[[پرونده:Iranian Mashruteh Shahanshani Constitution vs Padeshahi Parlemany 28 June 2022ِِ.mp4|thumb|left|220px|کلاهبرداری دیگر از ملت ایران به نام پادشاهی پارلمانی]]
[[پرونده:Ghyam Neghab 18 Tir 1359.mp4|thumb|left|280px| نجات قیام ایران بزرگ (نقاب) پایگاه شاهرخی ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹]]
'''[[مشروطه شاهنشاهی ایران و پادشاهی پارلمانی]]''' - مروری بر گفتار حشمت الله طبرزدی
[[پرونده:ShahrokhiCoupGeneralMahdiyoun18Tir1359.jpg|thumb|left|160px|تیمسار سپهبد مهدیون فرمانده پدافند نیروی هوایی شاهنشاهی]]
[[پرونده:ShahrokhiCoupAyatmohagheghi18Tir1359.jpg|thumb|left|160px|تیمسار سرتیپ آیت محققی فرمانده پایگاه سوم شکاری همدان]]
[[پرونده:ShahrokhiCoup18Tir1359a.jpg|thumb|left|160px|از راست:سروان افسر فنی نیروی هوایی بیژن ایران نژاد، سرلشکر خلبان آیت محققی، یوسف پوررضایی، سروان خلبان محمد ملک و سرگرد خلبان فرخزاد جهانگیری]]
<big>کلاهبرداری دیگر از ملت ایران به نام پادشاهی پارلمانی</big>
'''[[قیام نقاب پایگاه شاهرخی ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹]]''' - چهل و دو سال از قیام دلاورانه پایگاه شاهرخی برای سرنگونی رژیم اسلامی و رهایی ایران از چنگال استعمار و استحمار در ایران میگذرد. قیام نقاب نام کودتایی بود که از پایگاه شاهرخی همدان باید آغاز میشد که کوتاه شده « نجات قیام ایران بزرگ » است. در هفته دوم تا ۱۸ تیر ماه سرداران دلیر ایران زمین قرار بود با کمک ایلهای بختیاری، بویراحمدی، بلوچ و قشقایی با برنامههای از پیش ریخته شورش بر پا کنند و سپاه پاسداران را از تهران دور کنند، آنگاه در شب هجدهم تیر ماه نزدیک به ۳۰۰ تن از چتربازها به فرماندهی سرگرد آذرتاش در دستههای کوچک به پایگاه شاهرخی همدان نزدیک شوند. همزمان با این عملیات در پارک فرح تهران نزدیک به بیست خلبان نیروی هوایی به فرماندهی سرتیپ خلبان فرمانده آکروجت شاهنشاهی آیت محققی و ستوان رکنی گردآمده بودند و قرار بود به سی خلبان دیگر بپیوندند و پیرامون پایگاه شاهرخی جای گیرند و پس از به دست گرفتن کنترل پایگاه شاهرخی با جنگندههای اف ۴ و اف ۵ ، خانه خمینی، مدرسه فیضیه فم، ساختمان دادگاه انقلاب، دفتر نخست وزیر، ساختمان اطلاعات سپاه و دو پایگاه سپاه در تهران، چندین کمیته در تهران و باندهای فرودگاههای نیروی هوایی در تهران و چند شهر دیگر را بمباران کنند و با خاک یکسان نمایند . آنگاه تیپ ۲۳ نیروی مخصوص نقاط حساس پایتخت را زیر کنترل درمیآورد. پس از اشغال ساختمان مجلس شورای ملی و رادیو و تلویزیون جام جم دیگر دلاوران قیام شاهرخی بیانیههایی پخش کنند و حکومت نظامی اعلام دارند و پیامهایی برای لشکر زرهی اهواز و یگانهای نیروی دریایی برای گرفتن تاسیسات نفتی، برای پایگاه هوایی دزفول و هم چنین پیامهایی برای یگانهایی از ارتش برای زیر کنترل درآوردن اسپهان، مشهد و زاهدان و شیراز و کرمان بفرستند. جارنامه قیام دلاوران ایران که قرار بود روز پیروزی در ایران پخش شود چنین بود:
همه ما شخصی به نام حشمت الله طبرزدی را می شناسیم که خود را دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران و سخنگوی همیشگی و مادام العمر برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران می نامند. طبرزدی در ویدیویی موضع خود را با مشروطه و خاندان پهلوی روشن می سازد. به آغاز گفته های طبرزدی گوش می کنیم.
