الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanShahiAndCoronationRezaShahBozorg2.mp4|thumb|left|180px|شاهنشاهی و تاجگذاری اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی]]
[[پرونده:QueenMother.jpg|thumb|left|200px|ملکه پهلوی]]
[[پرونده:RezaShahBozorgCoronation4a.jpg|thumb|left|160px|تاجگذاری رضا شاه پهلوی یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ ]]
[[پرونده:RezaShahBozorgUnveilingWifeDaughters17Dai1314.jpg|left|thumb|160px|در روز [[۱۷ دی ۱۳۱۴]] ملکه پهلوی و شاهدخت‌ها به دانشسرای عالی بدون حجاب می‌روند]]
[[پرونده:Rezashahcoin crowning 1304.jpg|thumb|left|160px|سکه یادبود تاجگذاری رضا شاه بزرگ]]
[[پرونده:RezaShahBozorgUnveiling17Dai1314m.jpg|left|thumb|160px|علیاحضرت ملکه پهلوی در جشن دانشسرای عالی و کشف حجاب، دیپلم دختران را به آنان می دهند]]
[[پرونده:RezaShahBozorgCoronation21.jpg|thumb|left|160px|پیشکش ژرژ پنجم برای تاجگذاری اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران]]
[[پرونده:RezaShahBozorgFuneralTehranToRay2.jpg||thumb|left|160px|ملکه مادر به همراه آریامهر در آیین خاکسپاری رضا شاه بزرگ]]
'''[[ملکه پهلوی]]''' - ملکه تاج‌الملوک پهلوی در روز ششم اردیبهشت ماه سال ۱۲۷۸ خورشیدی در خانه پدری سرتیپ تیمورخان آیرملو زاده شدند. ملکه پهلوی سال ۱۲۹۵ خورشیدی با اعلیحضرت رضا شاه پهلوی پیمان زناشویی بستند.<ref>[[رضا شاه پهلوی]]</ref>  ملکه پهلوی در امور اجتماعی و فرهنگی زنان ایران سهم به سزایی دارا هستند و خود نخستین بانوی ایران بودند که در روز فرخنده ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ روز کشف حجاب زنان ایران، از حجاب بیرون آمدند و به همراه والاحضرت شاهدخت‌ها شمس و اشرف به دانشسرای مقدماتی رفتند. ملکه ایران در امور خیریه و کمک به تهی دستان همواره پیشگام بودند  و بنیاد ملکه پهلوی، بیمارستان شاهپور علیرضا پهلوی در شاهدشت و تکمیل و مدرن سازی پیوسته این بیمارستان،  و بیمارستان مدرن و مجهز قلب ملکه مادر از بی همتاترین بیمارستان های قلب در گیتی را در تهران خیابان پهلوی  برای مردم ایران بر جای نهادند. 


'''[[تاجگذاری رضا شاه پهلوی]]''' - روز فرخنده یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در آیین بسیار باشکوهی دیهیم شاهنشاهی ایران را بر سر نهادند. روز ۴ اردیبهشت ماه بر ملت ایران خجسته باد.  
در سال ۱۲۹۵ خورشیدی رضا خان بانو تاج‌الملوک را به همسری برگزید. نخستین فرزندشان شمس در روز ۲۶ مهر ماه ۱۲۹۶ خورشیدی زاده شد. بانو تاج‌الملوک و سرتیپ رضا خان در روز ۴ آبان ماه ۱۲۹۸ دارای دو فرزند دیگر شدند.<ref>[[محمدرضا شاه پهلوی آریامهر]]</ref> محمد رضا و اشرف خواهر توامان وی در این روز خجسته زاده شدند، در زمانی که کشور آشفته و نابسامان و ورشکسته بود، بیماری‌های واگیردار گوناگون چون تراخم، مالاریا، طاعون، وبا، تیفوس و آبله را چیزی جلودارشان نبود. هیچ سیستم آموزشی و بهداشتی در ایران نبود. تنها مکتب‌هایی زیر نظر آخوندها وجود داشت. چهارمین فرزند رضا خان و تاج‌الملوک، علیرضا در روز ۱۱ فروردین ماه ۱۳۰۱ خورشیدی زاده شد.  


پس از تصویب ماده واحده از سوی مجلس شورای ملی در روز ۹ آبان ماه ۱۳۰۴ که به نام سعادت ملت انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نمود و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضا خان پهلوی واگذار نمود و تعیین تکلیف حکومت را به نظر مجلس موسسان قرارداد. مجلس موسسان در روز ۲۱ آذر ماه  پس از دادن تغییرات در اصل‌های چهارگانه ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی، پادشاهی ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد. در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در برابر مجلس شورای ملی در آیین با شکوهی سوگند پادشاهی خوردند.  
در روز فرخنده ۹ آبان ماه ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی در ماده واحده‌ای، به نام سعادت ملت انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نمود و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به نخست وزیر و وزیر جنگ و سردار سپه شخص آقای رضا خان پهلوی واگذار نمود و تعیین تکلیف حکومت را به نظر مجلس موسسان قرارداد. همه اداره‌ها و وزارت خانه‌ها تعطیل کردند و سه روز در سراسر کشور جشن و پایکوبی برپا شد و انقراض سلسله سفاک قاجار که ایران را چپاول کردند و فروختند با شکوه برگزار شد. در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در برابر مجلس شورای ملی در آیین باشکوهی سوگند پادشاهی خوردند و روز ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ دیهیم شاهنشاهی ایران را بر سر نهادند.<ref>[[سوگند پادشاهی رضا شاه پهلوی]]</ref>
<ref>[[تاجگذاری رضا شاه پهلوی]]</ref>


روز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ ساعت دو و نیم پس از نیم روز پرچم سلطنتی نوین از سوی وزیر جنگ و امیران لشکر با گارد ویژه و موزیک در قصر برلیان کاخ گلستان با تشریفات به اعلیحضرت همایونی تقدیم گردید.
ملکه پهلوی از پیشگامان پیشرفت‌های اجتماعی و فرهنگی در ایران، در روز تاریخی ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ ساعت سه و نیم اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ در آیین باشکوهی که برای از میان برداشتن حجاب و چادر در دانش‌سرای مقدماتی برپا شده بود، به همراه علیاحضرت ملکه پهلوی و والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی، و والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی که برای نخستین بار بدون چادر از کاخ بیرون آمده بودند، وارد دانشسرای مقدماتی شدند. از این روز زنان ایرانی از پرده سیاهی که تازیان بر سرشان کشیده بودند بیرون آمدند و با پشتیبانی ملکه پهلوی و رضا شاه بزرگ پا به پای مردان ایران کشور را آباد نمودند.<ref>[[کشف حجاب زنان ایران]]</ref>


از ساعت دو پس از نیم روز نخست شش پرچم در جاهایی که از پیش تعیین شده بود، جای داده شد. میهمانان که بیش از هزار تن از نمایندگان ولایات، هیات قضاییه، اعیان و اظراف، نمایندگان دوره پنجم و ششم، نمایندگان دیگر کشورها، بازرگانان، روحانیون، اصناف، سفیران خارجه در دربار ایران و نمایندگان روزنامه‌ها در جاهای خود قرارگرفتند.
در روز ۲۰ شهریور ماه ۱۳۲۰ دامنه جنگ جهانی دوم به ایران کشید و رضا شاه بزرگ ناچار به کناره گیری شد. دولت انگلیس رضا شاه بزرگ را سرانجام به تبعید در ژوهانسبورگ فرستاد. در روز چهارشنبه ۴ امرداد ماه ۱۳۲۳ رضا شاه بزرگ با قلبی شکسته جهان فانی را بدرود گفتند و قلبی که برای ایران می تیپد بازایستاد.<ref>[[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی]]</ref>
<ref>[[استعفای اعلیحضرت رضاشاه پهلوی و اعلام سلطنت والاحضرت ولایتعهد]]</ref>


در ساعت سه و نیم پس از نیم روز رییس تشریفات ورود اعلیحضرت همایونی و دیگر کسانی را به آگاهی رسانید:
پس از سپری شدن نزدیک به شش سال که از درگذشت رضا شاه بزرگ می‌گذشت، در روز ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۲۹  سفر پایانی رضا شاه بزرگ با راه‌آهن سراسری ایران همان راه‌آهنی که نماد شاهنشاهی پدر ایران نوین بود، انجام یافت. ملکه مادر به همراه فرزند تاجدارشان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی و خانواده شاهنشاهی ایران، هیات دولت، هیات‌های ویژه فرستاده شده از کشورهای گیتی و دیگر سران کشوری و لشکری و مردم پایتخت با فر و شکوه بی همانندی از ایستگاه راه‌آهن پشت پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ به سوی آرامگاه ابدی پدر ایران نوین به راه افتادند و در اندوه همگان پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ در اشکوب زیرین آرامگاه به خاک سپرده شد.<ref>[[بازگشت اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ به مام میهن از ژوهانسبورگ و قاهره تا شهر ری ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۲۹]]</ref>


