دیوان شمس/چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی|فرورفتی به خود غمخواره گشتی}}
{{ب|چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی|فرورفتی به خود غمخواره گشتی}}
{{ب|تو را من پاره پاره جمع کردم|چرا از وسوسه صدپاره گشتی}}
{{ب|تو را من پاره پاره جمع کردم|چرا از وسوسه صدپاره گشتی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۳۲

' دیوان شمس (غزلیات) (چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی)
از مولوی
'


چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی فرورفتی به خود غمخواره گشتی
تو را من پاره پاره جمع کردم چرا از وسوسه صدپاره گشتی
ز دارالملک عشقم رخت بردی در این غربت چنین آواره گشتی
زمین را بهر تو گهواره کردم فسرده تخته گهواره گشتی
روان کردم ز سنگت آب حیوان به سوی خشک رفتی خاره گشتی
تویی فرزند جان کار تو عشق است چرا رفتی تو و هرکاره گشتی
از آن خانه که تو صد زخم خوردی به گرد آن در و درساره گشتی
در آن خانه که صد حلوا چشیدی نگشتی مطمن اماره گشتی
خمش کن گفت هشیاریت آرد نه مست غمزه خماره گشتی