الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:HIM portrait 10.png|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:MossadeghTudehParty16Azar1332.mp4|thumb|left|200px|محمد مصدق به اعدام محکوم می‌شود]]
'''[[مصاحبه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با ادوارد سابلیه روزنامه‌نگار فرانسوی ۳۰ خرداد ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]'''
[[پرونده:NoureddinKianouri2.jpg|thumb|left|140px|نورالدین کیانوری رییس کمیته مرکزی حزب توده نوه شیخ فضل‌الله نوری دشمن مشروطه و ایران و استاد دانشگاه تهران]]
[[پرونده:TudehPartyHosseinJodat3.jpg|thumb|left|140px|حسین جودت استاد دانشکده فنی]]
[[پرونده:RezaRaadmanesh1.jpg|thumb|left|140px|رضا رادمنش عضو کادر مرکزی حزب توده استاد دانشکده فنی]]
[[پرونده:MehdiBazargan.jpg|thumb|left|140px|مهدی بازرگان رییس دانشکده فنی دانشگاه تهران]]
'''[[دروغ بزرگ توده‌ای‌ها ۱۶ آذر روز دانشجو]]''' - هر سال با یک هوچی‌گری  به نام « ۱۶ آذر روز دانشجو » روبرو می‌شویم. توده‌ای‌ها کوشش می‌کنند که به ما مردم ایران بقبولانند که ۱۶ آذر پیوند با دانشجو دارد. اگر به آنچه که در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ نگاهی بیاندازیم می‌بینیم که دوباره محور این هوچی گری محمد مصدق است. محمد مصدق خائن به ایران که بیش از هفتاد سال میان مردم ایران دشمنی و دوری بوجود آورد، می‌باید برای همیشه در گورش بماند و دیگر اثری از این موجود کثیف نوکر مزدور بیگانه نامی آورده نشود. در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق خاین به کشور و ملت ایران به اعدام محکوم شد. خبر اینکه مصدق به اعدام محکوم شده است،  پشتیبانان مصدق را در شوک فرو برد. این پشتیبانان و هواداران مصدق چه کسانی بودند؟ در جایگاه نخست مهدی بازرگان قرار دارد که بیش از شش سال رییس دانشگده فنی دانشگاه تهران و بنیانگزار [[نهضت آزادی]] بود، در جایگاه دوم از نورالدین کیانوری دبیر اول [[حزب توده|حزب منفور توده]]  که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌داد. هم چنین می‌توان از حسین جودت و رضا رادمنش اعضای کادر مرکزی حزب توده نامبرد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌دادند. هواداران دیگر مصدق پان ایرانیست‌ها بودند. این استادان دانشگاه بودند که دانشجویان را برانگیختند علیه محاکمه و اعدام مصدق تظاهرات به راه بیاندازند. در این هنگام همه دانشجویان در کریدور اشکوب نخست دانشکده گرد آمده بودند. یکی از دانشجویان توده‌ای عربده سر می‌دهد که به مامورین حمله کنند و مامورین کوشش می‌کنند که دانشجویان را پراکنده‌سازند و دانشجویان به سوی دیگر کریدور می‌روند. در این هنگام قندچی و رضوی و بزرگ نیا به سربازان یورش بردند و  کوشش کردند که مسلسل سربازان را از دستشان درآورند. این سبب شلیک گلوله‌ها شد و سه دانشجوی تازه وارد به دانشکده فنی که در دام حزب توده افتاده بودند آماج تیرها قرار گرفتند و کشته شدند.


مصاحبه شاهنشاه آریامهر با ادوارد سابیله، روزنامه‌نویس و مفسر معروف فرانسوی و رئیس انجمن خبرنگاران خارجی در پاریس
در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ چه گذشت؟


سابلیه: اعلیحضرت فکر می‌کنید که در پس جملاتی که به طور مداوم علیه کشورتان صورت می‌گیرد، چه منظوری نهفته است؟ منظورم نوشته‌ها و ...
در این روز محمد مصدق به سبب خیانت به کشور و ملت ایران در برابر دادگاه ایستاده بود. دادستان در کیفر خواست نهایی خود درخواست کرد که محمد مصدق به دار آویخته شود. برای اینکه هیچگاه آنچه را که محمد مصدق علیه ایران انجام داد فراموش نشود، چکیده‌ای از کیفرخواست دادستان را می‌آوریم:


