مثنوی معنوی/معنی حزم و مثال مرد حازم: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|یا به حال اولینان بنگرید|یا سوی آخر بحزمی در پرید}} | {{ب|یا به حال اولینان بنگرید|یا سوی آخر بحزمی در پرید}} | ||
{{ب|حزم چه بود در دو تدبیر احتیاط|از دو آن گیری که دورست از خباط}} | {{ب|حزم چه بود در دو تدبیر احتیاط|از دو آن گیری که دورست از خباط}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۰۶
| ' | دفتر سوم مثنوی (معنی حزم و مثال مرد حازم) از مولوی |
' |
| یا به حال اولینان بنگرید | یا سوی آخر بحزمی در پرید | |
| حزم چه بود در دو تدبیر احتیاط | از دو آن گیری که دورست از خباط | |
| آن یکی گوید درین ره هفت روز | نیست آب و هست ریگ پایسوز | |
| آن دگر گوید دروغست این بران | که بهر شب چشمهای بینی روان | |
| حزم آن باشد که بر گیری تو آب | تا رهی از ترس و باشی بر صواب | |
| گر بود در راه آب این را بریز | ور نباشد وای بر مرد ستیز | |
| ای خلیفهزادگان دادی کنید | حزم بهر روز میعادی کنید | |
| آن عدوی کز پدرتان کین کشید | سوی زندانش ز علیین کشید | |
| آن شه شطرنج دل را مات کرد | از بهشتش سخرهی آفات کرد | |
| چند جا بندش گرفت اندر نبرد | تا بکشتی در فکندش رویزرد | |
| اینچنین کردست با آن پهلوان | سست سستش منگرید ای دیگران | |
| مادر و بابای ما را آن حسود | تاج و پیرایه بچالاکی ربود | |
| کردشان آنجا برهنه و زار و خوار | سالها بگریست آدم زار زار | |
| که ز اشک چشم او رویید نبت | که چرا اندر جریدهی لاست ثبت | |
| تو قیاسی گیر طراریش را | که چنان سرور کند زو ریش را | |
| الحذر ای گلپرستان از شرش | تیغ لا حولی زنید اندر سرش | |
| کو همیبیند شما را از کمین | که شما او را نمیبینید هین | |
| دایما صیاد ریزد دانهها | دانه پیدا باشد و پنهان دغا | |
| هر کجا دانه بدیدی الحذر | تا نبندد دام بر تو بال و پر | |
| زانک مرغی کو بترک دانه کرد | دانه از صحرای بی تزویر خورد | |
| هم بدان قانع شد و از دام جست | هیچ دامی پر و بالش را نبست |