* آجودان شش تن - روسای تشریفات در جلو
در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی ملکه مادر به سبب آشوبی که مزدوران تروریست اسلامی و تروریست‌های چپ که همه در کمپ‌های تروریستی فلسطین و لیبی و کوبا آموزش آدم کشی دیده بودند، در ایران بر پا کردند، ناچار به ترک میهن خود ایران شدند. <ref>[[شاه رفت مرگ آمد]]</ref>
* امیر لشکر خدایار خان در دست دارنده پرچم سلطنتی نوین
* والاحضرت اقدس ولیعهد محمدرضا پهلوی
* محمدعلی فروغی در دست دارنده تاج کیانی
* تیمورتاش وزیر دربار در دست دارنده تاج پهلوی
* آقای امیر لشکر امیر طهماسب وزیر جنگ آورنده عصای جواهرنشان
*  آقای داور وزیر فواید عامه آورنده دریای نور
* آقای دادگر وزیر داخله آورنده چوگان سلطنتی پیشکشی از آذربایجان
* آقای بیات وزیر مالیه آورنده تمثال مبارک
* آقای امیرلشگر احمد آقا خان رییس امنیه آورنده گرز سلطنتی
* آقای امیر لشگر محمد آیرم آورنده شمشیر شاه اسمعیل صفوی
* آقای امیر لشگر جلایر آورنده سپر جواهرنشان سلطنتی
* آقای امیر لشگر نقدی آورنده شمشیر شاه عباس صفوی
* آقای امیر لشگرانصاری آورنده قداره جواهرنشان
* آقای امیر لشگر خزاعی آورنده تبرزین سلطنتی
* آقای امیر لشگر اسمعیل خان آورنده زره شاه اسمعیل صفوی
* آقای امیر لشگر حبیب الله جهانبانی آورنده کمان نادری
* آقای سرتیپ محمدخان آورنده ترکش جواهرنشان
* آقای مفتاح کفیل وزارت خارجه آورنده قلچاق جواهر نشان سلطنتی
* آقای سمیعی حکمران تهران
* آقای جم معاون ریاست وزرا عظام
* آقای مشار کفیل وزارت معارف


پس از ورود هیاتی که نامشان برده شد به تالار، بی‌درنگ والاحضرت ولیعهد در سوی راست تخت نادری قرار گرفتند و کسانی که کاچال سلطنتی را در دست داشتند در برابر تخت در دو سوی آن صف بستند. رییس‌های تشریفات ورود موکب همایونی را اعلام کردند و اعلیحضرت شاهنشاهی رضا شاه پهلوی به همراهی شش آجودان در جلو و ژنرال آجودان سرتیپ مرتضی خان یزدان پناه و رییس‌های درجه اول دربار در عقب و کلاه نادری بر سر و شنل مرواریددوز سلطنتی زیب پیکر همایونی بود به تالار وارد شدند. پرچم‌های فوج‌ها را سلام دادند و بر اریکه تخت نادری نشستند. ۲۱ توپ در میدان مشق شلیک شد و آیین تاجگذاری انجام یافت.
ملکه پهلوی در ۱۹ اسفند ماه سال ۲۵۴۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۶۰ خورشیدی دور از میهن درگذشتند و در نیویورک به خاک سپرده شدند.


سپس اعلیحضرت همایونی چنین فرمودند:
=== والاترین مادر پنجاه سال شاهنشاهی ایران ملکه پهلوی ===


::در این هنگام که مراسم تاجگذاری خود را به عمل می‌آورم لازم می‌دانم نیات خود را  در اجرای اصلاحات اساسی مملکت خاطرنشان عموم نمایم تا بروز این نیات هم دستور جامعی برای دولت‌های من شناخته شود و هم عامه اهالی به مدلول آن آشنا باشند.
۲۴ آذر ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی گزینش علیاحضرت ملکه پهلوی والاترین مادر پنجاه سال شاهنشاهی ایران  سال خاطرات تلخ و شیرین یک ملکه محبوب
::من همیشه کردار خود را بر گفتار ترجیح داده و هر موفقیتی هم که در جریان اصلاحات مملکتی نصیب من شده است فقط از راه سعی و عمل بوده بدوا مایلم که کارکنان دولت و کلیه آحاد و افراد مملکت به این حقیقت کلی پی برده و این دستور اساسی را سرلوحه وظایف اولیه خود تشخیص دهند و همه بدانند که پیشرفت هیچ مقصود و انجام هیچ مرامی ممکن و میسر نخواهد شد مگر در سایه جدیت و کوشش و پایان سعی و عمل. سپس دولت‌های شاهنشاهی من باید قطعا متذکر باشند که لزوم اجرای اصلاحات اساسی مملکت از قبیل توسعه قوای تامینیه و بسط معارف و توجه موثر به حفظ‌الصحه عمومی و هم چنین توجه جدی به ترقی وضعیت اقتصادی و تکثیر ثروت عمومی و تکمیل وسایل نقلیه و بهبود اوضاع فلاحت و تجارت و اصلاح فوری و عاجل قوه قضاییه رخصت هیچگونه تامل و رخوتی را نداده با کمال فوریت وسایل اجرای اصلاحات مزبوره را که تمام در درجه اول از اهمیت است فراهم نمایند، که نیات من همانطور که انتظار دارم به موقع اجرا گذاشته شود و مخصوصا مقرر داشته‌ام که در انتظار افتتاح دوره ششم مجلس شورای ملی موجبات و مقدمات اصلاحات مذکوره از طرف دولت تهیه گردد.
::عمال دولت باید سرمشق حسن عمل، صراحت اخلاق و استقامت رای باشند و بکوشند تا مردم تندرست و توانا و دانا و توانگر شوند و وسایلی که مستلزم رفاهیت و آسایش حال عموم است بر طبق انتظار من تمهید و میسر گردد.


سخنرانی آقای نخست‌وزیر محمدعلی فروغی - اعلیحضرتا، این تاج و تخت که امروز به مبارکی و میمنت به وجود مسعود اعلیحضرت همایون شاهنشاهی خلدالله ملکه و سلطانیه مزین می‌شود یادگار سلاسل عدیده از ملوک نامدار و جمعی کثیر از سلاطین عظیم‌الشان است که از دیر زمانی آوازه این سرزمین را در دنیا به نیکی بلند نموده و قوم ایرانی را به مدارج عالیه مجد و شرف رسانیده است. ... ملت ایران می داند که امروز پادشاهی پاکزاد و ایرانی نژاد دارد که غمخوار اوست و مقام سلطنت را برای هوای نفس و عیش و کامرانی خویش تصاحب ننموده بلکه در ازای زحمات و مجاهدات فوق العاده اش در راه احیای ملت و دولت و برای تکمیل اجرای نیات مقدسه خود در فراهم ساختن اسباب آسایش ابنای نوع و آبادی این مرز و بوم دریافته است. ملت ایران می داند که ذات شاهانه با آنکه وظیفه خود را نسبت به وطن به طور وافی و اکمل قبلا ادا فرموده‌اید و پس از تحمل این همه متاعب و بکار بدن آن اندازه مساعی بر حسب قاعده حقا برای وجود مبارک نوبت استراحت و فراغت رسیده معهذا آن ضمیر منیر آنی از خیال رعیت آسوده نیست و دایما در فکر بهبودی احوال آنان است و اگر هر آینه به واسطه موانع طبیعی یا فقدان وسایل و اسباب در انجام منظورات همایونی راجع به اصلاح امور مملکتی اندک تاخیر و تانی حاصل شود خاطر مقدس مکدر و قلب مبارک متالم می‌گردد.
سیمای درخشان ملکه پهلوی


پس از پایان سخنان نخست وزیر محمدعلی فروغی، آقای آقا میرزا محمدرضا کرمانی  به پاس جشن تاجگذاری سخنرانی نشانگر شور و احساسات ایرانیان به عرض رساندند. سپس آقای میرزا حسن خان اسفندیاری از سوی نمایندگان ایالات و ولایات بیانیه‌ای خواند. پس از آن اعلیحضرت از تخت پایین آمدند و به ساختمان برلیان کاخ گلستان تشریف فرما شدند. به هنگام گذشتن از جلوی سرسرا سلام ویژه همایونی زده شد و اعلیحضرت همایونی پس از ورود به تالار برلیان دست‌خط‌هایی به افتخار تنی چند از بزرگان کشوری و لشکری صادر فرمودند.  
علیاحضرت ملکه پهلوی در تهران، در خانواده تیمورخان میرپنج (آیرم) پا به عرصه وجود گذاشته‌اند. پدرشان میرپنج (سرلشگر) و ملقب به تیمورخان بوده‌اند. مادرشان، زنده یاد ملک سلطان خانم که فرزند یکی از محترمین و خوانین همدان بودند، در  ۸ سالگی علیاحضرت درگذشتند. علیاحضرت ملکه پهلوی فرزند چهارم خانواده بودند و آشنایی برادرانشان با اعلیحضرت رضاشاه کبیر (که در آن هنگام درجه یاوری داشتند) و رفت و آمدهای خانوادگی، سبب آشنایی و ازدواج ایشان با سردار بزرگ تاریخ ایران گردید.  


