عطار (غزلیات)/گر مرد رهی ز رهروان باش: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|گر مرد رهی ز رهروان باش|در پرده‌ی سر خون نهان باش}}
{{ب|گر مرد رهی ز رهروان باش|در پرده‌ی سر خون نهان باش}}
{{ب|بنگر که چگونه ره سپردند|گر مرد رهی تو آن چنان باش}}
{{ب|بنگر که چگونه ره سپردند|گر مرد رهی تو آن چنان باش}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۵۷

' عطار (غزلیات) (گر مرد رهی ز رهروان باش)
از عطار
'


گر مرد رهی ز رهروان باش در پرده‌ی سر خون نهان باش
بنگر که چگونه ره سپردند گر مرد رهی تو آن چنان باش
خواهی که وصال دوست یابی با دیده درآی و بی زبان باش
از بند نصیب خویش برخیز دربند نصیب دیگران باش
در کوی قلندری چو سیمرغ می‌باش به نام و بی نشان باش
بگذر تو ازین جهان فانی زنده به حیات جاودان باش
در یک قدم این جهان و آن نیز بگذار جهان و در جهان باش
منگر تو به دیده‌ی تصرف بیرون ز دو کون این و آن باش
عطار ز مدعی بپرهیز رو گوشه‌نشین و در میان باش