الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:PMforoughi2.jpg|thumb|left‎|نخست‌وزیر محمدعلی فروغی مجلس دوره سیزدهم با پادشاه جوان ایران محمدرضا پهلوی]]
[[پرونده:SeyyedZia.jpg|thumb|سیدضیاءالدین طباطبائی در سال های ۱۳۳۰ خورشیدی]]
 
'''[[مذاکره راجع به استوارنامه سیدضیاءالدین طباطبائی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهاردهم]]'''
'''پیمان سه دولت''' پیمانی است که سه دولت شاهنشاهی ایران و پادشاهی بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی ساعت ۱۸ و ۱۵ دقیقه روز پنجشنبه نهم بهمن ماه ۱۳۲۰ خورشیدی برابر با ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲ در کاخ وزارت امور خارجه ایران امضا کردند و به تصویب و توشیح اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی رسید.
...
 
پیمان سه دولت یا پیمان اتحاد بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان دربرگیرنده ۹ فصل و سه پیوست (شش نامه) می‌باشد و در تاریخ ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰ از طرف نمایندگی سه دولت پاراف شده و در جلسه ۶ بهمن ۱۳۲۰ [[قانون اجازه مبادله پیمان اتحاد منعقده بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان|قانون اجازه مبادله]] آن به تصویب مجلس شورای ملی رسید و به دولت اجازه داد که پیمان امضاء و مبادله شود.
سیدضیاءالدین طباطبائی- ... آقای دکتر را بنده میدانم و سابقه هم دارم با من غرض شخصی داشتند جز غرض شخصی چیز دیگری نبود این غرض شخصی ایشان در جای خود باقی است ولی ایشان یک نکته را فراموش کردند فرمودند وقتیکه اینجا تشریف آوردند فرمودند که ۲۰ سال بود از ملت ایران دور بودند این هم صحیح است به این معنی خیال می‌کنند که هنوز مردم ایران را با عوام فریبی می‌شود اغفال کرد غافل بودند که در این مجلس شورای ملی عناصر مشخص و ممیزی هستند که اعمال فداکارانه را از اظهارات عوام فریبانه جدا می‌کنند این یک حقیقتی است آقای دکتر مصدق السلطنه یک اختلاف اساسی است و آن این است که من از بدو زندگی خودم عوام فریب نبوده‌ام و عوام فریبی را بزرگترین خیانتی بهیئت اجتماعیه میدانم اگر آقای دکتر مصدق السلطنه و امثال ایشان عوام فریب نبودند و حقایق را بمردم می‌گفتند ایران سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد در جنگ بین المللی در سنه ۱۹۱۴ که مخاطراتی متوجه ایران شد فقط سید ضیاءالدین بود که در روزنامه‌ها اعلام کرد نباید ایران با روس و انگلیس جنگ بکند و از در ستیزه درآید. بی عدالتی‌های آنها را تحمل کند و صبر کنند و منتظر روز بهتری شوند شما و امثال شما ای آقای دکتر مصدق السلطنه برای وجاهت خودتان، برای اموال خودتان، برای منفعت خودتان که از مستوفی گری و خرید خالصه و از کاغذ سازی و از چه و از چه جمع کردید و نتوانستید آنها را حفظ بکنید صدای تان را در نیاورید حقیقت را بمردم نگفتید مردم را گمراه کردید وایران را به آن جنگ به آن ویرانی و فلاکت و ادبار انداختید روزهائی که جنگ تمام شد آقای مصدق السلطنه ایران ویران ایران سرگردان ایران گرسنه جز شما چند نفر وجهای نالایق چیز دیگری نداشت بلی آقای مصدق السلطنه در دوره‌های پیش هیچکس جز من از همه چیز نگذشت در مقابل هوچیها و نادانان (ولی امروز دوره عوام فریبی دوره اغفال دوره سکوت گذشته‌است) آنروز در نتیجه نتوانستند مرا یاری بکنند... '''[[مذاکره راجع به استوارنامه سیدضیاءالدین طباطبائی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهاردهم|این مقاله را بخوانید]]'''   
 
