حافظ (غزلیات)/در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش|حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش}}
{{ب|در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش|حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش}}
{{ب|صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست|تا دید محتسب که سبو می‌کشد به دوش}}
{{ب|صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست|تا دید محتسب که سبو می‌کشد به دوش}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۴۰

' حافظ (غزلیات) (در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش)
از حافظ
'


در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش
صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست تا دید محتسب که سبو می‌کشد به دوش
احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان کردم سال صبحدم از پیر می فروش
گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش
ساقی بهار می‌رسد و وجه می‌نماند فکری بکن که خون دل آمد ز غم به جوش
عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش
تا چند همچو شمع زبان آوری کنی پروانه مراد رسید ای محب خموش
ای پادشاه صورت و معنی که مثل تو نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش
چندان بمان که خرقه ازرق کند قبول بخت جوانت از فلک پیر ژنده پوش