مثنوی معنوی/نوبت جستن رسیدن به نصوح: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|جمله را جستیم پیش آی ای نصوح|گشت بیهوش آن زمان پرید روح}} | {{ب|جمله را جستیم پیش آی ای نصوح|گشت بیهوش آن زمان پرید روح}} | ||
{{ب|همچو دیوار شکسته در فتاد|هوش و عقلش رفت شد او چون جماد}} | {{ب|همچو دیوار شکسته در فتاد|هوش و عقلش رفت شد او چون جماد}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۱۴
| ' | دفتر پنجم مثنوی (نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی) از مولوی |
' |
| جمله را جستیم پیش آی ای نصوح | گشت بیهوش آن زمان پرید روح | |
| همچو دیوار شکسته در فتاد | هوش و عقلش رفت شد او چون جماد | |
| چونک هوشش رفت از تن بیامان | سر او با حق بپیوست آن زمان | |
| چون تهی گشت و وجود او نماند | باز جانش را خدا در پیش خواند | |
| چون شکست آن کشتی او بیمراد | در کنار رحمت دریا فتاد | |
| جان به حق پیوست چون بیهوش شد | موج رحمت آن زمان در جوش شد | |
| چون که جانش وا رهید از ننگ تن | رفت شادان پیش اصل خویشتن | |
| جان چو باز و تن مرورا کندهای | پای بسته پر شکسته بندهای | |
| چونک هوشش رفت و پایش بر گشاد | میپرد آن باز سوی کیقباد | |
| چونک دریاهای رحمت جوش کرد | سنگها هم آب حیوان نوش کرد | |
| ذرهی لاغر شگرف و زفت شد | فرش خاکی اطلس و زربفت شد | |
| مردهی صدساله بیرون شد ز گور | دیو ملعون شد به خوبی رشک حور | |
| این همه روی زمین سرسبز شد | چوب خشک اشکوفه کرد و نغز شد | |
| گرگ با بره حریف می شده | ناامیدان خوشرگ و خوش پی شده |