"هم قطاران عزیز ساعت موعود فرا رسید. ارتش وطن پرست ایران حکومت پوسیده آخوندها را برچید. کلیه واحدهای ارتش، ژاندارمری و شهربانی اعلام همبستگی نمودند. هر گونه مقاوت به شدت سرکوب خواهد شد. آماده اخذ دستورات باشید." روان همه جان باختگان میهن پرست ایران شاد
: امروز در ایران فضایی وجود داره که اکثریت مردم ایران را به دلیل عملکرد جنایتکارانه جمهوری اسلامی بین گزینه بد و بدتر بر می گردونن به بد یعنی پهلوی خواهی. تردید نکنید امروز ما مسله مان مسله پهلوی طلبیه رفقا مسله مشروطه خواهی نیست مسله پادشاهی پارلمانی نیست مسله پهلوی خواهیه ما نمی تونیم تن بدیم به پهلوی خواهی.
سازمان نظامیان وطن پرست ایران ( نوپا) سازمانی بود که از سوی سرهنگ دوم محمدباقر بنی عامری بازنشسته ژاندارمری با آغاز رژیم اسلامی در ایران بنیاد نهاده شد و مبارزه علیه رژیم اسلامی راه اندازی شد. سرهنگ بنی عامری از طراحان اصلی کودتای نقاب بود.
با سه جمله نخست رخک طبرزدی از چهره اش برداشته شد. طبرزدی خود را دبیرکل جبهه دموکراتیک می نامد، و به عنوان دموکرات باید آنچه را که مردم ایران می خواهند را محترم بشمارد. او آشکارا گفت که مردم بازگشت پهلوی را می خواهند و این بدان چم است که مردم ایران خواستار حکومت مشروطه شاهنشاهی هستند. اما برای خواست مردم مبارزه نمی کند بلکه برای خواست خودش مبارزه می کند. به دنباله سخنانش گوش می دهیم
لو رفتن کودتا - کودتای قیام پایگاه شاهرخی در شب ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ خورشیدی لو رفت. محمدعلی عمویی از سران حزب توده، سعید حجاریان که بازجوییها را به گردن داشت و محمدری شهری حاکم شرع، هادی خسروشاهی نماینده خمینی در وزارت ارشاد گفتند که حزب توده این کودتا را لو داد.
:ما نمی توانیم پهلوی را بپذیریم بلکه من جمهوری اسلامی را به پهلوی ترجیح می دهم.
۲۰ تیر ماه سرلشکر امیر بهمن باقری فرمانده پیشین نیروی هوایی دستگیر شد. سرهنگ باقری به زندان اوین برده شد. وی چندی پیش به سرپرستی شرکت هواپیمایی کشوری گمارده شده بود. کشتار افسران ارتش ۶۵ روز به شدت ادامه داشت و تا روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ بیش از ۱۱۵ تن از خلبانان، چتربازان، توپچیان و افراد نیروی ویژه ایران را به جرم شرکت در قیام نقاب تیرباران کردند.
: من با صراحت به شما بگم من جمهوری اسلامی را به نظام پادشاهی پهلوی ترجیح می دهم بهتر از این به شما بگم حاضر نیستم راهی وارد بشوم هزینه بدهم مبارزه کنم.
با این سخنان طبرزدی روشن می سازد که او دموکرات نیست بلکه پروپاگاندیست جمهوری اسلامی است. طبرزدی تاکید می کند که تفاوت است میان پادشاهی پارلمانی و بازگشت خاندان پهلوی. در اینجا حق با طبرزدی است زیرا که تفاوت بزرگی میان پادشاهی پارلمانی و مشروطه شاهنشاهی ایران است.
روز یکشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۳۵۹ یازده روز پس از لو رفتن « قیام نقاب » با شیخ «ری شهری» حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی ارتش آغاز شد. در این روز سرتیپ خلبان آیت محققی، سرگرد خلبان فرخ زاد جهانگیری، سروان خلبان محمد ملک و سروان بیژن ایران نژاد افسر فنی نیروی هوایی تیرباران شدند. از شرم آورترین قتلها در رخداد قیام نقاب تیرباران شهریار نور فرزند ۱۸ ساله امیر هوشنگ نور بود که به خارج از کشور گریخته بود. شهریار نور را زندانی کردند و به پدرش پیام فرستادند که به ایران بازگردد وگرنه پسرش را تبرباران خواهند کرد، یعنی کشتن پسر به جای پدر، ننگی که رژیم آخوندی در تاریخ بر جای گذاشت.
