هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین

دانشگاه فرح پهلوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:
[[پرونده:DokhtaranCollege1343.pdf|thumb|left|200px|مدرسه عالی دختران دانشجو می‌پذیرد مهر ماه ۱۳۴۳]]
[[پرونده:DokhtaranCollege1343.pdf|thumb|left|200px|مدرسه عالی دختران دانشجو می‌پذیرد مهر ماه ۱۳۴۳]]
[[پرونده:FarahPahlaviUniversityMA2537.jpg|thumb|left|200px|دانشگاه فرح پهلوی برای دوره فوق‌لیسانس دانشجو می‌پذیرد]]
[[پرونده:FarahPahlaviUniversityMA2537.jpg|thumb|left|200px|دانشگاه فرح پهلوی برای دوره فوق‌لیسانس دانشجو می‌پذیرد]]
'''دانشگاه فرح پهلوی''' در ۳۰ فروردین ماه ۲۵۳۴ شاهنشاهی گشایش یافت.  
'''دانشگاه فرح پهلوی''' در روز 17 دی ماه 1354 در آیینی باشکوه با سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی گشایش یافت.  


پیشینه این دانشگاه به سال ۱۳۴۳ بر می‌گردد به سالی که گشایش '''مدرسه عالی دختران''' از تصویب پنجاه و هفتمین شورای مرکزی دانشگاه‌های ایران گذشت و موافقت نامه شماره ۱۲/۴۸۳۷ به تاریخ امرداد ماه ۱۳۴۳ وزارت فرهنگ بنیاد شد و در برنامه عمرانی سوم به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مدرسه عالی دختران از مهر ماه ۱۳۴۳ آگهی پذیرش دانشجو را در روزنامه‌ها به چاپ رسانید.
پیشینه این دانشگاه به سال ۱۳۴۳ بر می‌گردد به سالی که گشایش '''مدرسه عالی دختران''' از تصویب پنجاه و هفتمین شورای مرکزی دانشگاه‌های ایران گذشت و موافقت نامه شماره ۱۲/۴۸۳۷ به تاریخ امرداد ماه ۱۳۴۳ وزارت فرهنگ بنیاد شد و در برنامه عمرانی سوم به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مدرسه عالی دختران از مهر ماه ۱۳۴۳ آگهی پذیرش دانشجو را در روزنامه‌ها به چاپ رسانید.

نسخهٔ ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۱۹

شهبانو فرح پهلوی دانشگاه فرح پهلوی درگاه محمدرضا شاه پهلوی
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
شهبانو فرح مدرسه عالی دختران را می‌گشایند ۹ آذر ماه ۱۳۴۴
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
لوگوی دانشگاه فرح پهلوی
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
مدرسه عالی دختران دانشجو می‌پذیرد مهر ماه ۱۳۴۳
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
دانشگاه فرح پهلوی برای دوره فوق‌لیسانس دانشجو می‌پذیرد

دانشگاه فرح پهلوی در روز 17 دی ماه 1354 در آیینی باشکوه با سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی گشایش یافت.

پیشینه این دانشگاه به سال ۱۳۴۳ بر می‌گردد به سالی که گشایش مدرسه عالی دختران از تصویب پنجاه و هفتمین شورای مرکزی دانشگاه‌های ایران گذشت و موافقت نامه شماره ۱۲/۴۸۳۷ به تاریخ امرداد ماه ۱۳۴۳ وزارت فرهنگ بنیاد شد و در برنامه عمرانی سوم به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مدرسه عالی دختران از مهر ماه ۱۳۴۳ آگهی پذیرش دانشجو را در روزنامه‌ها به چاپ رسانید.

