محمدرضا شاه پهلوی آریامهر: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۷: خط ۱۷:
آیت‌الله‌ها توانستند که جلوی جهموری در ایران را بگیرند ولی نتوانستند از بنیان ایران نوین و مدرن به دست نخست وزیر رضا خان جلوگیری کنند و نخستین گام در راه ایران نوین تغییر تقویم تازی به گاهنامه ایرانی جلالی بود.<ref>[[قانون تبدیل بروج به ماههای فارسی از نوروز ۱۳۰۴ خورشیدی (شمسی)]]</ref> با قانون اوزان و مقیاسها از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۰۴ شمسی سیستم متریک در ایران آورده شد.<ref>[[قانون اوزان و مقیاسها]]</ref> ۱۴ خرداد قانون ثبت احوال به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون هر ایرانی می‌باید نام خانوادگی برای خود برگزیند و در دفترهای ویژه ثبت احوال مشخصات خود را ثبت کند.<ref>[[قانون سجل احوال ۱۳۰۴]]</ref> نخست‌وزیر رضاخان سردار سپه نام خانوادگی پهلوی را برای خود برگزید و پس از آن محمدرضا،  محمدرضا پهلوی نامیده شد.
آیت‌الله‌ها توانستند که جلوی جهموری در ایران را بگیرند ولی نتوانستند از بنیان ایران نوین و مدرن به دست نخست وزیر رضا خان جلوگیری کنند و نخستین گام در راه ایران نوین تغییر تقویم تازی به گاهنامه ایرانی جلالی بود.<ref>[[قانون تبدیل بروج به ماههای فارسی از نوروز ۱۳۰۴ خورشیدی (شمسی)]]</ref> با قانون اوزان و مقیاسها از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۰۴ شمسی سیستم متریک در ایران آورده شد.<ref>[[قانون اوزان و مقیاسها]]</ref> ۱۴ خرداد قانون ثبت احوال به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون هر ایرانی می‌باید نام خانوادگی برای خود برگزیند و در دفترهای ویژه ثبت احوال مشخصات خود را ثبت کند.<ref>[[قانون سجل احوال ۱۳۰۴]]</ref> نخست‌وزیر رضاخان سردار سپه نام خانوادگی پهلوی را برای خود برگزید و پس از آن محمدرضا،  محمدرضا پهلوی نامیده شد.


در زمانی که نخست‌وزیر رضا خان به همراهی وزیرانش و نمایندگان مجلس شورای ملی بزرگترین برنامه اصلاخات را در تاریخ ایران آغاز کردند احمد شاه در هتل ماژستیک در پاریس بسر می‌برد. احمد شاه به اداره کردن ٍثروتش مشغول بود و پول‌هایش را در بورس سهام فرانسه سرمایه‌گذاری کرده بود. جواب به درخواست نمایندگان مجلس شورای ملی از احمد شاه که به کشور بازگردد پاسخی مبهم بدون تاریخ بازگشت بود. برای اکثریت نمایندگان مجلس روشن بود که احمد شاه گرایش‌ها و دلبستگی‌های  شخصی خود را بر مصلحت مملکت برتر می‌داند. پس از آن که روشن شد که جمهوری در ایران با مقاومت آیت‌الله ها شانسی ندارد در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.<ref>[[قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی]]</ref> تعیین تکلیف حکومت قطعی به تصمیم مجلس موسسان بستگی دارد. ۱۵ آذر ۱۳۰۴ نخستین مجلس موسسان در دروه مشروطیت ایران برای تعیین سرنوشت کشور و با شرکت همه نمایندگان برگزیده ملت اران تشکیل شد. مجلس موسسان پس از پنج جلسه در ماده واحده ای اصول چهارگانه ۳۶ و ۲۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی را اصلاح کرد و سلطنت ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد.<ref>[[متمم قانون اساسی]]</ref>  
در زمانی که نخست‌وزیر رضا خان به همراهی وزیرانش و نمایندگان مجلس شورای ملی بزرگترین برنامه اصلاخات را در تاریخ ایران آغاز کردند احمد شاه در هتل ماژستیک در پاریس بسر می‌برد. احمد شاه به اداره کردن ٍثروتش مشغول بود و پول‌هایش را در بورس سهام فرانسه سرمایه‌گذاری کرده بود. جواب به درخواست نمایندگان مجلس شورای ملی از احمد شاه که به کشور بازگردد پاسخی مبهم بدون تاریخ بازگشت بود. برای اکثریت نمایندگان مجلس روشن بود که احمد شاه گرایش‌ها و دلبستگی‌های  شخصی خود را بر مصلحت مملکت برتر می‌داند. پس از آن که روشن شد که جمهوری در ایران با مقاومت آیت‌الله‌ها شانسی ندارد در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.<ref>[[قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی]]</ref> تعیین تکلیف حکومت قطعی به تصمیم مجلس موسسان بستگی دارد. ۱۵ آذر ۱۳۰۴ نخستین مجلس موسسان در دروه مشروطیت ایران برای تعیین سرنوشت کشور و با شرکت همه نمایندگان برگزیده ملت ایران تشکیل شد. مجلس موسسان پس از پنج جلسه در ماده واحده‌ای اصول چهارگانه ۳۶ و ۲۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی را اصلاح کرد و سلطنت ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد.<ref>[[متمم قانون اساسی]]</ref> بنابر قانون اساسی و به فرمان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در روز ۲۶ آذر ۱۳۰۴ محمدرضا ولیعهد ایران شد. با ولیعهد شدن محمدرضا پهلوی دوره کودکی او نیز به پایان رسید.
 