سپس اعلیحضرت همایونی مدال تاجگذاری که یک سوی آن تمثال همایونی و سوی دیگر آن نوشته شده بود "یادگار تاجگذاری پهلوی شاهنشاه ایران - ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵" را با دست مبارک خود به سینه  والاحضرت ولیعهد، نخستوزیر، هیات دولت، امرای لشکر و دیگر بزرگانی که آورنده اثاثیه سلطنتی بودند و هم چنین تیمورتاش وزیر دربار سنجاق فرمودند. دیگر کسان نیز که در زمان جشن‌ها مورد توجه ملوکانه قرارگرفتند نیز مدال تاجگذاری را اعلیحضرت به سینه آنان سنجاق کردند. پس از دادن مدال‌ها اعلیحضرت همایونی با تاج پهلوی و شنل سلطنتی بر دوش و چوگان پیشکش شده در دست با تشریفات به سوی کالسکه سلطنتی رفتند. در جلوی کالسکه یک دسته سواره، امنیه، تیموری، بلوچ، ترکمن، بختیاری، شاهشون، چهارلنگ، سنجابی، کردستانی، طربانی، شادلو، هزاره‌ای، بربر، بربرشای رنگی، کوکلا، بلوچ سرحدی، زعفرانلو، قشقایی، عشایر خوزستان، بختیاری هفت لنگ، خمسه، بویراحمدی، ماکویی، شاهسون قره چه داغ، اکراد، شکاک، مکری، میلان، جلالی، یورتچی، شاطرانلو، شاهسون سواره در حال آماده باش ایستاده بودند.
علیاحضرت ملکه پهلوی، همیشه در انجام کار خیر و نیکوکاران گام برداشته‌اند و بخش بزرگی از زندگی خودشان را ویژه خدمات اجتماعی ارزنده کرده‌اند. ملکه پهلوی نخستین رئیس جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بوده‌اند و فرزندانشان را نیز با همین ویژگی‌ها بار آورده‌اند. ایشان مبالغ هنگفتی از دارایی شخصی خود را در راه امور خیریه و عام‌المنفعه به مصرف رسانده‌اند. تأسیس بنیاد ملکه پهلوی، بیمارستان شاهپور علیرضا پهلوی در شاهدشت و تکمیل و تجهیز مرتب آن، ایجاد مرکز مطالعات و بیمارستان قلب و عروق که به تصدیق و تأیید همه کارشناسان در نوع خود بی‌نظیر است، نشانه‌ای از خدمات ثمربخش علیاحضرت ملکه پهلوی است.  


هنگام سوارشدن اعلیحضرت رضا شاه پهلوی به کالسکه، سرود ملی ایران سلام شاهنشاهی زده شد و یک تیر توپ شلیک گردید. کالسکه همایونی و دیگر کالسکه‌ها و سواران و پیاده‌ها که در پی کالسکه همایونی روان بودند از خیابان باب همایون، میدان سپه، لاله زار، جهارراه کنت و دروازه دولت گذشتند. همه خیابان‌ها و میدان سپه که گذرگاه موکب شاهنشاه بود نظامیان در دو سوی خیابان ایستاده بودند و در پیاده روها و کنار همه خیابان‌ها مردم تهران ایستاده بودند و کالسکه شاهنشاه در میان هلهله و شادمانی مردم از خیابان‌ها گذشتند. در بیرون از دروازه دولت اعلیحضرت رضا شاه پهلوی، به همراهان کالسکه پروانه دادند که بروند و والاحضرت ولیعهد محمدرضا پهلوی و وزیر دربار در کنار ایشان ماندند.
در سالی که نیم قرن سلطنت پربار و افتخارآمیز و غرورآفرین دودمان پهلوی را ملت ایران با شور و هیجان فراوان جشن می‌گیرد، برای جامعه زنان ایران مایه نهایت سرافرازی است که علیاحضرت ملکه پهلوی، که شاهد کوشش‌های ثمربخش و سازنده دو نسل شاهنشاهی ایران بوده‌اند، عنوان والاترین مادر ۵۰ سال شاهنشاهی ایران را پذیرفته اند. این انتخاب که به درخواست اشتیاق‌آمیز همه گروه‌های مردم مورد قبول علیاحضرت ملکه پهلوی قرار گرفته، نمایشگر حق‌شناسی و قدردانی ملت ایران از بانوی ارجمندی است که در شکل گرفتن تاریخ معاصر ایران، ترقی و تعالی وطن ما و تحقق خواست‌های زن ایرانی، نقش فعالانه داشته‌اند و وظیفه خود را در مقام یک ملکه، یک مادر و یک همسر با لیاقت و شایستگی و فداکاری کامل به انجام رسانده‌اند.  


اهالی شمیران طاق نصرت بسیار زیبا و باشکوهی بسته بودند، اعلیحضرت شاهنشاه رضا شاه پهلوی به کاخ سعدآباد تشریف بردند و پس از اندک درنگی به شهر بازگشتند و از خیابان لاله زار و میدان سپه برای دیدن طاق نصرت‌ها گذشتند و به کاخ مرمر رفتند.
مصاحبه ملکه پهلوی با اطلاعات بانوان -  به خاطر لطف و عنایت علیاحضرت ملکه پهلوی، «قدسی مسعودی» مدیر اطلاعات بانوان، این افتخار را داشته که همزمان با انتخاب علیاحضرت ملکه پهلوی به عنوان والاترین مادر ۵۰ سال شاهنشاهی ایران در یک باریابی، گفت و شنودی با معظم‌لها داشته باشد:


'''[[تاجگذاری رضا شاه پهلوی|نوشتار ارزنده و ویژه تاجگذاری بزرگ مرد تاریخ ایران و بنیانگذار ایران نوین را بخوانیم.  زندگی اعلیحضرت رضا شاه پهلوی مردی از سرزمین کهن ایران، سرمشقی باشد برای جوانان ایران. جاوید شاه پاینده ایران]]'''
علیاحضرت درباره تربیت فرزندانشان فرمودند: ... من بطوری که اطرافیان شاهد هستند، مثل هر مادری کوشش فراوانی در راه تعلیم و تربیت فرزندانم به عمل آورده‌ام و سعی کرده‌ام که آن‌ها مثل سایر بچه‌های مملکت و تحت نظارت دقیق پرورش پیدا کنند. شاید شرح سختگیری‌هایی که در زمان طفولیت والاحضرت ولیعهد (شاهنشاه آریامهر) و سایر والاحضرت‌ها روا می‌داشتم، برای عده‌ای باورکردنی نباشد. والاحضرت‌ها بهیچوجه اجازه نداشتند که از حد متعارف و آنچه شایسته و سزاوار فرزندان تربیت یافته در کانون خانواده بود، گامی فراتر بگذارند. از معاشرت‌های نامناسب منع می‌شدند، بی‌جهت از خانه بیرون نمی‌رفتند و تفریح معقول و منطقی داشتند و خودشان نیز، همین شیوه را می‌پسندیدند و ترجیح می‌دادند.
 
در آن روزها که هنوز برنامه‌های اصلاحی همسر تاجدارم به طور همه‌جانبه به مرحله اجرا در نیامده بود، کمترین امکانات آموزشی در مملکت وجود داشت، از مدرسه، به صورت امروزی، خبری نبود و فرزندانم معلم خصوصی و باصطلاح سرخانه داشتند و من، پیشرفت تحصیلی آن‌ها را مراقبت می‌کردم. در این زمینه، از هیچگونه ریخت و پاش خبری نبود و هزینه تحصیل آن‌ها خیلی مختصر و معقول بود. اعلیحضرت رضاشاه کبیر نیز به وضع تحصیلی و تربیتی فرزندان‌مان علاقه وافر داشتند و علاقمند بودند که آنان فرزندانی وطن‌پرست، تحصیل کرده، پای‌بند به اصول خانواده، با ایمان و دارای همه خصایل پسندیده پرورش پیدا کنند. با همه گرفتاری‌ها و درگیری‌ها، ار رسیدگی به وضع تربیتی و تحصیلی فرزندان خود غافل نبودند. ترتیبی می‌دادند که در روز، یک بار با آن‌ها ناهار یا شام صرف نمایند و از نزدیک وضع زندگی و تحصیل‌شان را مورد توجه و نظارت قرار دهند.
 
