مثنوی معنوی/دیدن درویش جماعت مشایخ را: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|آن یکی درویش گفت اندر سمر|خضریان را من بدیدم خواب در}} | {{ب|آن یکی درویش گفت اندر سمر|خضریان را من بدیدم خواب در}} | ||
{{ب|گفتم ایشان را که روزی حلال|از کجا نوشم که نبود آن وبال}} | {{ب|گفتم ایشان را که روزی حلال|از کجا نوشم که نبود آن وبال}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۱:۱۳
| ' | دفتر چهارم مثنوی (دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بیمشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوههای تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ) از مولوی |
' |
| آن یکی درویش گفت اندر سمر | خضریان را من بدیدم خواب در | |
| گفتم ایشان را که روزی حلال | از کجا نوشم که نبود آن وبال | |
| مر مرا سوی کهستان راندند | میوهها زان بیشه میافشاندند | |
| که خدا شیرین بکرد آن میوه را | در دهان تو به همتهای ما | |
| هین بخور پاک و حلال و بیحساب | بی صداع و نقل و بالا و نشیب | |
| پس مرا زان رزق نطقی رو نمود | ذوق گفت من خردها میربود | |
| گفتم این فتنهست ای رب جهان | بخششی ده از همه خلقان نهان | |
| شد سخن از من دل خوش یافتم | چون انار از ذوق میبشکافتم | |
| گفتم ار چیزی نباشد در بهشت | غیر این شادی که دارم در سرشت | |
| هیچ نعمت آرزو ناید دگر | زین نپردازم به حور و نیشکر | |
| مانده بود از کسب یک دو حبهام | دوخته در آستین جبهام |