شاهنشاه آریامهر: این جملات در وهله اول با مسئله نفت شروع شد. هنگامی که ما سعی کردیم سیاست پنجاه پنجاه خود را با ماته‌ئی ایتالیایی تغییر دهیم و آن را به صورتی درآوریم که ۷۵ درصد بهره نصیب ما و ۲۵ درصد سهم طرف مقابل شود، حملات علیه من و کشورم شروع شد. گر چه ماته‌ئی کشته شد، ولی حملات علیه کشور ما ادامه یافت. تا قبل از این جریان، هرگز سابقه نداشت که یک دانشجوی ایرانی در خارج از ایران دست به تظاهرات بزند و هیچ گاه وسائل ارتباط جمعی امریکا و اروپا به ایران حمله نمی‌کردند. بی‌تردید پس از بروز مسئله نفت بود که حملات علیه ایران شروع شد و چون ما سیاست خود را با قدرت هر چه بیشتر ادامه دادیم، به طوری که در چهار یا پنج سال پیش اختیار تمامی ذخایر هیدروکربن خود را در دست گرفتیم، این حملات هم زمان به اوج خشونت رسید و حتی تقریباً تبدیل به نفرت شد، که چرا و چگونه یک کشور آسیایی چنین جرأتی به خود می‌دهد؟ در حقیقت، ما با واقعیات گام برمی‌داشتیم، در حالی که آنها از واقعیات دور مانده بودند. دیدیم که بالاخره چند ماه پیش حتی بالاترین مقام‌های مسئول دنیای غرب اعتراف کردند که سیاست انرژی ما بهترین و حقیقی‌ترین سیاست‌ها بوده است و همان پیشنهادهایی را عرضه کردند که ما در چهار سال پیش ارائه داده بودیم. مسئله در اینجا است که چگونه یک کشور جرأت می‌کند پیشنهادهایی ارائه دهد که با منافع اختصاصی بعضی‌ها مغایرت دارد؟ منظورم همان کارتل‌های نفتی عظیم است. واقعاً که این جز استعمار چیز دیگری نیست. پس از پایان جنگ به نظر می‌رسید که امپریالیسم و استعمار دیگر به پایان رسیده است، معهذا این دو، در دو شکل مختلف ظاهر شدند؛ یکی استعمار سرخ، و دیگری منافع اقتصادی که سرمایه‌داران برای خود مقرر می‌دانستند. اینها مایل بودند به چپاول و غارت کشورهای بی‌دفاع ادامه دهند. یکی دیگر از انگیزه‌های این حملات «حسادت» است، حسادت از اینکه؛ چطور ممکن است ایران قادر باشد در مدت ۱۵ سال، بیش از هر کشور دیگری در تاریخ جهان پیشرفت کند؟ این ادعای بی‌اساس نیست، برای اثبات آن شما می‌توانید تحقیق و مقایسه کنید. این مقایسه بسیار آسان است، حتی دشمنان ما هم می‌توانند اگر مایل باشند، در این باره تحقیق کنند. سرانجام آنچه که نمی‌توانم از آن با خشنودی یاد کنم، این است که پاره‌ای از این محافل به محیط‌هایی که اندکی منحط و وامانده هستند و به سوی نیستی گام برمی‌دارند، وابسته‌اند و این موجب تأسف است.
اعمال ارتکابی متهم ردیف یک، محمد مصدق، که به منظور واژگون ساختن حکومت مشروطه سلطنتی مورد دعوی دادستان ارتش قرار گرفته:


سابلیه: اعلیحضرت حتماً توجه کرده‌اند جنبشی که علیه آن عوامل منفی پیکار می‌کنند، اساساً از چند کشوری تشکیل شده است که با رژیم پادشاهی باقی مانده‌اند، منظورم مغرب، اردن، عربستان سعودی، ایران و حتی اسپانیا است. آیا این واقعاً به دلیل آن است که در رأس رژیم‌های پادشاهی، افرادی قرار دارند که معتقدند باید از منافع حقیقی کشور دفاع کرد؟
۱ – دستور بازداشت سرهنگ نعمت‌الله نصیری (سرتیپ فعلی)، فرماندۀ گارد شاهنشاهی که حامل فرمان عزل بوده‌است.


شاهنشاه آریامهر: شاید چنین باشد، یک پادشاه اگر از کوچکترین شخصیتی برخوردار باشد، باید خود را با کشور و منافع کشورش یکی بداند، نه اینکه سیاست عوام‌فریبی را در پیش گیرد. یک پادشاه حتی اگر از هوش بهره کمی برده باشد، با در نظر گرفتن منافع کشورش بهترین راه را پیدا می‌کند و در آن راه گام برمی‌دارد و این شاید همان چیزی است که ما شاهد آن هستیم.
۲ – توقیف غیرقانونی افرادی از مأمورین رسمی و غیر رسمی.


ایران و امریکا
۳ – خلع سلاح گارد شاهنشاهی حافظ اعلیحضرت همایونی و کاخ‌های سلطنتی.


سابلیه: به هر حال این آن چیزی است که در حال حاضر به چشم می‌خورد. ضمناً در مورد امریکا، شنیده‌ایم که شما در حال حاضر با آنها به اشکال برخورده‌اید. ظاهراً امریکا تحویل سلاح‌های جنگی و لوازم مختلف را به ایران قطع کرده است، یا لااقل چنین شایع شده است. آیا اعلیحضرت فکر می‌کنند که در این زمینه تغییری روی داده باشد؟ من که فکر نمی‌کنم.
۴ – مهر و موم کاخ‌های سلطنتی و خلع ید نمودن متصدیان و مباشرین و مستحفظین دربار شاهنشاهی از اموال و کاخ‌های سلطنتی.