== نوجوانی و ولیعهدی ==
دو روز پس از انتصاب به مقام ولیعهدی ایران  محمدرضا پهلوی اونیفورم نظامی بر تن کرد و به مدرسه برنامه‌ریزی شده ویژه نظام رفت. آموزش نظامی بخشی از درس‌های مدرسه بود و همه دانش‌آموزان می‌بایستی با اونیفورم نظامی در کلاس‌ها شرکت کنند. ولیعهد به همراه بیست شاگردان دیگر که فرزندان کارمندان کشوری و لشکری بودند به کلاس اول می‌رود. افزون بر درس‌های مدرسه نظام ولیعهد آموزگار سرخانه نیز دارد. خانم ارفع که شوهر ایرانی دارد و فرانسوی است به ولیعهد ایران نیز زبان، تاریخ و تمدن فرانسه و انقلاب فرانسه را می‌آموزد. پس از پایان رساندن دوره شش ساله دبستان والاحضرت محمدرضا پهلوی برای ادامه تحصیلات در ۱۲ شهریور ۱۳۱۰ به همراهی برادرش علیرضا و مهرپور تیمورتاش پسر وزیر دربار تیمورتاش و حسین فردوست به دبیرستان لوروسی <ref>Le Rosey</ref> در کشور سوییس می‌رود. درکنار درس‌های دبیرستان رزه در سویس ولیعهد باید درس زبان پارسی را نیز ادامه دهد. آقای مستشار آموزگار زبان پارسی  نیز ولیعهد را در این سفر همراهی می‌کند.





نسخهٔ ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۴۶

محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر

اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشداران در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۱۹۱۹ میلادی در تهران زاده شد.[۱] وی فرزند رضا خان یکی از افسران قزاق بود.

کودکی محمدرضا

محمدرضا در شرایط بسیار دشوار ایران به دنیا آمد، فقر و گرسنگی و قحطی همه جا را فرا گرفته بود. بیماری‌های واگیردار گوناگون چون تراخم، مالاریا، طاعون، وبا، تیفوس و آبله را چیزی جلودارشان نبود. هیچ سیستم آموزشی و بهداشتی در ایران نبود. تنها مکتب‌هایی زیر نظر آخوندها وجود داشت. ۱۲۹۷ جنگ جهانی اول به پایان رسید ولی جنگ در ایران ادامه یافت. ارتش روسیه که در ایران بود منحل شد و از ایران خارج شد و تمامیت ایران به اشغال انگلیس درآمد. نیروهای انگلیسی تا باکو پیشروی کردند تا معادن نفت روسیه در باکو را تسخیر کنند. ارتش سرخ شوروی منابع باکو را از تصرف قوای انگلیس درآورد و به شمال ایران گیلان و آذربایجان و کردستان حمله کرد.

۱۷ امرداد ۱۲۸۹ دولت انگلیس در زمان نخست وزیری وثوق‌الدوله قراردادی با ایران امضا کرد که بر پایه آن کشور ایران به گونه‌ای مستعمره تحت‌الحمایه انگلیس شد. در چهارچوب این قرارداد احمد شاه و وثوق‌الدوله و نمایندگان مجلس حقوق بگیران دولت انگلیس شدند. سوم اسفند ۱۲۹۹ سیدضیا طباطبایی و رضا خان میرپنج با دوهزار و پانصد سرباز نقطه‌های استراتژیک تهران را در دست گرفت و کابینه سپهدار اعظم سقوط کرد. ۶ اسفند ۱۲۹۹ به فرمان احمدشاه سیدضیا رییس دولت شد و مجلس شورای ملی دوره چهارم تشکیل شد.[۲]. رضا خان میرپنج در ۷ اسفند به فرمان احمدشاه صردارسپه شد و فرمانده کل قوای قزاق شد. ۷ اسفند ۱۲۹۹ هیات وزیران قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس را که در کابینه وثوق‌الدوله به تصویب رسیده بود لغو کرد. ۸ اسفند ۱۲۹۹ عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه بسته شد. [۳]

۴ اردیبهشت ۱۳۰۰ در کابینه سیدضیا رضا خان سردار سپه به عنوان وزیر جنگ برگزیده شد و ماموریت سردارسپه ایجاد یک ارتش با بهم پیوستن قوای قزاق و ژاندارمری بود. کابینه سیدضیا پس از سه ماه برکنار شد و ۲ آبان ۱۳۰۰ قوام‌السطنه مامور تشکیل کابینه شد.[۴] و رضا خان سردار سپه در مقام وزیر جنگ باقی ماند. عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه در ۲۳ آذر ۱۳۰۰ به تصویب مجلس شورا ملی رسید.