گشایش مدرسه عالی دختران

در روز سه‌شنبه ۹ آذر ماه ۱۳۴۴ علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در میان شور و هیجان دانشجویان مدرسه عالی دختران این نهاد باارزش فرهنگی را گشودند. رییس مدرسه عالی دختران و هیات امنا و استادان در ورودی ساختمان به پیشباز علیاحضرت شهبانو ایستاده بودند. با ورود علیاحضرت به سالن سخنرانی مدرسه عالی دختران در دو سوی دانشجویان با جامه رسمی مدرسه آیین احترام را به جای آوردند. آنگاه علیاحضرت با بریدن نوار سه رنگ مدرسه عالی دختران و شبانه‌روزی آن را گشودند و سپس از بخش‌های گوناگون مدرسه عالی چون لابراتوارهای زبان، اتاق‌های ماشین‌های اداری، ماشین نویسی، آزمایشگاه روانشناسی و شبانه‌روزی بازدید کردند. علیاحضرت شهبانو هنگام بازدید از یکی از کلاس‌های حسابداری به دانشجویان فرمودند:

من از دیدن دانشگاه شما مسرورم و امیدوارم دانشگاه شما روز به روز توسعه بیشتری پیداکند.

با ورود علیاحضرت شهبانو به تالار اجتماعات مدرسه عالی دختران سرود ملی ایران نواخته شد. سپس دکتر فاطمی رییس مدرسه عالی دختران در سخنان خود گفت:

