سعدی (غزلیات)/مپندار از لب شیرین عبارت: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|مپندار از لب شیرین عبارت|که کامی حاصل آید بی مرارت}}
{{ب|مپندار از لب شیرین عبارت|که کامی حاصل آید بی مرارت}}
{{ب|فراق افتد میان دوستداران|زیان و سود باشد در تجارت}}
{{ب|فراق افتد میان دوستداران|زیان و سود باشد در تجارت}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۴۳

' سعدی (غزلیات) (مپندار از لب شیرین عبارت)
از سعدی
'


مپندار از لب شیرین عبارت که کامی حاصل آید بی مرارت
فراق افتد میان دوستداران زیان و سود باشد در تجارت
یکی را چون ببینی کشته دوست به دیگر دوستانش ده بشارت
ندانم هیچ کس در عهد حسنت که بادل باشد الا بی بصارت
مرا آن گوشه چشم دلاویز به کشتن می‌کند گویی اشارت
گر آن حلوا به دست صوفی افتد خداترسی نباشد روز غارت
عجب دارم درون عاشقان را که پیراهن نمی‌سوزد حرارت
جمال دوست چندان سایه انداخت که سعدی ناپدیدست از حقارت