۳۰ خرداد ۱۳۰۰ به دستور سردار سپه یاغیان گیلان سرکوب شدند و سردار سپه قوای میرزا کوچک خان و ارتش سرخ ایران را شکست سختی داد و میرزا کوچک خان جنگلی فراری شد و ۷ تیر ۱۳۰۰ نامه وی به لنین که درخواست پشتیبانی بیشتر کرده بود چاپ شد. سردار سپه نیروی هزار نفری کمونیست که دوباره حمله به گیلان را آغاز کرده بود شکست داد و ۲۵ تیر ۱۳۰۰ آشوب طلبان فارس قلع و قمع شدند و در فارس آرامش برخوردار شد. ستون نظامی که به دستور سردار سپه به کردستان رفته بودند آشوبگران را درهم شکستند و امنیت و آرامش در آن سامان برقرار شد. در درازای مجلس چهارم و آشوب و نابسامانی در کشور مشیرالدوله [۵]، قوام‌السلطنه [۶] و مستوفی‌الممالک [۷] نخست وزیر شدند و سردار سپه در همه کابینه‌ها در مقام وزیر جنگ باقی ماند. در بهمن ۱۳۰۰ سردار سپه با قوای نظامی شورشیان خراسان را سرکوب کردند و سران شورش را چون شیخ علی‌اکبر تربتی را دستگیر و زندانی کردند و با یاغیان، ایل نشنیان، خیانتکاران با پشتیبانی ارتش سرخ و دیگر مزدوران که برای جداسازی استان‌های گوناگون برای خود ارتش ساخته بودند می‌جنگید و آرامش را در ایران برقرار کرد. پایان این جنگ‌های داخلی علیه یاغیان و مزدوران با شیخ خزعل که زیر پشتیبانی مستقیم انگلستان و با ساز و برگ بیست هزار تن جنگنده و با همکاری امیر مجاهد بختیاری، پانزده هزار تفنگچی بختیاری به همراهی سران ایلات قشقایی و ممسنی و بویراحمدی بود. سردار سپه شورشیان را شکست داد و شیخ خزئل درخواست بخشش کرد.

شش سال نخسین کودکی محمدرضا سراسر با آشوب‌ها و جنگ‌های داخلی سپری شد و از همان سن آموخت که ارتش مهمترین نقش را در یکپارچگی کشور بازی می‌کند. درکنار پیروزی‌ها، محمدرضا شاهد شکست سیاسی پدر خود نیز بود که همان شکست در اعلام جمهوری در ایران بود.

۴ آبان ۱۳۰۲ رضاخان به فرمان احمد شاه به ریاست وزرا (نخست‌وزیری) برگزیده شد. در فرمانی که صادر شد دلیل این انتصاب «حساسیت اوضاع مملکت و احتیاج شدید به اصلاحات سیاسی و اقتصادی» اعلام شد. گفتگوهای سیاسی در ایران زیر تاثیر وضعیت سیاسی در ترکیه قرارداشت. ۶ آبان ۱۳۰۲ آتاتورک در ترکیه اعلام جمهوری کرد و سیستم خلیفه بازی را در ترکیه برچید. ۳۱ فروردین ۱۳۰۳ در ترکیه قانون اساسی نوینی به تصویب رسید و شرعیه در آن جایی نداشت و سیستم سکولار به قدرت رسید. نخست وزیر رضا خان و دیگر نمایندگانی که رضا خان را پشتیبانی کرده بودند نیز آرزوی این را داشتند که در ایران اعلام جمهوری کنند. رضا خان رییس وزرا جمهوریت ایران را در مجلس شورای ملی به گفتگو گذاشت ولی به سبب مقاومت ملایان در مجلس و بیرون از مجلس به رای گذاشته نشد. نخست وزیر رضا خان به قم رفت و با آیت الله‌ها یزدی، اصفهانی و نایینی درباره اعلام جمهوری به گفتگو نشست، هر سه آیت الله علیه جمهوری شدن ایران بودند. ۱۸ فروردین ۱۳۰۳ نخست وزیر رضا خان استعفای خود را به مجلس شورای ملی فرستاد و از همه مقامهای و مسولیت‌های سیاسی و نظامی خود کناره گرفت و به رودهن رفت. ۱۹ فروردین گروهی از وکلای مجلس شورای ملی و بیشماری از نمایندگان روحانیون و بازرگانان و اصناف و طبقه‌های گوناگون مردم به رودهن رفتند و به نام ملت ایران از سردار سپه درخواست کردند که دوباره زمام امور مملکت را به دست گیرند. ۲۵ فروردین نخست وزیر رضا خان کابینه خود را ترمیم کردند و خود افزون بر نخست وزیری وزارت جنگ و داخله را برعهده گرفتند.[۸]

