مثنوی معنوی/مناجات 1: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|ای دهندهی قوت و تمکین و ثبات|خلق را زین بیثباتی ده نجات}} | {{ب|ای دهندهی قوت و تمکین و ثبات|خلق را زین بیثباتی ده نجات}} | ||
{{ب|اندر آن کاری که ثابت بودنیست|قایمی ده نفس را که منثنیست}} | {{ب|اندر آن کاری که ثابت بودنیست|قایمی ده نفس را که منثنیست}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۰۶
| ' | دفتر پنجم مثنوی (مناجات) از مولوی |
' |
| ای دهندهی قوت و تمکین و ثبات | خلق را زین بیثباتی ده نجات | |
| اندر آن کاری که ثابت بودنیست | قایمی ده نفس را که منثنیست | |
| صبرشان بخش و کفهی میزان گران | وا رهانشان از فن صورتگران | |
| وز حسودی بازشان خر ای کریم | تا نباشند از حسد دیو رجیم | |
| در نعیم فانی مال و جسد | چون همیسوزند عامه از حسد | |
| پادشاهان بین که لشکر میکشند | از حسد خویشان خود را میکشند | |
| عاشقان لعبتان پر قذر | کرده قصد خون و جان همدگر | |
| ویس و رامین خسرو و شیرین بخوان | که چه کردند از حسد آن ابلهان | |
| که فنا شد عاشق و معشوق نیز | هم نه چیزند و هواشان هم نه چیز | |
| پاک الهی که عدم بر هم زند | مر عدم را بر عدم عاشق کند | |
| در دل نهدل حسدها سر کند | نیست را هست این چنین مضطر کند | |
| این زنانی کز همه مشفقتراند | از حسد دو ضره خود را میخورند | |
| تا که مردانی که خود سنگیندلند | از حسد تا در کدامین منزلند | |
| گر نکردی شرع افسونی لطیف | بر دریدی هر کسی جسم حریف | |
| شرع بهر دفع شر رایی زند | دیو را در شیشهی حجت کند | |
| از گواه و از یمین و از نکول | تا به شیشه در رود دیو فضول | |
| مثل میزانی که خشنودی دو ضد | جمع میآید یقین در هزل و جد | |
| شرع چون کیله و ترازو دان یقین | که بدو خصمان رهند از جنگ و کین | |
| گر ترازو نبود آن خصم از جدال | کی رهد از وهم حیف و احتیال | |
| پس درین مردار زشت بیوفا | این همه رشکست و خصمست و جفا | |
| پس در اقبال و دولت چون بود | چون شود جنی و انسی در حسد | |
| آن شیاطین خود حسود کهنهاند | یک زمان از رهزنی خالی نهاند | |
| وآن بنی آدم که عصیان کشتهاند | از حسودی نیز شیطان گشتهاند | |
| از نبی برخوان که شیطانان انس | گشتهاند از مسخ حق با دیو جنس | |
| دیو چون عاجز شود در افتتان | استعانت جوید او زین انسیان | |
| که شما یارید با ما یاریی | جانب مایید جانب داریی | |
| گر کسی را ره زنند اندر جهان | هر دو گون شیطان بر آید شادمان | |
| ور کسی جان برد و شد در دین بلند | نوحه میدارند آن دو رشکمند | |
| هر دو میخایند دندان حسد | بر کسی که داد ادیب او را خرد |