نگاهی به قانون اساسی مشروطه بیاندازیم . اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی می گوید که قوه اجراییه یا مجریه مخصوص پادشاه است، یعنی قوانین و احکام از سوی وزیران و کارمندان دولت در وزارتخانه ها و سازمان های دولتی به نام نامی اعلیحضرت همایونی اجرا می شود، به ترتیبی که قانون معین می کند. دقیقا این اصل را رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی آریامهر پیاده کردند و بر پایه اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی ایران را از فقر بیرون کشیدند و از کشوری فقیر و بدبخت و مردم وبا و آبله زده با ده ها بیماری های واگیردار دیگر ایرانی ثروتمند و مدرن ساختند. این دو پادشاه از یک کشور عقب افتاده، کشوری صنعتی ساختند. این دو پادشاه پهلوی پول ایران را پول بین المللی ساختند . دو پادشاه پهلوی گرسنگی و بیماری ها را از ایران زدودند. دو پادشاه پهلوی آن اندازه کار در کشور ایجاد کردند که ناچار سه میلیون کارگر از دیگر کشورها به ایران وارد کردند کارگرانی که برای کشور ایران و مردم ایران کار می کردند. رضا شاه پهلوی رضا شاه بزرگ و آریامهر سیستم آموزشی در ایران پیاده کردند که جوانان ایران آینده ای درخشان داشته باشند. دو شاهنشاه پهلوی آنچه را انجام دادند که مشروطه خواهان در جنبش مشروطه خواستار آن بودند. بنابراین پادشاهان پهلوی سمبل مشروطه شاهنشاهی هستند.
برخی از یگانهایی که در قیام نقاب پایگاه شاهرخی شرکت داشتند :
زمانی که حشمت الله طبرزدی مدعی است، که میان خاندان پهلوی و مشروطه تفاوت هست آنگاه همه می بینیم که او دروغ می گوید .
واحدهایی از نیروی زمینی: تیپ ۲۳ نیروهای مخصوص که از سوی سرلشکر خلبان منوچهر خسروداد بنیاد نهاده شد - تیپ ۵۵ هوابرد - توپخانه - لشکر ۹۲ زرهی تانک اهواز
مشروطه و خاندان پهلوی یگانه هستند و بدین روی است که مردم ایران خواستار آنند که پهلوی بازگردد. و ایران دوباره حکومت مشروطه پادشاهی شاهنشاهی داشته باشد.
واحدهایی از نیروی هوایی : پایگاه شاهرخی همدان - پایگاه مهرآباد تهران
هنگامی که حشمت الله طبرزدی خواست امروز مردم را با خواست مردم در ۴۳ سال پیش مقایسه می کند، مدعی می شود که مردم ایران خمینی را می خواستند، این دروغ دیگری است که این فرد بی آزرم می گوید. به اصطلاح رفراندومی که خمینی چیان در روز ۱۱ و ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی راه انداختند و مردم با تهدید به صندوق ها کشیدند هیچ گونه اکثریتی برای خمینی نیاورد، بلکه نتیجه آن رفراندوم مسخره را جعل کردند. در این رفراندوم پرسش این بود جمهوری اسلامی بلی یا نه . هیچکس در این زمان نمی دانست که جمهوری اسلامی چیست. سرانجام در نیمه شب شنبه ۱۱ فروردین ماه اعلام شد که جمهوری اسلامی با ۹۷ درصد آرای مردم ایران را آورد. زمانی که آشکار شد که جمهوری اسلامی چیست نخست اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری را ترتیب دادند و برای قانون اساسی همه پرسی کردند که در بیشتر استان های ایران به ویژه کردستان و آذربایجان و بلوچستان و گرگان برگزار نشد.
واحدهایی از شهربانی کل کشور - شهربانی تهران بزرگ
اگر امروز رفراندوم برگزار شود که مردم آگاه هستند که جمهوری اسلامی چیست، آشکار است که مردم برای حکومت مشروطه شاهنشاهی هستند و فریادهای مردم در سراسر کشور که می گویند رضا شاه رضا شاه نشانگر همان رفراندوم است که مردم خواستار بازگشت خاندان پهلوی و برقراری حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران می باشند.