شاهنشاه آریامهر: اولاً این موضوع ابداً حقیقت ندارد. در ثانی من قبلاً هم صریحاً گفته‌ام، هیچ دلیلی وجود ندارد که ما به امریکا بیش از آنچه امریکا به ما محتاج است، نیازمند باشیم.
۵ – صدور تلگرافات به سفرای ایران در خارج، دایر به عدم ملاقات و نگرفتن تماس با اعلیحضرت همایون شاهنشاهی.


سابلیه: ممکن است اعلیحضرت کمی در این باره توضیح بدهند؟
۶ – صدور دستور حذف نام شاهنشاه از دعای صبحگاه و شامگاه در سربازخانه‌ها.


شاهنشاه آریامهر: واضح است، ما می‌توانیم از هر جا که مایل باشیم خرید بکنیم، ولی چه کسی جانشین یک «ایرانِ دوست» برای امریکا خواهدشد؟
۷ – دستور تشکیل میتینگ با وسایل تبلیغاتی دولتی، برای اهانت به مقام سلطنت و رژیم مشروطیت و پخش جریان میتینگ به وسیله رادیو.


درباره کارتر
۸ – دستور پایین آوردن و شکستن مجسمه‌های اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر و اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی به منظور بی‌وقر و بالنتیجه تشویق عناصر اخلال‌گر به قیام برعلیه سلطنت و رژیم سلطنتی مشروطه ایران.


سابلیه: حالا که صحبت به اینجا کشیده شد، آیا اعلیحضرت بعد از ۶ ماهی که از روی کار آمدن پرزیدنت کارتر می‌گذرد، نظر خاصی درباره او پیدا کرده‌اند؟
۹ – دستور انحلال مجلس شورای ملی.


شاهنشاه آریامهر: این مدت، برای اظهار نظر کافی نیست، به خصوص که کار کردن در امریکا اندکی دشوار است. به محض اینکه شور و هیجان اولیه به پایان برسد، انتقادها از هر سو سرازیر می‌شود، ولی مطالبی که از قول پرزیدنت کارتر به ویژه درباره انرژی و سایر چیزها شنیده‌ام، نشان می‌دهد که او مردی باهوش است و مسئولیت را کاملاً درک می‌کند.
۱۰ – دستور تحت نظر قرار دادن افراد خاندان سلطنتی به استان‌های آذربایجان.


سابلیه: آیا حضرت از بدو بر سر کار آمدن پرزیدنت کارتر تاکنون، تغییری در سیاست امریکا احساس کرده‌اید؟
۱۱ – دستور بازداشت غیرقانونی تیمسار سپهبد زاهدی، نخست وزیر منصوب، و تعیین جایزه برای دستگیری معظم‌له.


شاهنشاه آریامهر: البته، هر روز از جانب او احساس مسئولیت بیشتری مشاهده می‌شود.
۱۲ – حذف سرود شاهنشاهی از برنامه رادیو تهران.


سابلیه: در شرایط فعلی مسئله نفت به کجا منتهی خواهدشد؟ آیا بهای نفت باز هم افزایش خواهدیافت؟ سیاست اعلیحضرت در این زمینه چگونه است؟
۱۳ – اقدام برای تشکیل شورای سلطنتی از راه رفراندوم.


شاهنشاه آریامهر: به وجود تمام حرف‌هایی که زده‌اند، ما اعتدال را مانند همیشه حفظ خواهیم کرد. شاید تا چندی دیگر عقاب‌ها – نامی که برای گرانفروشان مصطلح است – کشورهای غربی باشند و سؤال من از آنها این است: ۲۰ یا ۲۵ سال دیگر، وقتی که نفت ما تمام شود و کشورهای صنعتی با تکنولوژی پیشرفته خود، موادی را برای جایگزین ساختن نفت پیدا کنند، آن وقت آنها این مواد را به چه قیمتی به ما خواهند فروخت؟ به قیمتی که ما تعیین خواهیم کرد؟ تصور نمی‌کنم.
با تهیه مقدمات قبلی، بزه از تاریخ ۲۵ الی ۲۸ امردادماه روی داده، محل وقوع بزه تهران بوده، به این ترتیب که متهمین مقیم تهران طرح‌های تنظیمی را به منظور عملی‌شدن سوءقصدی که داشته‌اند، چه در تهران و چه در شهرستان‌های کشور به موقع اجرا گذاشته‌اند. نظر به اینکه علاوه بر مراتب مشروح در این کیفرخواست مشهود بوده و همه اهالی تهران ناظر وقوع بزه بوده و متهمین با سرسختی تمام برای رسیدن به مقصود، که همان موضوع اتهام است، در برابر مردمی که منظوری جز حفظ حقوق اساسی خود نداشته‌اند، مقاومت شدیدی ابراز داشته، که در اثر سرسختی و مقاومت آنان به موجب سوابق موجود در اداره پزشک قانونی در تهران چهل‌وسه نفر مقتول و هشتادوپنج نفر مجروح شده‌اند، که گناهی جز حفظ قانون اساسی و تلاش برای جلوگیری از سقوط کشور خود نداشته‌اند و نظر به اینکه متهمین از افراد مشخص و ممتاز کشور بوده، که مردم به وجود آنان امیدواری زیادی داشته که در راه حفظ مصالح کشور ساعی و کوشا باشند و اولین وظیفه آنان وفاداری به سوگندی بوده که برای حفظ حقوق اساسی ایران یاد کرده و بدبختانه سوگند خود را نقض و به آن حقوق خیانت نموده‌اند، ملاحظه می‌شود که بزه انجام شده از طرف متهمین مقرون به علل مشدده است که به همین مناسبت تقاضای صدور رأی اعدام آن را دارد.