علیاحضرتا
نزول اجلال موکب مبارک که مظهری از فرهنگ‌پروری و عنایات عالیه شهبانوی محبوب نسبت به بانوان کشور است مایه مباهات و سرافرازی جان نثار و هیات امنا و استادان و دانشجویان و کارکنان مدرسه عالی دختران می‌باشد.
انقلاب مقدس ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ و نقشی که بر عهده بانوان کشور برای به ثمر رساندن نیات تابناک شاهنشاه آریامهر واگذار شده خدمتگزاران وطن را برانگیخت تا هر یک به سهم خود در این راه حیاتی از صمیم قلب بکوشند و دین خود را نسبت به مظهر ملیت و کشور سربلند ایران اداکنند.
چاکر نیز که عمری را در راه اعتلای فرهنگ و توسعه و اصلاح آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان این آب و خاک صرف کرده است درصدد برآمد که به پیروی از اصول انقلاب مقدس شاه و مردم و متناسب با احتیاجات جامعه ایران نوین برای تحقق بخشیدن به یکی از بزرگترین هدف‌های انقلاب یعنی پرورش دختران و زنان ایران به منظور درک و قبول مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی کشور اقدام کند.
علیاحضرتا
زنان و دختران ایران قبل از آغاز انقلاب ششم بهمن از لحاظ استفاده از وسایل تعلیم و تربیت از محرومترین طبقات جامعه ایران به شمار می‌آمدند. در روستاهای ایران فقط دوازده درسد از مجموع کودکانی که به مدرسه می‌رفتند از دختران بودند. در شهرها نیز اگر چه وضع بهتر از روستاها بود معهذا فقط بیست و پنج درسد از کلیه دانش‌آموزان دختر بودند.
در سال تحصیلی ۴۳ - ۱۳۴۲ بر طبق آمار رسمی از ۲۵۷۶۹ نفر دانشجو که در مدرسه عالیه و دانشگاه‌های ایران تحصیل می‌کردند فقط ۴۳۶۰ نفر یعنی در حدود شانزده درسد آنان دختر بوده‌اند.
هرگاه استعداد و رغبت و شوقی که دختران ایران در سال‌های اخیر برای ادامه تحصیل در مدارس عالیه نشان داده‌اند و توفیقی که در احراز رتبه‌های اول و دوم در مسابقات ورودی دانشگاه‌ها بدست آورده‌اند مورد توجه قرارگیرد واضح می‌شود که فقط فراهم نبودن وسایل تحصیل و تکمیل معلومات مانع از این بوده است که زنان ایران وظیفه خود را در ساختن ایران نوین و قبول مسئولیت در اجرای برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی و تربیتی به پیروی از شهبانوی بزرگوار خود به انجام برسانند.
نظر به جهاتی که معروض افتاد پس از کسب اجازه از پیشگاه شاهنشاه آریامهر و شهبانوی عالیقدر با مطالعه و بررسی در برنامه موسسات اختصاصی فرهنگی در کشورهای راقیه و با استفاده از نظرات سودمند جمعی از دانشمندان و با در نظر گرفتن احتیاجات کشور طرح ایجاد مدرسه عالی دختران ایران را که شامل رشته‌های مختلف علمی و فنی بود به وزارت آموزش و پرورش و شورای مرکزی دانشگاه‌ها پیشنهاد نمود. پس از مطالعات کافی در شورای مذکور برنامه تحصیلات چهارساله سه رشته فنون خانه‌داری زبان‌های خارجی (مترجمی و منشیگری) و روانشناسی تصویب و امتیاز آن صادرگردید.
سال تحصیلی گذشته که مدرسه عالی دختران بوجود آمد با توجه کامل به وظیفه سنگین تربیتی که بر عهده داشت از بین عده زیادی دختران داوطلب ۹۰ نفر دانشجو پذیرفته گردیدند و شالوده موسسه طوری محکم ریخته شد که خوشبختان در مدت کوتاهی ملت ایران بوجود این موسسه عالیه فرهنگی و نقش اساسی آن در پرورش و آموزش دختران پی برد و در نتیجه گروه زیادی داوطلب ورود به مدرسه عالی گردیدند و از آنان پس از آزمایش‌های لازم و مصاحبه هشتصد نفر که در حدود نیمی از داوطلبان بودند انتخاب شدند و هم اکنون در ۲۲ گروه از ساعت هشت صبح تا هشت شب مشغول تحصیل می‌باشند.
من از آغاز تاسیس مدرسه عالی هرگز در اندیشه ایجاد موسسه تجاری و انتفاعی نبوده و عقیده دارد اگر هدف از تاسیس موسسات فرهنگی سود مادی باشد ارزش معنوی کار از بین رفته و نتیجه مثبتی عاید نمی‌گردد از این رو در طرح‌های تنظیمی موسسه را غیرانتفاعی و متعلق به مملکت و ملت ایران اعلام داشت.
اولیای مدرسه عالی دختران ایران برای امر مهم پرورش اهمیت به سزایی قائلند و به منظور آماده نمودن دانشجو جهت قبول مسئولیت‌های بزرگ اجتماعی انجمن‌های مختلف به راهنمایی استادان مجرب در مدرسه بوجود آمده و استعدادهای مختلف دانشجویان ضمن فعالیت در این انجمن‌ها شناخته شده و پرورش می‌یابد.
در این موسسه همه دانشجویان خود را در کلیه امور سهیم و شریک دانسته و اداره قسمتی از کارهای مدرسه را بر عهده گرفته‌اند. برای راهنمایی گروه‌های مختلف دانشجویان استادان مجربی تعیین شده‌اند و آنان را نسبت به رفع مشکلات زندگانی و تحصیلی راهنمایی و هدایت می‌نمایند و با وجود اینکه مدرسه باید از محل شهریه دانشجویان اداره شود هر سال سعی می‌شود برای ایجاد فرصت‌های مناسب جهت دانشجویان مستعد تعداد بورس‌های تحصیلی افزایش یابد و امکان ادامه تحصیل برای همه دختران جوان آماده گردد.
علیاحضرتا
هیات امنای استادان دانشجویان و کارکنان مدرسه عالی دختران ایران استدعا دارند با قبول ریاست عالیه این موسسه عالیه فرهنگی جامعه بانوان و فرهنگیان کشور را مفتخر و این عنایات بزرگ را که مظهر دیگری از فرهنگ پروری ذات اقدس شهبانوی محبوب ایران بعد از موسسه ارزانی فرمایند
زنده باد شاهنشاه
پاینده باد شهبانوی محبوب ایران


پس از سخنان رییس مدرسه عالی دختران دانشجویان سرودهای جالبی خواندند و علیاحضرت پس از زمانی گفتگو با دانشجویان در میان شور و هیجان دانشجویان و باشندگان ساختمان مدرسه عالی دختران را ترک کردند.