نظامیان جانباخته عملیات نقاب ۱۸ تیر ۱۳۵۹ - تا روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه روزی که به دستور صدام حسین ارتش عراق فرودگاههای ایران را بمباران کرد، یعنی ۶۵ روز، کشتار دلاوران ارتش شاهنشاهی ادامه یافت. رژیم اسلامی ۱۱۵ خلبان، چترباز، توپچی، و جان بر کفان نیروهای ویژه را اعدام کردند.
حشمت الله طبرزدی در پایان سخنانش می گوید:
: ممکنه بگین مردم می خوان، خوب مردم بخوان، مردم خمینی را هم می خواستن مگر نمی خواستن؟ دیگه قرار نیست که ما وایسیم دوباره ما وایمیسیم، دوباره مبارزه می کنیم
با این گفته کاملا روشن است که وی دموکرات نیست بلکه طبرزدی به همان گروهی تعلق دارد که بیشتر آنان چپی ها هستند که پیوسته از دموکراسی و حقوق بشر می گویند ولی در واقع آنچه را پیاده کنند که خودشان به آن گرایش دارند.
این گروه مردم را نادان می پندارند و باور دارند که مردم را باید به راه چپ خودشان بکشند که می گویند، راه بهشتی است که آنان برای مردم ترسیم می کنند. بدین گونه اینان میان آخوند که مردم را نادان و ابله می پندارند و فقیه را کسی می دانند که راه به بهشت را تنها او بلد است. این دو گروه یعنی چپی ها که از دموکراسی می گویند و ملایان که از جمهوری اسلامی می گویند، هر دو دیکتاتوری پیاده می کنند که در پایان مردم فقیر و بدبخت و زیر فشار و نکبت زندگی خواهند کرد. نمونه هایش ایران امروز و همه کشورهای بدبخت اروپای شرقی و ونزویلای امروزی است.
طبرزدی نشان داد که واقعا چه می خواهد. کاملا آشکار است، هیچ گونه یگانگی میان او و جنبش مشروطه وجود ندارد. بیایید ما مشروطه خواهان روشن سازیم که چه می خواهیم . آنچه را که می خواهیم در قانون اساسی مشروطه نوشته شده است. مشروطه بر پایه قانون اساسی، پادشاهی پارلمانی نیست بلکه یعنی مشروطه شاهنشاهی یا مشروطه پادشاهی. مشروطه بر پایه قانون اساسی مشروطه بدان چم است که حقوق پادشاه از سوی مردم به عنوان ودیعه داده شده است که روشن است ودیعه را می توان پس گرفت. از این حق مردم ایران بهره مند گردیدند و زمانی که مجلس شورای ملی خانواده مغول قاجار را برانداخت و شاهنشاهی ایران را به خاندان پهلوی سپرد و رضا شاه بزرگ را بر تخت شاهنشاهی مشروطه ایران نشاند. مشروطه بدان معنا است که ما پارلمان یا مجلس سکولاری داریم که قوانینی را تصویب می کند مشروطه یعنی سکولار دموکراسی.
مشروطه یعنی ما سیستم دادگستری داریم که دادوری بر پایه قوانینی انجام می شود که مجلس شورای ملی آن را نوشته و تصویب کرده باشد.
