بازدید اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از خراسان و دادن سندهای مالکیت زمینها به کشاورزان این استان ۱۴-۱۲ فروردین ماه ۱۳۴۲: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
=== گشایش آرامگاه نادر شاه افشار === | === گشایش آرامگاه نادر شاه افشار === | ||
در ساعت ده و ربع مرکب همایونی به آرامگاه نادر شاه رسید. در سراسر راه نمایندگان قاطبه اهالی مشهد گرد آمده بودند و نسبت به شاهنشاه به شدت ابراز احساسات میکردند. | در ساعت ده و ربع مرکب همایونی به آرامگاه نادر شاه رسید.<ref>[[گشایش بنای آرامگاه نادر شاه افشار ۱۲ فروردین ماه ۱۳۴۲]]</ref> در سراسر راه نمایندگان قاطبه اهالی مشهد گرد آمده بودند و نسبت به شاهنشاه به شدت ابراز احساسات میکردند. | ||
در آرامگاه نادر شاه نخست تیمسار سپهبد آق اولی پس از گفتن خوش آمد چکیدهای از تاریخچه رسای آرامگاه نادر، چگونگی ایجاد ساختمان و میزان هزینه و تاریخ شروع و پایان ساختمان آرامگاه را به جزییات به آگاهی رسانید و در پایان از پیشگاه شاهنشاه درخواست نمود که آرامگاه نادر شاه را بگشایند. شاهنشاه در سخنانی فرمودند:<ref>[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران هنگام گشایش بنای آرامگاه نادر شاه افشار ۱۲ فروردین ۱۳۴۲]]</ref> | |||
در مقابل مقبره شخص بزرگ و شاهنشاه توانایی مثل نادر وظیفه خود می دانم که نسبت به بزرگداشت بزرگان قوم وظیفهای برای فرد فردِ ملت ایران قایل باشم، و وظیفهای که بخصوص برای کسانی که در انجمن آثار ملی خدمت میکنند قایل هستم این است که بکوشند به گذشته مملکت خود احترام بگذارند پادشاهان بزرگ، سرداران بزرگ، علمای بزرگ، محققین بزرگ و نویسندگان بزرگ را همواره با احترام در نظر داشته باشند. این بنا یکی از یادگارهای خوبی است که در این زمان برای احترام یکی از سرداران بزرگ این مملکت بنا شده است و امیدوارم که این روح حق شناسی همیشه در ما باقی بماند. صحبت کردن از سردار بزرگی مثل نادر ایجاب میکند که تا حدی خیلی مختصر نسبت به قوای تأمینیه صحبت بشود. در این عصر قوای تأمینیه مملکتی دارد بکلی جنبه دیگری پیدا میکند. امروز صحبت بیشتر از کارهای فنی است. با وجودی که تمام کوشش و آرزوی ما صرف این میشود که اوضاعی در جهان پیش آید که عموم ملل با فراغت بال و با خلع سلاح کامل و مطمئنی که باعث آرامش و آسایش خیال همه مردم جهان باشد مطمئن باشند که هیچ خطری ممکن نیست صلح دنیا را تهدید بکند، و با وجود تلاش دایمی ما به اینکه هر چه زودتر چنین وضعیت را دارا باشیم، معهذا تا روزی که دنیا از روی درایت و فکر و عقل به این مرحله نرسیده باشد وظیفه ملی ما این است که صرفاً برای دفاع خودمان وسائل لازم را فراهم کنیم. امروزه این وسایل روز بروز همان طوری که گفتم دارد جنبه فنی پیدا میکند. ما از تعداد نفرات ارتش خودمان کم میکنیم و در عوض امیدوارم که به نفرات فنی اضافه کنیم. امیدوارم انجمن اثار ملی روز بروز در احیاء و نگاهداری آثار عظیم تاریخی مملکت موفق تر باشد و همچنین بناهایی مثل این بنا که خیلی با ابهت و عظمت است در هر نقطه مملکت که آثاری از تاریخ پر افتخار این مملکت وجود دارد بنا گردد. | در مقابل مقبره شخص بزرگ و شاهنشاه توانایی مثل نادر وظیفه خود می دانم که نسبت به بزرگداشت بزرگان قوم وظیفهای برای فرد فردِ ملت ایران قایل باشم، و وظیفهای که بخصوص برای کسانی که در انجمن آثار ملی خدمت میکنند قایل هستم این است که بکوشند به گذشته مملکت خود احترام بگذارند پادشاهان بزرگ، سرداران بزرگ، علمای بزرگ، محققین بزرگ و نویسندگان بزرگ را همواره با احترام در نظر داشته باشند. این بنا یکی از یادگارهای خوبی است که در این زمان برای احترام یکی از سرداران بزرگ این مملکت بنا شده است و امیدوارم که این روح حق شناسی همیشه در ما باقی بماند. صحبت کردن از سردار بزرگی مثل نادر ایجاب میکند که تا حدی خیلی مختصر نسبت به قوای تأمینیه صحبت بشود. در این عصر قوای تأمینیه مملکتی دارد بکلی جنبه دیگری پیدا میکند. امروز صحبت بیشتر از کارهای فنی است. با وجودی که تمام کوشش و آرزوی ما صرف این میشود که اوضاعی در جهان پیش آید که عموم ملل با فراغت بال و با خلع سلاح کامل و مطمئنی که باعث آرامش و آسایش خیال همه مردم