پیرامون مسله نفت گفتگو کرد.

۲۵ دی ۱۳۳۱ هندرسن بار دیگر با نخست وزیر محمد مصدق دیدار کرد و پیشنهادهای جدیدی درباره نفت به وی داد.

۱ اسفند ۱۳۳۱ هندرسن پیشنهاد مشترک انگلستان و امریکا را درباره حل مسله غرامت شرکت نفت انگلیس و ایران و پیشنهاد امریکا درباره خرید نفت از ایران را به نخست وزیر محمد مصدق داد.

۱۳ اسفند ۱۳۳۱ هندرسن با نخست‌وزیر ایران دیدار کرد و با وی سه ساعت درباره مسله نفت گفتگو کرد.

۱۵ فروردین ۱۳۳۲ هندرسن با نخست‌وزیر محمد مصدق ساعت‌ها به گفتگو نشست.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۳۲ هندرسن به دازای سه ساعت با نخست‌وزیر محمد مصدق درباره مسله نفت به گفتگو پرداخت.

۵ خرداد ۱۳۳۲ هندرسن با محمد مصدق نخست‌وزیر دیدار کرد و وی را در جریان گفتگوهای خود با دالس وزیر امور خارجه امریکا درباره حل مسله نفت گذاشت.

۹ خرداد ۱۳۳۲ هندرسن برای یک ماه از پیشگاه شاهنشاه درخواست رفتن به امریکا را کرد.

۱۸ تیر ۱۳۳۲ نامه‌های رد و بدل شده میان پرزیدنت آیزنهاور و محمد مصدق نخست‌وزیر چاپ شد. نامه‌های پرزیدنت آیزنهاور نشان داد که دولت امریکا گرایشی دیگر به کمک مالی و معنوی بیشتر به ایران ندارد و در مسله نفت نیز دخالتی نخواهد کرد.

سیاست نوین و همکاری شوروی با ایران

مصدق و ایوان سادچیکف درباره سیاست نوین شوروی با ایران به سازش می‌رسند ۷ بهمن ۱۳۳۱

۳۰ تیر ۱۳۳۲ سالروز برکناری قوام و به قدرت رسیدن محمد مصدق، حزب توده تظاهرات بزرگی در تهران به پا کرد که لرزه بر اندام سران کشور و جهان بین‌الملل انداخت .

۵ امرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق در رادیو درباره وضع نابسامان مجلس شورای ملی سخن گفت و اعلام کرد که برای انحلال مجلس رفراندوم برگزار خواهد کرد و از مردم دیدگاهشان را درباره انحلال مجلس خواهد خواست.

۸ امرداد ۱۳۳۲ نمایندگان اقلیت مجلس شورای ملی علیه تصمیمات مصدق نخست‌وزیر درباره رفراندوم اعلام جرم کردند.

۷ بهمن ۱۳۳۱ سادچیکف سفیرکبیر شوروی در ایران در دیداری با محمد مصدق نخست‌وزیر نظرات دولت متبوع خود را درباره شیلات به آگاهی رسانید. سخنگوی دولت گفت که دولت شوروی درخواست کرده‌است که یا قرارداد شیلات تمدید شود، یا آنکه منوپول فروش محصولات آن به مدت ده سال به دولت شوروی داده شود.

