|
|
| خط ۲: |
خط ۲: |
| <onlyinclude> | | <onlyinclude> |
| * | | * |
| [[پرونده:AssassinationAttemptShahanshah15Bahman1327new.mp4|thumb|left|220px|سوءقصد به جان شاهنشاه از سوی حزب توده ۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۷]]
| |
| [[پرونده:TerroristHezbTudehFakhrAraii.jpg|thumb|left|180px|ناصر فخرآرایی توده ایی تروریست]]
| |
| [[پرونده:TudehPartyCentralClub1327.jpg|thumb|left|180px|کلوب مرکزی حزب توده، جای ویرانسازی ایران]]
| |
| [[پرونده:AssassinAttemp15Bahman1327.jpg|thumb|left|180px|تودهایهای دستگیر شده همدستان میرفخرایی]]
| |
| [[پرونده:ShahanshahAryamehr2534.jpg|thumb|left|180px|]]
| |
| '''[[سوءقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی دانشگاه تهران ۱۵ بهمن ۱۳۲۷]] ''' - سوءقصد به جان شاهنشاه ایران، به هنگام ورود اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران در ساعت سه پس از نیمروز پانزدهم بهمن ماه ۱۳۲۷ سالروز بنیاد نهادن دانشگاه تهران به دست مبارک رضا شاه بزرگ و جشن استقلال دانشگاه روی داد. این سوقصد یکی از بزرگترین نمودهای خیانت به کشور و نموداری از اندیشههای پلید تندروهای دست راستی و دست چپی علیه یگانگی ملی و تمامیت ارضی و استقلال ایران بود. ناصر میرفخرایی از عوامل حزب توده با رولوری که در دست داشت پنج گلوله به سوی شاهنشاه شلیک کرد. بخت با مردم ایران بود که به جان شاهنشاه آسیبی وارد نیامد. پس از اینکه ارتش شوروی وادار به بیرون رفتن از خاک ایران شد و آذربایجان دوباره بخشی از ایران شد و پس از آنکه بوجود آوردن کمپانی نفتی شوروی و ایران در مسکو از سوی شاهنشاه جلوگیری شد، استالین در اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی دشمنی را دید که باید از میان برداشته شود. سوقصد به جان محمدرضا شاه پهلوی یورشی بود که این دشمن از میان برداشته شود تا ایران را دوباره زیر کنترل شوروی درآید. شاهنشاه اعلیحضرت محمدرضاشاه پهلوی در کتاب [[ماموریت برای وطنم]] رویداد سوءقصد را چنین بیان میکنند:
| |
|
| |
| :::یکی از وقایع عجیب و تلخ دوران سلطنتم در بهمن سال ۱۳۲۷ هنگامی که در جشن سالیانه دانشگاه شرکت میکردم، روی داد. در آن روز لباس نظامی بر تن داشتم، و هنگامی که از اتومبیل پیاده شدم، و در شرف ورود به دانشکده حقوق و محل انعقاد جشن بودم، ناگهان سدای شلیک گلوله رسید و تیرهایی به جانب من شلیک شد. با این که به ظاهر عجیب جلوه میکند سه گلوله به کلاه نظامی من اصابت کرد و آسیبی به سر من وارد نیامد ولی گلوله چهارم از سمت راست گونه، وارد و از لب بالایی و زیر بینی من خارج گردید. شخصی که به من سوءقصد کرده و به عنوان عکاس به آن محل راه یافته بود، دو متر بیشتر با من فاصله نداشت و لوله تپانچه خود را به سینه من قراول رفته بود. من و او هر دو، روبروی هم قرار گرفته بودیم و کسی نزدیک ما نبود که بین ما حائل باشد و از این رو میدانستم که هیچ مانعی برای این که تیرش به هدف برسد، در پیش نداشت. عکسالعملی که در آن لحظه فراموش نشدنی از خود نشان دادم هنور در خاطرم هست. فکر کردم که خود را بر روی او بیاندازم ولی فورا متوجه شدم که اگر به طرف او جستن کنم نشانهگیری او را آسان خواهم کرد و اگر فرار کنم از پشت سر هدف قرار خواهم گرفت. ناچار فورا شروع به یک سلسله حرکات مارپیچی کردم تا مطابق یک تاکتیک نظامی طرف را در هدفگیری گمراه کنم. ضارب مجددا گلوله دیگری شلیک نمود که شانه مرا زخمی کرد. آخرین گلوله در لوله تپانچه او گیر کرد و خارج نشد، و من احساس کردم که دیگر خطری متوجه من نیست و زندهام. ضارب با غضب بسیار اسلحه را بر زمین زد و خواست فرار کند ولی از طرف افسران و اطرافیان من محاصره شد و متاسفانه به قتل رسید و محرکین اصلی او درست معلوم نشدند. بعداً معلوم شد که وی با بعضی از متعصبین دینی رابطه داشته، و در عین حال نشانههایی از تماس او با حزب منحله توده به دست آمد. نکته جالب توجه آن که معشوقه او دختر باغبان سفارت انگلستان در تهران بود. ... خون از زخمهای من مانند فواره میجست ولی به خاطر دارم که در حالت میل داشتم به انجام مراسم آن روز بپردازم ولی ملتزمین من مانع شدند و مرا به بیمارستان بردند و در آنجا به بستن زخمهایم پرداختند. ...
