عطار (غزلیات)/ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده|در معجزهی عیسی صد درس ز بر کرده}} | {{ب|ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده|در معجزهی عیسی صد درس ز بر کرده}} | ||
{{ب|با زلف چلیپاوش بنشسته به مسجد خوش|وز قبلهی روی خود محراب دگر کرده}} | {{ب|با زلف چلیپاوش بنشسته به مسجد خوش|وز قبلهی روی خود محراب دگر کرده}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۱۵
| ' | عطار (غزلیات) (ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده) از عطار |
' |
| ترسا بچهای دیدم زنار کمر کرده | در معجزهی عیسی صد درس ز بر کرده | |
| با زلف چلیپاوش بنشسته به مسجد خوش | وز قبلهی روی خود محراب دگر کرده | |
| از تختهی سیمینش یعنی که بناگوشش | خورشید خجل گشته رخساره چو زر کرده | |
| از جادویی چشمش برخاسته صد غوغا | تا بر سر بازاری یکبار گذر کرده | |
| چون مه به کلهداری پیروزه قبا بسته | زنار سر زلفش عشاق کمر کرده | |
| روزی که ز بد کردن بگرفت دلش کلی | بگذاشته دست از بد صد بار بتر کرده | |
| صد چشمهی حیوان است اندر لب سیرابش | وین عاشق بی دل را بس تشنه جگر کرده | |
| دوش آمد پیر ما در صومعه بد تنها | گفت ای ز سر عجبی در خویش نظر کرده | |
| از خویش پرستیدن در صومعه بنشسته | خلق همه عالم را از خویش خبر کرده | |
| بگریخته نفس تو از یار ز نامردی | چون بار گران دیده از خلق حذر کرده | |
| برخیزی اگر مردی در شیوهی ما آیی | تا شیوهی ما بینی در سنگ اثر کرده | |
| یک دردی درد ما در عالم رسوایی | صد زاهد خودبین را با دامن تر کرده | |
| در حلقه چو دیدی خود دردی خور و مستی کن | وانگاه ببین خود را از حلقه به در کرده | |
| چون کوری قرایان عطار عیان دیده | بینایی پیر خود صد نوع سمر کرده |