سابلیه: باید بگویم که اعلیحضرت از هم اکنون سیاستی را اتخاذ فرموده‌اند که کشورشان را برای این دوران آماده کنند. برای این آمادگی ایران هم اکنون تقریباً از تمام دنیا بهره‌گیری می‌کند. ممکن است اعلیحضرت در این باره توضیح بیشتری بدهند؟
خبر اینکه مصدق به اعدام محکوم شده است،  پشتیبانان مصدق را در شوک فرو برد. این پشتیبانان و هواداران مصدق چه کسانی بودند؟ در جایگاه نخست مهدی بازرگان قرار دارد که بیش از شش سال رییس دانشگده فنی دانشگاه تهران و بنیانگزار [[نهضت آزادی]] بود، در جایگاه دوم از نورالدین کیانوری دبیر اول [[حزب توده|حزب منفور توده]]  که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌داد. هم چنین می‌توان از حسین جودت و رضا رادمنش اعضای کادر مرکزی حزب توده نامبرد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌دادند. هواداران دیگر مصدق پان ایرانیست‌ها بودند. این استادان دانشگاه بودند که دانشجویان را برانگیختند علیه محاکمه و اعدام مصدق تظاهرات به راه بیاندازند.


شاهنشاه آریامهر: اولین بهره‌گیری‌های ما متوجه زمینه‌های شناخته شده است، یعنی استفاده از انرژی هسته‌ای. در این زمینه با فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها به فعالیت پرداختیم و شاید به زودی با امریکایی‌ها نیز شروع کنیم. ما با همه، حتی با انگلیسی‌ها و سوئدی‌ها نیز در این زمینه مذاکره می‌کنیم. این اقدام ما در مورد منابع شناخته شده بوده است، ولی اکنون صحبت از عمل فیوژن، پلاسما، هیدروژن و تجزیه هیدروژن از آب و نیز صحبت از انرژی خورشیدی می‌شود، که تا حدودی شناخته شده است. باری من رسماً می‌گویم که برای تأمین آتیه خود، ما حتی حاضریم در صورت لزوم در مراکز تحقیقاتی بین‌المللی سرمایه‌گذاری کنیم.
گزارشی در روز ۱۸ آذر ماه ۱۳۳۲ از سوی هیات بررسی رویداد شانزدهم آذر  به رییس دانشگاه تهران دکتر سیاسی داده شد، چنین آمده است:


سابلیه: به همین منظور در صنایع امریکایی و اروپایی سهیم شده‌اید؟
:::در گزارشی که از سوی هیات بررسی به رییس دانشگاه دکتر سیاسی داده شد نوشته شد که روز ۱۶ آذر ماه شماری از دانشجویان دانشکده فنی در کریدور دانشکده فنی ایستاده و گفتگو می‌کردند در این هنگام دو تن از دانشجویان از پشت پنجره به دو تن از مامورین انتظامی دشنام دادند. مامورین در پی این دانشجویان وارد دانشکده فنی می‌شوند ، دانشجویان نیز به کلاس‌های درس هجوم می‌برند مامورین نیز وارد کلاس شده و خواستار تحویل آن دو دانشجو می‌شوند. مامورین دو دانشجو را بازداشت می‌نمایند. در این هنگام همه دانشجویان در کریدور اشکوب نخست دانشکده گرد آمده بودند. یکی از دانشجویان توده‌ای عربده سر می‌دهد که به مامورین حمله کنند و مامورین کوشش می‌کنند که دانشجویان را پراکنده‌سازند و دانشجویان به سوی دیگر کریدور می‌روند. در این هنگام قندچی و رضوی و بزرگ نیا به سربازان یورش بردند و  کوشش کردند که مسلسل سربازان را از دستشان درآورند. این سبب شلیک گلوله‌ها شد و سه دانشجوی تازه وارد به دانشکده فنی که در دام حزب توده افتاده بودند آماج تیرها قرار گرفتند و کشته شدند.


شاهنشاه آریامهر: بلی، ما در «اوراتم» و یک شرکت فرانسوی دیگر برای غنی کردن اورانیوم مشارکت کرده‌ایم، یعنی در دو شرکت اروپایی – فرانسوی غنی کننده اورانیوم سرمایه‌گذاری کرده‌ایم.
کیانوری پس از این رویداد به جمهوری کمونیستی آلمان شرقی فرار کرد. کیانوری  با همسرش مریم فیروز فرمانفرماییان از ایل مغول  قاجار در آلمان شرقی تا روز عزای ایران ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷  ماند. شوربختانه نه محمد مصدق اعدام شد و نه کسانی که این هیاهو را در دانشگاه تهران به راه انداختند به ویژه مهدی بازرگان، نورالدین کیانوری و دیگر سران حزب توده که در دانشگاه تهران لانه کرده بودند، محاکمه نشدند.  


