الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanshahAryamehr16thAnniversaryEqualPoliticalRights8Esfand.mp4|thumb|left|200px|سخنان شاهنشاه آریامهر در شانزدهمین سالگرد دادن حقوق سیاسی به زنان ایران ۸ اسفند ۲۵۳۶]]
[[پرونده:ShahanshahWomenAirForce.jpg|thumb|left|160px|زنان افسر نیروی هوایی شاهنشاهی]]
[[پرونده:PoliceCadetsWomenExercise2535.jpg|thumb|left|160px|زنان پلیس شاهنشاهی]]
[[پرونده:IranianImperialNavyWomen1.jpg|thumb|left|160px|]]
[[پرونده:Stwr.jpg|left|thumb|160px|ششم بهمن روز شاه و مردم]]
[[پرونده:Stelectlaw.jpg|left|thumb|160px|اصلاح قانون انتخابات]]
[[پرونده:Stelectlaw2.jpg|left|thumb|160px|اصلاح قانون انتخابات]]


'''[[پرونده:RoozMellat9EsfandMah1331.mp4|thumb|left|180px|روز ملت ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ توطئه محمد مصدق در سرنگونی حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران]]
'''[[اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان]]''' - اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ پس از پیروزی رفراندوم [[انقلاب شاه و مردم]]، در سخنرانی که در گشایش کنفرانس اقتصادی تهران کردند، با تکیه بر دو اصل از قانون اساسی مشروطه و متمم آن به زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در دو مجلس سنا و مجلس شورای ملی و حقوق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان را دادند. شاهنشاه فرمودند:
[[پرونده:ShahSorayaPM.jpg|thumb|left|150px|شاهنشاه و ملکه ثریا، مصدق و چند تن از وزیران را برای شرفیابی می‌پذیرند]]
[[پرونده:MarmarPalace.jpg|thumb|left|150px|مردم ایران دروازه‌های کاخ مرمر را می‌بندند و از رفتن شاهنشاه جلوگیری می‌کنند]]
[[پرونده:Mardomdemo9Esfand1331a.jpg|thumb|left|150px|تظاهرات مردم برای جلوگیری از سفر شاه در توطئه تغییر رژیم ۹ اسفند ۱۳۳۱]]
[[پرونده:Mardomdemo9Esfand1331.jpg|thumb|left|150px|تظاهرات مردم برای جلوگیری از سفر شاه در توطئه تغییر رژیم ۹ اسفند ۱۳۳۱]]
[[پرونده:ShahanshahTravelMarmorPalast9Esfand1330.jpg|thumb|left|150px|مردم در پهنه کاخ مرمر به سخنان شاهنشاه گوش فرا‌می‌دهند ۹ اسفند ۱۳۳۱]]
'''[[روز ملت ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱]]''' - با تصمیم مجلس شورای ملی روز نهم اسفند ماه ۱۳۳۱ روزی که شاهنشاه بر اثر قیام دلیرانه مردم ایران و بنا به درخواست و ایستادگی آنان از مسافرت به خارج از کشور منصرف شدند و این امر موجبات نجات و سعادت کشور گردید، روز نهم اسفند به نام '''(روز ملت)''' نامیده شد. تصمیم قانونی دایر به نامیدن روز نهم اسفند به (روز ملت) و روز بیست و هشتم امرداد ماه (به روز قیام ملی) می‌باشد.