جهان باشد مطمئن باشند که هیچ خطری ممکن نیست صلح دنیا را تهدید بکند، و با وجود تلاش دایمی ما به اینکه هر چه زودتر چنین وضعیت را دارا باشیم، معهذا تا روزی که دنیا از روی درایت و فکر و عقل به این مرحله نرسیده باشد وظیفه ملی ما این است که صرفاً برای دفاع خودمان وسائل لازم را فراهم کنیم. امروزه این وسایل روز بروز همان طوری که گفتم دارد جنبه فنی پیدا میکند. ما از تعداد نفرات ارتش خودمان کم میکنیم و در عوض امیدوارم که به نفرات فنی اضافه کنیم. امیدوارم انجمن اثار ملی روز بروز در احیاء و نگاهداری آثار عظیم تاریخی مملکت موفق تر باشد و همچنین بناهایی مثل این بنا که خیلی با ابهت و عظمت است در هر نقطه مملکت که آثاری از تاریخ پر افتخار این مملکت وجود دارد بنا گردد. | ||
نسخهٔ ۱۵ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۹
| بازدیدهای داخلی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر | درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر | اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی |
بازدید اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر از خراسان و دادن سندهای مالکیت زمینها به کشاورزان این استان ۱۴-۱۲ فروردین ماه ۱۳۴۲
ساعت ۶ و سی دقیقه بامداد روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۴۲ اعلیحضرت همایون شاهنشاه با هواپیما به سوی مشهد پرواز کردند. اسداله علم نخست وزیر، دکتر خانلری وزیر فرهنگ، معینیان وزیر راه، شجاع الدین شفا دبیر کل شورای فرهنگی شاهنشاهی و شماری از آجودانهای کشوری در رکاب شاهنشاه بودند.
ساعت ۸ و پانزده دقیقه هواپیمای آورنده شاهنشاه آریامهر و همراهان در فرودگاه مشهد به زمین نشست. پیشتر در فرودگاه، آقایان استاندار، فرماندهان سپاه و لشگر و رؤسای ادارات کشوری و لشگری، نمایندگان سیاسی خارجی، استادان دانشگاه و نمایندگان طبقات مختلف مردم برای پیشباز باشنده بودند. هنگامی که شاهنشاه از هواپیما پیاده شدند، سید جلالالدین تهرانی نیابت تولیت استان قدس رضوی و استاندار خراسان خوشآمد گفت و ابراز داشت:
اعلیحضرتا، شاهنشاها، مردم خراسان مفتخرند که در یک سال سه مرتبه مقدم اعلیحضرت همایونی را تبریک عرض میکنند و این علامت توجهات خاصه ذات مبارک ملوکانه نسبت به حضرت ثامنالائمه علیه اسلام و این استان است. مردم شاهدوست و وطنپرست این استان نشان دادهاند که در اجرای منویات مترقیانه اعلیحضرت همایون شاهنشاه خدمتگزار صدیق بوده و خواهند بود. از خداوند و اجداد طاهرین مسئلت دارم که ذات مقدس ملوکانه را در ظل عنایات خاصه الهیه مصون بدارد. زنده باد اعلیحضرت شاهنشاه، زنده باد ایران.
در این هنگام تیمسار سپهبد ضرغامی گزارش نظامی به آگاهی شاهانه رسانید و شاهنشاه در جایگاه ویژه قرار گرفتند. سپس سلام شاهنشاهی نواخته شد و شاهنشاه از برابر صف پیشبازکنندگان گذشتند و در باره وضع دادگستری و نیاز به تأمین و تعمیم عدالت بیاناتی در برابر صف قضات ایراد فرمودند و افزودند: در دستگاه قضایی مملکت قوی و ضعیف، یعنی هر فردی باید یکسان از حمایت قانون برخوردار باشد و قانون هم نباید نسبت به قوی و ضعیف هیچگونه تفاوتی بگذارد. با این روحیهای که من در آقایان میبینم مسلماً همه در بنیانگذاری جامعه آینده ما سهیم و شریک خواهند بود. مملکت ما یکمرتبه از یک خوابی بیدار شده، سیصد چهار صد سال به سمت جلو پرتاب شده. این فاصله زیاد را ما باید به متانت و تدبیر و همچنین با قوانین محکمی پایهگذاری بکنیم.
سپس رئیس دانشگاه مشهد راجع به اضافه بودجه دانشگاه گزارشی به آگاهی همایونی رسانید. شاهنشاه فرمودند: البته باید کوشید. اطلاع دارید که پارسال به تنهایی پانصد میلیون تومان یعنی پنج میلیارد ریال به بودجه مملکت اضافه شد و در واقع یکمرتبه بودجه فرهنگ ما دو برابر شده و هیچ سابقه ندارد. بنابراین، با چنین وضعیتی ناچار دولت بایستی که آخر ماه حقوقها را برساند. حالا این موضوع را باید کم کم در آتیه سال به سال جبران بکنیم و البته تکمیل دانشگاههای موجود مملکت وظیفه ما است و باید به تعلیم و فرهنگ و دانش و تحصیل در این مملکت خیلی توجه نمود. البته آقایان هم کوشش خواهند کرد که حتی یک ثانیه از وقت دانشگاه صرف کارهای غیر علمی و غیر فرهنگی نشود.