سابلیه: من صنعت متالورژی و کارخانه‌ها را نیز در نظر گرفته بودم.
این تظاهرات و جنجال و هیاهو نتیجه خود را داد و محمد مصدق را از چوبه دار رهایی بخشید. در واقع روز شانزدهم آذر دروغی است همانند دروغ ۲۸ امرداد ماه که محمد مصدق با کودتا سرنگون شد، داستانی که توده‌ای‌ها هنوز هم در رسانه‌های مزدور و وابسته به بیگانه تکرار می‌کنند. اینکه شانزدهم آذر روز دانشجو نامیده شود تنها پروپاگاند شوروی بود و هست. چند سال و دهه دیگر باید طول بکشد و ایرانیان پروانه دهند که روسیه برایشان روزها ویژه بسازند؟


شاهنشاه آریامهر: ولی این امر دیگر به بخش انرژی مربوط نمی‌شود، بلکه به تکنولوژی مربوط است.
در روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ بسیجیان به کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی یورش بردند، همه اموال دانشجویان را نابود ساختند و دانشجویان را تا سر حد مرگ کتک زدند و صدها تن را بازداشت کردند و بسیاری از دانشجویان را با گفتن « یا حسین » از بام خوابگاه با دست‌های از پشت بسته به پایین پرت کردند. دانشجویان ایران این روز را روز دانشجو نامیدند ولی توده‌ای‌ها، اسلامیون و جبهه ملی و چریک و مجاهد و دیگر تروریست‌ها و لای و لجن‌های جامعه هم چنان پافشاری در برگزاری روز ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو را داشتند و دارند.  در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در دهمین سالگرد روز دانشجو نیروهای بسج به خوابگاه‌های دانشگاه امیر کبیر در تهران یورش بردند و دانشجویان را به سختی زخمی و تکه و پاره کردند و بسیاری را نیز دستگیر کردند و به همراه خود بردند. استعمار همچنان پافشاری در نگاه داشتن  روز نابود شدن سه دانشجوی مهاجم توده‌ای در شصت پنچ سال پیش  است تا آن را به رویدادی در زمان مشروطه پارلمانی پیوند دهند، زیرا که اطمینان دارند با پروپاگاندی که شصت و پنج سال پیش راه انداختند از اعدام محمد مصدق جلوگیری کردند و تلاش کردند که زمینه‌ها و انگیزه‌های این رویداد را از مردم پنهان نمایند. همان چپی‌ها و همان کمونیست‌ها و همان اسلامیون و همان سرسپرده‌های استعمار کماکمان امروز در پی زنده نگاه داشتن این پروپاگاند هستند. ایرانیان می‌باید دریابند که روز ۱۶ آذر روز دانشجو بخشی از پروپاگاندای شوروی برای مغزشویی ایرانیان است. با آگاه شدن و خواندن تاریخ  بر دهان انیرانیان بکوبید تا برای همیشه خاموش گردند تا دوباره سناریویی مانند خمینی دیگر برای ما ایرانیان ننویسند و دیگر تکرار نشود. امروز با واژگانی چون فدرالیسم و جمهوری، مزدوران در رسانه‌های برون مرزی کوشش می‌کنند که ما ایرانیان را گمراه کنند تا حکومتی که بیش از دو هزار و پانصد سال با آن آشنا هستیم و پوست و خون ما شده است را برنگزینیم. مزدوران کوشش می‌کنند از برقراری مشروطه پارلمانی شاهنشاهی  که پدر بزرگان ما در راه برقراری آن جان خود را فدا کردند جلوگیری کنند و با برگه‌ای سپید در دست  کوشش می کنند دستورات استعمار را در به نام و در چارچوب یک قانون اساسی نوین به ملت ایران بفروشند و سرنوشت کشور و مردم ایران را در دست گیرند.


