دیوان شمس/به حارسان نکوروی من خطاب کنید: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|به حارسان نکوروی من خطاب کنید|که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید}} | {{ب|به حارسان نکوروی من خطاب کنید|که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید}} | ||
{{ب|گهی به خاطر بیگانگان سال دهید|گهی دل همه را سخره جواب کنید}} | {{ب|گهی به خاطر بیگانگان سال دهید|گهی دل همه را سخره جواب کنید}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۳۹
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (به حارسان نکوروی من خطاب کنید) از مولوی |
' |
| به حارسان نکوروی من خطاب کنید | که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید | |
| گهی به خاطر بیگانگان سال دهید | گهی دل همه را سخره جواب کنید | |
| و چون شدند همه سخره سال و جواب | شما به خلوت ساغر پر از شراب کنید | |
| دلی که نیست در اندیشه سال و جواب | وی آفتاب جهان شد بدو شتاب کنید | |
| زنید خاک به چشمی که باد در سر اوست | دو چشم آتشی حاسدان پرآب کنید | |
| از آن که هر که جز این آب زندگی باشد | سراب مرگ بود پشت بر سراب کنید | |
| چو زندگی ابد هست اندر آب حیات | به ترک عمر به صد رنگ شیخ و شاب کنید | |
| گداز عاشق در تاب عشق کی ماند | به خدمتی که شما از پی ثواب کنید | |
| چو کف جود و سخاوت به لطف بگشاید | نشاید این که شما قصه سحاب کنید | |
| وگر ز تن حشم زنگبار خون آرد | سپاه قیصر رومی شما حراب کنید | |
| به یک نظر چو بکرد او جهان جان معمور | چرا چو جغد حدیث تن خراب کنید | |
| که صد هزار اسیرند پیش زنگ از روم | مخنثی چه بود فک آن رقاب کنید | |
| لوای دولت مخدوم شمس دین آمد | گروه بازصفت قصد آن جناب کنید |