شاهنشاه سپس در پاسخ خوش آمدگویی شهردار مشهد بیاناتی درباره از میان برداشتن کمبودهای شهر و تکمیل وسایل رفاه مردم ایراد کردند و افزودند: این شهر مقدس مذهبی نه فقط میتواند همیشه یک مرکزی برای قلبهای پاک و مقدس و متدین مملکت باشد، بلکه میتواند مرکز ترویج اسلام و حقایق اسلامی باشد. از اینجاست که باید احکام صحیح قرآن آنطوری که هست به ملت مسلمان ایران بازگو بشود و حقایق اسلامی گفته بشود. این ابداعاتی که عدهای برای دین خودشان درست کردهاند برعکس حقایق اسلامی و برعکس اساس عدالت و اساس مساوات و مواسات جلوهگر کردهاند، اینها مانع پیشرفت و ترقی مملکت هستند. اینها عامل ارتجاع هستند و خوشبختانه تمام ایرانیان آنها را شناخته و میدانند که در واقع آنها عامل ارتجاع هستند، عامل امپریالیزم هستند. پولی خرج کردهاند و چه تحریکاتی نمودهاند و چه قتلهایی شده است و حالا خوشبختانه ملت با فراست ایران هیچوقت گول حرفهای این عناصر شناخته شده را نخواهند خورد و اگر لازم باشد بهتر آنها را معرفی خواهیم کرد. جای خوشوقتی است که خود مردم ایران خوب پی به هویت اینگونه عناصر خائن بردهاند. شاهنشاه افزودند: تا موقعی که خداوند بخواهد و عمری باقی باشد انشاءالله هر سال به این آرزوی قلبی خودم که زیارت این مرقد مطر است برسم و ناظر پیشرفتهای این شهر باشم و انشاءالله خواهیم رسید.
اعلیحضرت سپس یک سر از فرودگاه رهسپار حرم امام رضا شدند. در راستای خط سیر ملوکانه از فرودگاه تا پهنه حرم انبوهی از طبقات مختلف مردم مشهد، دانشآموزان و پیشاهنگان صف کشیده بودند و به شاهنشاه به شدت ابراز احساسات و شور و هیجان میکردند. هنگام تشریففرمایی شاهنشاه به آستان قدس نخست زیارتنامه خوانده شد و سپس آقایان آیتالله کفایی و آیتالله سبزواری و آقای واعظ سرابی در ورودی حرم به پای بوس شاهنشاه آمدند و خوش آمد گفتند. آنگاه شاهنشاه آریامهر از بخشهای گوناگون و بیوتات آستان قدس رضوی بازدید نمودند و سید جلالالدین تهرانی نیابت تولیت عظمی توضیحات لازم را به آگاهی شاهانه رسانید. شاهنشاه پس از زیارت و بازدید بیوتات با همراهان رهسپار آرامگاه نادرشاه افشار گردیدند.
گشایش آرامگاه نادر شاه افشار
در ساعت ده و ربع مرکب همایونی به آرامگاه نادر شاه رسید.[۱] در سراسر راه نمایندگان قاطبه اهالی مشهد گرد آمده بودند و نسبت به شاهنشاه به شدت ابراز احساسات میکردند.
در آرامگاه نادر شاه نخست تیمسار سپهبد آق اولی پس از گفتن خوش آمد چکیدهای از تاریخچه رسای آرامگاه نادر، چگونگی ایجاد ساختمان و میزان هزینه و تاریخ شروع و پایان ساختمان آرامگاه را به جزییات به آگاهی رسانید و در پایان از پیشگاه شاهنشاه درخواست نمود که آرامگاه نادر شاه را بگشایند. شاهنشاه در سخنانی فرمودند:[۲]
در مقابل مقبره شخص بزرگ و شاهنشاه توانایی مثل نادر وظیفه خود می دانم که نسبت به بزرگداشت بزرگان قوم وظیفهای برای فرد فردِ ملت ایران قایل باشم، و وظیفهای که بخصوص برای کسانی که در انجمن آثار ملی خدمت میکنند قایل هستم این است که بکوشند به گذشته مملکت خود احترام بگذارند پادشاهان بزرگ، سرداران بزرگ، علمای بزرگ، محققین بزرگ و نویسندگان بزرگ را همواره با احترام در نظر داشته باشند. این بنا یکی از یادگارهای خوبی است که در این زمان برای احترام یکی از سرداران بزرگ این مملکت بنا شده است و امیدوارم که این روح حق شناسی همیشه در ما باقی بماند. صحبت کردن از سردار بزرگی مثل نادر ایجاب میکند که تا حدی خیلی مختصر نسبت به قوای تأمینیه صحبت بشود. در این عصر قوای تأمینیه مملکتی دارد بکلی جنبه دیگری پیدا میکند. امروز صحبت بیشتر از کارهای فنی است. با وجودی که تمام کوشش و آرزوی ما صرف این میشود که اوضاعی در جهان پیش آید که عموم ملل با فراغت بال و با خلع سلاح کامل و مطمئنی که باعث آرامش و آسایش خیال همه مردم جهان باشد مطمئن باشند که هیچ خطری ممکن نیست صلح دنیا را تهدید بکند، و با وجود تلاش دایمی ما به اینکه هر چه زودتر چنین وضعیت را دارا باشیم، معهذا تا روزی که دنیا از روی درایت و فکر و عقل به این مرحله نرسیده باشد وظیفه ملی ما این است که صرفاً برای دفاع خودمان وسائل لازم را فراهم کنیم. امروزه این وسایل روز بروز همان طوری که گفتم دارد جنبه فنی پیدا میکند. ما از تعداد نفرات ارتش خودمان کم میکنیم و در عوض امیدوارم که به نفرات فنی اضافه کنیم. امیدوارم انجمن اثار ملی روز بروز در احیاء و نگاهداری آثار عظیم تاریخی مملکت موفق تر باشد و همچنین بناهایی مثل این بنا که خیلی با ابهت و عظمت است در هر نقطه مملکت که آثاری از تاریخ پر افتخار این مملکت وجود دارد بنا گردد.