اما با همه علاقه‌ای که به فرزندان خود و نظارت در وضع آن‌ها داشتند، بخاطر اندوختن دانش و اینکه از علوم جدید و تازه‌های معارف بشری بهره کافی بگیرند، حاضر شدند که والاحضرت ولیعهد و سایر والاحضرت‌ها در اروپا به ادامه تحصیل مشغول شوند. خوب به خاطر دارم که اعلیحضرت رضاشاه کبیر با چه اشتیاق و شور و هیجانی در انتظار نامه‌های والاحضرت ولیعهد بودند که هر هفته- معمولاً روز یک شنبه- بطور مرتب می‌رسید. در نامه‌ها، والاحضرت ولیعهد، به توصیه اعلیحضرت رضاشاه کبیر، به تفصیل وضع تحصیلی و چگونگی زندگی خود را برای پدر تاجدارشان شرح می‌دادند. یک دفعه که به علت تأخیر پست، نامه والاحضرت ولیعهد به موقع به دست اعلیحضرت رضاشاه کبیر نرسید، سخت ناراحت و متغیر شدند و تلگرافی پیشکار والاحضرت را مورد مؤاخذه قرار دادند. در ضمن با وجود اینکه اعلیحضرت رضاشاه کبیر به علت نابسامانی وضع اروپا از مسافرت من به خارج رضایت کامل نداشتند، موافقت نمودند دو سال بعد از رفتن والاحضرت ولیعهد، به منظور اینکه شخصاً از نزدیک وضع تحصیلی و زندگی ایشان را ببینم، رهسپار اروپا شدم و جدیت ولیعهد در کار تحصیل، رضایت فراوانی در من برانگیخت. به حمدالله، موفقیت قابل ملاحظه ولیعهد در امر تحصیل موجبات خرسندی و رضایت فراوان پدر تاجدارشان را فراهم آورد.
 
متأسفانه، بروز جنگ جهانی دوم مانع از ادامه تحصیل والاحضرت‌ها در اروپا گردید و ایشان به وطن بازگشتند و دنباله تحصیل را در ایران پیگیری نمودند. اینک که به گذشته و امروز می‌اندیشم، از روش‌هایی که در کار تعلیم و تربیت فرزندانم بکار رفته و موفقیت‌هایی که آن‌ها داشته‌اند و خدماتی که به ملت ایران کرده‌اند، احساس غرور و افتخار می‌کنم.
 
<big>درباره زندگی مشترک با اعلیحضرت رضا شاه بزرگ</big> - از ابتدای همسری با سردار بزرگ ایران روحیه مبارزه‌جویی با بیگانه پرستی و پیکار با بیگانگان که در ایشان وجود داشت و شور و شوقی که برای نجات ایران و ترقی و تعالی کشور در سر می‌پروراندند، توجه مرا جلب کرد.
 
بخوبی هویدا بود که چه افکار بلندی را در سر می‌پروراندند و چه آرزوهای طلایی در دل دارند و با همه وجود انتظار روزی را می‌کشند که با در دست داشتن قدرت وطن را از زیر بار یوغ بیگانگان رهایی بخشند و درهای بهروزی و بهزیستی را به روی آن بگشایند و بعد از شب‌ها و روزهایی که پیوسته در اندیشه اعتلا و سربلندی وطن بودند، روزی را که انتظار می‌کشیدند فرا رسید و با واقعه سوم اسفند ۱۲۹۹، به دست توانای سردار بزرگ تاریخ ایران، کشور که در حال از هم گسیختن و زوال و سقوط حتمی بود، نجات یافت. اینهمه آبادانی و عمران، اینهمه ترقی و پیشرفت و این همه اقدامات سعادت‌آمیز که در ایران صورت گرفته، از آن روز تاریخی سرچشمه گرفته و آغاز یافته است.
 
<big>سوم اسفند ۱۲۹۹، در واقع، نخستین سنگ بنای کاخ نیک بختی ملت ایران را پی‌ریزی کرد</big>. برای توصیف و توجیه آنچه گذشته، ابتدا باید به تاریخ ایران در سال‌های پیش از واقعه اسفند ۱۲۹۹ توجه کرد. تاریخ گویای این واقعیت و گواه صادقی است بر این که، در زمان قاجاریه، ایران وضع بسیار نابسامان و نامطلوبی داشت و میراث آن دوره برای اعلیحضرت رضاشاه کبیر بی‌نظمی و هرج و مرج فراوانی که بزرگ‌ترها آن را به خوبی به یاد دارند، بود. اما، همان‌طور که مشاهده کردیم، سردار بزرگ ایران در مدت کوتاهی با سرعت شگفت‌انگیز و حیرت‌آور، به هرج و مرج و بی‌‎نظمی و ناامنی پایان دادند و به اراده ناگسستنی ایشان، ایران نو بر پایه تمدن جدید، پی‌ریزی شد. اندکی تفکر و تأمل در اوضاع گذشته و حال مملکت، روشن می‌کند که چه فداکاری و از خودگذشتگی در این دو نسل شاهنشاهی ایران شده تا اینهمه پیشرفت و ترقی و تعالی صورت گرفته است. برای من، در طی این ۵۰ سال که از سلطنت دودمان پهلوی گذشته، خاطرات بس ناگوار و بس نشاط انگیز به یادگار مانده است. اذعان باید کرد که اضطراب‌ها و نگرانی‌ها و ناراحتی‌ها بیشتر از شادی‌ها بوده است.
 
<big>واقعه شوم ۱۵ بهمن و ۲۱ فروردین را بخاطر آورید.</big>.. برای یک مادر، که هم وطن وهم فرزند خود را با همه وجود دوست دارد، بروز این واقعه، چقدر تلخ و ناگوار و تحمل ناپذیر بوده است. در مقابل این چنین وقایع شوم و اندوهبار، خاطرات شورانگیز و افتخارآمیزی نظیر افتتاح راه‌آهن سرتاسری ایران هم قرار دارد. اگر به عکس‌هایی که از مراسم گشایش راه‌آهن برداشته شده است نگاه کنیم، هاله‌ای از شادی که چهره اعلیحضرت رضاشاه کبیر را پوشانده و برقی که در چشمانشان درخشیده، بخوبی دیده می‌شود. به طور کلی، اعلیحضرت رضاشاه کبیر که به ایران عشق می‌ورزیدند، با هر اقدام عمرانی و اصلاحی که در پرتو همت توانای خودشان صورت می‌گرفت، شادی فراوان احساس می‌کردند که سایه‌ای از آن در چهره ایشان به وضوح مشهود بود. علیاحضرت مکثی کردند و فرمودند:
:یک خاطره تلخ و از یادنرفتنی، روزی است که سردار بزرگ تاریخ ایران، مضطرب و نگران، خاک وطن را ترک فرمودند، در نظر اعلیحضرت رضا شاه کبیر وطن در مرحله اول و سلطنت در مرحله بعد از آن قرار داشت و برای راد مردی که چنین می‌اندیشید و هدف و آرزویی جز ترقی و تعالی ملت ایران و سربلندی و سرافرازی هر چه بیشتر وطن نداشت، بهم ریختن اوضاع سیاسی و آشفتگی که با هجوم متفقین بوجود آمده بود تحمل پذیر نبود و تنها یادبودی که ایشان با حسرت فراوان از این مملکت با خود بردند، مشتی خاک وطن بود و به طوری که اطرافیان گفته‌اند، در مدت دوری از وطن، با خاک وطن معاشقه می‌کردند. البته، این امید و دلگرمی وجود داشت که اگر مردی سنگر را ترک کرده، آن را به کف با کفایت و پرتوان و نیروی جوان‌تری سپرده که در مکتب خودشان، با آشنایی کامل به روحیات و آرزوها و اندیشه‌های‌شان، پرورش یافته بود. خوشبختانه، همان طور که همه شاهد بودیم، فرزند تاجدارم در پاسداری و حراست از سنگری که از پدر خود تحول گرفتند، با از خودگذشتگی کامل، ایستادگی فرمودند و کشور را از چنان توانایی و نیرویی برخوردار ساختند که امروز از قدرت‌های بزرگ جهان بشمار می‌آید و احترام و تحسین همگان را برانگیخته است. و ما هر روز شاهد گام‌های تازه‌ای هستیم که به اراده توانای فرزند تاجدارم در راه بهزیستی و بهروزی ملت ایران برداشته می‌شود.
 
