خاقانی (غزلیات)/در سایه‌ی غم شکست روزم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|در سایه‌ی غم شکست روزم|خورشید سیاه شد ز سوزم}}
{{ب|در سایه‌ی غم شکست روزم|خورشید سیاه شد ز سوزم}}
{{ب|از دود جگر سلاح کردم|تا کین دل از فلک بتوزم}}
{{ب|از دود جگر سلاح کردم|تا کین دل از فلک بتوزم}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۲۵

' خاقانی (غزلیات) (در سایه‌ی غم شکست روزم)
از خاقانی
'


در سایه‌ی غم شکست روزم خورشید سیاه شد ز سوزم
از دود جگر سلاح کردم تا کین دل از فلک بتوزم
تنها همه شب من و چراغی مونس شده تا بگاه روزم
گاهی بکشم به آه سردش گاه از تف سینه برفروزم
یک اهل نماند پس چرا چشم زین پرده در آن فرو ندوزم
خاقانی دل شکسته‌ام، باش تا عمر چه بردهد هنوزم