| |
|
| |
|
| پنج گلوله از چند قدمی به شاهنشاه شلیک شد و گلوله ششم در لوله رولور گیر کرد. در این زمان سرتیپ صفاری رییس شهربانی با هفت تیر خود به پای فخرآرایی تیری زد و فخرآرایی به زمین افتاد. فخرآرایی رولورش را به زمین پرتاب کرد. در همین هنگام از میان افسران گارد تیر دیگری به فخرآرایی شلیک شد که وی را به سختی زخمی کرد. دانشجوی بیگانهای از چکسلواکی! خودش را به فخرآرایی رساند تا از زنده بودن یا کشته شدن وی اطمینان یابد که وی نیز دستگیر شد. فخرآرایی به بیمارستان شهربانی برده شد. بر روی تخت بیمارستان یافتند که فخرآرایی با یک لنگه جوراب نایلونی زنانه کاردی را به پای خود بسته بود تا در زمان مناسب کارد را نیز به کار ببرد. در بیمارستان با همه کوششهای پزشکان که وی را زنده نگاه دارند، ناصر فخرایی مرد. از فخرآرایی دو کارت خبرنگاری به دست آمد، یکی از سوی « روزنامه فریاد ملت » در سال ۱۳۲۴ خورشیدی و دیگری از سوی روزنامه پرچم اسلام که درست در بامداد ۱۵ بهمن ماه روز سوءقصد صادر شده بود. روز پسین ۱۶ بهمن ماه دکتر فقیهی شیرازی مدیر روزنامه پرچم اسلام که کارت خبرنگاری ناصر فخرآرایی را در بامداد ۱۵ بهمن صادر کرده بود دستگیر شد. ناصر فخرآرایی هموند حزب توده بود و در دفترچه خاطرات خود با سرفرازی نوشته است: "من عضو حزب توده که مترقیترین احزاب ایرانست و به وسیله شورویها پشتیبانی میگردد میباشم...."
| | [[پرونده:ShahanshahAryamehrPayamMardomIran1.jpg|thumb|left|220px|اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر]] |
| | '''[[سازمان دفاع غیر نظامی کشور]]''' - در روز ۲۵ بهمن ماه ۱۳۳۶ به فرمان شاهنشاه ایران اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سازمان دفاع غیر نظامی کشور بنیاد نهاده شد. شاهنشاه آریامهر در بنیاد این سازمان مردم سراسر کشور را برای پدافند از میهن آریایی و کهن ایران فرا خواندند و فرمودند همانطور که ارتش شاهنشاهی به منظور دفاع از حدود و ثغور کشور به وجود آمده و منظماً پیشرفت کرده و متناسب با شرایط و ضروریات کنونی دنیا مجهز گردیدهاست، سازمان دفاع غیر نظامی کشور نیز که وظیفه آن آماده ساختن مردم برای مواجهه با اوضاع و شرایط استثنایی و مواقع اضطرار است، بایستی طوری مجهز گردد و سازمان یابد که بتواند سهم اساسی خود را در دفاع ملی ایفا کند. بدیهی است به همان علت که نیرومند شدن ارتش دلیل و علت جنگ نمیتواند باشد، توسعه و تجهیز سازمان دفاع غیر نظامی نیز مقدمه و نشانه جنگ نیست، بلکه این هر دو به موازات یکدیگر فقط وسیله تأمین امنیت و آمادگی کشور برای دفاع به شمار میرود. |
|
| |
|