بستن این پیمان را بدون تردید باید یک از پیروزی‌های سیاسی ایران در آن روزهای آشفتگی دانست که با دوراندیشی محمدرضا شاه پهلوی و هوشمندی نخست وزیر ایران محمدعلی فروغی به انجام رسید. دو دولت شوروی و انگلیس با هجوم ناگهانی خود به خاک ایران بی‌طرفی و استقلال و حق حاکمیت ایران را نادیده گرفتند. دولت جماهیر شوروی و بریتانیا با برای خود قائل شدن حق بی مرز از هرگونه اقدام نظامی و استفاده از راه‌آهن، جاده‌ها و دیگر راه‌های ارتباطی و وسایل حمل و نقل و دستگاه‌های مخابراتی ایران و حق وارسی و سانسور مستقیم رادیو و روزنامه‌های ایران وضعیت هراس انگیزی را برای ایران بوجود آوردند. همه این سوءاستفاده‌ها در فصل پنجم و بند نخست از فصل ششم پیمان با ظرافت تمام نوشته شد تا مردم ایران درباره آینده ایران کمی آسودگی خاطر پیداکنند. شاهنشاه جوان ایران محمدرضا پهلوی با آگاهی بر این که ورود و درنگ ارتش دو دولت شوروی و انگلیس در ایران و استفاده کامل از همه امکانات ایران سختی‌ها و بی‌بهرگی‌های بی‌شماری را برای کشور و ملت ایران دربر خواهد داشت آماده شد که همراه با ملت خود در برابر تنگی‌های فراوان اقتصادی و سیاسی با شکیبایی تاب آورد تا در هنگام و پایان جنگ استقلال و حاکمیت و منافع ملی خود را از دستبرد سوداگران بین‌المللی نگاه دارد. تا پیش از امضای این پیمان تنها ده نامه بین دولت ایران و دو دولت بریتانیا و شوروی بین وزیران خارجه، سفیرها و نخست وزیران سه کشور رد و بدل شده بود که هر آن گمان تغییر هر یک از آن نخست وزیران و سفیران می‌رفت با امضای این پیمان جایگاه و حقوق کشور شاهنشاهی روشن شد و وظیفه دو دولت اشغالگر ایران در برابر دولت و ملت ایران به نوشتار و امضا در آمد.'''[[پیمان سه دولت|دنباله‌اش را بخوانید]]'''   
</onlyinclude>
</onlyinclude>




[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۱ مهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۵:۴۲


سیدضیاءالدین طباطبائی در سال های ۱۳۳۰ خورشیدی

مذاکره راجع به استوارنامه سیدضیاءالدین طباطبائی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهاردهم ...

سیدضیاءالدین طباطبائی- ... آقای دکتر را بنده میدانم و سابقه هم دارم با من غرض شخصی داشتند جز غرض شخصی چیز دیگری نبود این غرض شخصی ایشان در جای خود باقی است ولی ایشان یک نکته را فراموش کردند فرمودند وقتیکه اینجا تشریف آوردند فرمودند که ۲۰ سال بود از ملت ایران دور بودند این هم صحیح است به این معنی خیال می‌کنند که هنوز مردم ایران را با عوام فریبی می‌شود اغفال کرد غافل بودند که در این مجلس شورای ملی عناصر مشخص و ممیزی هستند که اعمال فداکارانه را از اظهارات عوام فریبانه جدا می‌کنند این یک حقیقتی است آقای دکتر مصدق السلطنه یک اختلاف اساسی است و آن این است که من از بدو زندگی خودم عوام فریب نبوده‌ام و عوام فریبی را بزرگترین خیانتی بهیئت اجتماعیه میدانم اگر آقای دکتر مصدق السلطنه و امثال ایشان عوام فریب نبودند و حقایق را بمردم می‌گفتند ایران سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد در جنگ بین المللی در سنه ۱۹۱۴ که مخاطراتی متوجه ایران شد فقط سید ضیاءالدین بود که در روزنامه‌ها اعلام کرد نباید ایران با روس و انگلیس جنگ بکند و از در ستیزه درآید. بی عدالتی‌های آنها را تحمل کند و صبر کنند و منتظر روز بهتری شوند شما و امثال شما ای آقای دکتر مصدق السلطنه برای وجاهت خودتان، برای اموال خودتان، برای منفعت خودتان که از مستوفی گری و خرید خالصه و از کاغذ سازی و از چه و از چه جمع کردید و نتوانستید آنها را حفظ بکنید صدای تان را در نیاورید حقیقت را بمردم نگفتید مردم را گمراه کردید وایران را به آن جنگ به آن ویرانی و فلاکت و ادبار انداختید روزهائی که جنگ تمام شد آقای مصدق السلطنه ایران ویران ایران سرگردان ایران گرسنه جز شما چند نفر وجهای نالایق چیز دیگری نداشت بلی آقای مصدق السلطنه در دوره‌های پیش هیچکس جز من از همه چیز نگذشت در مقابل هوچیها و نادانان (ولی امروز دوره عوام فریبی دوره اغفال دوره سکوت گذشته‌است) آنروز در نتیجه نتوانستند مرا یاری بکنند... این مقاله را بخوانید