اوحدی مراغهای (غزلیات)/دلها بربودند و برفتند سواران: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|دلها بربودند و برفتند سواران|ما پای به گل در شده زین اشک چو باران}} | {{ب|دلها بربودند و برفتند سواران|ما پای به گل در شده زین اشک چو باران}} | ||
{{ب|او رفت، که روزی دو سه را باز پس آید|ما دیده به راه و همه شب روز شماران}} | {{ب|او رفت، که روزی دو سه را باز پس آید|ما دیده به راه و همه شب روز شماران}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۴:۱۱
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (دلها بربودند و برفتند سواران) از اوحدی مراغهای |
' |
| دلها بربودند و برفتند سواران | ما پای به گل در شده زین اشک چو باران | |
| او رفت، که روزی دو سه را باز پس آید | ما دیده به راه و همه شب روز شماران | |
| بر کشتنم ار شاه سواری بفرستد | با شاه بگویید که: کشتند سواران | |
| اندیشهی باران نکند غرقهی دریا | ای دیدهی خونریز، میندیش و بباران | |
| این حال، که ما را بجزو یار دگر نیست | حالیست که مشکل بتوان گفت به یاران | |
| ما را به بهار و سمن و لاله چه خوانی؟ | دریاب کزین لاله چه روید به بهاران؟ | |
| آهن که چه دید از غم آن چهره بگویید | تا آینه پیشش نزنند آینه داران | |
| گر دوست دوایی ننهد بر دل مجروح | مرهم ز که جوید جگر سینهفگاران؟ | |
| صد قصه نبشت اوحدی از دست غم او | وین غصه یکی بود که گفتم ز هزاران |