مصاحبه علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی با سردبیر اطلاعات بانوان به مناسبت زادروز فرخنده شهبانو ۲۱ مهر ماه ۱۳۵۴: تفاوت میان نسخهها
جز (added Category:مصاحبههای شهبانو فرح پهلوی using HotCat) |
جز (added Category:سال ۱۳۵۴ using HotCat) |
||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
[[رده:مصاحبههای شهبانو فرح پهلوی]] | [[رده:مصاحبههای شهبانو فرح پهلوی]] | ||
[[رده:سال ۱۳۵۴]] | |||
نسخهٔ ۲۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۷
نباید گذاشت ماشین بر انسان غلبه کند فردا بیست و دوم مهر ماه مصادف است با سالروز تولد علیاحضرت شهبانوی ایران. ما این زادروز فرخنده را به حضور شهبانوی محبوب ایران و ملت ایران تهنیت میگوییم. به مناسبت این روز خجسته، پری اباصلتی سردبیر مجله اطلاعات بانوان گفتگویی با علیاحضرت شهبانو به عمل آورده است. شهبانو در این مصاحبه با صراحت و روشنی همیشگی، به تجزیه و تحلیل بسیاری از مسائل امروز ایران پرداخته و راهنماییهای ارزندهای به عمل آوردهاند.
به امر مطاع شاهنشاه آریامهر، مبارزه با گرانفروشی یکی از اصول انقلاب اجتماعی ایران را تشکیل داده و پیکار همه جانبهای در این زمینه آغاز یافته است. نظر علیاحضرت در این مورد و بخصوص نقش خانمها در این زمینه چیست؟ بطوری که شنیدیم، خانمها در این زمینه فعالیت مؤثری دارند و همین همکاری که کردهاند و کالاهایی که گرانتر از نرخ تعیین شده عرضه میشده است خریداری نمیکردند و جریان را اطلاع می دادهاند و مقامهای مسئول را از وضع فروش آگاه میکردهاند، خود نوعی همکاری در مهار کردن قیمتها بوده است. همانطور که گفتید، مبارزه با گرانفروشی به صورت یک اصل انقلاب اجتماعی ایران در آمده و در این صورت به شدت پیگیری و با جدیت دنبال خواهد شد و خانمها نیز بطور مستقیم باید در این زمنیه همکاری داشته باشند.
عدالتی که ما در این زمینه خواستاریم، هم برای خریدار و هم برای فروشنده است. یک عرضه کننده و یا فروشنده کالا خودش در موارد دیگری خریدار است و رعایت عدالت در خرید و فروش کالا به سود او هم هست. هدف در این زمینه این است که زیادهروی نشود و سوء استفاده بعمل نیاید. من فکر میکنم که اگر خود مردم براستی سعی کنند که به حد معقول استفاده روی کالاها قناعت ورزند؛ از کار خلاف در این رهگذر جلوگیری بعمل آورند؛ اصول انسانی و اخلاقی و مذهبی را مورد توجه قرار دهند و زیاده روی نکنند، گامی بسود همگان برداشته شده است. چون، همانطور که گفته شد، یک فروشنده گرانفروش، بنوبه خود خریدار هم هست و اگر عمل متقابل صورت بگیرد، عدالتی که خواستاریم استقرار پیدا نمیکند. بدون همکاری مردم نیز، بخصوص خان ها که بیشتر کار خرید میپردازند، در زمینهای با اینهمه گستردگی و وسعت، کنترل نمیتوان برقرار کرد. خوشبختانه وزیر مسئول این کار، با مردم جلسههای گفت و شنود برگزار میکند و از جانب دولت توضیح کافی میدهد و در این برخوردعقاید و آراء راهحلهای ثمربخشی ارائه میشود و بیتردید، همکاری خانمها بهترین نتیجه و ثمر را خواهد داشت.
