خاقانی (قطعات)/چراغ کیان کشته شد کاش من: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|چراغ کیان کشته شد کاش من|به مرگش چراغ سخن کشتمی}}
{{ب|چراغ کیان کشته شد کاش من|به مرگش چراغ سخن کشتمی}}
{{ب|گرم قوتستی چراغ فلک|به آسیب یک دم زدن کشتمی}}
{{ب|گرم قوتستی چراغ فلک|به آسیب یک دم زدن کشتمی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۲۲

' خاقانی (قطعات) (چراغ کیان کشته شد کاش من)
از خاقانی
'


چراغ کیان کشته شد کاش من به مرگش چراغ سخن کشتمی
گرم قوتستی چراغ فلک به آسیب یک دم زدن کشتمی
گرم دست رفتی به شمشیر صبح اجل را به دست زمن کشتمی
سلیمان چو شد کشته‌ی اهرمن مدد بایدم کاهرمن کشتمی
به مازندرانم ظفر بایدی که دیوانش را تن به تن کشتمی
چو شیرین تن خویشتن را به تیغ پس از خسرو تیغ زن کشتمی
اگر با صفهود وفا کردمی به هجران او خویشتن کشتمی
اگر حق مهرش به جای آرمی طرب را چو گل در چمن کشتمی
دل و دیده بر دست بنهادمی چو سیماب از آب دهن کشتمی
عروسان خاطر دهندی رضا که چون سمعشان در لگن کشتمی
هم او را از آن حاصلی نیستی وگر خویشتن در حزن کشتمی
رفیقا مکش خویشتن در فراق که گر شایدی کشت من کشتمی
یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی برگ از خدا طلب کن بگذار شاخ و شوخی
نیکوت داشت اول، نیکوت دارد آخر این بیت معتقد ساز از قاضی تنوخی