خواجوی کرمانی (غزلیات)/دوش میآید نگار بربرم: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|دوش میآید نگار بربرم|گفتم ای آرام جان و دلبرم}} | {{ب|دوش میآید نگار بربرم|گفتم ای آرام جان و دلبرم}} | ||
{{ب|دامن افشان زین صفت مگذر ز ما|گفت بگذار ای جوان تا بگذرم}} | {{ب|دامن افشان زین صفت مگذر ز ما|گفت بگذار ای جوان تا بگذرم}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۲۶
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (دوش میآید نگار بربرم) از خواجوی کرمانی |
' |
| دوش میآید نگار بربرم | گفتم ای آرام جان و دلبرم | |
| دامن افشان زین صفت مگذر ز ما | گفت بگذار ای جوان تا بگذرم | |
| گفتم امشب یک زمان تشریف ده | تا بکام دل ز وصلت بر خورم | |
| گفت بی پروانه نتوان یافتن | صحبتم را زانکه شمع خاورم | |
| گفتم از پروانه و خط در گذر | من نه میر ملک و شاه کشورم | |
| یک زمان با من بدرویشی بساز | زانکه من هم بندهات هم چاکرم | |
| چون غلام حلقه در گوش توام | چند داری همچو حلقه بر درم | |
| گفت آری بس جوانی مهوشی | تا کنون جز راه مهرت نسپرم | |
| راستی را سرو بالایی خوشی | تا بیایم با تو جان میپرورم | |
| گفتم از مهر جمالت گشتهام | آنچنان کز ذره پیشت کمترم | |
| گفت آری با چنان حسن و جمال | شاید ار گوئی که مهر انورم | |
| گفتم امشب گر مسلمانی بیا | گفت اگر یک لحظه آیم کافرم | |
| گفت ار جان بایدت استادهام | گفت کو سیم و زرت تا بنگرم | |
| گفتمش گر سیم باید شب بیا | گفت خلقت بینم از لطف و کرم | |
| گفتمش یک لحظه با پیران بساز | گفت زر برکش که من زال زرم | |
| گفتمش گر سر برآری بندهام | گفت خواجو بگذر امشب از سرم |