سپس شاهنشاه با بریدن نوار سه رنگ آرامگاه را گشودند و پس از درنگی کوتاه بر مزار نادر به بازدید قسمتهای مختلف آرامگاه پرداختند. در پایان شاهنشاه آریامهر دفتر یادبود آرامگاه را توشیح فرمودند. برابر ساعت یازده صبح شاهنشاه از آرامگاه نادرشاه رهسپار نیشابور گردیدند. درست در ساعت یازده و ربع با ترن سلطنتی برای گشایش آرامگاه خیام به سوی نیشابور به راه افتادند. اعلیحضرت همایونی ناهار را در ترن خواهند خورد.
گشایش آرامگاه خیام نیشابوری، فریدالدین عطار و کمال الملک
ترن شاهنشاهی ایران آورنده شاهنشاه و همراهان ساعت ۱۳ وارد نیشابور گردید. در ایستگاه راهآهن رؤسای سازمانهای اداری، اعضای انجمن شهر، بازرگانان و فرهنگیان و گروهی از بانوان نیشابور از شاهنشاه پیشباز کردند. سپس شاهنشاه در ساعت ۱۳ و پانزده دقیقه در یک خودروی، رهسپار آرامگاه حکیم عمر خیام شدند. شاهنشاه پس از گزارش تیمسار سپهبد آق اولی رئیس انجمن آثار باستانی و خوانده شدن قطعه شعری از سوی آقای صهبا چامه سرای گرانمایه در میان کف زدنهای باشندگان آرامگاه خیام را گشودند و سپس به سوی امامزاده محروق رفتند. در برابر در ورودی امامزاده علماء و روحانیون نیشابور صف کشیده بودند و برای سلامت شاهنشاه دعا کردند. سپس شاهنشاه آرامگاه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری و آرامگاه کمالالملک استاد و هنرمند نامدار ایران را گشودند و در ساعت ۱۴ و چهل و پنج دقیقه با هواپیما رهسپار بیرجند گردیدند.
ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۱۲ فروردین هواپیما حامل شاهنشاه در فرودگاه بیرجند بر زمین نشست. آقای نخستوزیر نیز همراه شاهنشاه آریامهر بود. در فرودگاه نخست دوشیزه خردسالی دست گلی فراداشت و سپس تیمسار سرلشگر مبین معاون ارتش دوم گزارش نظامی به آگاهی همایونی رسانید. آنگاه شاهنشاه در جایگاه مخصوص قرار گرفتند و موزیک سلام شاهنشاهی را نواخت و شاهنشاه از برابر گارد احترام گذشتند و به صف روحانیون رسیدند. در اینجا یکی از آقایان روحانیون به نام آقای سید ابراهیم فارابی ضمن مطالبی گفت: به نام روحانیون شهر بیرجند به شاهنشاه خوش آمد میگوییم. شاه مظهر قدرت و ظلالله است و منویات شاهنشاه همه در راه تحقق امر پیش روی ملت کهنسال ایران است. از خداوند بزرگ میخواهم که همه را موفق به درک مقاصد بزرگ شاهنشاه بکند و همیشه ما را در ظل توجهات ایشان از گزند حوادث مصون بدارد و سایه او را بر سر ما پایدار بدارد و ولیعهد عزیز را در پرتو عنایات شاه طوس حفظ نماید.
شاهنشاه در پاسخ فرمودند: از ادعیه خالصانه شما ممنونم و جای بسی خوشوقتی است که میبینم در این نقطه مرزی افرادی هستند که مصلحت دین و مملکت خودشان را تشخیص میدهند و میدانند چطور یک مملکت توی یک جامعه بر اساس دین دوام و قوام پیدا کرده است و چطور میتواند باقی بماند. در عهد ما در این قرن که بشر فضا را تسخیر کرده است و جوامع دنیایی هر روز یک قدم بیشتر به سمت ترقی و تعالی و عدالت و مساوات برمیدارند جامعه ما نمیتواند از این قافله تمدن عقب بماند و باید خدا را هزار بار شکر کنیم که به ما این فرصت را داده و این عنایت را فرموده که توانستیم قدمهای عالی لازم را که ما را همآهنگ با جامعه امروز دنیا بکند بدون آشفتگیها و خونریزیها و بدون اینکه اساس قومیت و ملت ما متزلزل بشود برداریم و به خواست خداوند هر چه زودتر در زمره ملل مرفه و مترقی دنیا قرار بگیریم. این کارها را اگر ما نکنیم بالاخره یک روزی خواهد شد ولی الآن از روی عقل و تدبیر انجام میگیرد. امیدوارم همه افراد مملکت هر کس در هر شغل و هر لباسی هست یک گوشه از کار مملکت را بگیرد و یک گروه از اقدامات اجتماعی را که برای این مملکت لازم است انجام دهد و مجموع این افکار و این اقدامات مملکت را به سرمنزل مقصود برساند.