حضور شهبانوی ایران در اجلاس هیأت امنای مؤسسه «آسپن» و تقدیم درجه دکترای افتخاری از جانب این مؤسسه بزرگ پژوهشهای انسانی و گردهمآئی آن در تهران و سخنانی که شهبانو ایراد فرمودند، موجب سرافرازی و افتخار قاطبه ایرانیان و جلوهای دیگر از اندیشههای تابناک شهبانو است. شهبانو در این اجلاس، فرمودند: مسئلهای که رویاروی ما قرار دارد این است که چگونه کامپیوتر را با خواستهای معنوی که شالوده ماهیت انسان را تشکیل میدهد، آشتی دهیم. چگونه منابع دانش و تکنولوژی را بدون آنکه بشریت را از میراث انسانی خود محروم شود، مبارزه کنیم؟
به نظر علیاحضرت، راه حل این مسئله چیست؟ آنچه در اجلاس هیأت امنای مؤسسه «آسپن» عنوان شد، مسئله دنیای ما است، هشدارهای دنیای تکنولوژی به دنیاهای دیگر است؟
در گردهمآئیهایی مثل آسپن، کسانی که به رسالتهای راستین انسانها اعتماد دارند گرد میآیند و اصلها و راهحلهایی را برای مشکلهای اجتماعی جستجو میکنند. اما فقط برانگیختن اعتماد مردم به این اصلها و راهحلها کافی نیست و باید اعتقاد دولتها را نیز نسبت به آنها جلب کرد. هدف از ارائه این اصلها و راهها این است ه چطور میتوان وضعی پیش آورد که آهنگ پیشرفت مملکت بطور مداوم اوج بگیرد، اما جنبههای انسانی از بین نرود. این کار مسئله بزرگ زمانه ما است. گاه انسان در این مورد مأیوس میشود، اما چاره و گریزی نیست و به هر حال ترتیبی باید داد که به موازات بکار بستن راهحلهایی برای بالا بردن هر چه بیشتر سطح زندگی مادی مردم، اصلهایی نیز بکار گرفته شود که زندگی معنوی آنان را صیانت کند. حالا که صحبت از کامپیوتر است و ماشین دارد جای انسان را میگیرد، نباید گذاشت که «ماشین» بر «انسان» غلبه کند، در آن صورت، وضع مشکلی پیش میآید که بر گرداندن آن خیلی سخت است. مثال روشن دیگری در این زمینه داریم. دختر یکی از سازندگان کامپیوتر در آزمونی شرکت کرد که پاسخ آن با کامپیوتر داده میشد. کامپیوتر جوابهای سئوالها را علامت میگذاشت و نتیجه را ارائه میکرد. دختر به نتیجه کار خود امید فراوان داشت و با قاطعیت میدانست که فقط مرتکب اشتباه کوچکی شده است. اما وقتی نتیجه اعلام شد، معلوم شد که دختر رد شده است. مسلم بود که کامپیوتر اشتباه کرده است. دختر بسراغ پدر میرود و جریان را شرح میدهد. پدر میپرسد، «معلم این را میداند؟» دختر جواب میدهد، بله، ولی کامپیوتر نمیداند!» کامپیوتر امکان دارد اشتباه کند، انسان هم همینطور. ولی اگر کامپیوتر اشتباه کرد، توجیه کردن و توضیح دادن به آن، با یک مشت پیچ و مهره، میسر نیست و باید به آن گردن نهاد. در فرانسه مدتی کامپیوتر اشتباه میکرد و مالیاتهای مردم اشتباه محاسبه میشد و چارهای نمیشد کرد. در پست و تلگراف و تلفن هم همین وضع پیش آمده بود و صورت حسابهایی که کامپیوتر میداد با حقیقت نمیخواند. متأسفانه، صاحب حساب هم نمیتوانست در مقابل کامپیوتر از خود دفاع کند و توضیح قانع کنندهای بدهد. در این صورت، کامپیوتر و ماشین را باید بکار گرفت، اما اجازه نباید داد که به انسان غلبه کند و سرنوشت او را در دست بگیرد.
البته فقط ماشین مسئله روزگار نیست، مسئلههای دیگری هم هست، مثل محیط زیست و جمعیت که آنها هم، زاده تکنولوژی با ارمغانهایی که برای بهبود وضع اجتماع و دنیا دارد، موجب ادبار و بدبختی زندگی مادی بشر نشود و بهزیستی واقعی را از او نگیرد. علاقمندی زیادی هم هست که کنفرانسها، گردهمآئیهایی شبیه آسپن چه در ایران و چه در خارج تشکیل شود و مسائل اجتماعی، در دایره متفکران و در یک سطح بالا مطرح گردد و راهحلهایی جستجو شود. آنچه در نظر من اهمیت فراوانی دارد، توجه به این نکته است که در این زمینه ما راهی را که دیگران رفتهاند و به نتیجهای نرسیدهاند، نرویم. حُسن کار آسپن در این است که مسائل مختلف را با جنبههای انسانی میسنجد. شهبانو در دنباله سخنان خود افزودند: به محیط زیست اشارهای شد که از نظر من واجد اهمیت فراوانی است. در این زمینه سازمان حفاظت محیط زیست فعالیت و نظارت دارد. کوشش شده است که این سازمان قدرت اجرایی وسیعی داشته باشد و بتواند پیشنهادهای خود را در چهارچوب قانون ارائه دهد و در لوای قانون اجرای آنها را به عهده بگیرد. اما، افزون بر فعالیت و نظارت این سازمان که مثلاً میکوشند کارخانهها از وسایل بگونهای استفاده کنند که موجب آلودگی آب و هوا نشود، آموزش مردم ضرورت کامل دارد. مردم در آلوده کردن محیط زیست مؤثر هستند و این، خطرناک است. به این خاطر برنامه آموزشی گستردهای از کودکستان تا دانشگاه باید اجرا شود و خانوادهها از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات به زیانهای آلودگی هوا پی برند و در برنامه پیکار بر ضد آلودگی هوا و حفظ محیط زیست، شرکت کارسازی داشتند باشند.