سابلیه: علاوه بر این، هدف این نیست که به هنگام تمام شدن نفت، از یک صنعت پیشرفته برخوردار باشید؟
شاهنشاه آریامهر: البته. من فکر می‌کنم که کشورم در زمینه صنعت فولادسازی بسیار مستعد است، برای اینکه هم در خود کشور منابع سنگ آهن مرغوب وجود دارد و هم برای خرید سنگ آهن با هند قرارداد بسته‌ایم. علاوه بر این، در این فاصله معادن کافی در کشور جهت خودکفایی کشف شده است. در دنیایی که روابط بین‌المللی برقرار است، باید تجارت کرد. گاز موجود در کشور ما به علت حجم زیاد آن بیش از نفت ما دوام خواهدداشت. علاوه بر این، از چند ماه پیش منابع قابل توجهی ذغال سنگ در کویر کشف شده است، که مقدار آن دست کم حدود ۳۰ میلیارد تن و حتی حدود ۴۰ میلیارد تن تخمین زده شده است و این برای ایران عامل مهم کاملاً جدیدی به حساب می‌آید.
سابلیه: عاملی که حتی می‌توان گفت در درجه اول اهمیت قرار دارد؟
شاهنشاه آریامهر: البته، همین طور است.
کودتای سیشل
سابلیه: آیا می‌توانم نظر اعلیحضرت را در مورد آنچه که در همسایگی ایران می‌گذرد، سؤال کنم؟ در اطراف ایران حوادث مهم و یا نسبتاً مهمی رخ داده است. مثلاً در اقیانوس هند. منظورم کودتا در جزایر سیشل است. اعلیحضرت همیشه گفته‌اند که ایران مایل است صلح را در تمامی این منطقه حفظ کند. با توجه به این امر، اعلیحضرت در مورد آنچه گذشت و به طور کلی در مورد اقیانوس هند، چه نظریه‌ای دارند؟
شاهنشاه آریامهر: این بستگی به ماهیت مسئله دارد. اگر مسئله کاملاً جنبه داخلی داشته باشد، البته به من ربطی نخواهدداشت که چه کسی در جزیره سیشل حکومت می‌کند، ولی اگر شخصی حکومت کند که دست نشانده سیاست خاصی باشد، آن وقت مسئله به کلیه کشورهای ساحلی اقیانوس هند مربوط خواهدشد. ما نمی‌توانیم تنها ژاندارم اقیانوس هند باشیم، ولی پیشنهاد می‌کنم که اقیانوس هند یک منطقه صلح غیر اتمی باشد و فقط کشورهای ساحلی با توافق یکدیگر مسئول برقراری امنیت و ثبات منطقه باشند. دو سال پیش من با شهامت پیشنهاد کردم جامعه کشورهای اقیانوس هند تشکیل شود، اکنون به نظر می‌رسد که با گذشت زمان، روزبه‌روز علاقه بیشتری نسبت به پیشنهاد ما نشان داده می‌شود و پاسخ‌های موافقی به دست ما می‌رسد.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۷ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۴۱


محمد مصدق به اعدام محکوم می‌شود
نورالدین کیانوری رییس کمیته مرکزی حزب توده نوه شیخ فضل‌الله نوری دشمن مشروطه و ایران و استاد دانشگاه تهران
حسین جودت استاد دانشکده فنی
رضا رادمنش عضو کادر مرکزی حزب توده استاد دانشکده فنی
مهدی بازرگان رییس دانشکده فنی دانشگاه تهران

دروغ بزرگ توده‌ای‌ها ۱۶ آذر روز دانشجو - هر سال با یک هوچی‌گری به نام « ۱۶ آذر روز دانشجو » روبرو می‌شویم. توده‌ای‌ها کوشش می‌کنند که به ما مردم ایران بقبولانند که ۱۶ آذر پیوند با دانشجو دارد. اگر به آنچه که در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ نگاهی بیاندازیم می‌بینیم که دوباره محور این هوچی گری محمد مصدق است. محمد مصدق خائن به ایران که بیش از هفتاد سال میان مردم ایران دشمنی و دوری بوجود آورد، می‌باید برای همیشه در گورش بماند و دیگر اثری از این موجود کثیف نوکر مزدور بیگانه نامی آورده نشود. در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق خاین به کشور و ملت ایران به اعدام محکوم شد. خبر اینکه مصدق به اعدام محکوم شده است، پشتیبانان مصدق را در شوک فرو برد. این پشتیبانان و هواداران مصدق چه کسانی بودند؟ در جایگاه نخست مهدی بازرگان قرار دارد که بیش از شش سال رییس دانشگده فنی دانشگاه تهران و بنیانگزار نهضت آزادی بود، در جایگاه دوم از نورالدین کیانوری دبیر اول حزب منفور توده که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌داد. هم چنین می‌توان از حسین جودت و رضا رادمنش اعضای کادر مرکزی حزب توده نامبرد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌دادند. هواداران دیگر مصدق پان ایرانیست‌ها بودند. این استادان دانشگاه بودند که دانشجویان را برانگیختند علیه محاکمه و اعدام مصدق تظاهرات به راه بیاندازند. در این هنگام همه دانشجویان در کریدور اشکوب نخست دانشکده گرد آمده بودند. یکی از دانشجویان توده‌ای عربده سر می‌دهد که به مامورین حمله کنند و مامورین کوشش می‌کنند که دانشجویان را پراکنده‌سازند و دانشجویان به سوی دیگر کریدور می‌روند. در این هنگام قندچی و رضوی و بزرگ نیا به سربازان یورش بردند و کوشش کردند که مسلسل سربازان را از دستشان درآورند. این سبب شلیک گلوله‌ها شد و سه دانشجوی تازه وارد به دانشکده فنی که در دام حزب توده افتاده بودند آماج تیرها قرار گرفتند و کشته شدند.

در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۳۲ چه گذشت؟

در این روز محمد مصدق به سبب خیانت به کشور و ملت ایران در برابر دادگاه ایستاده بود. دادستان در کیفر خواست نهایی خود درخواست کرد که محمد مصدق به دار آویخته شود. برای اینکه هیچگاه آنچه را که محمد مصدق علیه ایران انجام داد فراموش نشود، چکیده‌ای از کیفرخواست دادستان را می‌آوریم:

اعمال ارتکابی متهم ردیف یک، محمد مصدق، که به منظور واژگون ساختن حکومت مشروطه سلطنتی مورد دعوی دادستان ارتش قرار گرفته:

۱ – دستور بازداشت سرهنگ نعمت‌الله نصیری (سرتیپ فعلی)، فرماندۀ گارد شاهنشاهی که حامل فرمان عزل بوده‌است.