شاهنشاه سپس به صف مأمورین اصلاحات ارضی رسیدند و مدتی با آقای سالور رئیس سازمان اصلاحات ارضی کشور و آقای مهندس آصفی رئیس کشاورزی و اصلاحات ارضی خراسان گفتگو کردند. آنگاه شاهنشاه فرمودند: هر چه زودتر مقدمات اجازه دادن املاک آستانه قدس رضوی را فراهم کنید زیرا که باید هر چه زودتر تا آخر سال این کار عملی شود. شاهنشاه بعد به مقابل صف خبرنگاران اطلاعات و کیهان تشریف آوردند و از خبرنگاران سئوال فرمودند، به چه وسیله به بیرجند آمدهاید. به عرض رسید تا مشهد وسیله راهآهن و از آنجا تا بیرجند با اتومبیل. شاهنشاه فرمودند: وضع راهها چگونه بود. خبرنگار اطلاعات عرض کرد: ما تصور میکردیم راه مشهد – بیرجند خیلی خراب خواهد بود، ولی حقیقت آنکه خیلی بهتر از حد انتظار بود. شاهنشاه فرمودند: شما باید با مردم اینجا و شهرستانهای دیگر مرتباً در تماس باشید و جزئیات را بنویسید. خبرنگار اطلاعات به عرض رسانید: در دو سال اخیر ما وسیله روزنامه خود نهایت سعی را در تحقق اصلاحات ارضی و تفهیم آن به مردم کردهایم. شاهنشاه فرمودند: باز هم بکنید. اینجا هم خوشبختانه مردم روشنفکر زیادی دارد. بعد شاهنشاه از مقابل صف دختران پیشآهنگ عبور فرموده و سپس با اتومبیل به سوی شهر حرکت کردند.
شهر بیرجند با پرچمها و عکسهای شاهنشاه و قالیهای زیبا و کاغذهای رنگین آراسته شده بود و مردم نسبت به شاهنشاه ابراز احساسات میکردند. شاهنشاه آنگاه برای استراحت به باغ شوکتآباد عزیمت نمودند و شب در منزل آقای نخستوزیر استراحت کردند.
تقسیم اسناد مالکیت زمینهای کشاورزی در تربت حیدریه، بیرجند و کاشمر
۱۳ فروردین ماه ۱۳۴۲ شاهنشاه آریامهر اسناد مالکیت ۱۵۲۰ نفر از کشاورزان ۸۲ دهکدههای تربت حیدریه، بیرجند و کاشمر را که به موجب قانون اصلاحات ارضی صاحب ملک شخصی شدهاند در دبستان شوکتی بیرجند به نمایندگان آنان مرحمت فرمودند. در این دبستان ابتدا آقای علم نخستوزیر با گرفتن پروانه از پیشگاه شاهنشاه پشت میکروفن قرار گرفت و چنین گفت:
شاهنشاها، اهالی شاهدوست بیرجند و مردم مرزنشین قائنات به هم ولایتی خودشان، غلام اعلیحضرت همایونی، مأموریت دادهاند که به عرض برسانم تا چه حد از نزول اجلال اعلیحضرت همایونی به این شهر دورافتاده مرزی مفتخر هستند و تا چه حد مراحم اعلیحضرت همایونی را شکرگزارند. در این منطقه دورافتاده مرزی مردم این منطقه بیشتر احساس میکنند که معنی امنیت در زیر سایه اعلیحضرت همایونی چیست و برق سرنیزه ارتش دلیر ایران به فرماندهی اعلیحضرت همایونی چه ارزشی برای ما مردم مرزنشین و عموم مردم ایران دارد. بعلاوه، مردم بیرجند باسواد هستند. بالنتیجه بیشتر میتوانند از اوضاع دنیا مطلع بشوند. به این جهت میدانند و احساس میکنند که آنچه اعلیحضرت همایونی در راه کشور خودشان فرمودهاند چه ارزش جهانی دارد. البته لازمه سواد داشتن فهمیدن نیست. لازمه سواد داشتن مطلع شدن است. عموم مردم ایران نشان دادهاند که از اقدامات اعلیحضرت همایونی چه اندازه مفتخر هستند و به چه صورت در تصویب ملی شرکت کردند. ولی به هر صورت لازمه سواد وارد بودن بیشتر به اوضاع دنیا است که اعلیحضرت همایونی ملاحظه فرمودند که تمام طبقات این شهر از روحانیون و بانوان و اصناف و کسبه با چه حال مقدم مبارک اعلیحضرت همایونی را روی چشم میگذارند. بیش از این نمیخواهم که جسارت به پیشگاه مبارک بکنم فقط یک نکتهای را هم اکنون اجازه میخواهم اینجا به عرض برسانم که بیمناسبت نیست، چون این مدرسه مدرسهای است که چنانکه قبلاً به عرض پیشگاه مبارک رساندم، مدرسه شوکتی نامیده میشود و پدر چاکر در پنجاه و هشت سال پیش اولین مدرسه را در اینجا افتتاح کرد و بلافاصله ده سال یا هفت سال بعد از آن تاریخ، مدرسه دخترانهای در اینجا افتتاح کرد و آنوقت قشریون گفته بودند که پدر غلام از دین برگشته است ولی بعد از چند سال معلوم میشد که آنچه در آن روز پیشبینی کرده بود پیش بینی صحیح بوده و خدمتی به مملکت خود کرد.
