تفاوت میان نسخه‌های «دیوان شمس/بیا ای یار کامروز آن مایی»

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
 
خط ۷: خط ۷:
 
| یادداشت =
 
| یادداشت =
 
}}
 
}}
 +
{{شعر}}
 
{{ب|بیا ای یار کامروز آن مایی|چو گل باید که با ما خوش برآیی}}
 
{{ب|بیا ای یار کامروز آن مایی|چو گل باید که با ما خوش برآیی}}
 
{{ب|خدایا چشم بد را دور گردان|خداوندا نگه دار از جدایی}}
 
{{ب|خدایا چشم بد را دور گردان|خداوندا نگه دار از جدایی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۵۰

' دیوان شمس (غزلیات) (بیا ای یار کامروز آن مایی)
از مولوی
'


بیا ای یار کامروز آن مایی چو گل باید که با ما خوش برآیی
خدایا چشم بد را دور گردان خداوندا نگه دار از جدایی
اگر چشم بد من راه من زد به یک جامی ز خویشم ده رهایی
نهادم دست بر دل تا نپرد تو دل از سنگ خارا درربایی
نه من مانم نه دل ماند نه عالم اگر فردا بدین صورت درآیی
بیا ای جان ما را زندگانی بیا ای چشم ما را روشنایی
به هر جایی ز سودای تو دودی است کجایی تو کجایی تو کجایی
یکی شاخی ز نور پاک یزدان که جان جان جمله میوه‌هایی
به لطف از آب حیوان درگذشتی کند لطفش ز لطف تو گدایی
اگر کفر است اگر اسلام بشنو تو یا نور خدایی یا خدایی
خمش کن چشم در خورشید درنه که مستغنی است خورشید از گدایی