آیت‌الله‌ها توانستند که جلوی جهموری در ایران را بگیرند ولی نتوانستند از بنیان ایران نوین و مدرن به دست نخست وزیر رضا خان جلوگیری کنند و نخستین گام در راه ایران نوین تغییر تقویم تازی به گاهنامه ایرانی جلالی بود.[۹] با قانون اوزان و مقیاسها از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۰۴ شمسی سیستم متریک در ایران آورده شد.[۱۰] ۱۴ خرداد قانون ثبت احوال به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بر پایه این قانون هر ایرانی می‌باید نام خانوادگی برای خود برگزیند و در دفترهای ویژه ثبت احوال مشخصات خود را ثبت کند.[۱۱] نخست‌وزیر رضاخان سردار سپه نام خانوادگی پهلوی را برای خود برگزید و پس از آن محمدرضا، محمدرضا پهلوی نامیده شد.

در زمانی که نخست‌وزیر رضا خان به همراهی وزیرانش و نمایندگان مجلس شورای ملی بزرگترین برنامه اصلاخات را در تاریخ ایران آغاز کردند احمد شاه در هتل ماژستیک در پاریس بسر می‌برد. احمد شاه به اداره کردن ٍثروتش مشغول بود و پول‌هایش را در بورس سهام فرانسه سرمایه‌گذاری کرده بود. جواب به درخواست نمایندگان مجلس شورای ملی از احمد شاه که به کشور بازگردد پاسخی مبهم بدون تاریخ بازگشت بود. برای اکثریت نمایندگان مجلس روشن بود که احمد شاه گرایش‌ها و دلبستگی‌های شخصی خود را بر مصلحت مملکت برتر می‌داند. پس از آن که روشن شد که جمهوری در ایران با مقاومت آیت‌الله‌ها شانسی ندارد در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ قانون اعلام انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت موقتی به شخص آقای رضاخان پهلوی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.[۱۲] تعیین تکلیف حکومت قطعی به تصمیم مجلس موسسان بستگی دارد. ۱۵ آذر ۱۳۰۴ نخستین مجلس موسسان در دروه مشروطیت ایران برای تعیین سرنوشت کشور و با شرکت همه نمایندگان برگزیده ملت ایران تشکیل شد. مجلس موسسان پس از پنج جلسه در ماده واحده‌ای اصول چهارگانه ۳۶ و ۲۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی را اصلاح کرد و سلطنت ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد.[۱۳] بنابر قانون اساسی و به فرمان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در روز ۲۶ آذر ۱۳۰۴ محمدرضا ولیعهد ایران شد. با ولیعهد شدن محمدرضا پهلوی دوره کودکی او نیز به پایان رسید.

نوجوانی و ولیعهدی

دو روز پس از انتصاب به مقام ولیعهدی ایران محمدرضا پهلوی اونیفورم نظامی بر تن کرد و به مدرسه برنامه‌ریزی شده ویژه نظام رفت. آموزش نظامی بخشی از درس‌های مدرسه بود و همه دانش‌آموزان می‌بایستی با اونیفورم نظامی در کلاس‌ها شرکت کنند. ولیعهد به همراه بیست شاگردان دیگر که فرزندان کارمندان کشوری و لشکری بودند به کلاس اول می‌رود. افزون بر درس‌های مدرسه نظام ولیعهد آموزگار سرخانه نیز دارد. خانم ارفع که شوهر ایرانی دارد و فرانسوی است به ولیعهد ایران نیز زبان، تاریخ و تمدن فرانسه و انقلاب فرانسه را می‌آموزد. پس از پایان رساندن دوره شش ساله دبستان والاحضرت محمدرضا پهلوی برای ادامه تحصیلات در ۱۲ شهریور ۱۳۱۰ به همراهی برادرش علیرضا و مهرپور تیمورتاش پسر وزیر دربار تیمورتاش و حسین فردوست به دبیرستان لوروسی [۱۴] در کشور سوییس می‌رود. درکنار درس‌های دبیرستان رزه در سویس ولیعهد باید درس زبان پارسی را نیز ادامه دهد. آقای مستشار آموزگار زبان پارسی نیز ولیعهد را در این سفر همراهی می‌کند.



منبع