پس از پایان سخنان اسداله علم نخستوزیر و گزارش آقایان سالور رئیس سازمان اصلاحات ارضی کشور و مهندس شیخالاسلامی رئیس اصلاحات ارضی مناطق جنوبی خراسان، شاهنشاه به پشت میزی که اسناد مالکیت کشاورزان روی آن قرار داشت تشریففرما شدند و اسناد مالکیت ۱۵۲۰ نفر از کشاورزان دهکدههای کاشمر، تربت حیدریه و بیرجند را به نمایندگان آنان مرحمت فرمودند و سپس پشت میکروفن قرار گرفتند و بیاناتی به این شرح ایراد فرمودند:[۳]
فرصت نیکویی است که امروز در چنین نقطه مهم مرزی میتوانیم بار دیگر در تعقیب اصلاحات ارضی که برای سرنوشت مملکت اهمیت بسزایی دارد، در میان شما جمعیت وطن دوست و وظیفه شناس به این اقدام بپردازیم و خوشوقت باشیم که لزوم و فواید و احتیاج این کار، یعنی اصلاحات ارضی در هر نقطهای که ما قدم میگذاریم از طرف مردم، بخصوص خود زارعین و سایر طبقات کاملاً درک میشود و البته مثل سایر نقاط مملکت کارکنان اصلاحات ارضی و مأمورین کشاورزی با کمال علاقمندی و وظیفه شناسی به وظیفه خودشان مشغول هستند. این اقدامات که ما میکنیم مطمئن هستیم که فقط جنبه محلی ندارد. کوس و آوازه این اقدامات مسلماً به مساحتهای خیلی دوری برده میشود و شنیده میشود و بعید نمیدانم که اقدامات ما در ایران بخصوص همانطوری که امیدوار هستیم، نتایج مثبت و درخشانی که از این اقدامات که در راه اصلاح جامعه و ترقی جامعه و رفاه و عدالت اجتماعی انجام میگیرد تأثیرش در محیط خارج از ایران نیز دیده شود. بکرات من توضیح دادهام که این اقدامات که ما اکنون در این مملکت بدان مشغول هستیم ما را در صف ممالک مترقی جهان پرتاب خواهد کرد و همچنین لزوم اتخاذ این تصمیمات را بارها گفتهام. هر چقدر این مطالب تکرار بشود ضرری نخواهد داشت. برای اینکه اذهان هر چه بیشتر روشن بشود، البته بهتر است. گو اینکه در ششم بهمن سال گذشته قاطبه اهالی این مملکت که حق شرکت در تصویب ملی را داشتند، یعنی پنج میلیون و ششصد هزار نفر بطور قاطع و با وضوح کامل به آن شش مادهای که برای اصلاح اجتماع ایران و زیر و رو کردن اساس زنگی کهنه و پیریزی قوام و استحکام زندگی آینده است رأی دادند و با چنان قاطعیتی ملت ایران آن را تأیید و تصویب کرد که جای هیچگونه ابهامی را برای حتی ضعیفترین مغزها باقی نمیگذاشت چه بسا ملل، ممالک و کسانی خواستند کاری بکنند و به یک دهم آن چیزی که میل داشتند موفق نشدند و یا اینکه در وسط کار رشته کار از دستشان دررفت و به دست حوادث سپرده شد و چه بسا ملل و ممالک و افرادی مسئولی حقایق را درک نکردند و به اقدامات لازم مبادرت نورزیدند و یا از روی جهل و نادانی، خودپسندی و یا از لحاظ مغرض بودن دست به کارهای لازم نزدند و خودشان و مملکت خودشان را در جهنمی فرو بردند.
دستخوش حوادث
از بین رفتن خودشان شاید باعث تأسف زیاد نباشد ولی بخاطر اینکه مملکتشان را با آن بدبختیها مواجه کردن باعث کمال تأسف است. برای اینکه میلیونها مردم و انسان بیگناه از این مصائب رنج بردهاند و میبرند. پس این اقداماتی که ما انجام دادهایم هم ملت و وطن ما به اوج ترقی خواهد رسانید و هم اینکه ما را دستخوش حوادث نخواهد کرد و بیشتر از همه آن چیزی که باعث خوشوقتی است این است که میبینیم تمام ملت ایران با یک قاطعیت و صمیمیت بینظیری در این امر تقریباً شریک و سهیم و از صمیم قلب پشتیبان آن میباشند. البته تعجب نباید کرد که در میان این همه جمعیت کشور ما فرض بکنید یک چند صد نفری هم نفهمند. این نفهمیدن ممکن است به چند علت باشد. یکی اینکه اصلاً قابلیت تفکر و فهم ندارند. اینها مغزشان و فکرشان جور دیگری کار میکند. به اینها قشری میگویند، به اینها لقبهای دیگری هم میشود داد ولی خوب شاید زیاد تقصیری نداشته باشند چه طبیعت به مغز کوچک فرسوده کهنه اینها اجازه درک و تفکر نمیدهد. یک دستهای منافعشان در خطر است، یعنی این دسته فقط منافع آنی خود را میبینند که مثلاً من آخر سال از آن رعیت بدبختی که برایم بردگی میکرد اینقدر استفاده میبردم. این اقدامات ممکن است آن استفادهای را که قبلاً از رعیت میکردیم موقوف کند، پس دنیا تمام شده و دیگر زندگی معنی ندارد. مملکت به چه دردی میخورد. من مملکت را موقعی میخواهم که بتوانم این استفادهها را از آن ببرم ولی او نمیفهمد که مملکتی که یک همچنین شخصی با این شرایط قرون وسطایی بخواهد از آن استفاده ببرد در شرایط دنیای امروز قابل دوام نیست و ضمناً نمیفهمد اگر مطابق این راهی که ما آن را ارائه دادهایم مطابق این راه قدم بردارد از یک منافع غیر مشروع و غیر عادلانه فعلی که از راه استثمار انسانها و از راه ارباب و رعیتی به دست میآورد از آن صرفنظر بکند و از سرمایهای که بوسیله فروش املاک یا بوسیله اعتبار املاک برای او تهیهاش ممکن است وارد فعالیتهای دیگری در مملکت بشود، مثل سرمایهگذاری در صنعت مملکت و غیره، این بعدها یک درآمدم معقولی خواهد داشت.