| از سوی دیگر شاهنشاه را به همراه سرهنگ دفتری رییس دژبانی کشور سوار خودرویی کردند تا به بیمارستان ارتش ببرند، باز هم بخت با مردم ایران بود که راننده خودرو به یکی از خیابانهای بن بست دانشگاه تهران پیچید و ناچار شد دور بزند و دوباره به سوی دانشکده حقوق بازگردد که دکتر منوچهر اقبال وزیر بهداری، خودرو را بازایستاند و سوار شد و کنار شاهنشاه نشست. خودرو به بیمارستان ارتش رسید، شاهنشاه و دکتر اقبال از خودرو پیاده شدند و دکتر اقبال دریافت که پزشکانی که کشیک هستند، پزشکان دیگری میباشند و نه کسانی که باید در آن روز در بیمارستان باشند. همانگونه که بررسیها نشان داد، پزشکان هموند حزب توده در این روز به کار گماشته شده بودند. این نشان میدهد که این سوءقصد کار یک تن نبود بلکه توطئه بزرگ و گستردهای برنامه ریزی شده بود. پس از آنکه دکتر اقبال غیرعادی بودن وضعیت بیمارستان را دید، خود شاهنشاه را جراحی کرد و پروانه نداد که کسی از پزشکان کشیک تودهای به شاهنشاه نزدیک شوند. یکی از گلولهها که به پشت و شانه شاهنشاه خورده بود و آنجا گیر کرده بود، زمانی دیگر، در یکی از سفرهای شاهنشاه به ایالات متحده امریکا در پادگان نظامی بیرون کشیده شد.
| | '''[[پیام اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر به مناسبت دوازدهمین سالروز تاسیس سازمان دفاع غیر نظامی کشور ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۸]] ''' |
|
| |
| پخش خبر سوءقصد به جان شاهنشاه در تهران و شهرستانها چنان ناآرامی در همگان بوجود آورد که همانند آن را در تاریخ ایران کمتر میتوان یافت. همه از پیر و جوان، زن و مرد به خیابانها ریختند و با بیتابی چشم به راه رسیدن مژده تندرستی شاهنشاه بودند. در شهرستانهای دور و نزدیک مردم به تلگرافخانهها هجوم آورده بودند و میخواستند هر چه زودتر از جریان سوءقصد آگاه شوند. در آن میان، تنها کارگردانان سازمان [[حزب توده]] وابسته به شوروی بودند که با خیال راحت از برنامه شومی که در پیش داشتند، بیش از ده هزار تن از افراد حزبی را برای برگزاری مراسم یادبود مزدور و سرسپرده بیگانه تقی ارانی در امامزاده عبدالله شهر ری گردآورده بودند و درست در همان لحظههایی که شاهنشاه در دانشگاه تهران در کاخ دانش و فرهنگ کشور خود مورد سوءقصد قرار گرفته بود، تودهایها سخنان پرشور بر سر گور ارانی ایراد میکردند و آوازهای انقلابی میخواندند.
| |
|
| |
|
| | بهمناسبت دوازدهمین سالروز تأسیس سازمان دفاع غیرنظامی کشور، بار دیگر اهمیت حیاتی وظایف این سازمان را تذکر داده و توجه مخصوص کلیه مقامات مسئول کشور را از استانداریها و فرمانداریهای کل، تا فرمانداریها و بخشداریها و شهرداریها و دهداران و انجمنهای شهر و نیز مسئولان مراکز حیاتی و صاحبان صنایع و واحدهای تولیدی و اماکن عمومی و تأسیسات بزرگ در این مورد جلب میکنیم، زیرا با در نظر گرفتن اوضاع جهان، ضرورت هرگونه آمادگی ملی با استفاده از امکانات همه جانبه در برابر هرگونه تهدید روانی، اقتصادی، سیاسی و بالاخره نظامی از هر وقت دیگر بیشتر احساس میشود. |
|
| |
|