در برنامه عمرانی چهارم پذیرفته شد که مدرسه عالی دختران به ونک جا به جا شود و هزینه ساختمان مدرسه عالی دختران در ونک از سوی دفتر مخصوص شهبانو پرداخته شود. در سال ۱۳۵۴ مدرسه عالی دختران از نظر حقوقی به یک سازمان آموزشی دولتی غیر انتفاعی تبدیل شد و در ردیف دانشگاه‌های کشور در آمد و زیر ریاست عالیه شهبانو فرح پهلوی گسترش یافت و برای نخستین بار دانشگاه فرح پهلوی از راه آزمون سراسری گزینش دانشجویان را انجام داد.

در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۵۴ علیاحضرت شهبانو در آیین گشایش دانشگاه فرح پهلوی (نخستین دانشگاه زنان ایران) شرکت فرمودند و سخنانی به جامعه دانشگاهی کشور ایراد فرمودند:[۱]

استاد و دانشجو هر دو در مقابل جامعه مسئولیتی خطیر دارند و وجدان‌شان در گرو جامعه‌ای است که آنان را پرورانده است. مدیران و استادان دانشگاه‌های ما باید همواره دانشجویان را متوجه تحولات مملکت و برنامه‌های ملی سازند و آگاهی سیاسی کامل در محیط دانشگاهی ایجاد کنند. برای من موجب خشنودی است که امروز می‌توانم اولین دانشگاه زنان ایران را در این روز فرخنده که مقارن است با سالروز آزادی زنان کشور به دست مؤسس دودمان پهلوی، افتتاح کنم و در این عصر درخشان رستاخیز ملت ایران دانشگاه‌ها و مدارس عالی کشور دارای سهمی اساسی در زندگی ملت هستند و در میان آن‌ها این دانشگاه وظیفه‌ای خاص مناسب با خصلت و ماهیت منحصر بفرد خود بر عهده دارد.

پرورش حتی بیش از آموزش مستلزم ایجاد رابطه‌ای است که در حد نزدیک‌ترین و لطیف‌ترین روابط معنوی انسانی بین استاد و دانشجو، رابطه‌ای مانند پیوند بین پدر و مادر و فرزندشان و نیز توأم با آن زمزمه محبت که طفل گریزپای را حتی در روز جمعه رهسپار مدرسه می‌سازد. بدون علاقه کامل استاد به دانشجو و محیط درسی ایجاد آن را رابطه که تنها عامل ضامن پرورش واقعی دانشجو است غیر ممکن است و در حال حاضر حفظ آن ارتباط معنوی که همواره در فرهنگ علم دوست ایران بین معلم و شاگرد وجود داشته است از حیاتی‌ترین اقداماتی است که باید در محیط آموزش عالی کشور انجام پذیرد. البته این رابطه باید نه تنها از ادب و تواضع طالب دانش در قبال آنکه اعطاء کننده مطلوب او است برخوردار باشد، بلکه یک نوع آزادگی در بحث و گفتگو را ممکن سازد که آن نیز از خصائص مراکز آموزشی این سرزمین در ادوار درخشان فرهنگش بوده است.