روز ملت ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ سالروز قیام مردم پایتخت علیه توطئه محمد مصدق در سرنگونی حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران می‌باشد. پنج هفته پیش از رخداد قیام مردم تهران، محمد مصدق از مجلس شورای ملی اختیارات دیکتاتوری برای یک سال دیگر گرفت. با این اختیارات محمد مصدق قانون اساسی مشروطه را زیر پا گزاشت و توانست بدون تصویب مجلس شورای ملی خود قانون بنویسد و خود آن را تصویب نماید و به اجرا درآورد. یعنی "قوه مقننه" و "قوه مجریه" از یکدیگر جدا و مستقل نبودند بلکه در وجود شخص محمد مصدق متبلور شدند. جدایی سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه بر پایه اصل ۲۷ متمم قانون اساسی یکی از پایه‌های قانون اساسی است، زیر پا گذاشتن اصل ۲۷  بر پایه اصل هفتم متمم قانون اساسی که "اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست" ناممکن است. با این اختیارات محمد مصدق ملکه مادر، والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و دیگر هموندان خانواده سلطنتی را از ایران بیرون کرد. سپس مصدق نخشه در سر داشت که شاهنشاه ایران و ملکه ثریا را از ایران بیرون براند. توطئه مصدق با همدستی شوروی برای برقرار ساختن جمهوری خلق ایران بود که در آن محمد مصدق پرزیدنت این جمهوری خلقی شود. نمایندگان مجلس شورای ملی که از نخشه‌های پلید مصدق آگاه شده بودند دیگر از محمد مصدق  پشتیبانی نکردند. رییس مجلس شورای ملی نامه‌ای به شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی نوشت و در آن از اعلیحضرت درخواست کرد که معظم‌له به هیچ روی از کشور بیرون نروند. مجلس شورای ملی با چاپ جارنامه‌ای  از مردم پایتخت خواست که برای جلوگیری از سفر شاهنشاه به خارج "هر کاری" که می‌توانند انجام دهند. مردم تهران در برابر کاخ مرمر گردآمدند و با فریادهای "جاوید شاه" از شاهنشاه ایران درخواست کردند که در کشور بمانند و نشان دادند که مردم ایران خواستار حکومت شاهنشاهی پارلمانی خود هستند و نه حکومت جمهوری خلقی به ریاست جمهوری محمد مصدق. با دیدن این اوضاع شاهنشاه ایران برآن شدند که در کشور بمانند و به میان مردم که در برابر کاخ مرمر چشم به راه تصمیم شاهنشاه بودند رفتند.
:... قانون اساسی ما صحبت از آزادی افراد می‌کرد، صحبت از مساوی بودن در مقابل قانون می‌کرد، و خیلی مواد دیگر. ولی در عمل وضع چه بود؟ در عمل هفتاد و پنج درصد جمعیت ما که از زارعین یا رعایای آن موقع تشکیل می‌شد از آزادی حقیقی برخوردار نبودند. مثلاً در موقع انتخابات و دادن رأی آن‌ها را مسلماً مالک محل یا کدخدای محل یا متنفذ محل ریسه می‌کرد و احیاناً اگر هم نمی‌کرد به اسم آن‌ها هر رأی که دلشان می‌خواست در سندوق‌های انتخاباتی می‌ریختند. این وضع هفتاد و پنج درصد جمعیت مملکت بود. نصف دیگر جمعیت مملکت را که البته نصف آن هفتاد و پنج درصد که رعایا بودند جزء همین هم حساب می‌شود زن‌های مملکت تشکیل می‌دادند.  این‌ها نه فقط از حق رأی دادن محروم بودند، بلکه اصولاً جزو محجورین و دیوانگان و این قبیل اشخاص بشمار می‌آمدند. اضافه بر این‌ها چون تعداد بی‌سواد در مملکت هنوز متأسفانه زیاد بود افراد اصلاً نه به وظایف خودشان آشنا بودند نه به منافع خودشان. ... موضوع دیگری که برای تأمین اجتماعی مترقی، اجتماع با افتخار این مملکت باید مورد توجه قرار بگیرد، حقوق نصف جمعیت این مملکت است که این طور برخلاف قانون اساسی و برخلاف شرع مقدس اسلام جزو دیوانگان و محجورترین حساب می‌شود. قانون اساسی را برایتان می‌خوانم. در مقدمه‌اش می‌گوید: «امر به تأسیس شورای ملی فرمودیم و نظر بدان اصل اصیل که هر یک از افراد اهالی مملکت در تصویب و نظارت امور عموم محق و سهیم اند....» دیگر بقیه اش را نمی‌خوانم، چون موضوع مهم نیست، و ضمناً در تشکیل مجلس طبق اصل دوم مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاش و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. این آخرین ننگ اجتماعی ایران را انشاءالله در انتخابات آتیه ما برطرف خواهیم کرد و قاطبه اهالی این مملکت و هر یک از افراد این مملکت در سرنوشت خودشان و در انتخابات ایران شرکت خواهند کرد.