۱۰ امرداد ۱۳۳۲ اناتولی لاورنتیف [۴]سفیر نوین اتحاد جماهیر شوروی به پیشگاه شاهنشاه در دربار شرفیاب شد و استوارنامه خود را تقدیم داشت. لاورنتیف در سال ۱۹۴۸ سفیر شوروی در چکسلواکی بود، وی به قدرت رسیدن کمونیست‌ها و سرنگونی دکتر ادوارد بنش پرزیدنت چکسلواکی را سازمان داد. دکتر بنش مانند مصدق در ایران یک حکومت جبهه ملی برقرار کرد. با اعتصاب‌ها و تظاهرات همگانی، حزب کمونیست دکتر بنش را وادار کرد تنها وزیران کمونیست در کابینه‌اش برگزیند. سپس استالین ممنوع کرد که دکتر بنش کمک فنی و اقتصادی از امریکا دریافت کند، هم‌زمان با این جریان در چکسلواکی، در ۲۹ تیر ۱۳۳۲ حزب توده از مصدق خواست که همه قراردادهای اقتصادی و نظامی با امریکا لغو و رابطه با امریکا گسسته شود. ۱۷ خرداد ۱۳۳۲ دکتر بنش را وادار کردند که یک قانون اساسی کمونیستی امضا کند، دکتر بنبش قانون اساسی کمونیستی را امضا نکرد و از ریاست جمهوری کناره‌گرفت. محمد مصدق نیز یک هیات هشت نفری راه انداخت که تفسیر نوینی از قانون اساسی مشروطه بکنند. لاورنتیف که تجربه به قدرت رساندن کمونیست‌ها در چکسلواکی را با پیروزی انجام داده بود، اکنون در این زمان به ایران آمد که تجربه خود را در اختیار دولت مصدق قراردهد.

۱۸ امرداد ۱۳۳۲ لاورنتیف با محمد مصدق توافق کردند که یک گروه نمایندگی از مسکو به ایران بیایند و درباره پشتیبانی اقتصادی ایران گفتگو کنند و هم چنین پیشنهاد کرد که ۱۱ تن طلای ایران که دولت شوروی هنوز پس نداده بود به ایران بازگردانده شود. [۵]

۲۲ امرداد ۱۳۳۲ نخستین نشست مشترک نمایندگان ایران و شوروی برای از میان بردن اختلاف‌های میان دو کشور، در کاخ وزارت امور خارجه برقرار شد.

قیام مردم ایران علیه محمد مصدق و سقوط وی

از ساعت شش بامداد گروه گروه مردم به خیابان‌ها ریختند و قیام مردم شاه‌دوست و میهن‌پرست پایتخت علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقه‌های مردم، کارگران، پیشه‌وران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و زنان شرکت داشتند. مردم میهن‌پرست مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و اداره‌های دولتی هجوم بردند و سازمان‌های دولتی را یکی پس از دیگری به اشغال خود درآوردند. اداره رادیو را مردم اشغال کردند و با نواختن سرود شاهنشاهی پیروزی مردم را به آگاهی رساندند سپس صدای میراشرافی و پیراسته نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی از رادیو شنیده شد. این دو تن ماهیت مصدق و دولت مصدق و هدف آنها یعنی ایران را به دست شوروی سپردن را برای مردم روشن ساختند و از مردم خواستند که همه به خیابان‌ها بریزند و این دولت خائن را براندازند. گروهی از مردم نیز به زندان‌های ساخته شده به دستور مصدق یورش بردند. شماری از مردم کشته شدند ولی توانستند بی‌گناهانی که به دست مصدق به زندان انداخته شده بودند آزاد سازند. دانشجویان دانشکده افسری و دانش آموزان، سربازان و پلیس با همراهی مردم کوچه و بازار به اشغال مرکزهای گوناگون پرداختند. چند دسته از مردم نیز به سوی خانه مصدق که به وسیله تانک‌ها پاسداری می‌شد یورش برده و با وجود شلیک گلوله پاسداران خانه مصدق و کشته شدن شماری از افراد غیرنظامی با چوب و سنگ به حمله‌های خود ادامه دادند. ساعت پنج پس از نیمروز شماری از تانک‌هایی که سرنشینان آنها علیه دولت مصدق به پا خاسته بودند با مردم همراه شدند و به سوی خانه مصدق هجوم بردند و با شلیک توپ و رگبار مسلسل به مقاومت پاسداران خانه مصدق پایان دادند. مصدق نیز از دیوار ویران شده خانه‌اش به خانه همسایه پرید و فرار کرد.

منبع

  1. James S. Lay, Executive Secretary, National Security Council, Nov 20, 1952
  2. Anthony Eden
  3. Dean Acheson
  4. Anatoli Lavrentiev
  5. Kristen Blake, The U.S. Soviet Confrontation in Iran 1945 - 1962, University Press of America, 2009 , page 84