گله‌های استاد و دانشجو

ایجاد رابطه صحیح بین استاد و دانشجوی مستلزم برآوردن وظائف هر دو گروه نسبت به یکدیگر و در مقابل جامعه ونیز جامعه در قبال دانشگاهیان است. استادان یقیناً از کمبودهایی همچون عدم مشارکت کافی در تصمیم‌گیری‌های دانشگاهی و یا فقدان ارزیابی دقیق در ارتقاء آموزشی و یا نبودن توجه کافی نسبت به مقام استاد در جامعه و مشکلات رفاهی شکوه دارند. دانشجویان نیز گله‌هایی دارند که زمینه گسترده‌ای را از مسائل صرفاً دانشگاهی همچون نبودن استاد و وسایل کافی و یا مدیریت صحیح و یا عدم توجه به ساعات فراغت گرفته تا مسائل کلی‌تر شخصی و اجتماعی مانند تغییر سریع محیط فرهنگی و بحران‌های فلسفی و اخلاقی و دوری از محیط خانواده و مشکلات عاطفی و در بین عده‌ای بی‌علاقگی و انزواطلبی در مقابل جامعه در بر می‌گیرد. یقیناً در هر دو مورد باید نهایت کوشش به عمل آید تا این مشکلات برطرف شود و قدم‌های مهمی نیز در این جهت برداشته شده و خواهد شد. لکن این انتظارات فقط می‌تواند در مقابل حس مسئولیت و شناخت وظایف حیاتی از طرف هر دو گروه باشد. جهت حفظ این رابطه بنیادی بین استاد و دانشجو که پایه و اساس تعلیم و تربیت صحیح است، استاد باید خود را وقف کار خود سازد و با عشق و علاقه توجه دانشجو را به علم جلب کند. دانشجو نیز باید همواره بخاطر داشته باشد که هدف اصلی او کسب دانش توأم با فضیلت است و او باید درعین فرا گرفتن علوم موردنظر خویش از جامعه خود غافل نباشد. امکانات را بسنجد و ضرورت مرور زمان را در مستولی شدن برخی از تحولات بر جمیع شئون جامعه درک کند و بجای گله از اینکه چرا بیست سال پیش در فلان شهر و یا امروز در فلان نقطه دورافتاده بعضی‌ها از برخی مواهب زندگی محروم مانده است، شاکر باشد که بسیاری از این مشکلات در دهه اخیر برطرف شده و خود او این امکان را یافته است که در آینده در از میان برداشتن موانع و ساختن جامع بهتری سهمی اساسی داشته باشد.

ایسم‌های وارداتی

دانشجویان نیز باید اصالت فکری خود را حفظ کنند و به فرهنگ بسیار غنی ملی خویش وفادار بمانند و تسلیم «ایزم»های زودگذر وارداتی نشوند و با علاقه و آزادی فکری در مسائل جامعه خویش سهیم باشند. در واقع همین آزادی در بحث و گفت و شنود توأم با تعلیم صحیح حقایق سیاسی و اجتماعی است که باید پایه از برای آماده ساختن دانشجو جهت ورود به جامعه خویش و سازندگی در آن باشد.

وظیفه خاص

این نکات متوجه تمام دانشگاه‌ها و مدارس عالی کشور است، لکن این دانشگاه به علت وظیفه خاصی که در تربیت زنان ایران دارد، مسئولیت‌های دیگری نیز بر عهده دارد و باید از فرصت ارزنده‌ای که در دهه انقلاب ایران برای زنان فراهم شد در کوشش از برای تحقق بخشیدن به هدف اصلی خود که آموزش عالی زنان است استفاده کند و به صورت یکی از ستون‌های استوار آموزش عالی در آید. به یک معنی، این دانشگاه علاوه بر تربیت افراد برای حرفه‌های گوناگون یک دانشگاه تربیت معلم است چون نخستین معلم انسان مادر او است و مساعی مدارس رسمی هیچگاه نمی‌تواند جایگزین آن اولین مدرسه که آموزش مادر است باشد. تربیت زنان آگاه‌تر و ورزیده‌تر بزرگ‌ترین گام در بهبود بخشیدن به آن اساسی‌ترین مدارس یعنی محیط خانوادگی است که زنان و مردان آینده ایران را به بار خواهد آورد. وظیفه زنان ایرانی در آینده در انتقال ارزش‌های اخلاقی و تشویق خلاقیت در زمینه‌های هنری برای نسل جوان و لطافت بخشیدن به زندگانی که با خطر خشونت و بی‌روحی روزافزون مواجه است بیشتر خواهد شد و حتی می‌توان گفت که فقط با همت و کوشش بی‌دریغ زنان این کشور می‌توان از عواقب شوم حیات ماشینی و مادی دیگر کشورهای صنعتی گریخت. جامعه فردای ایران محتاج به استفاده کامل از تمام نیروها انسانی خود است. چه مرد و چه زن، این نیرو باید در تمام شئون زندگی به بهترین وجهی به کار گمارده شود. این نه به معنی آن است که وظایف خانه و خانواده فدای مسئولیت‌های اجتماعی شود و نه آنکه برعکس، زن از سازندگی اجتماعی باز ماند. باید اعتدال و هماهنگی بین این دو چهره زنگی ایجاد کرد و هر دو را گرامی شمرد و مخصوصاً اهمیت بنیادی کوشش زنانی را که عمر خود را فدای حفظ و حراست یک محیط خانوادگی و تربیت اولاد خود می‌کنند همیشه بخاطر داشت.