<big>علیاحضرت ملکه پهلوی درباره ۱۷ دی ماه روز آزاد کردن زنان فرمودند</big> - به نظر من، ۱۷ دی بزرگ‌ترین واقعه و مهمترین رویداد ثمربخشی است که در زندگی زن ایرانی صورت گرفته و من هرگز شور و هیجان آن روز تاریخی را فراموش نمی‌کنم. مدت‌ها بود که آن رادمرد بزرگ در فکر رفع حجاب ظاهری و رهایی بخشیدن نیمی از افراد ملت ایران از آن وضع ناهنجار و قراردادن نیروی عظیم و سازنده آن‌ها در راه خدمت به وطن و ترقی و تعالی مملکت بودند. از سال‌ها قبل از کشف حجاب، در این زمینه صحبت می‌فرمودند و از اینکه نصف افراد کشور عاطل و باطل مانده‌اند و هم از حقوق انسانی محرومند و هم در خدمت به میهن نقش چندانی ندارند، متأثر و متأسف بودند. بدیهی است در راه تحقق این امر، مشکلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فراوانی وجود داشت که حتی تصور آن هم برای جوانان امروز وطن ما که از موهبت، امنیت، آزادی و آسایش کامل برخوردار هستند، دشوار است. اما اراده پولادین و راسخ سردار بزرگ ایران بر آزادی و رهایی زن ایرانی تعلق گرفته بود و سرانجام، بدون تدارک مقدمات، یک روز این امر خطیر را جامه عمل پوشاندندچند روز قبل از ۱۷ دی، به ما اطلاع دادند که خود را برای رفتن به دانشسرا در التزام خودشان، آماده کنیم. برای ما خیلی مشکل به نظر می‌رسید که بدون حجاب در حضور جمع باشیم. اما به خاطر آینده مملکت و شرکت در یک روز تاریخی که پیدا بود سرآغاز عصر تازه‌ای در زندگی زن ایرانی خواهد بود، با شور و شوق فراوان، به اتفاق اعلیحضرت رضاشاه کبیر، رهسپار دانشسرا شدیم و شاهد یک رویداد بزرگ تاریخ ایران بودیم. در حقیقت، شرکت در مراسم ۱۷ دی، اولین برنامه‌ای بود که به اتفاق اعلیحضرت رضاشاه کبیر و والاحضرت‌ها در آن شرکت کردیم و آنچه در این زمینه حائز اهمیت فوق‌العاده‌ای است، توجه به این نکته است که به افکار پوسیده و ارتجاعی که در آن هنگام در مملکت وجود داشت، در سایه درایت و مآل‌اندیشی و در پرتو اراده خلل ناپذیر و راسخ اعلیحضرت رضاشاه کبیر، امر خطیر کشف حجاب ظاهری بدون کوچکترین عکس‌العمل نامطلوب جامه عمل پوشید.
 
<big>در زمینه صرفه جویی فرمودند:</big> خاطرم هست که اعلیحضرت رضاشاه کبیر، در یکی از فرمایشات خود خطاب به بانوان ایران، آن‌ها را به فداکاری، حفظ اصالت خانواده، پاکدامنی و ایمان و بخصوص صرفه جویی و جلوگیری از تبذیر متوجه ساختند. من هم که پرورش یافته مکتب رضاشاه کبیر هستم، در زندگی زناشویی و در انجام وظایف مادری آن چنان عمل کرده‌ام که خواست آن سردار بزرگ از جامعه زنان ایران بود. وظیفه یک زن، توجه به وضع شوهر است، نه چشم هم چشمی... زن باید از فزون‌طلبی و تجمل‌پرستی و افراط دوری جوید. هزینه‌های زندگی را بر اساس درآمد شوهر، با توجه به اصل آینده‌نگری، تأمین کند. قسمتی از درآمد شوهرش را پس انداز نماید و از آن، در وقت ضرورت، بهره‌ای مطلوب بگیرد. خاطرم هست، وقتی سردار بزرگ ایران عنوان میرپنج را داشتند، به مأموریتی رفتند و از حقوق دریافتی خود، مبلغی برای تأمین زندگی در اختیار من گذاشتند. هنگام مراجعت، که بعد از چند ماه بود، مبالغی از محل حقوق خود را که از راه صرفه‌جویی و کاستن از مخارج به دست آمده بود، به همراه آوردند و چون ما منزلی نداشتیم با آن پول و همچنین مقادیری که من با صرفه‌جویی در مخارج پس‌انداز کرده بودم، منزلی تهیه کردیم.
 
در طول زندگی در کنار شهریار ایران، هم من وهم ایشان اصل صرفه‌جویی را رعایت می‌کردیم و از تجمل و تبذیر و اسراف دوری می‌جستیم و همین خصوصیت اخلاقی را فرزندان مان نیز از ما نصیب گرفته‌اند و به انجام خدمات نیکوکارانه، معاضدت و تعاون نسبت به دیگران و دوری از هرگونه افراط خو گرفته و عادت کرده‌اند. اینکه دستورهایی درباره صرفه‌جویی، حتی در مصرف زیاد و بی رویه آب آشامیدنی داده می‌شود، رعایت آن واجب است. در این زمینه، مسئله پول مطرح نیست، این نکته مورد نظر است که همه از حداکثر امکانات و رفاهیت بهره‌مند شوند و قدر مواهب و نعمت‌ها را بدانند و از افراط در هر زمینه‌ای خودداری کنند.
 
علیاحضرت، زن دیروز و امروز را این طور مورد مقایسه قرار دادند: مقایسه زن ایرانی امروز با زنی که پیش از سلطنت اعلیحضرت رضاشاه کبیر می‌زیست، کار آسانی نیست، زیرا، قبل از کشف حجاب زن ایرانی از همه حقوق انسانی و طبعی بی‌بهره و محروم بود. او قانون او را در ردیف دیوانگان و ورشکستگان به تقصیر به شمار می‌آورد و این وضع، موجبات ناراحتی فکری کامل همسر تاجدارم را فراهم آورده بود. در آن روزها، زن وسیله‌ای در دست مرد و به منزله اثاثیه منزل بود و کوچکترین دخالتی حتی در امور جزیی نداشت. حق تربیت فرزند و حق نگهداری خانه که از حقوق طبیعی زن است، در اختیار مرد بود و مرد نیز که فعال مایشاء بشمار می‌آمد، آنچه ظلم و جور بود در حق زن روا می‌‎داشت. با طلوع خورشید ۱۷ دی و رفع حجاب، زن ایرانی از پشت پرده تاریکی‌ها بیرون آمد و همگام و همدوش مرد قرار گرفت. البته، آنچه در ۱۷ دی صورت گرفت، مقدمه‌ای بود برای تحقق آرزوهای زنان ایران و گام‌های بعدی، به اراده توانای شاهنشاه آریامهر برداشته شد و حقوق سیاسی و اجتماعی و انسانی زنان تحقق یافت و امروز زن ایرانی را در مقام وزارت، وکالت، قضاوت، سفارت، سپاهیگری و همه شئون و جلوه‌های زندگی می‌بینیم و همه این آوازها هم از شه بوده است.
 
علیاحضرت ملکه پهلوی احساسات متقابل خود را در زمینه انتخاب مادر والای ۵۰ سال شاهنشاهی پهلوی چنین بیان فرمودند: این احساسات پاک و پرشور، نشانه حق‌شناسی و قدردانی است که همه در ملت نجیب ایران نسبت به خاندان سلطنت ایران دید شده است. موجب افتخار و سرافرازی است که به اراده توانای فرزند تاجدارم ملت ایران از اینهمه رفاهیت برخوردار شده و در مقابل در هر فرصت مراتب حق‌شناسی و قدردانی خود را ابراز داشته است.
 
از اینهمه احساسات بی‌دریغ که نسبت به من ابراز می‌شود بی‌نهایت سپاسگزارم.
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ ‏۲۶ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۳۴


ملکه پهلوی
در روز ۱۷ دی ۱۳۱۴ ملکه پهلوی و شاهدخت‌ها به دانشسرای عالی بدون حجاب می‌روند
علیاحضرت ملکه پهلوی در جشن دانشسرای عالی و کشف حجاب، دیپلم دختران را به آنان می دهند
ملکه مادر به همراه آریامهر در آیین خاکسپاری رضا شاه بزرگ

ملکه پهلوی - ملکه تاج‌الملوک پهلوی در روز ششم اردیبهشت ماه سال ۱۲۷۸ خورشیدی در خانه پدری سرتیپ تیمورخان آیرملو زاده شدند. ملکه پهلوی سال ۱۲۹۵ خورشیدی با اعلیحضرت رضا شاه پهلوی پیمان زناشویی بستند.[۱] ملکه پهلوی در امور اجتماعی و فرهنگی زنان ایران سهم به سزایی دارا هستند و خود نخستین بانوی ایران بودند که در روز فرخنده ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ روز کشف حجاب زنان ایران، از حجاب بیرون آمدند و به همراه والاحضرت شاهدخت‌ها شمس و اشرف به دانشسرای مقدماتی رفتند. ملکه ایران در امور خیریه و کمک به تهی دستان همواره پیشگام بودند و بنیاد ملکه پهلوی، بیمارستان شاهپور علیرضا پهلوی در شاهدشت و تکمیل و مدرن سازی پیوسته این بیمارستان، و بیمارستان مدرن و مجهز قلب ملکه مادر از بی همتاترین بیمارستان های قلب در گیتی را در تهران خیابان پهلوی برای مردم ایران بر جای نهادند.

