خاقانی (قطعات)/به تعریض گفتی که خاقانیا: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|به تعریض گفتی که خاقانیا|چه خوش داشت نظم روان عنصری}} | {{ب|به تعریض گفتی که خاقانیا|چه خوش داشت نظم روان عنصری}} | ||
{{ب|بلی شاعری بود صاحبقران|ز ممدوح صاحبقران عنصری}} | {{ب|بلی شاعری بود صاحبقران|ز ممدوح صاحبقران عنصری}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۲۱
| ' | خاقانی (قطعات) (به تعریض گفتی که خاقانیا) از خاقانی |
' |
| به تعریض گفتی که خاقانیا | چه خوش داشت نظم روان عنصری | |
| بلی شاعری بود صاحبقران | ز ممدوح صاحبقران عنصری | |
| ز معشوق نیکو و ممدوح نیک | غزلگو شد و مدحخوان عنصری | |
| جز ار طرز مدح و طراز غزل | نکردی ز طبع امتحان عنصری | |
| شناسند افاضل که چون من نبود | به مدح و غزل درفشان عنصری | |
| که این سحر کاری که من میکنم | نکردی به سحر بیان عنصری | |
| ز ده شیوه کان حیلت شاعری است | به یک شیوه شد داستان عنصری | |
| مرا شیوهی خاص و تازه است و داشت | همان شیوهی باستان عنصری | |
| نه تحقیق گفت و نه وعظ و نه زهد | که حرفی ندانست از آن عنصری | |
| به دور کرم بخششی نیک دید | ز محمود کشور ستان عنصری | |
| به ده بیت صد بدره و برده یافت | ز یک فتح هندوستان عنصری | |
| شنیدم که از نقره زد دیگدان | ز زر ساخت آلات خوان عنصری | |
| اگر زنده ماندی در این دور بخل | خسک ساختی دیگدان عنصری | |
| نخوردی ز خوانهای این مردمان | پریوار جز استخوان عنصری | |
| به بوی دو نان پیش دونان شدی | زدی بوسه چون پر نان عنصری | |
| ز تیر فلک تیغ چستی نداشت | چو من در نیام دهان عنصری | |
| ز نی دور باش دو شاخی نداشت | چو من در سه شاخ بنان عنصری | |
| نبوده است چون من گه نظم و نثر | بزرگ آیت و خرده دان عنصری | |
| به نظم چو پروین و نثر چو نعش | نبود آفتاب جهان عنصری | |
| ادیب و دبیر و مفسر نبود | نه سحبان یعرب زبان عنصری | |
| چنانک این عروس از درم خرم است | به زر بود خرم روان عنصری | |
| دهم مال و پس شاد باشم کنون | ستد زر و شد شادمان عنصری | |
| به دانش بر از عرش گر رفته بود | به دولت بر از آسمان عنصری | |
| به دانش توان عنصری شد ولیک | به دولت شدن چون توان عنصری |