الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:SeyyedZia.jpg|thumb|سیدضیاءالدین طباطبائی در سال های ۱۳۳۰ خورشیدی]]
[[پرونده: Mrpwr.jpg|thumb|200px|محمدرضا شاه پهلوی انقلاب شاه و مردم را آغاز می‌کند]]
'''[[مذاکره راجع به استوارنامه سیدضیاءالدین طباطبائی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهاردهم]]'''
'''[[شورش ۱۵خرداد ۱۳۴۲]]'''
...
...
   
   
سیدضیاءالدین طباطبائی- ... آقای دکتر را بنده میدانم و سابقه هم دارم با من غرض شخصی داشتند جز غرض شخصی چیز دیگری نبود این غرض شخصی ایشان در جای خود باقی است ولی ایشان یک نکته را فراموش کردند فرمودند وقتیکه اینجا تشریف آوردند فرمودند که ۲۰ سال بود از ملت ایران دور بودند این هم صحیح است به این معنی خیال می‌کنند که هنوز مردم ایران را با عوام فریبی می‌شود اغفال کرد غافل بودند که در این مجلس شورای ملی عناصر مشخص و ممیزی هستند که اعمال فداکارانه را از اظهارات عوام فریبانه جدا می‌کنند این یک حقیقتی است آقای دکتر مصدق السلطنه یک اختلاف اساسی است و آن این است که من از بدو زندگی خودم عوام فریب نبوده‌ام و عوام فریبی را بزرگترین خیانتی بهیئت اجتماعیه میدانم اگر آقای دکتر مصدق السلطنه و امثال ایشان عوام فریب نبودند و حقایق را بمردم می‌گفتند ایران سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد در جنگ بین المللی در سنه ۱۹۱۴ که مخاطراتی متوجه ایران شد فقط سید ضیاءالدین بود که در روزنامه‌ها اعلام کرد نباید ایران با روس و انگلیس جنگ بکند و از در ستیزه درآید. بی عدالتی‌های آنها را تحمل کند و صبر کنند و منتظر روز بهتری شوند شما و امثال شما ای آقای دکتر مصدق السلطنه برای وجاهت خودتان، برای اموال خودتان، برای منفعت خودتان که از مستوفی گری و خرید خالصه و از کاغذ سازی و از چه و از چه جمع کردید و نتوانستید آنها را حفظ بکنید صدای تان را در نیاورید حقیقت را بمردم نگفتید مردم را گمراه کردید وایران را به آن جنگ به آن ویرانی و فلاکت و ادبار انداختید روزهائی که جنگ تمام شد آقای مصدق السلطنه ایران ویران ایران سرگردان ایران گرسنه جز شما چند نفر وجهای نالایق چیز دیگری نداشت بلی آقای مصدق السلطنه در دوره‌های پیش هیچکس جز من از همه چیز نگذشت در مقابل هوچیها و نادانان (ولی امروز دوره عوام فریبی دوره اغفال دوره سکوت گذشته‌است) آنروز در نتیجه نتوانستند مرا یاری بکنند... '''[[مذاکره راجع به استوارنامه سیدضیاءالدین طباطبائی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهاردهم|این نوشتار را بخوانید]]'''   
برنامه اصلاحاتی که ملت ایران سال‌ها در انتظار آن بودند، در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ به آرای ملت ایران گذاشته شد و با اکثریت آرای ملت ایران در سراسر کشور به آن یعنی منشور شش ماده‌ای [[انقلاب شاه و مردم]] آری گفته‌شد. این اصلاحات میان مالکین بزرگ و هم‌چنین روحانیون سبب مخالفت شد. با اجرای اصلاحات ارضی می بایستی که فئودالیسم در ایران به پایان رسد، زمین از مالکین بزرگ خریداری و میان کشاورزانی که روی آن کار می کردند تقسیم شود. مالکین بزرگ و روحانیون به سرکردگی حجت‌الاسلام خمینی تبانی کرده و تظاهراتی علیه تقسیم اراضی به راه انداختند. اصلاحات ارضی و تغییر موقعیت سیاسی و اجتماعی زنان، با دادن آزادی به زنان و در دادن حق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان در انتخاب کردن و انتخاب شدن در انجمن‌های استان و شهرستان، دو  مجلس شورای ملی و مجلس سنا و انتخابات در هر سطح انتخاباتی دیگر در کشور، اصولی بودند که روحانیون و فئودال‌ها با آن به مخالفت برخاستند. خمینی در سخنرانی‌های خود نه تنها اصلاحات انقلاب شاه و مردم را به باد انتقاد گرفت بلکه به مقام و شخص شاهنشاه ایران [[محمدرضا شاه پهلوی]] ناروا گفت. پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ خمینی طرفدارانش را به خیابان‌ها کشید و تظاهراتی در تهران و قم برپا کرد که به زد و خورد میان پلیس و تظاهرکنندگان کشیده شد و سی و دو تن از نیروهای انتظامی و تظاهرکنندگان کشته شدند. پس از بازداشت خمینی، از آنجا که به سبب به راه انداختن شورش و ناامنی در کشور احتمال دادگاهی شدن وی و حتی به دارآویختن  وی می‌رفت، تنی چند از روحانیون به نام‌های آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی از ملاهای نجف دیده که در تهران زندگی می کرد و هیچگاه مرجع تقلید حساب نشد خمینی را به عنوان "یک نفر از طراز اول از مجتهدین و مراجع تقلید " تایید کرد، آیت الله محمدهادی میلانی ساکن مشهد خمینی را نیز از مراجع تقلید شناخت  و آیت الله سیدکاظم شریعتمداری و آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی هم خمینی را تایید کرد. این سه تن با پشتیبانی و کارگردانی دکتر مظفر بقائی، خمینی را آیت‌الله کردند. سرلشگر حسن پاکروان رئیس وقت سازمان اطلاعات و امنیت کشور در دیدارها و گفتگوهایی در درازای بازداشت خمینی با وی داشت خمینی را باور کرد و خمینی به سرلشگر پاکروان قول داد که دیگر در سیاست دخالت نخواهد کرد. ژنرال پاکروان سرانجام خمینی را آزاد کرد. '''[[شورش ۱۵خرداد ۱۳۴۲|این نوشتار را بخوانید]]'''   
</onlyinclude>
</onlyinclude>