هنگامی که پدر بزرگان ما قانون اساسی مشروطه را نوشتند به یک جنگ میان ملت ایران از یک سو و از سوی دیگر قاجاریان و بخشی از آخوندها انجامید. مجلس شورای ملی بمباران شد مشروطه خواهان تحت پیگرد قرار گرفتند و دستگیر شدند و در باغشاه گروه نخست از بزرگان مشروطه را تکه پاره کردند. سرانجام، ملت ناچار به سازشی شد که اسلامیون را خاموش سازد، تا بیش از آن آتش افروزی نکنند و مردم ایران کشته نشوند. این سازش در یازده اصل متمم قانون اساسی به نوشتار در آمد و سرانجام ناپاکی که قانون اساسی مشروطه را به اسلام آلوده نمود را به دار آویختند، همان شیخک فضل الله نوری پدر بزرگ کیانوری رهبر حزب توده. این سازش را خمینی در شورش روز ننگین ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ زیر پا گذاشت و مشروعه را دوباره به راه انداخت، اتوبوس دختران مدرسه ای را به آتش کشیدند، کتابخانه ها و فروشگاه ها و بسیاری جاها را به آتش کشیدند. به بانوان بی حجاب حمله کردند. بدین روی خمینی دستگیر شد و در دادگاه به سبب خیانت به کشور به اعدام محکوم شد. اگر اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر راه پدربزرگانمان را در پیش گرفته بودند، خمینی باید در همان زمان اعدام می شد همانند فضل الله نوری. به جای آن شاهنشاه ایران خمینی را بخشیدند و وی به ترکیه تبعید فرستاده شد و آز ترکیه خمینی از آریامهر درخواست کرد به نجف برود و از همانجا مشروعه را رهبری کرد، تا زمانی که کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور، به دامانش آویختند و وی را رهبر خود ساختند تا حکومت مشروطه شاهنشاهی برانداخته شود، به امید آنکه حکومت ایران را به دست گیرند. دستاورد این گروهک های تروریستی چپ و راست در خارج از کشور را امروز می بینیم.
طبرزدی می گوید جمهوری اسلامی را به پهلوی ترجیح می دهد و برای ماندن مشروعه مبارزه خواهد کرد. برای ما باید روشن باشد که قانون اساسی مشروطه باید از اسلام پاک شود. همانگونه که تاریخ نشان داده است هیچگاه سازشی میان مشروطه و مشروعه وجود نخواهد داشت. کسی که سوی مشروعه را بگیرد، علیه خواست مردم ایران می جنگد. و برای دیکتاتوری می جنگد تا دیکتاتوری اسلامی یا دیکتاتوری سوسیالیستی یا دیکتاتوری اسلامی سوسیالیستی پیاده شود. هر کس سوی مشروطه را بگیرد برای سکولار دمکراسی می جنگد برای بدست آوردن حکومت مشروطه پادشاهی مبارزه می کند.
گروه ویژه ای که در این مبارزه میان مشروعه و مشروطه وجود دارند همان مصدقچیان هستند توده ای ها و جبهه ملی ها که خود را زیر چتر مشروطه در آورده اند و خود را موافق با حکومت مشروطه نشان می دهند. اینان این حکومت را پادشاهی پارلمانی می نامند . چه معنایی دارد پادشاهی پارلمانی؟
در پادشاهی پارلمانی یعنی شاه رییس قوه مجریه نیست بلکه نخست وزیر رییس کل است و همه کاره. پادشاهی پارلمانی یعنی، این شاه نیست که نخست وزیر را بر می گزیند پادشاهی پارلمانی یعنی پارلمان نخست وزیر را بر می گزیند و شاه تنها مانند یک دفترخانهدار یا نوتاریات است که انچه را که نخست وزیر جلویش می گزارد باید توشیح کند. پادشاهی پارلمانی یعنی قدرتی که در قانون اساسی مشروطه به شاه داده شده است از وی گرفته می شود و شاه تنها یک سمبل است.
پادشاهی پارلمانی را ما در زمان نخست وزیری محمد مصدق تجربه کردیم. چه در آن زمان روی داد؟ محمد مصدق نخست وزیر از مجلس اختیارات گرفت که خودش قانون بنویسد و تصویب کند، بدون آنکه مجلس آن را تصویب نماید و آن را به اجرا بگذارد. مجلس شورای ملی دید که جدایی و استقلال سه قوه که در قانون اساسی مشروطه آمده است و پایه هر قانون اساسی می باشد، با این اختیارات از میان برداشته شده است، یعنی قانون اساسی مشروطه را مصدق شکست و زیر پا گذاشت. بدین روی، مجلس اختیارات مصدق را برای شش ماه به وی داد. دستاورد این اختیارات، دیکتاتوری تام محمد مصدق بود. محمد مصدق حتی انتخابات را چنان دستکاری کرد که انتخابات تنها شهرهایی که توانستند دوستان خودشان از جبهه ملی را وارد مجلس کنند برگزار شود.