در سال ۱۲۹۵ خورشیدی رضا خان بانو تاج‌الملوک را به همسری برگزید. نخستین فرزندشان شمس در روز ۲۶ مهر ماه ۱۲۹۶ خورشیدی زاده شد. بانو تاج‌الملوک و سرتیپ رضا خان در روز ۴ آبان ماه ۱۲۹۸ دارای دو فرزند دیگر شدند.[۲] محمد رضا و اشرف خواهر توامان وی در این روز خجسته زاده شدند، در زمانی که کشور آشفته و نابسامان و ورشکسته بود، بیماری‌های واگیردار گوناگون چون تراخم، مالاریا، طاعون، وبا، تیفوس و آبله را چیزی جلودارشان نبود. هیچ سیستم آموزشی و بهداشتی در ایران نبود. تنها مکتب‌هایی زیر نظر آخوندها وجود داشت. چهارمین فرزند رضا خان و تاج‌الملوک، علیرضا در روز ۱۱ فروردین ماه ۱۳۰۱ خورشیدی زاده شد.

در روز فرخنده ۹ آبان ماه ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی در ماده واحده‌ای، به نام سعادت ملت انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نمود و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به نخست وزیر و وزیر جنگ و سردار سپه شخص آقای رضا خان پهلوی واگذار نمود و تعیین تکلیف حکومت را به نظر مجلس موسسان قرارداد. همه اداره‌ها و وزارت خانه‌ها تعطیل کردند و سه روز در سراسر کشور جشن و پایکوبی برپا شد و انقراض سلسله سفاک قاجار که ایران را چپاول کردند و فروختند با شکوه برگزار شد. در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ اعلیحضرت رضا شاه پهلوی در برابر مجلس شورای ملی در آیین باشکوهی سوگند پادشاهی خوردند و روز ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ دیهیم شاهنشاهی ایران را بر سر نهادند.[۳] [۴]

ملکه پهلوی از پیشگامان پیشرفت‌های اجتماعی و فرهنگی در ایران، در روز تاریخی ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ ساعت سه و نیم اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ در آیین باشکوهی که برای از میان برداشتن حجاب و چادر در دانش‌سرای مقدماتی برپا شده بود، به همراه علیاحضرت ملکه پهلوی و والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی، و والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی که برای نخستین بار بدون چادر از کاخ بیرون آمده بودند، وارد دانشسرای مقدماتی شدند. از این روز زنان ایرانی از پرده سیاهی که تازیان بر سرشان کشیده بودند بیرون آمدند و با پشتیبانی ملکه پهلوی و رضا شاه بزرگ پا به پای مردان ایران کشور را آباد نمودند.[۵]

در روز ۲۰ شهریور ماه ۱۳۲۰ دامنه جنگ جهانی دوم به ایران کشید و رضا شاه بزرگ ناچار به کناره گیری شد. دولت انگلیس رضا شاه بزرگ را سرانجام به تبعید در ژوهانسبورگ فرستاد. در روز چهارشنبه ۴ امرداد ماه ۱۳۲۳ رضا شاه بزرگ با قلبی شکسته جهان فانی را بدرود گفتند و قلبی که برای ایران می تیپد بازایستاد.[۶] [۷]

پس از سپری شدن نزدیک به شش سال که از درگذشت رضا شاه بزرگ می‌گذشت، در روز ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۲۹ سفر پایانی رضا شاه بزرگ با راه‌آهن سراسری ایران همان راه‌آهنی که نماد شاهنشاهی پدر ایران نوین بود، انجام یافت. ملکه مادر به همراه فرزند تاجدارشان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی و خانواده شاهنشاهی ایران، هیات دولت، هیات‌های ویژه فرستاده شده از کشورهای گیتی و دیگر سران کشوری و لشکری و مردم پایتخت با فر و شکوه بی همانندی از ایستگاه راه‌آهن پشت پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ به سوی آرامگاه ابدی پدر ایران نوین به راه افتادند و در اندوه همگان پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ در اشکوب زیرین آرامگاه به خاک سپرده شد.[۸]

در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی ملکه مادر به سبب آشوبی که مزدوران تروریست اسلامی و تروریست‌های چپ که همه در کمپ‌های تروریستی فلسطین و لیبی و کوبا آموزش آدم کشی دیده بودند، در ایران بر پا کردند، ناچار به ترک میهن خود ایران شدند. [۹]

ملکه پهلوی در ۱۹ اسفند ماه سال ۲۵۴۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۶۰ خورشیدی دور از میهن درگذشتند و در نیویورک به خاک سپرده شدند.

والاترین مادر پنجاه سال شاهنشاهی ایران ملکه پهلوی

۲۴ آذر ماه ۲۵۳۵ شاهنشاهی گزینش علیاحضرت ملکه پهلوی والاترین مادر پنجاه سال شاهنشاهی ایران سال خاطرات تلخ و شیرین یک ملکه محبوب

سیمای درخشان ملکه پهلوی

علیاحضرت ملکه پهلوی در تهران، در خانواده تیمورخان میرپنج (آیرم) پا به عرصه وجود گذاشته‌اند. پدرشان میرپنج (سرلشگر) و ملقب به تیمورخان بوده‌اند. مادرشان، زنده یاد ملک سلطان خانم که فرزند یکی از محترمین و خوانین همدان بودند، در ۸ سالگی علیاحضرت درگذشتند. علیاحضرت ملکه پهلوی فرزند چهارم خانواده بودند و آشنایی برادرانشان با اعلیحضرت رضاشاه کبیر (که در آن هنگام درجه یاوری داشتند) و رفت و آمدهای خانوادگی، سبب آشنایی و ازدواج ایشان با سردار بزرگ تاریخ ایران گردید.

علیاحضرت ملکه پهلوی، همیشه در انجام کار خیر و نیکوکاران گام برداشته‌اند و بخش بزرگی از زندگی خودشان را ویژه خدمات اجتماعی ارزنده کرده‌اند. ملکه پهلوی نخستین رئیس جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بوده‌اند و فرزندانشان را نیز با همین ویژگی‌ها بار آورده‌اند. ایشان مبالغ هنگفتی از دارایی شخصی خود را در راه امور خیریه و عام‌المنفعه به مصرف رسانده‌اند. تأسیس بنیاد ملکه پهلوی، بیمارستان شاهپور علیرضا پهلوی در شاهدشت و تکمیل و تجهیز مرتب آن، ایجاد مرکز مطالعات و بیمارستان قلب و عروق که به تصدیق و تأیید همه کارشناسان در نوع خود بی‌نظیر است، نشانه‌ای از خدمات ثمربخش علیاحضرت ملکه پهلوی است.

در سالی که نیم قرن سلطنت پربار و افتخارآمیز و غرورآفرین دودمان پهلوی را ملت ایران با شور و هیجان فراوان جشن می‌گیرد، برای جامعه زنان ایران مایه نهایت سرافرازی است که علیاحضرت ملکه پهلوی، که شاهد کوشش‌های ثمربخش و سازنده دو نسل شاهنشاهی ایران بوده‌اند، عنوان والاترین مادر ۵۰ سال شاهنشاهی ایران را پذیرفته اند. این انتخاب که به درخواست اشتیاق‌آمیز همه گروه‌های مردم مورد قبول علیاحضرت ملکه پهلوی قرار گرفته، نمایشگر حق‌شناسی و قدردانی ملت ایران از بانوی ارجمندی است که در شکل گرفتن تاریخ معاصر ایران، ترقی و تعالی وطن ما و تحقق خواست‌های زن ایرانی، نقش فعالانه داشته‌اند و وظیفه خود را در مقام یک ملکه، یک مادر و یک همسر با لیاقت و شایستگی و فداکاری کامل به انجام رسانده‌اند.

مصاحبه ملکه پهلوی با اطلاعات بانوان - به خاطر لطف و عنایت علیاحضرت ملکه پهلوی، «قدسی مسعودی» مدیر اطلاعات بانوان، این افتخار را داشته که همزمان با انتخاب علیاحضرت ملکه پهلوی به عنوان والاترین مادر ۵۰ سال شاهنشاهی ایران در یک باریابی، گفت و شنودی با معظم‌لها داشته باشد:

علیاحضرت درباره تربیت فرزندانشان فرمودند: ... من بطوری که اطرافیان شاهد هستند، مثل هر مادری کوشش فراوانی در راه تعلیم و تربیت فرزندانم به عمل آورده‌ام و سعی کرده‌ام که آن‌ها مثل سایر بچه‌های مملکت و تحت نظارت دقیق پرورش پیدا کنند. شاید شرح سختگیری‌هایی که در زمان طفولیت والاحضرت ولیعهد (شاهنشاه آریامهر) و سایر والاحضرت‌ها روا می‌داشتم، برای عده‌ای باورکردنی نباشد. والاحضرت‌ها بهیچوجه اجازه نداشتند که از حد متعارف و آنچه شایسته و سزاوار فرزندان تربیت یافته در کانون خانواده بود، گامی فراتر بگذارند. از معاشرت‌های نامناسب منع می‌شدند، بی‌جهت از خانه بیرون نمی‌رفتند و تفریح معقول و منطقی داشتند و خودشان نیز، همین شیوه را می‌پسندیدند و ترجیح می‌دادند.

