سعدی (غزلیات)/هر که هست التفات بر جانش: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|هر که هست التفات بر جانش|گو مزن لاف مهر جانانش}} | {{ب|هر که هست التفات بر جانش|گو مزن لاف مهر جانانش}} | ||
{{ب|درد من بر من از طبیب منست|از که جویم دوا و درمانش}} | {{ب|درد من بر من از طبیب منست|از که جویم دوا و درمانش}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۴۲
| ' | سعدی (غزلیات) (هر که هست التفات بر جانش) از سعدی |
' |
| هر که هست التفات بر جانش | گو مزن لاف مهر جانانش | |
| درد من بر من از طبیب منست | از که جویم دوا و درمانش | |
| آن که سر در کمند وی دارد | نتوان رفت جز به فرمانش | |
| چه کند بنده حقیر فقیر | که نباشد به امر سلطانش | |
| ناگزیرست یار عاشق را | که ملامت کنند یارانش | |
| وان که در بحر قلزمست غریق | چه تفاوت کند ز بارانش | |
| گل به غایت رسید بگذارید | تا بنالد هزاردستانش | |
| عقل را گر هزار حجت هست | عشق دعوی کند به بطلانش | |
| هر که را نوبتی زدند این تیر | در جراحت بماند پیکانش | |
| نالهای میکند چو گریه طفل | که ندانند درد پنهانش | |
| سخن عشق زینهار مگوی | یا چو گفتی بیار برهانش | |
| نرود هوشمند در آبی | تا نبیند نخست پایانش | |
| سعدیا گر به یک دمت بی دوست | هر دو عالم دهند مستانش |