شبستری (گلشنراز)/تو گویی هست این افلاک دوار: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|تو گویی هست این افلاک دوار|به گردش روز و شب چون چرخ فخار}} | {{ب|تو گویی هست این افلاک دوار|به گردش روز و شب چون چرخ فخار}} | ||
{{ب|وز او هر لحظهای دانای داور|ز آب وگل کند یک ظرف دیگر}} | {{ب|وز او هر لحظهای دانای داور|ز آب وگل کند یک ظرف دیگر}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۱۳
| ' | شبستری (گلشنراز) (تو گویی هست این افلاک دوار) از شبستری |
' |
| تو گویی هست این افلاک دوار | به گردش روز و شب چون چرخ فخار | |
| وز او هر لحظهای دانای داور | ز آب وگل کند یک ظرف دیگر | |
| هر آنچه در مکان و در زمان است | ز یک استاد و از یک کارخانه است | |
| کواکب گر همه اهل کمالند | چرا هر لحظه در نقص و وبالند | |
| همه درجای و سیر و لون و اشکال | چرا گشتند آخر مختلف حال | |
| چرا گه در حضیض و گه در اوجند | گهی تنها فتاده گاه زوجند | |
| دل چرخ از چه شد آخر پر آتش | ز شوق کیست او اندر کشاکش | |
| همه انجم بر او گردان پیاده | گهی بالا و گه شیب اوفتاده | |
| عناصر باد و آب و آتش و خاک | گرفته جای خود در زیر افلاک | |
| ملازم هر یکی در منزل خویش | بننهد پای یک ذره پس و پیش | |
| چهار اضداد در طبع مراکز | به هم جمع آمده، کس دیده هرگز؟ | |
| مخالف هر یکی در ذات و صورت | شده یک چیز از حکم ضرورت | |
| موالید سه گانه گشته ز ایشان | جماد آنگه نبات آنگاه حیوان | |
| هیولی را نهاده در میانه | ز صورت گشته صافی صوفیانه | |
| همه از امر وحکم داد داور | به جان استاده و گشته مسخر | |
| جماد از قهر بر خاک اوفتاده | نبات از مهر بر پای ایستاده | |
| نزوع جانور از صدق و اخلاص | پی ابقای جنس و نوع و اشخاص | |
| همه بر حکم داور داده اقرار | مر او را روز و شب گشته طلبکار |