در آن روزها که هنوز برنامه‌های اصلاحی همسر تاجدارم به طور همه‌جانبه به مرحله اجرا در نیامده بود، کمترین امکانات آموزشی در مملکت وجود داشت، از مدرسه، به صورت امروزی، خبری نبود و فرزندانم معلم خصوصی و باصطلاح سرخانه داشتند و من، پیشرفت تحصیلی آن‌ها را مراقبت می‌کردم. در این زمینه، از هیچگونه ریخت و پاش خبری نبود و هزینه تحصیل آن‌ها خیلی مختصر و معقول بود. اعلیحضرت رضاشاه کبیر نیز به وضع تحصیلی و تربیتی فرزندان‌مان علاقه وافر داشتند و علاقمند بودند که آنان فرزندانی وطن‌پرست، تحصیل کرده، پای‌بند به اصول خانواده، با ایمان و دارای همه خصایل پسندیده پرورش پیدا کنند. با همه گرفتاری‌ها و درگیری‌ها، ار رسیدگی به وضع تربیتی و تحصیلی فرزندان خود غافل نبودند. ترتیبی می‌دادند که در روز، یک بار با آن‌ها ناهار یا شام صرف نمایند و از نزدیک وضع زندگی و تحصیل‌شان را مورد توجه و نظارت قرار دهند.

اما با همه علاقه‌ای که به فرزندان خود و نظارت در وضع آن‌ها داشتند، بخاطر اندوختن دانش و اینکه از علوم جدید و تازه‌های معارف بشری بهره کافی بگیرند، حاضر شدند که والاحضرت ولیعهد و سایر والاحضرت‌ها در اروپا به ادامه تحصیل مشغول شوند. خوب به خاطر دارم که اعلیحضرت رضاشاه کبیر با چه اشتیاق و شور و هیجانی در انتظار نامه‌های والاحضرت ولیعهد بودند که هر هفته- معمولاً روز یک شنبه- بطور مرتب می‌رسید. در نامه‌ها، والاحضرت ولیعهد، به توصیه اعلیحضرت رضاشاه کبیر، به تفصیل وضع تحصیلی و چگونگی زندگی خود را برای پدر تاجدارشان شرح می‌دادند. یک دفعه که به علت تأخیر پست، نامه والاحضرت ولیعهد به موقع به دست اعلیحضرت رضاشاه کبیر نرسید، سخت ناراحت و متغیر شدند و تلگرافی پیشکار والاحضرت را مورد مؤاخذه قرار دادند. در ضمن با وجود اینکه اعلیحضرت رضاشاه کبیر به علت نابسامانی وضع اروپا از مسافرت من به خارج رضایت کامل نداشتند، موافقت نمودند دو سال بعد از رفتن والاحضرت ولیعهد، به منظور اینکه شخصاً از نزدیک وضع تحصیلی و زندگی ایشان را ببینم، رهسپار اروپا شدم و جدیت ولیعهد در کار تحصیل، رضایت فراوانی در من برانگیخت. به حمدالله، موفقیت قابل ملاحظه ولیعهد در امر تحصیل موجبات خرسندی و رضایت فراوان پدر تاجدارشان را فراهم آورد.

متأسفانه، بروز جنگ جهانی دوم مانع از ادامه تحصیل والاحضرت‌ها در اروپا گردید و ایشان به وطن بازگشتند و دنباله تحصیل را در ایران پیگیری نمودند. اینک که به گذشته و امروز می‌اندیشم، از روش‌هایی که در کار تعلیم و تربیت فرزندانم بکار رفته و موفقیت‌هایی که آن‌ها داشته‌اند و خدماتی که به ملت ایران کرده‌اند، احساس غرور و افتخار می‌کنم.

درباره زندگی مشترک با اعلیحضرت رضا شاه بزرگ - از ابتدای همسری با سردار بزرگ ایران روحیه مبارزه‌جویی با بیگانه پرستی و پیکار با بیگانگان که در ایشان وجود داشت و شور و شوقی که برای نجات ایران و ترقی و تعالی کشور در سر می‌پروراندند، توجه مرا جلب کرد.

بخوبی هویدا بود که چه افکار بلندی را در سر می‌پروراندند و چه آرزوهای طلایی در دل دارند و با همه وجود انتظار روزی را می‌کشند که با در دست داشتن قدرت وطن را از زیر بار یوغ بیگانگان رهایی بخشند و درهای بهروزی و بهزیستی را به روی آن بگشایند و بعد از شب‌ها و روزهایی که پیوسته در اندیشه اعتلا و سربلندی وطن بودند، روزی را که انتظار می‌کشیدند فرا رسید و با واقعه سوم اسفند ۱۲۹۹، به دست توانای سردار بزرگ تاریخ ایران، کشور که در حال از هم گسیختن و زوال و سقوط حتمی بود، نجات یافت. اینهمه آبادانی و عمران، اینهمه ترقی و پیشرفت و این همه اقدامات سعادت‌آمیز که در ایران صورت گرفته، از آن روز تاریخی سرچشمه گرفته و آغاز یافته است.

سوم اسفند ۱۲۹۹، در واقع، نخستین سنگ بنای کاخ نیک بختی ملت ایران را پی‌ریزی کرد. برای توصیف و توجیه آنچه گذشته، ابتدا باید به تاریخ ایران در سال‌های پیش از واقعه اسفند ۱۲۹۹ توجه کرد. تاریخ گویای این واقعیت و گواه صادقی است بر این که، در زمان قاجاریه، ایران وضع بسیار نابسامان و نامطلوبی داشت و میراث آن دوره برای اعلیحضرت رضاشاه کبیر بی‌نظمی و هرج و مرج فراوانی که بزرگ‌ترها آن را به خوبی به یاد دارند، بود. اما، همان‌طور که مشاهده کردیم، سردار بزرگ ایران در مدت کوتاهی با سرعت شگفت‌انگیز و حیرت‌آور، به هرج و مرج و بی‌‎نظمی و ناامنی پایان دادند و به اراده ناگسستنی ایشان، ایران نو بر پایه تمدن جدید، پی‌ریزی شد. اندکی تفکر و تأمل در اوضاع گذشته و حال مملکت، روشن می‌کند که چه فداکاری و از خودگذشتگی در این دو نسل شاهنشاهی ایران شده تا اینهمه پیشرفت و ترقی و تعالی صورت گرفته است. برای من، در طی این ۵۰ سال که از سلطنت دودمان پهلوی گذشته، خاطرات بس ناگوار و بس نشاط انگیز به یادگار مانده است. اذعان باید کرد که اضطراب‌ها و نگرانی‌ها و ناراحتی‌ها بیشتر از شادی‌ها بوده است.

واقعه شوم ۱۵ بهمن و ۲۱ فروردین را بخاطر آورید... برای یک مادر، که هم وطن وهم فرزند خود را با همه وجود دوست دارد، بروز این واقعه، چقدر تلخ و ناگوار و تحمل ناپذیر بوده است. در مقابل این چنین وقایع شوم و اندوهبار، خاطرات شورانگیز و افتخارآمیزی نظیر افتتاح راه‌آهن سرتاسری ایران هم قرار دارد. اگر به عکس‌هایی که از مراسم گشایش راه‌آهن برداشته شده است نگاه کنیم، هاله‌ای از شادی که چهره اعلیحضرت رضاشاه کبیر را پوشانده و برقی که در چشمانشان درخشیده، بخوبی دیده می‌شود. به طور کلی، اعلیحضرت رضاشاه کبیر که به ایران عشق می‌ورزیدند، با هر اقدام عمرانی و اصلاحی که در پرتو همت توانای خودشان صورت می‌گرفت، شادی فراوان احساس می‌کردند که سایه‌ای از آن در چهره ایشان به وضوح مشهود بود. علیاحضرت مکثی کردند و فرمودند:

یک خاطره تلخ و از یادنرفتنی، روزی است که سردار بزرگ تاریخ ایران، مضطرب و نگران، خاک وطن را ترک فرمودند، در نظر اعلیحضرت رضا شاه کبیر وطن در مرحله اول و سلطنت در مرحله بعد از آن قرار داشت و برای راد مردی که چنین می‌اندیشید و هدف و آرزویی جز ترقی و تعالی ملت ایران و سربلندی و سرافرازی هر چه بیشتر وطن نداشت، بهم ریختن اوضاع سیاسی و آشفتگی که با هجوم متفقین بوجود آمده بود تحمل پذیر نبود و تنها یادبودی که ایشان با حسرت فراوان از این مملکت با خود بردند، مشتی خاک وطن بود و به طوری که اطرافیان گفته‌اند، در مدت دوری از وطن، با خاک وطن معاشقه می‌کردند. البته، این امید و دلگرمی وجود داشت که اگر مردی سنگر را ترک کرده، آن را به کف با کفایت و پرتوان و نیروی جوان‌تری سپرده که در مکتب خودشان، با آشنایی کامل به روحیات و آرزوها و اندیشه‌های‌شان، پرورش یافته بود. خوشبختانه، همان طور که همه شاهد بودیم، فرزند تاجدارم در پاسداری و حراست از سنگری که از پدر خود تحول گرفتند، با از خودگذشتگی کامل، ایستادگی فرمودند و کشور را از چنان توانایی و نیرویی برخوردار ساختند که امروز از قدرت‌های بزرگ جهان بشمار می‌آید و احترام و تحسین همگان را برانگیخته است. و ما هر روز شاهد گام‌های تازه‌ای هستیم که به اراده توانای فرزند تاجدارم در راه بهزیستی و بهروزی ملت ایران برداشته می‌شود.