۱ اسفند ماه ۱۳۳۱ محمد مصدق نامه‌ای به شاهنشاه به وسیله برادرش حشمت‌الدوله والاتبار فرستاد با این درونمایه که حسین علاء وزیر دربار شاهنشاهی و دربار شاهنشاهی فعالیت‌هایی علیه دولت را سازمان می‌دهند. مصدق شاهنشاه را تهدید کرده بود که با رفراندوم درباره گزارش این کمیسیون قدرت شاهنشاه را تضعیف خواهدکرد. مصدق درخواست کرد که شاهنشاه در روز ۹ اسفند ۱۳۳۱ به همراه ملکه ثریا از کشور بیرون روند. محمد مصدق دستورهای پنهانی برای مسئولان صادر کرد که برای سفر شاهنشاه در روز ۹ اسفند آماده باشند. ولی آنچه را که مصدق به نیرنگ خود برای سفر شاهنشاه در پنهان برنامه‌ریزی کرده بود، انجام نشد زیرا که بسیاری از نمایندگان و مردم ایران از سفر شاهنشاه آگاهی یافتند.
تصمیم به گردهم‌آیی در برابر کاخ مرمر و سپاسگزاری از پیشگاه شاهانه، بی درنگ پس از پخش بیانات شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی تهران از رادیو درباره آزادی بانوان ایران از سوی جمعیت‌های زنان ایران گرفته شد. تلفن‌ها به سدا درآمد و بانوان به یکدیگر تهنیت گفتند  و گردهم‌آیی در کاخ مرمر را به آگاهی یکدیگر رساندند. پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران که در آن حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را به زنان ایرانی دادند، به کاخ مرمر رفتند و با شور و هیجان بی مانندی ابراز سپاسگزاری کردند. شاهنشاه به بانوان ایران فرمودند:


۴ اسفند ماه ۱۳۳۱ هفت تن از نمایندگان مجلس شورای ملی به همراهی وزیر دربار شاهنشاهی به پیشگاه شاهنشاه باریافتند تا معظم له را درباره اوضاع جاری و آنچه در مجلس می‌گذرد آگاه سازند. هم چنین قرار شد که نخست‌وزیر به پیشگاه شاهانه بار یابد. فعالیت دامنه‌داری از سوی هفده تن از نمایندگان مجلس شورای ملی برای بهبود رابطه دولت و دربار شاهنشاهی آغاز شد.
از ساعت دو پس از نیمروز دسته دسته دوشیزگان و بانوان در برابر مجلس سنا گردآمدند. در دست بیشتر آنان آرنگ‌هایی نشانگر سپاس از شاهنشاه بود. جمعیت هر دَم انبوه‌تر می‌شد. نزدیک به ساعت سه و نیم پس از نیمروز، جمعیت به ۵۰۰۰ تن رسید و سپس بانوان به سوی کاخ مرمر به راه افتادند. فرهنگیان، دانشجویان و دانش آموزان به انبوه بانوان پیوستند. در این زمان شمار بانوان به ۱۵٬۰۰۰ تن رسیده بود، مامورین انتظامی و نگهبانان کاخ، راه بانوان به کاخ را بسته بودند،  ولی بانوان با دادن آرنگ‌ها به در کاخ مرمر نزدیک و نزدیکتر می‌شدند. بلندگویی آورده شد و از بانوان درخواست شد که آرام باشند و شعار ندهند. در این هنگام بانو تربیت پشت میکروفون رفت و گفت: امروز یکی از روزهای تاریخی کشور ما است که سدها سال زنان ایران آرزوی آن را داشتند. این پیروزی در سایه اعلیحضرت همایونی به دست آمد و عاقبت زنجیرهای اسارت زنان پاره شد. ما امروز در یک کشور آزاد زندگی می‌کنیم، از امروز ما زنان مسئولیت خطیری را به عهده گرفته‌ایم و باید سعی بیشتر کنیم که ترقی و تعالی نصیب ملت ما شود. سخنان بانو تربیت با ابراز شور و شادمانی بانوان به پایان رسید.