در اینجا مسئله در این است که مردم حس نمیکنند که یک نفر هم باعث آلودگی محیط زیست میشود. یک نفر که زباله میریزد و یا یک نفر که کارخانهاش محیط را آلوده میکند، میپندارند که چون یک نفر است، اشکالی ندارد، در صورتی که ممکن است میلیونها نفر، هر یک به تنهایی اینطور بپندارند و بلایی برای جامعه خود و دنیای بشری به وجود آورند. در این مسئله و بطور کلی هر مسئله و مشکلی که با آن روبرو هستیم، علاوه بر اقدامهای قانونی و عملی، اخلاق هم مطرح است که در واقع تکلیف انسان را در برابر اجتماع روشن میکند. بعد صحبت ترافیک پیش آمد- در این مسئله هم اخلاق و پایمال نکردن حقوق دیگران مطرح است. فقط احداث جادههای متعدد، پلهای هوایی، راهروهای زیرزمینی و مترو و از این قبیل نمیتوان پاسخگوی این مشکل باشد. مردم باید بدانند که چه به عنوان عابر پیاده و چه به عنوان راننده نباید به حق کسی تجاوز کنند. در این زمینه هر چه بیشتر در کانونهای مختلف، اردوهای عمران ملی، پیشاهنگی و نظایر آن در زمینه حس تعاون صحبت شود و تشویق بعمل آید، سودمندتر خواهد بود. اطلاع دارید که کار ترافیک را شهرداری به عهده گرفته و میتواند از نظرات کارشناسان و صاحبنظران داخلی و خارجی برای حل این مسئله کمگ بگیرد. ترافیک هم از مسایل زاده تکنولوژی است و ما خوشحالیم که کارخانه اتومبیلسازی داریم و طبیعی است که هر چه درآمد افراد بالاتر میرود، تعداد اتومبیلها هم بیشتر میشود، ولی نمیتوان نادیده انگاشت که سنگینی ترافیک روی اعصاب مردم اثر میگذارد و مشکلات را سختتر جلوه میدهد. اما، همکاری مردم و رعایت اصول اخلاقی، از شرایط اساسی حل مفصل ترافیک است. مثلاً، در محلی که مطمئن هستند جا برای پارک کردن بقدر کافی وجود ندارد، وقتی جلسهای قرار است تشکیل شود، چند نفر با هم با یک اتومبیل بروند. همکاری مردم توأم با اقدامهای شهرداری شامل برنامههای کوتاه مدت و دراز مدت خواهد بود. «مترو» طرحی است که پیاده شدن آن نیاز به زمان دارد. اما تغییر ساعات شروع کار مدارس و ادارات، پل هوایی که قرار است برای عابر پیاده نصب شود و از احداث مترو اجرا گردد که به زیبایی شهر لطمهای نزد، و از این قبیل، از برنامههای کوتاه مدت است که باید هر چه زودتر به مرحله اجرا در آید.
البته به موجب قانون اساسی هر نمایندهای که برگزیده میشود، نماینده همه ملت ایران است و بانوانی که در نخستین مجلس رستاخیز راه یافتهاند، قطعاً باید منافع و نظرات همه مردم ایران را در نظر داشته باشند، با اینهمه بطور کلی آیا علیاحضرت شهبانو انتظار خاصی از بانوان نماینده مجلس دارند تا قوانین خاصی در جهت منافع زنان وضع و تصویب کنند؟ چه نوع قوانینی؟ مشکلات زن دانشگاهی، زن کارمند، زن خانهدار و زن روستا و سایر گروههای زنان را مطالعه و بررسی کنند. خانمهای نماینده باید شرایط زن روستایی را در نظر بگیرند و در هر یک از این زمینهها راهحلهایی را بیابند و در مجلس مطرح کنند، راهحلهایی که در بهتر کردن وضع زن در سطوح مختلف مملکت کمک کند. اما به هر حال، بانوان نماینده، بیتردید نمایندگان قاطبه ملت ایران هستند و باید مانند سایر نمایندگان در وضع و تفتیح قوانین شرکت کنند و در هر حال مدافع و حمایتگر و حافظ حقوق مردم باشند و منافع و مصالح آنان را در نظر بگیرد.