| دولت ساعد که پس از سقوط کابینه عبدالحسین هژیر (۲۳ خرداد - ۱۶ آبان ۱۳۲۷) از روز ۲۵ آبان ماه بر سر کار آمده بود در اعلامیه ایی که از رادیو تهران پخش شد، ملت ایران را از تندرستی و از میان رفتن خطر از جان شاهنشاه آگاه نمود. شاهنشاه که از نگرانی مردم آگاهی داشتند، ساعت ۱۹ یکشنبه در بستر بهبودی از رادیو تهران، پیامی برای ملت ایران فرستادند که سبب آرامش خاطر مردم شد:
| | میدانیم که با پیشرفت روزافزون تکنولوژی، به همان اندازه که رفاه و آسایش بشر بیشتر شده، بر مخاطراتی که متوجه هر اجتماعی است نیز افزوده شدهاست و با توجه به آنکه ایمنی، یکی از عوامل اساسی مبانی قدرت و توانایی ملی است، حقاً بایستی به نسبت حساسیت در برابر مخاطرات، سهمی از سرمایهگذاریهای برنامه اجرایی به امر تأمین حفاظت و ایمنی و بسیج و آمادگی تخصیص یابد. |
| | |
| :::: هم میهنان عزیز، بعد از سپاسگزاری بی پایان از فضل و رحمت الهی که مرا از خطر سوءقصد حفظ فرمود، از اینکه در این موقع عموم طبقات اهالی با خلوص کامل برای سلامت من ابراز احساسات نمودهاند، مراتب رضایت و خشنودی خود را اظهار میدارم. البته انتظار من همین بود، زیرا به شهادت تاریخ مردم کشور ما در مقام حفظ شئون ملی هیچ وقت دستخوش اغراض بدخواهان نگردیده و غریزه ذاتی خود را که خلوص و صمیمیت است به منصه ظهور رسانیدهاند. اگر چه چند روزی به واسطه این حادثه مجبور به استراحت و معالجه هستم، اما بدیهی است که اینگونه حوادث خللی به استحکام عقیده و ثبات من در راه خدمت به وطن وارد نمیسازد، بلکه در حفظ مملکت و تأمین رفاه و آسایش مردم ثابتتر بوده و از ایثار جان نیز در صورت لزوم دریغ نخواهمنمود. امیدوارم برای رسیدن به کمال مطلوب، با فضل و یاری خداوند تعالی همه وقت ما را حافظ و پشتیبان باشد، و هممیهنان عزیز هم برای ایجاد وحدت کامل و تقویت حس صمیمیت از انجام وظایفی که بر عهده دارند کوتاهی و فروگذار ننمایند.
| |
| | |
| دولت ساعد پس از آنکه مدرکها و اطلاعات در پیوند با سوءقصد به شاهنشاه از سوی حزب توده را بدست آورد، [[حزب توده]] وابسته به شوروی را رسما غیرقانونی اعلام نمود. بیدرنگ فرمانداری نظامی در پایتخت برقرار شد و کارهای دولت شتابان در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. کلوبهای حزب توده در سراسر ایران و روزنامه حزبی از سوی مامورین انتظامی بسته شد. شماری از رهبران حزب در دادگاههای نظامی محاکمه شدند و به سبب خیانت و وطنفروشی و جرمهایی که ردشدنی نبودند و در درازای سالها به آن دست زده بودند به زندان افتادند. شماری دیگر از سران حزب که به خارج از کشور گریخته بودند، در نبودنشان دادرسی و به اعدام محکوم شدند. با وجود این، حزب توده از فعالیت خود دست نکشید و از آن پس سازمانهای پنهانی دایر کرد و به اصطلاح حزبی به زیر زمین رفت و چشم به راه فرصت مناسب نشست تا بار دیگر در پهنه سیاست ایران نقشی را که در برابر استالینیسم و دیپلماسی بریتانیا بر عهده گرفته بود به اجرا درآورد.