۲ – توقیف غیرقانونی افرادی از مأمورین رسمی و غیر رسمی.

۳ – خلع سلاح گارد شاهنشاهی حافظ اعلیحضرت همایونی و کاخ‌های سلطنتی.

۴ – مهر و موم کاخ‌های سلطنتی و خلع ید نمودن متصدیان و مباشرین و مستحفظین دربار شاهنشاهی از اموال و کاخ‌های سلطنتی.

۵ – صدور تلگرافات به سفرای ایران در خارج، دایر به عدم ملاقات و نگرفتن تماس با اعلیحضرت همایون شاهنشاهی.

۶ – صدور دستور حذف نام شاهنشاه از دعای صبحگاه و شامگاه در سربازخانه‌ها.

۷ – دستور تشکیل میتینگ با وسایل تبلیغاتی دولتی، برای اهانت به مقام سلطنت و رژیم مشروطیت و پخش جریان میتینگ به وسیله رادیو.

۸ – دستور پایین آوردن و شکستن مجسمه‌های اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر و اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی به منظور بی‌وقر و بالنتیجه تشویق عناصر اخلال‌گر به قیام برعلیه سلطنت و رژیم سلطنتی مشروطه ایران.

۹ – دستور انحلال مجلس شورای ملی.

۱۰ – دستور تحت نظر قرار دادن افراد خاندان سلطنتی به استان‌های آذربایجان.

۱۱ – دستور بازداشت غیرقانونی تیمسار سپهبد زاهدی، نخست وزیر منصوب، و تعیین جایزه برای دستگیری معظم‌له.

۱۲ – حذف سرود شاهنشاهی از برنامه رادیو تهران.

۱۳ – اقدام برای تشکیل شورای سلطنتی از راه رفراندوم.

با تهیه مقدمات قبلی، بزه از تاریخ ۲۵ الی ۲۸ امردادماه روی داده، محل وقوع بزه تهران بوده، به این ترتیب که متهمین مقیم تهران طرح‌های تنظیمی را به منظور عملی‌شدن سوءقصدی که داشته‌اند، چه در تهران و چه در شهرستان‌های کشور به موقع اجرا گذاشته‌اند. نظر به اینکه علاوه بر مراتب مشروح در این کیفرخواست مشهود بوده و همه اهالی تهران ناظر وقوع بزه بوده و متهمین با سرسختی تمام برای رسیدن به مقصود، که همان موضوع اتهام است، در برابر مردمی که منظوری جز حفظ حقوق اساسی خود نداشته‌اند، مقاومت شدیدی ابراز داشته، که در اثر سرسختی و مقاومت آنان به موجب سوابق موجود در اداره پزشک قانونی در تهران چهل‌وسه نفر مقتول و هشتادوپنج نفر مجروح شده‌اند، که گناهی جز حفظ قانون اساسی و تلاش برای جلوگیری از سقوط کشور خود نداشته‌اند و نظر به اینکه متهمین از افراد مشخص و ممتاز کشور بوده، که مردم به وجود آنان امیدواری زیادی داشته که در راه حفظ مصالح کشور ساعی و کوشا باشند و اولین وظیفه آنان وفاداری به سوگندی بوده که برای حفظ حقوق اساسی ایران یاد کرده و بدبختانه سوگند خود را نقض و به آن حقوق خیانت نموده‌اند، ملاحظه می‌شود که بزه انجام شده از طرف متهمین مقرون به علل مشدده است که به همین مناسبت تقاضای صدور رأی اعدام آن را دارد.

خبر اینکه مصدق به اعدام محکوم شده است، پشتیبانان مصدق را در شوک فرو برد. این پشتیبانان و هواداران مصدق چه کسانی بودند؟ در جایگاه نخست مهدی بازرگان قرار دارد که بیش از شش سال رییس دانشگده فنی دانشگاه تهران و بنیانگزار نهضت آزادی بود، در جایگاه دوم از نورالدین کیانوری دبیر اول حزب منفور توده که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌داد. هم چنین می‌توان از حسین جودت و رضا رادمنش اعضای کادر مرکزی حزب توده نامبرد که در دانشکده فنی دانشگاه تهران درس می‌دادند. هواداران دیگر مصدق پان ایرانیست‌ها بودند. این استادان دانشگاه بودند که دانشجویان را برانگیختند علیه محاکمه و اعدام مصدق تظاهرات به راه بیاندازند.