اجنبیپرستی و دزدی
یک عده دیگری هستند که راه زندگیشان از راه چپاول و غارت و دزدی و متأسفانه اجنبیپرستی است. در مملکت ایران سابق بر این همیشه میشنیدیم که ایلات ایران مردمانی وطن پرست بودهاند، حتی اینها سرحدات ایران را حفظ میکردند و همیشه در زمره اولین افرادی بودند که در مقابل دشمنان ایران ایستادگی میکردند و قاعده هم همینطور بود. افراد و روستاییان ایلات بسیار مردم وطنپرست و خوبی بودند و هستند. اما ایلات حالا دیگر کار آنها به صورت سابق نیست برای اینکه موقعی که ملوکالطوایفی از بین رفت و از موقعی که سلسله خانواده ما به سلطنت رسید، آن حکومتهای محلی و خان خانی و آن سیستم البته از بین رفت. حکومت، حکومت مرکزی شد و ارتش ایران تأسیس شد و سرحدات ایران را افراد ملت ایران به عنوان سربازهای ایرانی حفظ خواهند کرد که افراد وطنپرست هستند، ولی این را من به حساب خان خانی ایل نمیگذارم. بعضی عناصر در جنوب و مخصوصاً در منطقه فارس بودند و هستند که اینها متأسفانه اجنبیپرستی در خونشان وارد شده. حالا اینها اربابشان کی باشد، مثل اینکه فرق نمیکند و موقعی یک ارباب جدید خارجی برای خودش میتراشد بسته به اینکه کی بیشتر به او اجر و مزد بدهد و بیشتر او را تشویق به خیانت به ملت ایران و به آدمکشی بکند. سوابق اینها را البته همهتان کم و بیش شنیدید ک از ۱۳۲۰ به این طرف در هر فرصتی اینها چه کارها و چه خیانتها به ملت ایران کردهاند. خوب اینها هم تکلیفشان روشن است. خلاصه روی هم رفته این عناصر که من شمردم از طبقات مختلف و قسمتهای مختلف جمعشان روی هم به چند صد نفر بیشتر نمیرسد. اینها فکر میکنند که این اصلاحات آخر زندگی آنها است. خداوند اینها را هدایت بکند چون قلباً راضی نیستم که یک نفر هم از افراد این مملکت کم بشود، ولی خوب اگر در جهت منافع ملت هدایت نشوند زهی بدبختی برای خودشان است. برای این کار این چرخ عظیم نهضت ما به گردش خودش درآمده است و هر مانعی که در مقابل و در راه پیشرفت ملت ایران به سمت جلو باشد اثرش از مقاومت یک مورچه در مقابل یک لکوموتیو چندین هزار اسبی کمتر خواهد بود.
پیشرفت ملت
عمده مطلب که برای ما باقی مانده این است که در قبال این تصمیمات بزرگ اصلاحی و این تصمیمات بزرگ انقلابی وسیله پیشرفت ملت را کاملاً فراهم کنیم. وقتی که فرد فرد افراد این مملکت وارد کارهای فعاله تولیدی و اجتماعی شدند، مجموع این اقدامات و فعالیتها تشکیل یک جامعه متمدن و مترقی را خواهند داد تابحال نصف جمعیت این مملکت از حقوق اولیه ابتدایی یک جامعه متمدن و مترقی محروم بود. این برای ایران مهد تمدن، مهد علم و مهد فرهنگ ننگی بود که لازم بود با یک حرکت و یک تصمیم، این ننگ برطرف شود. حال که وضعیت جدیدی برای طبقه زحمتکش و کارگر مملکت پیش آمده است و با تدابیری برای هر فرد دیگری از مملکت که کار بکند حقی عادلانه و احترامی بوجود آمده است، حالا اشخاصی پیدا شدهاند که موقعی که در سابق رعیت به آن ترتیب استثمار میشد و این طوری که میشنوم متأسفانه بعضی از مالکین یا مباشرین آنها، البته فقط بعضی از مالکین نه همه آنها، اینها اضافه بر آن رویه خشک و خشنی که با رعیتهای سابق داشتند میگویند که در ده هر چیزی که خوب بوده مال اینها بوده، حتی شاید پیش از زفاف و عروسی گاهی یک جریانهای شرمآور دیگری بایستی پیش بیاید و تحفههای انسانی پیش ارباب ببرند. موقعی که در سابق آن خانهای محلی یا مستقیماً به دست خودشان با کارد یا خنجر یا تفنگ یا بوسیله ایادیشان مردم را در چاهها حلقآویز میکردند و یا وارونه آویزان میکردند و آن فجایع را میکردند، موقعی که همه نوع جور و ستم و ظلم و دزدی و فساد و رشوه وهم چیز برقرار بود، هیچوقت ما نمیشنیدیم که قشریون راجع به این کارها اعتراضی بکنند. هیچوقت نمیشنیدیم آن قشریون بخصوص بگویند که این اقدامات برخلاف دین است، بر خلاف آیین است، بر خلاف انصاف است، برخلاف بشریت است. آنها این قبیل اقدامات غیر انسانی را که به منافع آنی آنها لطمه نمیزد، به منافع موقوفاتی که میخوردند لطمهای نمیزد، وجوهی که به آن قشریون بخصوص میرسید سر جای خودش باقی بود، این برای آنها کافی بود که آن وجوه به هر ترتیبی که هست به آنها برسد، هر گردن کلفتی، هر قاتلی، هر خائنی بیاید یک وجهی بدهد و خیالش راحت بشود، خیال آن قشری هم راحت میشد.