آیا چگونگی برگزاری انتخابات این دوره، که با دورههای گذشته تفاوت داشت، برای علیاحضرت جالب بود و جریان کار را پیگیری میفرمودند؟ انتخابات، با وضعی که صورت گرفت، برای خود من جالب بود. مشارکت مردم در این کار فوقالعاده و چشمگیر بود. کاندیداها با وضع تازهای که نامزد شده بودند و میدان فشردهای که برای این رقابت میدادند، با برنامه سیاسی، قدم در این راه گذاشتند؛ در گردهمآییها با مردم رویاروی شدند و مبارزات انتخاباتی در تهران و شهرستانها چشمگیر و جالب بود و ما هم بطور مرتب در جریان آن قرار داشتیم. از طریق رادیو تلویزیون و مطبوعات اخبار و گزارشهای انتخابات را دنبال میکردیم و به نتیجه کار علاقمند بودیم.
با توجه به اینکه ما هم اکنون در سال زن هستیم، آیا به نظر شهبانوی گرامی ایران سال زن میتواند آغازی برای یک جهش بزرگ به سوی برابری کامل زن و مرد باشد؟ اگر چنین است، زنان ایران در این راه چه وظیفهای به دوش دارند؟ زنها، چه شهری، چه روستایی و چه تهرانی، در سطوح مختلف سرگرم کار و تلاش و فعالیت هستند اما نکتهای که مطرح است، واگذاری فرصت بیشتری به زنان است که بتوانند خود را بهتر نشان دهند و در سطوح بالا در کار سازندگی مملکت شرکت جویند. لازم است این فرصت، در سطوح مختلف، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، به زنان داده شود که خود را هر چه بیشتر به سطح بالا برسانند. تا وقتی مسئله انتخاب یک زن برای انجام کار حتی در سطح خیلی بالا، پیش میآید تعداد بیشتری از زنان مطرح بشوند. به اعتقاد من، زنان با روحیهای قوی شروع به کار کردهاند، اما چون تازه وارد بازار کار شدهاند، لازم است سعی کنند که نشان دهند لیاقت لازم را دارا هستند و یکی از شرایط آن بیشتر و بهتر کار کردن است. در یک سازمان چشمها بیشتر به روی زنان است و زنان با پشتکاری که دارند و اینکه به فساد، که خواه ناخواه در هر جامعه ای هست، هنوز آلوده نشدهاند، میتوانند خیلی خوب خود را نشان دهند. علیاحضرت استحضار دارند که پرداخت حقوق از جانب دولت یا شوهر به زنان خانهدار در بعضی از کشورهای اروپایی و آمریکا مطرح شده است. علیاحضرت در این زمینه چه میفرمایند؟ به عقیده من، این کار صحیح نیست. رعایت اصولی در چهارچوب خانواده ضرورت دارد که اگر پای پولی به میان کشیده شود، استوار و پابرجا نمیماند. زنان که ازدواج میکنند و با علاقه به اداره خانه و زندگی مشترک خود میپردازند و در کار نگهداری و تربیت بچههایشان اهتمام میورزند، نباید قصد دریافت پول در قبال آن را داشته باشند. شوهر کار میکند و درآمد خود را صرف تأمین هزینههای خانه و خانواده میکند و زن هم با سود بردن از آن درآمد، چرخهای خانه و خانواده را می گرداند و دیگر توقع دریافت حقوق نباید داشته باشد. اگر زن در خارج کار کند، درآمد او هم باید در خانه خرج شود و گردش خانواده با مشارکت زن و مرد صورت بگیرد. البته اجرای برنامههای رفاهی دولت، موضوع پرداخت حقوق به زنان خانهدار را، از راه بهتری و به گونه دیگری تحقق میبخشد. برنامههای رفاهی تحصیل رایگان، بیمههای درمانی، تغذیه رایگان و امکانهای دیگری که دولت- از جمله در کار مسکن- فراهم میآورد، وضع زندگی خانواده را بهبود بیشتری میبخشد و در نتیجه، رفاه بیشتری برای همه افراد خانواده، بخصوص زن خانهدار، بوجود میآورد.
