سعدی (غزلیات)/آفرین خدای بر جانت: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|آفرین خدای بر جانت|که چه شیرین لبست و دندانت}}
{{ب|آفرین خدای بر جانت|که چه شیرین لبست و دندانت}}
{{ب|هر که را گم شدست یوسف دل|گو ببین در چه زنخدانت}}
{{ب|هر که را گم شدست یوسف دل|گو ببین در چه زنخدانت}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۲۴

' سعدی (غزلیات) (آفرین خدای بر جانت)
از سعدی
'


آفرین خدای بر جانت که چه شیرین لبست و دندانت
هر که را گم شدست یوسف دل گو ببین در چه زنخدانت
فتنه در پارس بر نمی‌خیزد مگر از چشم‌های فتانت
سرو اگر نیز آمدی و شدی نرسیدی بگرد جولانت
شب تو روز دیگران باشد کفتابست در شبستانت
تا کی ای بوستان روحانی گله از دست بوستانبانت
بلبلانیم یک نفس بگذار تا بنالیم در گلستانت
گر هزارم جفا و جور کنی دوست دارم هزار چندانت
آزمودیم زور بازوی صبر و آبگینست پیش سندانت
تو وفا گر کنی و گر نکنی ما به آخر بریم پیمانت
مژده از من ستان به شادی وصل گر بمیرم به درد هجرانت
سعدیا زنده عارفی باشی گر برآید در این طلب جانت