| |
|
| |
|
| | توسعه و گسترش اصل ایمنی و حفاظت فیزیکی، از سطح اجتماع تا سطح خانواده، یک مسئله ملی است و تا زمانی که اصل پیشبینی و پیشگیری جزء وظایف ذاتی خانوادهها و سازمانها و مدیران تأسیسات اماکن عمومی تلقی نگردد، تلاشهایی که در این مورد انجام میگیرد اثر کافی نخواهدداشت. جنبههای دفاع غیرنظامی در کلیه فعالیتها باید به عنوان یک اصل ضروری تلقی گردد و تشکیل مدیریت و سرپرستی دفاع غیرنظامی به منظور حفظ نیروی انسانی و ادامه نظام اداری و تولیدی در زمان اضطرار و بحران در کلیه سازمانهای دولتی و وابسته به دولت و بخش خصوصی امری ضروری است تا با پیشبینیهای لازم از هر گونه غافلگیری جلوگیری به عمل آید و پایههای سازمانی و اجتماعی امروز و فردای کشور بر اساس ایمنی، قدرت و توانایی لازم و خللناپذیر داشتهباشد. |
| </onlyinclude> | | </onlyinclude> |
|
| |
|
| [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | | [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] |
اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر
سازمان دفاع غیر نظامی کشور - در روز ۲۵ بهمن ماه ۱۳۳۶ به فرمان شاهنشاه ایران اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سازمان دفاع غیر نظامی کشور بنیاد نهاده شد. شاهنشاه آریامهر در بنیاد این سازمان مردم سراسر کشور را برای پدافند از میهن آریایی و کهن ایران فرا خواندند و فرمودند همانطور که ارتش شاهنشاهی به منظور دفاع از حدود و ثغور کشور به وجود آمده و منظماً پیشرفت کرده و متناسب با شرایط و ضروریات کنونی دنیا مجهز گردیدهاست، سازمان دفاع غیر نظامی کشور نیز که وظیفه آن آماده ساختن مردم برای مواجهه با اوضاع و شرایط استثنایی و مواقع اضطرار است، بایستی طوری مجهز گردد و سازمان یابد که بتواند سهم اساسی خود را در دفاع ملی ایفا کند. بدیهی است به همان علت که نیرومند شدن ارتش دلیل و علت جنگ نمیتواند باشد، توسعه و تجهیز سازمان دفاع غیر نظامی نیز مقدمه و نشانه جنگ نیست، بلکه این هر دو به موازات یکدیگر فقط وسیله تأمین امنیت و آمادگی کشور برای دفاع به شمار میرود.
پیام اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر به مناسبت دوازدهمین سالروز تاسیس سازمان دفاع غیر نظامی کشور ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۸
بهمناسبت دوازدهمین سالروز تأسیس سازمان دفاع غیرنظامی کشور، بار دیگر اهمیت حیاتی وظایف این سازمان را تذکر داده و توجه مخصوص کلیه مقامات مسئول کشور را از استانداریها و فرمانداریهای کل، تا فرمانداریها و بخشداریها و شهرداریها و دهداران و انجمنهای شهر و نیز مسئولان مراکز حیاتی و صاحبان صنایع و واحدهای تولیدی و اماکن عمومی و تأسیسات بزرگ در این مورد جلب میکنیم، زیرا با در نظر گرفتن اوضاع جهان، ضرورت هرگونه آمادگی ملی با استفاده از امکانات همه جانبه در برابر هرگونه تهدید روانی، اقتصادی، سیاسی و بالاخره نظامی از هر وقت دیگر بیشتر احساس میشود.
میدانیم که با پیشرفت روزافزون تکنولوژی، به همان اندازه که رفاه و آسایش بشر بیشتر شده، بر مخاطراتی که متوجه هر اجتماعی است نیز افزوده شدهاست و با توجه به آنکه ایمنی، یکی از عوامل اساسی مبانی قدرت و توانایی ملی است، حقاً بایستی به نسبت حساسیت در برابر مخاطرات، سهمی از سرمایهگذاریهای برنامه اجرایی به امر تأمین حفاظت و ایمنی و بسیج و آمادگی تخصیص یابد.
توسعه و گسترش اصل ایمنی و حفاظت فیزیکی، از سطح اجتماع تا سطح خانواده، یک مسئله ملی است و تا زمانی که اصل پیشبینی و پیشگیری جزء وظایف ذاتی خانوادهها و سازمانها و مدیران تأسیسات اماکن عمومی تلقی نگردد، تلاشهایی که در این مورد انجام میگیرد اثر کافی نخواهدداشت. جنبههای دفاع غیرنظامی در کلیه فعالیتها باید به عنوان یک اصل ضروری تلقی گردد و تشکیل مدیریت و سرپرستی دفاع غیرنظامی به منظور حفظ نیروی انسانی و ادامه نظام اداری و تولیدی در زمان اضطرار و بحران در کلیه سازمانهای دولتی و وابسته به دولت و بخش خصوصی امری ضروری است تا با پیشبینیهای لازم از هر گونه غافلگیری جلوگیری به عمل آید و پایههای سازمانی و اجتماعی امروز و فردای کشور بر اساس ایمنی، قدرت و توانایی لازم و خللناپذیر داشتهباشد.