حافظ (غزلیات)/وصال او ز عمر جاودان به: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|وصال او ز عمر جاودان به|خداوندا مرا آن ده که آن به}}
{{ب|وصال او ز عمر جاودان به|خداوندا مرا آن ده که آن به}}
{{ب|به شمشیرم زد و با کس نگفتم|که راز دوست از دشمن نهان به}}
{{ب|به شمشیرم زد و با کس نگفتم|که راز دوست از دشمن نهان به}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۸:۱۰

' حافظ (غزلیات) (وصال او ز عمر جاودان به)
از حافظ
'


وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به
به داغ بندگی مردن بر این در به جان او که از ملک جهان به
خدا را از طبیب من بپرسید که آخر کی شود این ناتوان به
گلی کان پایمال سرو ما گشت بود خاکش ز خون ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما که این سیب زنخ زان بوستان به
دلا دایم گدای کوی او باش به حکم آن که دولت جاودان به
جوانا سر متاب از پند پیران که رای پیر از بخت جوان به
شبی می‌گفت چشم کس ندیده‌ست ز مروارید گوشم در جهان به
اگر چه زنده رود آب حیات است ولی شیراز ما از اصفهان به
سخن اندر دهان دوست شکر ولیکن گفته حافظ از آن به