شهبانوی ایران در مورد ضرورت توجه به تربیت کودکان که جوانان فردا خواهند بود تأکید فرمودهاند. استدعا دارد برای آگاه ساختن مادران به این اصل مهم که فرزندان آنان برای دوران رستاخیز چگونه باید تربیت شوند، شهبانو نظرشان را اعلام فرمایند. این مسئلهای با ابعاد گستردهای برای ما مطرح است. در جستجوی راهحلهایی هستیم که در برنامه آموزشی جوانان و کودکان و سازمانهای مربوط به آنان، هماهنگی لازم را پدید آوریم. شورای عالی رفاه اجتماعی کمیسیونی از رؤسای سازمانهای مختلف که با جوانان و کودکان سر و کار دارند تشکیل دهد که سیاست واحد آموزشی و هماهنگی در این زمینه بوجود آورد و ترتیبی دهد که جوانان برای عصر رستاخیز آماده و تربیت شوند. البته برای حل مسایل جوانان و کودکان کنفرانسهایی ترتیب داده میشود ولی ضرورت دارد که خانواده و جامعه به این مسایل با دید وسیعتری بنگرند، چون هر چقدر جوانان و بچههای مملکت با طرز کارهای مثبت و سالم پیش بروند، نابسامانیها در آینده کمتر خواهد بود. به اعتقاد من، هر چه بتوانیم فعالیتهای ورزشی و فرهنگی و تفریحات سالم را افزایش دهیم، شالوده یک جامعه سالمتری را پیریزی میکنیم. جامعهای که جوانان آن با زیربنای فکری استوار و آمادگی لازم برای پیشرفت ترقی و بهزیستی مردم تکاپو و تلاش میکنند. تأمین رفاه خانواده در ایران همواره مورد نظر و توجه خاص شهبانوی گرامی ایران بوده است. آیا برنامههایی که در این راه تنظیم شده کافی بنظر میرسد؟ چه برنامههای دیگری برای رفاه خانواده مورد توجه شهبانو است؟ برای تأمین رفاه خانوادهها برنامههایی در سطح مملکت ترتیب داده شده است، اما دامنه این کار، خیلی گسترده است و انجام خدمات رفاهی بیشتری را ایجاب میکند. چون عده قابل ملاحظهای از زنانی که کار میکنند، مادر هستند، لازم است بر تعداد مهد کودک افزوده شود که بچهها در محلهای سالمی نگهداری شوند و از این جهت نگرانی پیش نیاید. آرزوی من این ست که بتوانیم به همه برسیم و دولت برنامههای مختلف رفاهی به مردم ارائه کند. البته وقتی سطح درآمد مردم بالا میرود و مردم خواستار رفاه بیشتری میشوند، تعمیم آن در مورد همگان میسر نمیشود. مثل مسکن برای خانوادهها. به خاطر اینکه احساس مالکیت و امنیت و اطمینان بیشتر میکند، مهم است، اما برخوردار بودن همگان از آن به فوریت میسر نیست. آموزش بچهها، بهداشت، درمان، تغذیه و بخصوص ترتیب دادن برنامههایی برای اوقات فراغت خانوادهها، در چهارچوب برنامههای رفاهی قرار دارد. مطالعاتی در جریان است و با سازمانهای مختلف نیز صحبت شده که برنامههایی برای گروههای کم درآمد پیریزی شود که آنان بتوانند در ساعات فراغت خود از آنها سود ببرند.