[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۵۱


محمدرضا شاه پهلوی انقلاب شاه و مردم را آغاز می‌کند

شورش ۱۵خرداد ۱۳۴۲ ...

برنامه اصلاحاتی که ملت ایران سال‌ها در انتظار آن بودند، در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ به آرای ملت ایران گذاشته شد و با اکثریت آرای ملت ایران در سراسر کشور به آن یعنی منشور شش ماده‌ای انقلاب شاه و مردم آری گفته‌شد. این اصلاحات میان مالکین بزرگ و هم‌چنین روحانیون سبب مخالفت شد. با اجرای اصلاحات ارضی می بایستی که فئودالیسم در ایران به پایان رسد، زمین از مالکین بزرگ خریداری و میان کشاورزانی که روی آن کار می کردند تقسیم شود. مالکین بزرگ و روحانیون به سرکردگی حجت‌الاسلام خمینی تبانی کرده و تظاهراتی علیه تقسیم اراضی به راه انداختند. اصلاحات ارضی و تغییر موقعیت سیاسی و اجتماعی زنان، با دادن آزادی به زنان و در دادن حق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان در انتخاب کردن و انتخاب شدن در انجمن‌های استان و شهرستان، دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا و انتخابات در هر سطح انتخاباتی دیگر در کشور، اصولی بودند که روحانیون و فئودال‌ها با آن به مخالفت برخاستند. خمینی در سخنرانی‌های خود نه تنها اصلاحات انقلاب شاه و مردم را به باد انتقاد گرفت بلکه به مقام و شخص شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی ناروا گفت. پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ خمینی طرفدارانش را به خیابان‌ها کشید و تظاهراتی در تهران و قم برپا کرد که به زد و خورد میان پلیس و تظاهرکنندگان کشیده شد و سی و دو تن از نیروهای انتظامی و تظاهرکنندگان کشته شدند. پس از بازداشت خمینی، از آنجا که به سبب به راه انداختن شورش و ناامنی در کشور احتمال دادگاهی شدن وی و حتی به دارآویختن وی می‌رفت، تنی چند از روحانیون به نام‌های آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی از ملاهای نجف دیده که در تهران زندگی می کرد و هیچگاه مرجع تقلید حساب نشد خمینی را به عنوان "یک نفر از طراز اول از مجتهدین و مراجع تقلید " تایید کرد، آیت الله محمدهادی میلانی ساکن مشهد خمینی را نیز از مراجع تقلید شناخت و آیت الله سیدکاظم شریعتمداری و آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی هم خمینی را تایید کرد. این سه تن با پشتیبانی و کارگردانی دکتر مظفر بقائی، خمینی را آیت‌الله کردند. سرلشگر حسن پاکروان رئیس وقت سازمان اطلاعات و امنیت کشور در دیدارها و گفتگوهایی در درازای بازداشت خمینی با وی داشت خمینی را باور کرد و خمینی به سرلشگر پاکروان قول داد که دیگر در سیاست دخالت نخواهد کرد. ژنرال پاکروان سرانجام خمینی را آزاد کرد. این نوشتار را بخوانید