مثنوی معنوی/ربودن عقاب موزهی مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|اندرین بودند کواز صلا|مصطفی بشنید از سوی علا}} | {{ب|اندرین بودند کواز صلا|مصطفی بشنید از سوی علا}} | ||
{{ب|خواست آبی و وضو را تازه کرد|دست و رو را شست او زان آب سرد}} | {{ب|خواست آبی و وضو را تازه کرد|دست و رو را شست او زان آب سرد}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۱۱
| ' | دفتر سوم مثنوی (ربودن عقاب موزهی مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن) از مولوی |
' |
| اندرین بودند کواز صلا | مصطفی بشنید از سوی علا | |
| خواست آبی و وضو را تازه کرد | دست و رو را شست او زان آب سرد | |
| هر دو پا شست و به موزه کرد رای | موزه را بربود یک موزهربای | |
| دست سوی موزه برد آن خوشخطاب | موزه را بربود از دستش عقاب | |
| موزه را اندر هوا برد او چو باد | پس نگون کرد و از آن ماری فتاد | |
| در فتاد از موزه یک مار سیاه | زان عنایت شد عقابش نیکخواه | |
| پس عقاب آن موزه را آورد باز | گفت هین بستان و رو سوی نماز | |
| از ضرورت کردم این گستاخیی | من ز ادب دارم شکستهشاخیی | |
| وای کو گستاخ پایی مینهد | بی ضرورت کش هوا فتوی دهد | |
| پس رسولش شکر کرد و گفت ما | این جفا دیدیم و بود این خود وفا | |
| موزه بربودی و من درهم شدم | تو غمم بردی و من در غم شدم | |
| گرچه هر غیبی خدا ما را نمود | دل در آن لحظه به خود مشغول بود | |
| گفت دور از تو که غفلت در تو رست | دیدنم آن غیب را هم عکس تست | |
| مار در موزه ببینم بر هوا | نیست از من عکس تست ای مصطفی | |
| عکس نورانی همه روشن بود | عکس ظلمانی همه گلخن بود | |
| عکس عبدالله همه نوری بود | عکس بیگانه همه کوری بود | |
| عکس هر کس را بدان ای جان ببین | پهلوی جنسی که خواهی مینشین |