متجاوز از صد هزار نفر در آزمون عمومی دانشگاهی شرکت کردند که همه آنان نتوانستند به دانشگاهها راه یابند و البته در هیچ نقطه جهان نیز مؤسسات آموزشی قادر نیستند برای کلیه فارغالتحصیلان دوره متوسطه فرصت تحصیل دانشگاهی فراهم کنند. با توجه به نیاز مبرم کشورمان به نیروی انسانی، به نظر علیاحضرت از این دسته از جوانان که به دانشگاه راه نیافتهاند از چه محلهایی می توان استفاده کرد و در این مورد به خانوادهها و مسئولان امر چه توصیهای میفرمایند؟ بخصوص برای دختران دیپلمه که به دانشگاه راه نیافتهاند، چه فکری باید کرد؟ برای افزایش ظرفیت دانشگاهها و ایجاد مدارس عالی دانشکدههای بیشتر تلاش میشود، اما مهم این است که افراد- چه دختر و چه پسر- هر چه بیشتر به مدارس حرفهای جلب شوند و همه به دانشگاهها روی نیاورند و این تصور پیش نیاید که بهترین راه برای ادامه تحصیل و جستجوی کار، فقط رفتن به دانشگاه است. لازم است تعداد مدارس حرفهای افزایش یابد و افراد به اهمیت متخصص شدن پی ببرند. اینک، بعضی از سازمانهای مملکتی- بخصوص ارتش- دارندگان دیپلم را استخدام میکنند و به آنان تعلیماتی هم میدهد، اما هر قدر جوانان با حرفه و فن بیشتر آشنا باشند، کارهای متنوعتری را به عهده خواهند گرفت. ضرورت دارد که دخترها و پسرها و خانوادهها آموزش داده شوند که مملکت به افراد متخصص در حرفههای مختلف نیاز دارد و فقط با داشتن تعدادی دکتر و مهندس، مشکلات یک جامعه برطرف نمیشود.
کشوری که با سرعت به سوی صنعتی شدن گام بر میدارد به تکنسین به تعداد زیاد نیازمند است. اکنون به یمن وجود مبارک شاهنشاه آریامهر همه ملت ایران زیر پوشش بیمه درمانی قرار گرفتهاند و همچنین با پرداخت قسمتی از بهای مواد مورد نیاز مردم عادی از قبیل شکر و نان و گوشت توسط دولت، مردم کمدرآمد زیر چتر حمایت دولت قرار گرفتهاند، آیا در نظر هست برای مسکن آنان نیز فکری بشود؟ کنترل قیمتها، اجاره خانه، قیمت زمین، برنامههای خانهسازی، همه کارهای مهمی است که دولت از جهت تأمین مسکن به عهده گرفته است. در مورد مسکن، مسئله اساسی این است که ما واقعاً بتوانیم به شهرستانها و روستاها برسیم و از هجوم مردم آن نقاط به شهرهای بزرگ جلوگیری بعمل آوریم. در کار مسکن هم موضوع عرضه و تقاضا مطرح است. وقتی هجوم از روستا به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ فزونی مییابد، عرضه مسکن کم میشود، هم چنانکه به سبب گسترش تمدن صنعتی و شهرنشینی، مشکل مسکن در همه جای دنیا پیدا شده است. اما، با توسعه برنامههای خانهسازی در روستاها و شهرها و رفع همه نیازهای روستاها، از کوچ روستاییان به شهرها جلوگیری خواهد شد، بخصوص اگر در کارخانهسازی این اصل رعایت گردد که در درجه اول خانههای ساخته شده به افرادی که اهل آن روستا یا شهر هستند، داده شود. اینک مددکاران اجتماعی در جنوب شهر تهران مشغول مطالعه در این زمینه هستند. در این مورد، مسئله زاغهنشینی نیز مطرح است. هر چه شهرها بزرگتر میشوند، زاغهنشینی را نیز به همراه میآورند که به هر حال ناراحت کننده است. گزارشی درباره زاغهنشینی به عنوان یک مسئله اجتماعی به دولت داده شده که از نکات آن، اشاره به این نکته است که گروهی وقتی زاغهنشین میشوند، به آن عادت میکنند و این خاص جامعه ما نیست و در خیلی از جاهای دنیا دیده می شود. البته در زمینه تأمین مسکن و برنامههای رفاهی نباید انتظار داشت که همه کارها را دولت انجام دهد. همکاری و به ویژه مشارکت مردم نیز ضرورت کامل دارد.