۶ اسفند ماه ۱۳۳۱ سرلشکر زاهدی و شمار دیگری از افسران وفادار به شاهنشاه دستگیر و زندانی شدند.  
'''شاهنشاه در میان جمعیت'''  - نزدیک به ساعت چهار و پنج دقیقه پس از نیمروز شاهنشاه که خودروی سپید رنگی را رانندگی می‌کردند، خواستند وارد کاخ مرمر شوند ولی با انبوه بانوان روبرو شدند. جمعیت ردیف ماموران را شکافت و با ابراز شور و شادمانی شاهنشاه را در میان گرفتند.


روز ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ - علاء وزیر دربار در نامه‌ای به آگاهی شاهنشاه رساند که محمد مصدق ساعت یک پس از نیم‌روز برای یک ساعت، و وزیران ساعت دو پس از نیم‌روز به پیشگاه شاهنشاه و ملکه ثریا بار خواهند یافتمصدق وارد کاخ شاهنشاهی شد و به پیشگاه شاهنشاه و ملکه ثریا باریافت.   
شاهنشاه کوتاه زمانی به ابراز شور و هیجان بانوان پاسخ دادند و سپس پیاده وارد کاخ مرمر شدند و درهای کاخ بسته شد. پس از چند دقیقه با پافشاری بانوان، پذیرفته شد که بانوان وارد پهنه کاخ مرمر شوند. بیش از ۱۵٬۰۰۰ تن وارد کاخ مرمر شدند و در کنار استخر در برابر ساختمان کاخ ایستادند. در درازای این زمان آرنگ‌های "جاوید شاه" و "زنده باد پادشاهی که زنجیرهای اسارت بانوان را از هم گُسست"  کاخ مرمر و خیابان‌های پیرامون کاخ را می‌لرزاند. نزدیک به ساعت چهار و سی و پنج دقیقه شاهنشاه در اشکوب دوم کاخ  پدیدار شدند، در این هنگام ابراز شور و هیجان جمعیت از دیدن شاهنشاه به اوج رسید. آنگاه شاهنشاه سخنرانی ایراد فرمودند:
   
همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.


آیت‌الله کاشانی رییس مجلس شورای ملی نامه‌ای به تاریخ ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ به شماره ۱۳۷۸۵ به پیشگاه شاهنشاه نوشت:
از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه]  این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را دربرداشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او،  روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خاست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه]
 
اعلیحضرت همایون شاهنشاهی - خبر مسافرت غیرمترقبه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی موجب شگفتی و نگرانی فوق‌العاده قاطبه اهالی پایتخت شده و هیئت رئیسه مجلس شورای ملی با استحضار آقایان به عرض می‌رساند که در وضع کنونی به هیچ وجه مصلحت و صواب نمی‌داند که اعلیحضرت همایونی مبادرت به مسافرت فرمایند زیرا ممکن است در تمام کشور تاثیرات عمیق و نامطلوب حاصل نماید به این لحاظ از پیشگاه همایونی استدعا می‌شود که قطعا در این مورد تجدید نظر فرموده و تصمیم به مسافرت را به موقع دیگری در سال آینده تبدیل فرمایند. رییس مجلس شورای ملی - سیدابوالقاسم کاشانی
 
هیات رییسه مجلس شورای ملی به پیشگاه شاهنشاه باریافت و به نمایندگی از مردم ایران خواهش کرد که معظم‌له در این روزهای بیم‌آور از این سفر  چشم پوشی کنند. مجلس شورای ملی با اعلامیه‌ای از مردم خواست که برای بازنگری شاهنشاه در اراده ایشان به سفر خارج و جلوگیری از این سفر هر کاری که می‌توانند انجام دهند.
 
گروه بی‌شماری از مردم تهران پیرامون کاخ مرمر گردآمدند و با تظاهرات میهن‌پرستانه و شاهدوستانه خود اعلام داشتند تا زمانی که شاهنشاه از سفر خود چشم‌پوشی نکرده‌اند به تظاهرات خود ادامه می‌دهند و از جلوی کاخ تکان نخواهند خورد. بازار تهران بسته شد و بازاریان همراه با دیگر طبقه‌های مردم در راه پیمایی باشکوهی میهن‌پرستی و شاهدوستی خود را نشان دادند. سرانجام با تظاهرات پیوسته و بی‌مانند مردم میهن پرست و شاهدوست، وزارت دربار شاهنشاهی با سپاسگزاری از ابراز احساسات پاک ملت ایران نسبت به شاهنشاه به آگاهی رساند که معظم‌له از سفر به خارج از کشور « فعلا » چشم‌پوشی کرده‌اند. شاهنشاه از کاخ مرمر به میان تظاهرکنندگان که غریو "جاوید شاه" آنان کاخ مرمر و خیابان‌های پیرامون را به لرزه درآورده بود رفتند، به میان مردمی که از دیدن شاهنشاهشان از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدند  و به آنان گفتند:
 
::: حالا که شما نمی‌خواهید و مایل نیستید که برای معالجه از کشور خارج شوم من نیز ناچار انصراف خود را از این مسافرت اعلام می‌کنم.  
 
