سعدی (غزلیات)/ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت|گوی از همه خوبان بربودی به لطافت}} | {{ب|ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت|گوی از همه خوبان بربودی به لطافت}} | ||
{{ب|ای صورت دیبای خطایی به نکویی|وی قطره باران بهاری به نظافت}} | {{ب|ای صورت دیبای خطایی به نکویی|وی قطره باران بهاری به نظافت}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۲۲
| ' | سعدی (غزلیات) (ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت) از سعدی |
' |
| ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت | گوی از همه خوبان بربودی به لطافت | |
| ای صورت دیبای خطایی به نکویی | وی قطره باران بهاری به نظافت | |
| هر ملک وجودی که به شوخی بگرفتی | سلطان خیالت بنشاندی به خلافت | |
| ای سرو خرامان گذری از در رحمت | وی ماه درافشان نظری از رافت | |
| گویند برو تا برود صحبتت از دل | ترسم هوسم بیش کند بعد مسافت | |
| ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجی | در دولت خاقان نتوان کرد خلافت | |
| با قد تو زیبا نبود سرو به نسبت | با روی تو نیکو نبود مه به اضافت | |
| آن را که دلارام دهد وعده کشتن | باید که ز مرگش نبود هیچ مخافت | |
| صد سفره دشمن بنهد طالب مقصود | باشد که یکی دوست بیاید به ضیافت | |
| شمشیر ظرافت بود از دست عزیزان | درویش نباید که برنجد به ظرافت | |
| سعدی چو گرفتار شدی تن به قضا ده | دریا در و مرجان بود و هول و مخافت |