محتشم کاشانی (غزلیات)/زخم نگهت نهفته خوردم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|زخم نگهت نهفته خوردم|پنهان نگهی دگر که مردم}}
{{ب|زخم نگهت نهفته خوردم|پنهان نگهی دگر که مردم}}
{{ب|شد عقل و زمان مستی آمد|خود را به تو این زمان سپردم}}
{{ب|شد عقل و زمان مستی آمد|خود را به تو این زمان سپردم}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۰۹:۵۶

' محتشم کاشانی (غزلیات) (زخم نگهت نهفته خوردم)
از محتشم کاشانی
'


زخم نگهت نهفته خوردم پنهان نگهی دگر که مردم
شد عقل و زمان مستی آمد خود را به تو این زمان سپردم
تیر نگهم زدی چو پنهان راهی به نوازش تو بردم
می‌گشت لبم خضاب اگر دوش دامن گه گریه می‌فشردم
از زخم اجل کشنده‌تر بود از دست تو ضربتی که خوردم
دل بی‌تو شبی که داغ می‌سوخت تا صبح ستاره می‌شمردم
ای هم دم محتشم در این بزم صاف از تو که من حریف دردم