عطار (فیوصف حاله)/بوسعید مهنه با مردان راه: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|بوسعید مهنه با مردان راه|بود روزی در میان خانقاه}} | {{ب|بوسعید مهنه با مردان راه|بود روزی در میان خانقاه}} | ||
{{ب|مستی آمد اشک ریزان بیقرار|تا دران خانقاه آشفتهوار}} | {{ب|مستی آمد اشک ریزان بیقرار|تا دران خانقاه آشفتهوار}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۳۹
| ' | عطار (فیوصف حاله) (بوسعید مهنه با مردان راه) از عطار |
' |
| بوسعید مهنه با مردان راه | بود روزی در میان خانقاه | |
| مستی آمد اشک ریزان بیقرار | تا دران خانقاه آشفتهوار | |
| پرده از ناسازگاری بازکرد | گریه و بدمستیی آغازکرد | |
| شیخ کو را دید آمد در برش | ایستاد از روی شفقت بر سرش | |
| گفت هان ای مست اینجا کم ستیز | از چه میباشی، به من ده دست و خیز | |
| مست گفت ای حق تعالی یار تو | نیست شیخا دستگیری کار تو | |
| تو سر خود گیر و رفتی مردوار | سر فرورفته مرا با او گذار | |
| گر ز هر کس دستگیری آمدی | مور در صدر امیری آمدی | |
| دستگیری نیست کار تو، برو | نیستم من در شمار تو برو | |
| شیخ در خاک اوفتاد از درد او | سرخ گشت از اشک روی زرد او | |
| ای همه تو ناگزیر من تو باش | اوفتادم دست گیر من تو باش | |
| ماندهام در چاه زندان پای بست | در چنین چاهم که گیرد جز تو دست | |
| هم تن زندانیم آلوده شد | هم دل محنت کشم فرسوده شد | |
| گرچه بس آلوده در راه آمدم | عفو کن کز حبس وز چاه آمدم |