بازداشت‌های گروهی - رویداد نهم اسفندماه بهانه‌ای فراهم ساخت که مصدق به بازداشت‌های گروهی دست بزند و روزنامه‌های هوادار دولت دشنام و ناسزاگویی به مخالفان سیاست دولت را بدون شناختن مرزی از اندازه بیرون کنند. ... و با اینکه جمال امامی در این میان این هنگامه گوشه‌گیری را به دخالت در امور سیاسی برتری داده‌بود، او نیز به همراه غلامحسین فروهر، سپهبد شاه‌بختی، سرلشگر معینی، عمیدی‌نوری، سرتیپ گیلانشاه، سرگرد خسروانی و شعبان جعفری و گروهی دیگر که شمار آنها بیش از صدوهفتاد نفر می‌شد، به جرم شوراندن مردم بر ضد دولت بازداشت شدند.
 
پس از آنکه دکتر مصدق آگاه شد که مردم از مسافرت شاهنشاه جلوگیری به عمل آورده‌اند، با لباس خواب به مجلس رفت و دست به یک تاتر تازه پارلمانی زد. اما این مانور نیز از سوی مخالفین دولت در مجلس بی‌هوده ماند و هر چه پایان سال ۱۳۳۱ نزدیک‌تر می‌شد، ناتوانی و سستی دستگاه دولت محمد مصدق آشکارتر می‌گشت. آن گونه که تنها یک برنامه پلید و از پیش ریخته شده یک رویدادی ناگهانی که می توانست افکار مردم را به بیراهه بکشد می‌توانست سبب استواری دولت شود و یا آن را سرنگون سازد ...
 
۱۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ میر اشرافی نماینده مجلس شورای ملی از توطئه مصدق علیه شاهنشاه و نابودی رژیم شاهنشاهی و سرانجام تجزیه ایران در روز ۹ اسفند ماه پرده برداشت. میراشرافی گفت :..مگر در پس پرده چه نقشه هولناکی در شرف ظهوراست؟ دستگاه تبلیغات دولتی مردم شرافتمند طهران و علما و نمایندگان و اصناف و سایر طبقاتی که برای ابراز احساسات در مقابل کاخ همایونی اجتماع نموده بودند و با فریادهای ما نخواهیم گذاشت شاه برود مانع عزیمت شاهنشاه بودند بنام چاقوکش و مشایعت کننده معرفی نموده ...چندکلمه راجع به بازداشت سرلشگر زاهدی عرض کنم. چون سرلشگر زاهدی مجرم است و جرم او هم کاندید بودن ایشان برای مقام نخست‌وزیری است که این جرم در نظر جناب آقای دکتر مصدق قابل عفو نخواهدبود
 
شمس قنات‌آبادی نیز در این روز در سخنان خود گفت: "... آقایان نمایندگان محترم خوب دقت بفرمایید آقایان محترمی که بحکومت نظامی ولو حکومت نظامی زمان دکتر مصدق السلطنه رای می‌دهید که حقیقت امر این است که با وجود حکومت نظامی در حفظ حقوق ملت و صیانت آزادی‌های سیاسی هیچ نوع اقدامی نمی‌توان بعمل آورد چه حکومت نظامی تعطیل عمومی مشروطیت است (صحیح است) و باوجود آن حقوق و آزادیهایی که بموجب قانون اساسی برای ملت شناخته شده چنان که به تجریه دیده‌ایم کان لم یکن می‌شود در ممالکی که دولت علاقه مند به قانون اساسی و اجرای اصول مشروطیت است برفرض لزوم حکومت نظامی دوام پیدانمی‌کند در این مملکت کافی است که دولت بهانه‌ای بدست آورد و بواسطه برقراری حکومت نظامی ماه‌ها و سالها مشروطیت را تعطیل کند) ... اما آن دکتر مصدقی که می‌خواهد فقط باحکومت نظامی و قانون امنیت اجتماعی حکومت کند من نمی‌توانم ارادتی باوداشته باشم