سهم دانشگاه فرح

امید من این است که دانش‌آموزان فعلی و آینده این دانشگاه پیش‌قدم باشند و در ایجاد هماهنگی بین حیات خانوادگی و اجتماعی، بین زندگی معنوی و مادی، بین فعالیت‌های مردان و زنان ایرانی، آن هماهنگی که در پیشبرد هدف‌های اصل رستاخیز ملت ایران و آینده درخشانی که اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر برای همه افراد این کشور آرزو دارند از سهم حیاتی برخوردار است. باشد که جامعه ایرانی نمونه‌ای در خور توجه جهانی در ایجاد وفاق بین زنان و مردن خویش بوجود آورد، همچنانکه می‌کوشد تا با ایجاد اعتدال بین جوانب معنوی و مادی حیات انسانی بابی جدید نه تنها در تاریخ خویش، بلکه در تاریخ جهان بگشاید. موفقیت این دانشگاه را در کمک به نیل به این هدف مقدس از درگاه پروردگار متعال خواستارم.


تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی دانشگاه فرح پهلوی دارای چهار دانشکده بود:

  • دانشکده علوم پایه،
  • دانشکده ادبیات و علوم انسانی،
  • دانشکده علوم مدیریت و اقتصاد و
  • دانشکده هنر

دانشگاه فرح پهلوی بسیار مدرن و مجهز است و دارای خوابگاه دختران، مهد کودک، آمفی تئاترها، استخرها، رستوران‌ها، و سالن ورزش می‌باشد.[۲] دانشگاه فرح پهلوی

این دانشگاه در ده ونک تهران قرار دارد و دارای دانشکده‌های علوم تربیتی و روانشناسی، علوم اجتماعی واقتصاد، ادبیات، زبان‌ها و تاریخ، فنی و مهندسی، تربیت بدنی، علوم پایه، الهیات، هنر، و پژوهشکده زنان است. هم چنین دوره فوق لیسانس اطلاع رسانی و کتابداری نیز از سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی در دانشگاه فرح دایر شد.

دانشگاه فرح انتشاراتی مخصوص به خود دارد و از کتابخانه ویژه نابینایان برخوردار است.

فتنه اسلامی

پس از فتنه‌ای که در کشور ایران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی از سوی گروهک‌های تروریستی کمونیستی و اسلامی که زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گردآمده بودند به انجام رسید، نام دانشگاه فرح پهلوی به دانشگاه محبوبه متحدین از هموندان گروه تروریستی مجاهدین خلق دگرگون شد. پس از اینکه میان گروه اسلامیون سید روح الله خمینی و مجاهدین انیرانی بر سر به دست گرفتن قدرت در ایران اختلاف افتاد، در سال ۱۳۶۲ این دانشگاه به دانشگاه الزهرا نامگذاری شد.

بن‌مایه‌ها

  1. سخنان علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی در آیین گشایش دانشگاه فرح پهلوی ۱۷ دی ماه ۱۳۵۴
  2. انتشارات دفتر مخصوص شهبانو، تهران، ۲۵۳۴ شاهنشاهی، ص. ۱۱۸