دیوان شمس/تا چهره آن یگانه دیدم: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|تا چهره آن یگانه دیدم|دل در غم بیکرانه دیدم}} | {{ب|تا چهره آن یگانه دیدم|دل در غم بیکرانه دیدم}} | ||
{{ب|گفتی فرداست روز بازار|بازار تو را بهانه دیدم}} | {{ب|گفتی فرداست روز بازار|بازار تو را بهانه دیدم}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۴۳
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (تا چهره آن یگانه دیدم) از مولوی |
' |
| تا چهره آن یگانه دیدم | دل در غم بیکرانه دیدم | |
| گفتی فرداست روز بازار | بازار تو را بهانه دیدم | |
| دل را چو انار ترش و شیرین | خون بسته و دانه دانه دیدم | |
| زهر عالم همه عسل شد | تا شهد تو در میانه دیدم | |
| جان را چو وثاق و جای زنبور | از شهد تو خانه خانه دیدم | |
| بر آتشم و هنوز در عشق | زان دوزخ یک زبانه دیدم | |
| شطرنج که صد هزار خانهست | از جمله آن دو خانه دیدم | |
| یک خانه پر از خمار دیدم | یک خانه می مغانه دیدم | |
| چون عشق چنین دو روی دارد | سرگشتگی زمانه دیدم | |
| وانگه زین سر به سوی آن سر | دزدیده ره و دهانه دیدم | |
| زان ره خرد دقیقه بین را | اندیشه ابلهانه دیدم | |
| او بر سر گنج بینشانی | سرگشته که من نشانه دیدم | |
| او زیر پر همای دولت | گوید که به خواب لانه دیدم | |
| جانی که ز غم ز پا درآمد | در عالم دل روانه دیدم | |
| جانی که فسانه داند این را | او را همگی فسانه دیدم | |
| نالنده و بیخبر ز نالش | چون بربط و چون چغانه دیدم | |
| بس شانه مکن که طره عشق | بیرون ز حدود شانه دیدم | |
| صد شب بر او ترانه گویی | روزت گوید تو را ندیدم | |
| هر درد که آن دوا ندارد | سوی دل خود دوانه دیدم |