با به پایان رسیدن سخنان شاهنشاه بانوان با غریو زنده باد شاهنشاه از اعلیحضرت سپاسگزاری کردند.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۵ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۴۰


سخنان شاهنشاه آریامهر در شانزدهمین سالگرد دادن حقوق سیاسی به زنان ایران ۸ اسفند ۲۵۳۶
زنان افسر نیروی هوایی شاهنشاهی
زنان پلیس شاهنشاهی
IranianImperialNavyWomen1.jpg
ششم بهمن روز شاه و مردم
اصلاح قانون انتخابات
اصلاح قانون انتخابات

اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان - اعلیحضرت همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر در روز ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱ پس از پیروزی رفراندوم انقلاب شاه و مردم، در سخنرانی که در گشایش کنفرانس اقتصادی تهران کردند، با تکیه بر دو اصل از قانون اساسی مشروطه و متمم آن به زنان ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در دو مجلس سنا و مجلس شورای ملی و حقوق برابر سیاسی و اجتماعی با مردان را دادند. شاهنشاه فرمودند:

... قانون اساسی ما صحبت از آزادی افراد می‌کرد، صحبت از مساوی بودن در مقابل قانون می‌کرد، و خیلی مواد دیگر. ولی در عمل وضع چه بود؟ در عمل هفتاد و پنج درصد جمعیت ما که از زارعین یا رعایای آن موقع تشکیل می‌شد از آزادی حقیقی برخوردار نبودند. مثلاً در موقع انتخابات و دادن رأی آن‌ها را مسلماً مالک محل یا کدخدای محل یا متنفذ محل ریسه می‌کرد و احیاناً اگر هم نمی‌کرد به اسم آن‌ها هر رأی که دلشان می‌خواست در سندوق‌های انتخاباتی می‌ریختند. این وضع هفتاد و پنج درصد جمعیت مملکت بود. نصف دیگر جمعیت مملکت را که البته نصف آن هفتاد و پنج درصد که رعایا بودند جزء همین هم حساب می‌شود زن‌های مملکت تشکیل می‌دادند. این‌ها نه فقط از حق رأی دادن محروم بودند، بلکه اصولاً جزو محجورین و دیوانگان و این قبیل اشخاص بشمار می‌آمدند. اضافه بر این‌ها چون تعداد بی‌سواد در مملکت هنوز متأسفانه زیاد بود افراد اصلاً نه به وظایف خودشان آشنا بودند نه به منافع خودشان. ... موضوع دیگری که برای تأمین اجتماعی مترقی، اجتماع با افتخار این مملکت باید مورد توجه قرار بگیرد، حقوق نصف جمعیت این مملکت است که این طور برخلاف قانون اساسی و برخلاف شرع مقدس اسلام جزو دیوانگان و محجورترین حساب می‌شود. قانون اساسی را برایتان می‌خوانم. در مقدمه‌اش می‌گوید: «امر به تأسیس شورای ملی فرمودیم و نظر بدان اصل اصیل که هر یک از افراد اهالی مملکت در تصویب و نظارت امور عموم محق و سهیم اند....» دیگر بقیه اش را نمی‌خوانم، چون موضوع مهم نیست، و ضمناً در تشکیل مجلس طبق اصل دوم مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاش و سیاسی وطن خود مشارکت دارند. این آخرین ننگ اجتماعی ایران را انشاءالله در انتخابات آتیه ما برطرف خواهیم کرد و قاطبه اهالی این مملکت و هر یک از افراد این مملکت در سرنوشت خودشان و در انتخابات ایران شرکت خواهند کرد.