توسعه بهداشت و درمان و کم شدن مرگ و میر خصوصاً در کودکان و نوزادان در عین حال موجب شده است که نسبت رشد جمعیت ایران با وجود اجرای برنامههای تنظیم خانواده همچنان در سطح بالا باقی بماند. به همین جهت جمعیت ایران یک جمعیت جوان است که بیش از پنجاه درصد افراد آن کمتر از بیست سال دارند و نیروی کارآ بشمار نمیآیند. استدعا دارد در مورد کنترل جمعیت و حفظ تناسب در ترکیب جمعیت ایران، شهبانو نظر خود را ابراز فرمایند. اجرای ثمربخش برنامه تنظیم خانواده و جلوگیری از انفجار جمعیت، از برنامههای ایدهآل ممالک توسعه یافته است و طبیعی است که ما هم باید چنین برنامههایی را داشته باشیم. البته، با رشدی که ما از نظر جمعیت داریم و اینکه برنامه تنظیم خانواده هم آنطور که باید موفق نبوده، باید ببینیم که از این مرحله به کجا میرویم. در این مورد صحبت می شود که خاک وسیعی در اختیار داریم، در صورتی که تنها خاک مطرح نیست و باید مقدار زمینهای قابل کشت مواد غذایی، ذخیره آب و عوامل دیگر مورد توجه قرار گیرد. علاوه براین، این خودخواهی است که ما در این مورد فکر دنیا را نکنیم و کاری را که در سطح جهانی مطرح است، در قلمرو خود مورد توجه قرار ندهیم. در کار کنترل جمعیت، هر مملکتی نباید فقط به فکر خود باشد و سایر کشورها را ندیده بگیرد. دولتها باید به گونهای جمعیت کشور خود را کنترل کنند که در سطح متعادلی تثبیت گردد. بعضی از ممالک، بخصوص کشورهای اروپایی شرقی، با شدت عمل در کار تنظیم خانواده، حالا بجایی رسیده اند که بیشتر مردم پیر هستند و جوان یا ندارند و یا کم دارند و حالا خانوادهها را به آوردن بچه بیشتر تشویق میکنند و البته، سن بالا برای بچهدار شدن مشکلاتی به همراه دارد. لازم است مطالعه شود که چگونه میتوان رشد جمعیت را در حد معقول تثبیت کرد. بچه زیادی، مسایل و مشکلات مختلف را مطرح میکند و اگر ما – به فرض- موفق شویم که رشد آن را مهار کنیم، باز در مناطق کمدرآمد که بچههای بیشتری هم دارند، سطح بهداشت پایین میماند. در این زمینه تنها بهداشت هم مطرح نیست و مسائل اجتماعی هم وجود دارد. از جمله، روستاییان بچه بیشتر میخواهند و در سابق برای کمک بیشتری به کارشان، بخصوص در زمان پیری، بچه بیشتری به دنیا میآوردند. ولی با اجرای طرح اجتماعی، بیمه سالمندی و بازنشستگی، دیگر برای (عصای دست پیری) دنبال بچه بیشتری نمیروند. به هر حال در ضرورت کنترل جمعیت تردیدی نیست و در این زمینه باید جهانی فکر کرد از خاطر نبرد که در بعضی از مناطق بر اثر تراکم جمعیت و وجود خشکسالی و کمبود مواد غذایی میلیونها انسان از بین میروند.
پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی کشور و میزان بهداشت و سلامت مردم را به گونهای درخشان بالا برده است و همین موضوع موجب کم شدن مرگ و میر و بالا رفتن سن متوسط مردم ایران گردیده است. آنچه در این مورد بیش از همه جلب توجه میکند، افزایش عده سالمندان و سالخوردگان است که با بهرهگیری از پیشرفتهای بهداشتی و درمانی به عمر درازتری دست یافتهاند، ولی از سوی دیگر بر اثر توسعه اشتغال و لزوم کار کردن زن و مرد، نگهداری از این سالخوردگان گاه با مشکلاتی روبرو میشود. در مورد گسترش برنامههای مراقبت و نگهداری از سالمندان چه نظری ابراز میفرمایند؟ از برنامهایی که سالها دربارهاش صحبت میشد، ایجاد خانه سالمندان بوده. وقتی ضرورت آن از هر جهت احساس میشد، از طریق دفتر من سازمانی برای نگهداری از سالمندان بجود آمد و بعد که وزارت رفاه ایجاد گردید، در اختیار آن گذاشته شد. این سازمان، از ابتدا در وضعی بوده پرداخت مبلغی جهت نگهداری از سالمندان، برای آن پیشبینی شده. البته، شخصاً موافق خانه سالمندان نیستم. بهتر است سالمندان در محیط خانواده بسر برند و اگر لازم باشد، به خانواده کمک بشود تا از این راه، روحیه خانوادگی و گرایش به خانواده تقویت گردد، مگر در مورد استثنایی که وجود سالمند در خانواده گرفتاریهایی ایجاد کند که در آن صورت نگهداری او در خانه سالمندان ضروری است. مراکز نگهداری سالمندان هر چقدر که دارای شرایط مناسبی باشد، در اصل، غیر عاطفی است. در صورتیکه، ما باید ترتیبی دهیم که خانوادهگرایی هر چه بیشتر رونق یابد. لازم است فکری بشود که وقتی کسی بازنشسته میشود برنامههایی داشته باشد و کار تازهای را آغاز کند و به سفر برود. بازنشستگی پایان زندگی نیست، آغاز یک زندگی تازه است و به این خاطر، بازنشستگان و بطور کلی سالمندان باید برنامهها و فعالیتهای سرگرم کنندهای را دنبال کنند. باید برای کسانی که تشنه کارهای تازه هستند، تالارهای تئاتر و کنسرت بوجود آورد. نمایشگاههایی نیز ترتیب داد که اثر فرهنگی و اجتماعی داشته باشد. البته امسال نمایشگاهی که در تهران برگزار گردید، بیشتر صنعتی بود، چون ایران بازار مناسبی برای فروش فرآوردههای صنعتی غرب شده. ولی نماشگاههای صنعتی میتوانند در زمینه آشنایی با ممالک مختلف و برانگیختن هر چه بیشتر توجه تماشگران، جنبه اجتماعی و فرهنگی هم داشته باشد.