انتخابات مجلس هفدهم بزرگترین تقلب در تاریخ انتخابات ایران است و تا کنون پروسهای چنین با نیرنگ در ایران دیده نشده است. در انتخابات برای دوره هفدهم قانونگذاری <big>۱۳۶ کرسی مجلس یا حوزه انتخاباتی</big> وجود داشت. <big>مصدق در ۸۲ حوزه پروانه به برگزاری انتخابات را داد که اطمنیان داشت از هواداران جبهه ملی برگزیده</big> میشوند. با این حساب شمار نمایندگانی که وارد مجلس شورای ملی شدند، آن شماری بود که برای مجلس شورای ملی برای برگزاری و گشایش مجلس و تصویب قانون بدان نیاز داشت. در دیگر ۵۴ حوزه انتخاباتی که مصدق انتخابات را برگزار نکرد، روشن بود که در آن شهرها و حوزهها جبهه ملیها رای نخواهند آورد. مصدق کار را به آنجا کشاند که پروانه نداد، نمایندگان ارامنه، کلیمیان و زرتشتیان به مجلس راه یابند. اگر انتخابات در سراسر ایران برگزار میشد، مصدق در مجلس هفدهم رای اکثریت نداشت و نمیتوانست رای اعتماد از مجلس هفدهم بگیرد و نخستوزیری او با آغاز دوره هفدهم به پایان میرسید. از این انتخابات تا به امروز از سوی هواداران مصدق و جبهه ملیها به عنوان اولین و آخرین انتخابات آزاد در ایران یاد میشود و محمد مصدق که غیر قانونی با پنهان کردن سن اش که بالای ۷۳ سال بود و ملیت دوگانهاش خود را دوباره برای نخستوزیری کاندید کرد به عنوان تنها نخستوزیری که با دموکراسی انتخاب شده است به مردم ایران فروخته میشود.
از ۱۳۶ کرسی نمایندگی مجلس شورای ملی تنها ۸۱ نماینده از سراسر ایران برگزیده شدند. مجلس شورای ملی با ۵۲ رای از ۸۲ نماینده به نخستوزیری محمد مصدق ابراز گرایش کرد. همچنین در نشست مجلس سنا از ۳۶ سناتور نفر حاضر در مجلس سنا تنها ۱۴ سناتور به نخستوزیری دوباره محمد مصدق ابراز گرایش کردند و ۱۹ تن رای سفید دادند.
با مجلس نوینی که مصدق بر پا کرد، شاهنشاه ایران دیدند که مصدق دیکتاتوری خطرناکی بر پا داشته است و چون دوره قانونگذاری به پایان رسیده بود اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر احمد قوام را به نخست وزیری برگزید. مصدق همراه با مصدقچیان و کمونیست های توده ای در تهران چنان جنجالی به پا کردند و به روش توده ای که یک کشته لازم است در میان جمعیت آموزگاری را با اسلحه کمری کشتند. کار به آنجا کشید که احمد قوام که حتی در این روزها در تهران نبود ناچار به کناره گیری شد و با جنجال و نیرنگ شاهنشاه دوباره محمد مصدق را به نخست وزیری برگزیدند. نخستین کاری که محمد مصدق انجام داد تمدید اختیاراتش برای یک سال بود. همه دوستان مصدق کسانی که تا آنجا پشتیبان او بودند در مجلس شورای ملی وی را تنها گذاشتند. محمد مصدق مجلس سنا را منحل کرد و در پایان مجلس شورای ملی را منحل نمود و خواست بدون پارلمان نخست وزیریش و دیکتاتوریش را ادامه دهد.
پس از این تجربه تاریخی روشن است که حکومتی که در آن شاه اگر رییس قوه مجریه نباشد شدنی نیست. شاه ایران گارانت است که قانون اساسی مشروطه شکسته نشود و زیر پا گذاشته نشود و اراده و خواست مردم در قالب قانون از سوی نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی تصویب شود و به اجرا درآید. برای نمونه دادن حق رای به بانوان ایران برای انتخاب شدن و انتخاب کردن از مجلس سنا تا مجلس شورا تا انجمن استان و شهر و شهرستان و انجمن ده.
بر پایه اصل هشتم متمم قانون اساسی مشروطه اهالی مملکت ایران در برابر قانون دارای حقوق مساوی می باشند. اما قانون انتخابات می گفت که بانوان حق شرکت در انتخابات را ندارند و این خلاف اصل هشتم متمم قانون اساسی بود. با تکیه بر اصل هشتم متمم قانون اساسی، قانون انتخابات را مجلس شورای ملی دگرگون ساخت و به بانوان حق کامل اجتماعی و سیاسی برابر با مردان داده شد. اینکه قانون انتخابات پیشتر بانوان را در رده دیوانگان و مجرمین آورده بود این تحفه اسلامیون بود که زن را انسان با حقوق نمی شناسند.