اقدامات خلاف انسانیت
آن اقدامات خلاف انسانیت و این مظالم هیچکدام در نظر آنها برخلاف آئین نبود اما حالا که رعیت از آن ظلم خلاص میشود، ناموسش در امان میماند، از تمدن امروزی برخوردار میشود، زندگیاش بهتر میشود، این به نظر آن قشری برخلاف دین و آیین است. این قشریون البته وقتی که این نوع منافعشان محدود شد و از بین رفت آن قاتل و خائن، آن کسی که از اجنبی دستور میگرفت اضافی چیزی برایش باقی نمیماند برای اینکه امروز موقوف شده که به آنها برساند. آن ارباب سابق منافعاش محدود شده و او هم وجه کمتری دیگر در اختیار دارد که به آنها برساند. آن وقت قشری، دینش به خطر افتاده است. بزرگترین صدمه و لطمهای که میشود به دین و آیین زد این است که یک عدهای به نام دین از این قبیل اقدامات مخالف دین مبین ما بکنند و خدای نخواسته اعتقادات افرادی که وارد جریانات کار آنها هستند و اطلاع دارند از این ریزهکاریها وارد این عملیات پشت پرده که این اعتقادشان خدای نخواسته قدری سست بشود. خوشبختانه اکثریت روحانیون ایران همانطور که باید شایسته است روحانیون حقیقی و راهنمایان معنوی هستند. این اقدامی که ما میکنیم این پاک کردن اجتماع از این کثافات و از این اقدامات پشت پرده، بزرگترین ضامن دین و بخصوص آیین مقدس اسلام است که انشاءالله تا ابد برقرار خواهد بود و ما را همیشه به راه راست هدایت خواهد کرد. من اضافه بر اعتقاد شخصی خودم که بکرات گفتهام، در کتاب خودم نوشتهام و همین اواخر یکی دو موقع فرصت پیدا کردم که نسبت بدان اشاره کنم، اصلاً از لحاظ پادشاه مملکت و مملکتداری و سیاستمداری هیچ قومی و جامعهای را با دوام نمیبینم مگر اینکه اساس و پایه کارش بر اعتقادات عمیق دینی و مذهبی نهاده شده باشد. پس دین برای بقاء ما خیلی لازم است. چه دینی بالاتر و بهتر از دین مقدس خود ما. دین اسلام مترقیترین ادیان جهان است. این ابدی است. دین ابدی دینی است که همیشه راه پیشرفت و ترقی را برای بشر و انسان باز نگاهداشته باشد و دین مبین ما اسلام، خوشبختانه همینطور است و ما میتوانیم در سایه احکام قرآن کریم به تمام این هدفهای بزرگ ملی و هدفهای بزرگی که امروز اجتماع مترقی دنیا به آن احتیاج دارد برسیم و میرسیم. هر کسی که قرآن کریم و احکام دین مبین ما را غیر از این تصور بکند، هر کسی که به دروغ ادعا داشته باشد که دین ما مخالف این اقدامات مترقیانه است، مخالف تمدن و فرهنگ و پیشرفت ملت ایران است، آن کس متأسفانه در زمره همان قشریونی است که منافع او از لحاظ موقوفات و غیره و وجوه نامشروع به خطر افتاده است. اینها جسارت و تهمت را به جاهای مضحکی رسانیدهاند که مسلماً هر کسی که بشنود یا خندهاش میگیرد یا به حال این بیچارهها و بدبختها غصه میخورد ... ولی این بیچارگی و بدبختی این افرادی را میرساند که منافع مادی آنها متأسفانه یا خوشبختانه به خطر افتاده و از آن راه دیگر موقوف شده است. به هر صورت امیدوارم که جامعه فعلی ایران که خوشبختانه از این امکانات و آزادیها و مواهب بر اساس عدالت اجتماعی برخوردار میشود بیش از پیش بکوشد، در راه آباد کردن مملکت خود بکوشد، در راه اعتلای جامعه ایران بکوشد، در راه تولید بیشتر و با مقرراتی که هست و با تقسیم عادلانهتر ثروت در میان ملت ایران، یک جامعه مرفه، با سعادت و سربلندی ما داشته باشیم که در میان سایر ملل و به همان اندازه که لیاقت و شایستگی آن را داریم در صفوف اول آنها قدم به سوی سرنوشت پرافتخار برداریم.
سخنان شاهنشاه در میان احساسات پرشور دهقانان و کارگران، فرهنگیان، پیشآهنگان و طبقات مختلف مردم بیرجند به پایان رسید و شاهشناه به دهکده شوکتآباد بازگشتند.
- ↑ گشایش بنای آرامگاه نادر شاه افشار ۱۲ فروردین ماه ۱۳۴۲
- ↑ سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران هنگام گشایش بنای آرامگاه نادر شاه افشار ۱۲ فروردین ۱۳۴۲
- ↑ سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی پس از دادن سندهای مالکیت کشاورزان تربتحیدریه بیرجند و کاشمر بر پایه قانون اصلاحات ارضی ۱۳ فروردین ۱۳۴۲