مثنوی معنوی/بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|شهوتی است او و بس شهوتپرست|زان شراب زهرناک ژاژ مست}} | {{ب|شهوتی است او و بس شهوتپرست|زان شراب زهرناک ژاژ مست}} | ||
{{ب|گرنه بهر نسل بود ای وصی|آدم از ننگش بکردی خود خصی}} | {{ب|گرنه بهر نسل بود ای وصی|آدم از ننگش بکردی خود خصی}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۰۳
| ' | دفتر پنجم مثنوی (بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید) از مولوی |
' |
| شهوتی است او و بس شهوتپرست | زان شراب زهرناک ژاژ مست | |
| گرنه بهر نسل بود ای وصی | آدم از ننگش بکردی خود خصی | |
| گفت ابلیس لعین دادار را | دام زفتی خواهم این اشکار را | |
| زر و سیم و گلهی اسپش نمود | که بدین تانی خلایق را ربود | |
| گفت شاباش و ترش آویخت لنج | شد ترنجیده ترش همچون ترنج | |
| پس زر و گوهر ز معدنهای خوش | کرد آن پسمانده را حق پیشکش | |
| گیر این دام دگر را ای لعین | گفت زین افزون ده ای نعمالمعین | |
| چرب و شیرین و شرابات ثمین | دادش و بس جامهی ابریشمین | |
| گفت یا رب بیش ازین خواهم مدد | تا ببندمشان به حبل من مسد | |
| تا که مستانت که نر و پر دلند | مردوار آن بندها را بسکلند | |
| تا بدین دام و رسنهای هوا | مرد تو گردد ز نامردان جدا | |
| دام دیگر خواهم ای سلطان تخت | دام مردانداز و حیلتساز سخت | |
| خمر و چنگ آورد پیش او نهاد | نیمخنده زد بدان شد نیمشاد | |
| سوی اضلال ازل پیغام کرد | که بر آر از قعر بحر فتنه گرد | |
| نی یکی از بندگانت موسی است | پردهها در بحر او از گرد بست | |
| آب از هر سو عنان را واکشید | از تگ دریا غباری برجهید | |
| چونک خوبی زنان فا او نمود | که ز عقل و صبر مردان میفزود | |
| پس زد انگشتک به رقص اندر فتاد | که بده زوتر رسیدم در مراد | |
| چون بدید آن چشمهای پرخمار | که کند عقل و خرد را بیقرار | |
| وآن صفای عارض آن دلبران | که بسوزد چون سپند این دل بر آن | |
| رو و خال و ابرو و لب چون عقیق | گوییا حق تافت از پردهی رقیق | |
| دید او آن غنج و برجست سبک | چون تجلی حق از پردهی تنک |