درباره ضرورت آموزش سیاسی به زنان- بخصوص از زمانی که حزب فراگیرنده ملت ایران «رستاخیز» پا گرفته است- فراوان سخن به میان آورده میشود. علیاحضرت در این زمینه چه نظری دارند؟ فراگرفتن آموزش سیاسی برای همه گروههای مختلف مردم، خیلی مهم است. ما در عصری بسر میبریم که تعمیم و گسترش اصل «مشارکت» را ایجاب میکند. لازم است که مردم، چه زن و چه مرد، با ایجاد کانونهای مختلف حزبی، در روستاها ، شهرها و شهرستانها و همچنین کانونهای دانشجویی، آموزش سیاسی ببینند و در فعالیتها و کارهای مملکت مشارکت کنند و مؤثر و سهیم بشمار آیند.
به عنوان آخرین سئوال، درباره وضع تحصیلی و چگونگی زندگی والاحضرتها نظر شهبانوی ایران را جویا شدم. فرمودند:
چون امسال ولیعهد در سال دوم علوم تجربی تحصیل میکند، سعی کردهایم که علاوه بر علوم تجربی، مقداری هم از اقتصاد- که ولیعهد باید با آن آشنا شود- در برنامه بگنجانیم. به اضافه، برنامههای دیگری که ضرورت دارد. بازدید از کارخانهها، مراکز مختلف بهداشتی، درمانی، صنعتی و از این قبیل، کارهای دستی، پیشاهنگی و ورزشی. البته ما علاقمند هستیم که ولیعهد برنامههای دیگری هم داشته باشد، ولی دیگر وقتی باقی نمیماند. تا سال پیش، تئاتر و فیلم هم در برنامه بود، ولی حالا وقت کافی برای پرداختن به این نوع فعالیتها نیست. ترتیب دادن برنامههای فیلم و تئاتر از این جهت اهمیت دارد که خلاقیت را پرورش میدهد. تئاتر قدرت فکری بچهها را بر میانگیزد، به آنان نوعی اطمینان فکری میبخشد، امکان صحبت کردن در اختیارشان قرار میدهد، حس همکاری و انجام کارهای جمعی را در آنان تقویت میکند. به همین خاطر، پرداختن به آن از کارهای تازهای است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دست زده و در مراکزی که برای کودکان ایجاد کرده است، بطور مرتب برنامههایی برای آنها ترتیب میدهد که به خصوص بچههای خجالتی و ناسازگار را با شرکت در این برنامههای تئاتری وضع متعادلی پیدا میکنند. شهبانو افزودند: البته برای بچههای من علاوه بر برنامههای متعدد مدرسه، شرکت در برنامههای رسمی هم مطرح شده که در نوع خود دشوار است. اما باید در آن شرکت جویند و کم کم به آن عادت کنند. به خصوص ولیعهد که بیشتر باید با این برنامهها آشنا شود. ولیعهد هر هفته نامههای متعددی از سراسر کشور دریافت میدارد و هفتهای یک روز وقتش به جواب دادن به این نامهها و تقاضاها میگذرد. ولیعهد به پرواز هواپیما و شکار علاقه زیادی دارد و در فرصتهایی که به دست میآورد، به آن دو برنامه میپردازد. تابستان امسال چند روزی به گرگان رفته بود، چادر زده بود و به شکار پرداخته بود که برایش خیلی جالب بود. بچههای دیگرمان نیز برنامههای مدرسه و برنامههای جنبی آن را دارند و البته برای دختران مدرسه ولیعهد، حرکات بدنی نیز منظور شده است.