دیوان شمس/جان آمده در جهان ساده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|جان آمده در جهان ساده|وز مرکب تن شده پیاده}}
{{ب|جان آمده در جهان ساده|وز مرکب تن شده پیاده}}
{{ب|سیل آمد و درربود جان را|آن سیل ز بحرها زیاده}}
{{ب|سیل آمد و درربود جان را|آن سیل ز بحرها زیاده}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۵۸

' دیوان شمس (غزلیات) (جان آمده در جهان ساده)
از مولوی
'


جان آمده در جهان ساده وز مرکب تن شده پیاده
سیل آمد و درربود جان را آن سیل ز بحرها زیاده
جان آب لطیف دیده خود را در خویش دو چشم را گشاده
از خود شیرین چنانک شکر وز خویش بجوش همچو باده
خلقان بنهاده چشم در جان جان چشم به خویش درنهاده
خود را هم خویش سجده کرده بی‌ساجد و مسجد و سجاده
هم بر لب خویش بوسه داده کای شادی جان و جان شاده
هر چیز ز همدگر بزاید ای جان تو ز هیچ کس نزاده
می‌راند سوی شهر تبریز جان چون شتر و بدن قلاده