علیاحضرت ملکه پهلوی درباره ۱۷ دی ماه روز آزاد کردن زنان فرمودند - به نظر من، ۱۷ دی بزرگ‌ترین واقعه و مهمترین رویداد ثمربخشی است که در زندگی زن ایرانی صورت گرفته و من هرگز شور و هیجان آن روز تاریخی را فراموش نمی‌کنم. مدت‌ها بود که آن رادمرد بزرگ در فکر رفع حجاب ظاهری و رهایی بخشیدن نیمی از افراد ملت ایران از آن وضع ناهنجار و قراردادن نیروی عظیم و سازنده آن‌ها در راه خدمت به وطن و ترقی و تعالی مملکت بودند. از سال‌ها قبل از کشف حجاب، در این زمینه صحبت می‌فرمودند و از اینکه نصف افراد کشور عاطل و باطل مانده‌اند و هم از حقوق انسانی محرومند و هم در خدمت به میهن نقش چندانی ندارند، متأثر و متأسف بودند. بدیهی است در راه تحقق این امر، مشکلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فراوانی وجود داشت که حتی تصور آن هم برای جوانان امروز وطن ما که از موهبت، امنیت، آزادی و آسایش کامل برخوردار هستند، دشوار است. اما اراده پولادین و راسخ سردار بزرگ ایران بر آزادی و رهایی زن ایرانی تعلق گرفته بود و سرانجام، بدون تدارک مقدمات، یک روز این امر خطیر را جامه عمل پوشاندند. چند روز قبل از ۱۷ دی، به ما اطلاع دادند که خود را برای رفتن به دانشسرا در التزام خودشان، آماده کنیم. برای ما خیلی مشکل به نظر می‌رسید که بدون حجاب در حضور جمع باشیم. اما به خاطر آینده مملکت و شرکت در یک روز تاریخی که پیدا بود سرآغاز عصر تازه‌ای در زندگی زن ایرانی خواهد بود، با شور و شوق فراوان، به اتفاق اعلیحضرت رضاشاه کبیر، رهسپار دانشسرا شدیم و شاهد یک رویداد بزرگ تاریخ ایران بودیم. در حقیقت، شرکت در مراسم ۱۷ دی، اولین برنامه‌ای بود که به اتفاق اعلیحضرت رضاشاه کبیر و والاحضرت‌ها در آن شرکت کردیم و آنچه در این زمینه حائز اهمیت فوق‌العاده‌ای است، توجه به این نکته است که به افکار پوسیده و ارتجاعی که در آن هنگام در مملکت وجود داشت، در سایه درایت و مآل‌اندیشی و در پرتو اراده خلل ناپذیر و راسخ اعلیحضرت رضاشاه کبیر، امر خطیر کشف حجاب ظاهری بدون کوچکترین عکس‌العمل نامطلوب جامه عمل پوشید.

در زمینه صرفه جویی فرمودند: خاطرم هست که اعلیحضرت رضاشاه کبیر، در یکی از فرمایشات خود خطاب به بانوان ایران، آن‌ها را به فداکاری، حفظ اصالت خانواده، پاکدامنی و ایمان و بخصوص صرفه جویی و جلوگیری از تبذیر متوجه ساختند. من هم که پرورش یافته مکتب رضاشاه کبیر هستم، در زندگی زناشویی و در انجام وظایف مادری آن چنان عمل کرده‌ام که خواست آن سردار بزرگ از جامعه زنان ایران بود. وظیفه یک زن، توجه به وضع شوهر است، نه چشم هم چشمی... زن باید از فزون‌طلبی و تجمل‌پرستی و افراط دوری جوید. هزینه‌های زندگی را بر اساس درآمد شوهر، با توجه به اصل آینده‌نگری، تأمین کند. قسمتی از درآمد شوهرش را پس انداز نماید و از آن، در وقت ضرورت، بهره‌ای مطلوب بگیرد. خاطرم هست، وقتی سردار بزرگ ایران عنوان میرپنج را داشتند، به مأموریتی رفتند و از حقوق دریافتی خود، مبلغی برای تأمین زندگی در اختیار من گذاشتند. هنگام مراجعت، که بعد از چند ماه بود، مبالغی از محل حقوق خود را که از راه صرفه‌جویی و کاستن از مخارج به دست آمده بود، به همراه آوردند و چون ما منزلی نداشتیم با آن پول و همچنین مقادیری که من با صرفه‌جویی در مخارج پس‌انداز کرده بودم، منزلی تهیه کردیم.

در طول زندگی در کنار شهریار ایران، هم من وهم ایشان اصل صرفه‌جویی را رعایت می‌کردیم و از تجمل و تبذیر و اسراف دوری می‌جستیم و همین خصوصیت اخلاقی را فرزندان مان نیز از ما نصیب گرفته‌اند و به انجام خدمات نیکوکارانه، معاضدت و تعاون نسبت به دیگران و دوری از هرگونه افراط خو گرفته و عادت کرده‌اند. اینکه دستورهایی درباره صرفه‌جویی، حتی در مصرف زیاد و بی رویه آب آشامیدنی داده می‌شود، رعایت آن واجب است. در این زمینه، مسئله پول مطرح نیست، این نکته مورد نظر است که همه از حداکثر امکانات و رفاهیت بهره‌مند شوند و قدر مواهب و نعمت‌ها را بدانند و از افراط در هر زمینه‌ای خودداری کنند.

علیاحضرت، زن دیروز و امروز را این طور مورد مقایسه قرار دادند: مقایسه زن ایرانی امروز با زنی که پیش از سلطنت اعلیحضرت رضاشاه کبیر می‌زیست، کار آسانی نیست، زیرا، قبل از کشف حجاب زن ایرانی از همه حقوق انسانی و طبعی بی‌بهره و محروم بود. او قانون او را در ردیف دیوانگان و ورشکستگان به تقصیر به شمار می‌آورد و این وضع، موجبات ناراحتی فکری کامل همسر تاجدارم را فراهم آورده بود. در آن روزها، زن وسیله‌ای در دست مرد و به منزله اثاثیه منزل بود و کوچکترین دخالتی حتی در امور جزیی نداشت. حق تربیت فرزند و حق نگهداری خانه که از حقوق طبیعی زن است، در اختیار مرد بود و مرد نیز که فعال مایشاء بشمار می‌آمد، آنچه ظلم و جور بود در حق زن روا می‌‎داشت. با طلوع خورشید ۱۷ دی و رفع حجاب، زن ایرانی از پشت پرده تاریکی‌ها بیرون آمد و همگام و همدوش مرد قرار گرفت. البته، آنچه در ۱۷ دی صورت گرفت، مقدمه‌ای بود برای تحقق آرزوهای زنان ایران و گام‌های بعدی، به اراده توانای شاهنشاه آریامهر برداشته شد و حقوق سیاسی و اجتماعی و انسانی زنان تحقق یافت و امروز زن ایرانی را در مقام وزارت، وکالت، قضاوت، سفارت، سپاهیگری و همه شئون و جلوه‌های زندگی می‌بینیم و همه این آوازها هم از شه بوده است.

علیاحضرت ملکه پهلوی احساسات متقابل خود را در زمینه انتخاب مادر والای ۵۰ سال شاهنشاهی پهلوی چنین بیان فرمودند: این احساسات پاک و پرشور، نشانه حق‌شناسی و قدردانی است که همه در ملت نجیب ایران نسبت به خاندان سلطنت ایران دید شده است. موجب افتخار و سرافرازی است که به اراده توانای فرزند تاجدارم ملت ایران از اینهمه رفاهیت برخوردار شده و در مقابل در هر فرصت مراتب حق‌شناسی و قدردانی خود را ابراز داشته است.

از اینهمه احساسات بی‌دریغ که نسبت به من ابراز می‌شود بی‌نهایت سپاسگزارم.