عطار (غزلیات)/تا دل لایعقلم دیوانه شد: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|تا دل لایعقلم دیوانه شد|در جهان عشق تو افسانه شد}}
{{ب|تا دل لایعقلم دیوانه شد|در جهان عشق تو افسانه شد}}
{{ب|آشنایی یافت با سودای تو|وز همه کار جهان بیگانه شد}}
{{ب|آشنایی یافت با سودای تو|وز همه کار جهان بیگانه شد}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۹:۵۱

' عطار (غزلیات) (تا دل لایعقلم دیوانه شد)
از عطار
'


تا دل لایعقلم دیوانه شد در جهان عشق تو افسانه شد
آشنایی یافت با سودای تو وز همه کار جهان بیگانه شد
پیش شمع روی چون خورشید تو صد هزاران جان و دل پروانه شد
مرغ عقل و جان اسیر دام تو همچو آدم از پی یک دانه شد
نه که مرغ جان ز خانه رفته بود ره بیاموخت و به سوی خانه شد
بود تردامن در اول چون زنان وآخر اندر کار تو مردانه شد
مردیش این بود کاندر عشق تو مست پیشت آمد و دیوانه شد
می‌ندانم تا دل عطار هیچ شد تو را شایسته هرگز یا نشد