زمانی که طبرزدی می گوید پهلوی ها قانون های بسیاری را شکسته اند، زیرا که پهلوی ها قوانین اسلام را شکستند. بدین روی، این اندازه دشمنی با پهلوی ها وجود دارد زیرا دو پادشاه پهلوی قدرت آخوندها محدود کردند و دقیقا همه اینان ترس دارند که اگر پهلوی ها بازگردند، قدرت اسلامیون دوباره محدود خواهد شد زیرا که قانون اساسی مشروطه دوباره به اعتبار خود باز خواهد گشت. اما مردم ایران دقیقا همین را می خواهند. ملت ایران جمهوری اسلامی کلاه بزرگی که استعمار بر سرشان گذاشت را دیگر نمی خواهند. آنان بازگشت رضا شاه هستند.
جاوید شاه پاینده ایران – برقرار قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران – و در اهتزاز پرچم زیبای سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران
ژنرالهای جانباخته
* تیمسار سپهبد خلبان سعید مهدیون - فرمانده کل عملیات نقاب فرمانده عملیات نیروی زمینی - فرمانده پایگاه یکم شکاری مهرآباد و هموند تیم آکروجت تاج طلایی
نجات قیام ایران بزرگ (نقاب) پایگاه شاهرخی ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹
تیمسار سپهبد مهدیون فرمانده پدافند نیروی هوایی شاهنشاهی
تیمسار سرتیپ آیت محققی فرمانده پایگاه سوم شکاری همدان
از راست:سروان افسر فنی نیروی هوایی بیژن ایران نژاد، سرلشکر خلبان آیت محققی، یوسف پوررضایی، سروان خلبان محمد ملک و سرگرد خلبان فرخزاد جهانگیری
تیمسار سرتیپ آیت محققی
سرهنگ داریوش جلالی
قیام نقاب پایگاه شاهرخی ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ - چهل و دو سال از قیام دلاورانه پایگاه شاهرخی برای سرنگونی رژیم اسلامی و رهایی ایران از چنگال استعمار و استحمار در ایران میگذرد. قیام نقاب نام کودتایی بود که از پایگاه شاهرخی همدان باید آغاز میشد که کوتاه شده « نجات قیام ایران بزرگ » است. در هفته دوم تا ۱۸ تیر ماه سرداران دلیر ایران زمین قرار بود با کمک ایلهای بختیاری، بویراحمدی، بلوچ و قشقایی با برنامههای از پیش ریخته شورش بر پا کنند و سپاه پاسداران را از تهران دور کنند، آنگاه در شب هجدهم تیر ماه نزدیک به ۳۰۰ تن از چتربازها به فرماندهی سرگرد آذرتاش در دستههای کوچک به پایگاه شاهرخی همدان نزدیک شوند. همزمان با این عملیات در پارک فرح تهران نزدیک به بیست خلبان نیروی هوایی به فرماندهی سرتیپ خلبان فرمانده آکروجت شاهنشاهی آیت محققی و ستوان رکنی گردآمده بودند و قرار بود به سی خلبان دیگر بپیوندند و پیرامون پایگاه شاهرخی جای گیرند و پس از به دست گرفتن کنترل پایگاه شاهرخی با جنگندههای اف ۴ و اف ۵ ، خانه خمینی، مدرسه فیضیه فم، ساختمان دادگاه انقلاب، دفتر نخست وزیر، ساختمان اطلاعات سپاه و دو پایگاه سپاه در تهران، چندین کمیته در تهران و باندهای فرودگاههای نیروی هوایی در تهران و چند شهر دیگر را بمباران کنند و با خاک یکسان نمایند . آنگاه تیپ ۲۳ نیروی مخصوص نقاط حساس پایتخت را زیر کنترل درمیآورد. پس از اشغال ساختمان مجلس شورای ملی و رادیو و تلویزیون جام جم دیگر دلاوران قیام شاهرخی بیانیههایی پخش کنند و حکومت نظامی اعلام دارند و پیامهایی برای لشکر زرهی اهواز و یگانهای نیروی دریایی برای گرفتن تاسیسات نفتی، برای پایگاه هوایی دزفول و هم چنین پیامهایی برای یگانهایی از ارتش برای زیر کنترل درآوردن اسپهان، مشهد و زاهدان و شیراز و کرمان بفرستند. جارنامه قیام دلاوران ایران که قرار بود روز پیروزی در ایران پخش شود چنین بود:
"هم قطاران عزیز ساعت موعود فرا رسید. ارتش وطن پرست ایران حکومت پوسیده آخوندها را برچید. کلیه واحدهای ارتش، ژاندارمری و شهربانی اعلام همبستگی نمودند. هر گونه مقاوت به شدت سرکوب خواهد شد. آماده اخذ دستورات باشید." روان همه جان باختگان میهن پرست ایران شاد
سازمان نظامیان وطن پرست ایران ( نوپا) سازمانی بود که از سوی سرهنگ دوم محمدباقر بنی عامری بازنشسته ژاندارمری با آغاز رژیم اسلامی در ایران بنیاد نهاده شد و مبارزه علیه رژیم اسلامی راه اندازی شد. سرهنگ بنی عامری از طراحان اصلی کودتای نقاب بود.