تصمیم به گردهم‌آیی در برابر کاخ مرمر و سپاسگزاری از پیشگاه شاهانه، بی درنگ پس از پخش بیانات شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی تهران از رادیو درباره آزادی بانوان ایران از سوی جمعیت‌های زنان ایران گرفته شد. تلفن‌ها به سدا درآمد و بانوان به یکدیگر تهنیت گفتند و گردهم‌آیی در کاخ مرمر را به آگاهی یکدیگر رساندند. پانزده هزار تن از بانوان ایران که با فرمان شاهنشاه از زمره دیوانگان بیرون آمدند و حق به دست آوردن مقام‌های عالی کشور و شرکت در انتخابات دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا را بدست آوردند، پس از سخنرانی شاهنشاه در کنفرانس اقتصادی ایران که در آن حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را به زنان ایرانی دادند، به کاخ مرمر رفتند و با شور و هیجان بی مانندی ابراز سپاسگزاری کردند. شاهنشاه به بانوان ایران فرمودند:

از ساعت دو پس از نیمروز دسته دسته دوشیزگان و بانوان در برابر مجلس سنا گردآمدند. در دست بیشتر آنان آرنگ‌هایی نشانگر سپاس از شاهنشاه بود. جمعیت هر دَم انبوه‌تر می‌شد. نزدیک به ساعت سه و نیم پس از نیمروز، جمعیت به ۵۰۰۰ تن رسید و سپس بانوان به سوی کاخ مرمر به راه افتادند. فرهنگیان، دانشجویان و دانش آموزان به انبوه بانوان پیوستند. در این زمان شمار بانوان به ۱۵٬۰۰۰ تن رسیده بود، مامورین انتظامی و نگهبانان کاخ، راه بانوان به کاخ را بسته بودند، ولی بانوان با دادن آرنگ‌ها به در کاخ مرمر نزدیک و نزدیکتر می‌شدند. بلندگویی آورده شد و از بانوان درخواست شد که آرام باشند و شعار ندهند. در این هنگام بانو تربیت پشت میکروفون رفت و گفت: امروز یکی از روزهای تاریخی کشور ما است که سدها سال زنان ایران آرزوی آن را داشتند. این پیروزی در سایه اعلیحضرت همایونی به دست آمد و عاقبت زنجیرهای اسارت زنان پاره شد. ما امروز در یک کشور آزاد زندگی می‌کنیم، از امروز ما زنان مسئولیت خطیری را به عهده گرفته‌ایم و باید سعی بیشتر کنیم که ترقی و تعالی نصیب ملت ما شود. سخنان بانو تربیت با ابراز شور و شادمانی بانوان به پایان رسید.

شاهنشاه در میان جمعیت - نزدیک به ساعت چهار و پنج دقیقه پس از نیمروز شاهنشاه که خودروی سپید رنگی را رانندگی می‌کردند، خواستند وارد کاخ مرمر شوند ولی با انبوه بانوان روبرو شدند. جمعیت ردیف ماموران را شکافت و با ابراز شور و شادمانی شاهنشاه را در میان گرفتند.

شاهنشاه کوتاه زمانی به ابراز شور و هیجان بانوان پاسخ دادند و سپس پیاده وارد کاخ مرمر شدند و درهای کاخ بسته شد. پس از چند دقیقه با پافشاری بانوان، پذیرفته شد که بانوان وارد پهنه کاخ مرمر شوند. بیش از ۱۵٬۰۰۰ تن وارد کاخ مرمر شدند و در کنار استخر در برابر ساختمان کاخ ایستادند. در درازای این زمان آرنگ‌های "جاوید شاه" و "زنده باد پادشاهی که زنجیرهای اسارت بانوان را از هم گُسست" کاخ مرمر و خیابان‌های پیرامون کاخ را می‌لرزاند. نزدیک به ساعت چهار و سی و پنج دقیقه شاهنشاه در اشکوب دوم کاخ پدیدار شدند، در این هنگام ابراز شور و هیجان جمعیت از دیدن شاهنشاه به اوج رسید. آنگاه شاهنشاه سخنرانی ایراد فرمودند:

همه اطلاع دارید که در زمان پدر من زن‌های ایران از توی پرده‌ی به اصطلاح حجاب، ولی به عقیده من از پرده غفلت و نیستی خارج شدند و در زندگی محدود اجتماعی، یعنی به خصوص در قسمت فرهنگ و بهداشت و بعضی مشاغل دیگر وارد شدند و از آن موقع تا به حال، دیدیم که چطور با عقیده و ایمان راسخی وظایف خود را انجام دادند و حتی دیدیم که در هر کاری که به آنها رجوع شده بود با کمال وظیفه‌شناسی و قناعت، کار خود را به وجه خوبی انجام دادند و در حدودی که برای آنها امکان بود به جامعه ایرانی خدمت کردند. ولی غیر از این قبیل کارها در اجتماع ایران و در تعیین سرنوشت خود و مملکتشان متأسفانه برخلاف دیگر زن‌های دنیای متمدن و مترقی ارزشی نداشتند، و حتی آنها را در زمره افراد محجور و یا دیوانگان و غیره از حق طبیعی و اولیه‌ی اظهار نظر در امور معاشی و زندگی خانه خود که مملکت ایران است محروم می‌بودند.

از چندی پیش در این مملکت، ما دست به چنان انقلاب همه جانبه‌ای که بکلی اجتماع کهن ایران را دگرگون ساخت و یک مرتبه ما را از یک عقب‌افتادگی وحشتناکی با سرعت عجیبی در صفوف اولیه اجتماع قرن بیستم پرتاب کرد، این انقلاب که باعث تحسین و اعجاب و حیرت دنیا واقع شده است تکمیل نمی‌شد، اگر ما نصف جمعیت مملکت را باز در حال خموشی، وحشت و عقب ماندگی نگاه می‌داشتیم، افراد این مملکت را که نصف آن را شما تشکیل می‌دهید و به خصوص نسل‌های آینده را که شما مادران باید در آغوش خود تربیت بکنید اینها نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ تربیتی آماده درک این انقلاب بزرگ ملی ما نمی‌شدند اگر خود شما از حقوق اولیه بشری امروز دنیا و تمدن امروزی ما محروم می‌شدید.[غریو جاوید شاه] این است که امروز این قدم دیگر نیز برداشته شد و آخرین به اصطلاح ننگ اجتماعی ما که آن هم محرومیت نصف جمعیت مملکت را دربرداشت از بین بردیم، آخرین زنجیر را پاره کردیم [غریو جاوید شاه] و تمام افراد این مملکت، از این پس در امور اجتماعی خود شرکت خواهند کرد و دست به دست هم، دوش به دوش هم برای اعتلا و سربلندی، ترقی، آسایش ، سعادت و خوشبختی این جامعه و این مملکت خواهند کوشید. مطمئن هستم که شما نسوان این مملکت به قدری به این موضوع اهمیت می‌گذارید و به قدری به این وظیفه بزرگی که از امروز بر دوش شما نهاده شده‌است، وارد هستید، واقف هستید که وظایف ملی خود و وظایف اجتماعی خود را بهتر از هر کسی درک نموده و انجام خواهید داد، در زندگی خود دنبال کارهای بی قاعده‌ای که بعضی از نسوان در بعضی از نقاط جهان می‌پردازند نخواهید رفت و در سادگی، در متانت، در تعمق، در تعقل، در کار، در فرهنگ، در خدمات اجتماعی و بالاتر از همه در تربیت اطفال یا برادران یا خواهران خود چنان خواهید کوشید که این جنبش عظیمی که در شما بوجود خواهد آمد نتایج آن حتی برای خوش‌بین‌ترین افراد غیرمنتظره باشد و نشان خواهید داد که زن ایرانی که همیشه در تاریخ ایران ولو مقید بود، ولو در قید و بند بود، ولی احساسات او، قلب او، روح او چنان از عالی‌ترین احساسات همیشه آمیخته بود که شما امروز زبانزد خاص و عام چه در داخل مملکت و چه در خارج از مملکت خواهید بود که زن ایرانی شایستگی هر نوع آزادی و هر نوع امکانات پیشرفت اجتماعی و علمی را دارد، و این افتخار را برای زن ایرانی ابدی خواهید نمود [غریو جاوید شاه] و از میان شما افراد برجسته نیکوکار چه در قسمت علم، هنر و صنعت و غیره برخواهد خاست و در واقع عظمت این ملت را نسبت به سابق به خواست خداوند مضاعف خواهیدکرد.[غریو جاوید شاه]

با به پایان رسیدن سخنان شاهنشاه بانوان با غریو زنده باد شاهنشاه از اعلیحضرت سپاسگزاری کردند.