اسرار معرفت فخر شیرازی: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
<br />{{ب|ای [[فخر]] دم ببند ز '''اسرار معرفت'''| حرفی بزن که نکته بر او کم توان گرفت}} | <br />{{ب|ای [[فخر]] دم ببند ز '''اسرار معرفت'''| حرفی بزن که نکته بر او کم توان گرفت}} | ||
<br />{{پایان شعر}} | <br />{{پایان شعر}} | ||
<br /> | <br /> | ||
<br /> | <br /> | ||
نسخهٔ ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۵۹
| ترکت کز ابرو و مژه تیر و کمان گرفت | تیرش ز دل گذشت و به دامان جان گرفت |
| در تیه اشتیاق تو سرگشته بود دل | منت خدای را که به کویت مکان گرفت |
| آمد همای دولت و این مشت استخوان | بر سر ز پرّ مکرمتش سایبان گرفت |
| با دوستان به کینه و با دشمنان به مهر | این شیوه یاد ماه من از آسمان گرفت |
| آن شوخ رفت و هیچ نظر از قفا نکرد | کاین خسته جان چگونه پی کاروان گرفت |
| نبود عجب که دل ز دو زلفت قرار یافت | چون مرغ شب بیدید و ره آشیان گرفت |
| دلبر به کام و باده به جام رقیب دور | امشب مگر ز دور فلک دل امان گرفت |
| کشتی او به ساحل مقصود کرد روی | وز لجّۀ ملالت و اندوه کران گرفت |
| شکرانۀ سلامت ازین بحر بیکران | باید سبک بر آمد و رطل گران گرفت |
| از دست آن سمن بر گلچهر لاله رخ | پیمانه ای پر ز می چون ارغوان گرفت |
| ساقی بیا که وقت مدد دادن دل است | از چارسو سپاه غمش در میان گرفت |
| مطرب بزن که دید مغنّی چو حال من | شد گریه در گلو گره او را زبان گرفت |
| ای فخر دم ببند ز اسرار معرفت | حرفی بزن که نکته بر او کم توان گرفت |