لو رفتن کودتا - کودتای قیام پایگاه شاهرخی در شب ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ خورشیدی لو رفت. محمدعلی عمویی از سران حزب توده، سعید حجاریان که بازجوییها را به گردن داشت و محمدری شهری حاکم شرع، هادی خسروشاهی نماینده خمینی در وزارت ارشاد گفتند که حزب توده این کودتا را لو داد.
۲۰ تیر ماه سرلشکر امیر بهمن باقری فرمانده پیشین نیروی هوایی دستگیر شد. سرهنگ باقری به زندان اوین برده شد. وی چندی پیش به سرپرستی شرکت هواپیمایی کشوری گمارده شده بود. کشتار افسران ارتش ۶۵ روز به شدت ادامه داشت و تا روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ بیش از ۱۱۵ تن از خلبانان، چتربازان، توپچیان و افراد نیروی ویژه ایران را به جرم شرکت در قیام نقاب تیرباران کردند.
روز یکشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۳۵۹ یازده روز پس از لو رفتن « قیام نقاب » با شیخ «ری شهری» حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی ارتش آغاز شد. در این روز سرتیپ خلبان آیت محققی، سرگرد خلبان فرخ زاد جهانگیری، سروان خلبان محمد ملک و سروان بیژن ایران نژاد افسر فنی نیروی هوایی تیرباران شدند. از شرم آورترین قتلها در رخداد قیام نقاب تیرباران شهریار نور فرزند ۱۸ ساله امیر هوشنگ نور بود که به خارج از کشور گریخته بود. شهریار نور را زندانی کردند و به پدرش پیام فرستادند که به ایران بازگردد وگرنه پسرش را تبرباران خواهند کرد، یعنی کشتن پسر به جای پدر، ننگی که رژیم آخوندی در تاریخ بر جای گذاشت.
برخی از یگانهایی که در قیام نقاب پایگاه شاهرخی شرکت داشتند :
واحدهایی از نیروی زمینی: تیپ ۲۳ نیروهای مخصوص که از سوی سرلشکر خلبان منوچهر خسروداد بنیاد نهاده شد - تیپ ۵۵ هوابرد - توپخانه - لشکر ۹۲ زرهی تانک اهواز
واحدهایی از نیروی هوایی : پایگاه شاهرخی همدان - پایگاه مهرآباد تهران
واحدهایی از شهربانی کل کشور - شهربانی تهران بزرگ
نظامیان جانباخته عملیات نقاب ۱۸ تیر ۱۳۵۹ - تا روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه روزی که به دستور صدام حسین ارتش عراق فرودگاههای ایران را بمباران کرد، یعنی ۶۵ روز، کشتار دلاوران ارتش شاهنشاهی ادامه یافت. رژیم اسلامی ۱۱۵ خلبان، چترباز، توپچی، و جان بر کفان نیروهای ویژه را اعدام کردند.
ژنرالهای جانباخته
تیمسار سپهبد خلبان سعید مهدیون - فرمانده کل عملیات نقاب فرمانده عملیات نیروی زمینی - فرمانده پایگاه یکم شکاری مهرآباد و هموند تیم آکروجت تاج طلایی