گزارشی در روز ۱۸ آذر ماه ۱۳۳۲ از سوی هیات بررسی رویداد شانزدهم آذر به رییس دانشگاه تهران دکتر سیاسی داده شد، چنین آمده است:

در گزارشی که از سوی هیات بررسی به رییس دانشگاه دکتر سیاسی داده شد نوشته شد که روز ۱۶ آذر ماه شماری از دانشجویان دانشکده فنی در کریدور دانشکده فنی ایستاده و گفتگو می‌کردند در این هنگام دو تن از دانشجویان از پشت پنجره به دو تن از مامورین انتظامی دشنام دادند. مامورین در پی این دانشجویان وارد دانشکده فنی می‌شوند ، دانشجویان نیز به کلاس‌های درس هجوم می‌برند مامورین نیز وارد کلاس شده و خواستار تحویل آن دو دانشجو می‌شوند. مامورین دو دانشجو را بازداشت می‌نمایند. در این هنگام همه دانشجویان در کریدور اشکوب نخست دانشکده گرد آمده بودند. یکی از دانشجویان توده‌ای عربده سر می‌دهد که به مامورین حمله کنند و مامورین کوشش می‌کنند که دانشجویان را پراکنده‌سازند و دانشجویان به سوی دیگر کریدور می‌روند. در این هنگام قندچی و رضوی و بزرگ نیا به سربازان یورش بردند و کوشش کردند که مسلسل سربازان را از دستشان درآورند. این سبب شلیک گلوله‌ها شد و سه دانشجوی تازه وارد به دانشکده فنی که در دام حزب توده افتاده بودند آماج تیرها قرار گرفتند و کشته شدند.

کیانوری پس از این رویداد به جمهوری کمونیستی آلمان شرقی فرار کرد. کیانوری با همسرش مریم فیروز فرمانفرماییان از ایل مغول قاجار در آلمان شرقی تا روز عزای ایران ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ ماند. شوربختانه نه محمد مصدق اعدام شد و نه کسانی که این هیاهو را در دانشگاه تهران به راه انداختند به ویژه مهدی بازرگان، نورالدین کیانوری و دیگر سران حزب توده که در دانشگاه تهران لانه کرده بودند، محاکمه نشدند.

این تظاهرات و جنجال و هیاهو نتیجه خود را داد و محمد مصدق را از چوبه دار رهایی بخشید. در واقع روز شانزدهم آذر دروغی است همانند دروغ ۲۸ امرداد ماه که محمد مصدق با کودتا سرنگون شد، داستانی که توده‌ای‌ها هنوز هم در رسانه‌های مزدور و وابسته به بیگانه تکرار می‌کنند. اینکه شانزدهم آذر روز دانشجو نامیده شود تنها پروپاگاند شوروی بود و هست. چند سال و دهه دیگر باید طول بکشد و ایرانیان پروانه دهند که روسیه برایشان روزها ویژه بسازند؟

در روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ بسیجیان به کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی یورش بردند، همه اموال دانشجویان را نابود ساختند و دانشجویان را تا سر حد مرگ کتک زدند و صدها تن را بازداشت کردند و بسیاری از دانشجویان را با گفتن « یا حسین » از بام خوابگاه با دست‌های از پشت بسته به پایین پرت کردند. دانشجویان ایران این روز را روز دانشجو نامیدند ولی توده‌ای‌ها، اسلامیون و جبهه ملی و چریک و مجاهد و دیگر تروریست‌ها و لای و لجن‌های جامعه هم چنان پافشاری در برگزاری روز ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو را داشتند و دارند. در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در دهمین سالگرد روز دانشجو نیروهای بسج به خوابگاه‌های دانشگاه امیر کبیر در تهران یورش بردند و دانشجویان را به سختی زخمی و تکه و پاره کردند و بسیاری را نیز دستگیر کردند و به همراه خود بردند. استعمار همچنان پافشاری در نگاه داشتن روز نابود شدن سه دانشجوی مهاجم توده‌ای در شصت پنچ سال پیش است تا آن را به رویدادی در زمان مشروطه پارلمانی پیوند دهند، زیرا که اطمینان دارند با پروپاگاندی که شصت و پنج سال پیش راه انداختند از اعدام محمد مصدق جلوگیری کردند و تلاش کردند که زمینه‌ها و انگیزه‌های این رویداد را از مردم پنهان نمایند. همان چپی‌ها و همان کمونیست‌ها و همان اسلامیون و همان سرسپرده‌های استعمار کماکمان امروز در پی زنده نگاه داشتن این پروپاگاند هستند. ایرانیان می‌باید دریابند که روز ۱۶ آذر روز دانشجو بخشی از پروپاگاندای شوروی برای مغزشویی ایرانیان است. با آگاه شدن و خواندن تاریخ بر دهان انیرانیان بکوبید تا برای همیشه خاموش گردند تا دوباره سناریویی مانند خمینی دیگر برای ما ایرانیان ننویسند و دیگر تکرار نشود. امروز با واژگانی چون فدرالیسم و جمهوری، مزدوران در رسانه‌های برون مرزی کوشش می‌کنند که ما ایرانیان را گمراه کنند تا حکومتی که بیش از دو هزار و پانصد سال با آن آشنا هستیم و پوست و خون ما شده است را برنگزینیم. مزدوران کوشش می‌کنند از برقراری مشروطه پارلمانی شاهنشاهی که پدر بزرگان ما در راه برقراری آن جان خود را فدا کردند جلوگیری کنند و با برگه‌ای سپید در دست کوشش می کنند دستورات استعمار را در به نام و در چارچوب یک قانون اساسی نوین به ملت ایران بفروشند و سرنوشت کشور و مردم ایران را در دست گیرند.