وحشی بافقی (غزلیات)/باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند|گفتند سبزه های خوشش بر دمیده‌اند}}
{{ب|باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند|گفتند سبزه های خوشش بر دمیده‌اند}}
{{ب|در بوستان حسن تو گل بر سر گلست|در بسته بوده‌ای و گلش را نچیده‌اند}}
{{ب|در بوستان حسن تو گل بر سر گلست|در بسته بوده‌ای و گلش را نچیده‌اند}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۵۲

' وحشی بافقی (غزلیات) (باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند)
از وحشی بافقی
'


باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند گفتند سبزه های خوشش بر دمیده‌اند
در بوستان حسن تو گل بر سر گلست در بسته بوده‌ای و گلش را نچیده‌اند
ای باد سرگذشت جدایی به گل بگوی زین بلبلان که سر به پر اندر کشیده‌اند
آیا چگونه می‌گذرد تلخی قفس بر توتیان که بر شکرستان پریده‌اند
شکرت به خون رقم شود ار سر بری به جور عشاق را زبان شکایت بریده‌اند
از بی‌حقیقیست شکایت ز مردمی کز بهر ما هزار حکایت شنیده‌اند
وحشی بیا که آمده آن بلهوس گداز زرهای کم عیار به آتش رسیده‌اند